ادرست‌ ـ در ميان‌ خود متفرق‌ شوند «و اگر حكم‌ پيشين‌ پروردگارت‌» درمورد مهلت ‌دادن‌ و به ‌تأخير انداختن‌ عذاب‌ از آنان‌ «تا زماني‌ معين‌» يعني: تا روز قيامت‌ «نبود، قطعا ميانشان‌ فيصله‌ شده‌ بود» يعني: قطعا قضا و فيصله‌ الهي‌ در ميانشان‌ ـ با فرود آوردن‌ عذاب‌ عاجل‌ بركافران‌ و نجات ‌دادن‌ مؤمنان‌ ـ در همين ‌دنيا تحقق‌ مي‌يافت‌ «و كساني‌ كه‌ بعد از آنان‌» يعني: بعد از انبياي‌ الهي‌ و بعد از آن ‌نسل‌هاي‌ اختلاف‌ پيشه‌ «كتاب‌ را ميراث‌ داده‌ شدند» كه‌ مراد اهل‌ كتاب‌ ـ از يهود ونصاري‌ ـ اند كه‌ در عهد رسول‌ خدا ص به‌سر مي‌بردند «همانا درباره‌ او در شك‌ هستند» يعني: آنها در كار دين‌ و كتاب‌ خويش‌ در حيرت‌ و سردرگمي‌ و در «شكي‌ بسيار قوي‌» و سخت‌ قرار داشته‌ و به‌ حقيقت‌ آن‌ ايمان‌ و يقين‌ راسخ‌ ندارند پس‌ بي‌هيچ‌ دليل‌ و برهاني‌ به‌ طور كوركورانه‌ از پدران‌ و پيشينيانشان‌ تقليد مي‌كنند. به‌قولي: مراد از آنان: كفار مشرك‌ عرب‌ اند كه‌ بعد از اهل‌ كتاب‌، به‌ آنان نيز قرآن‌ داده‌ شد اما آنان‌ درباره‌ قرآن‌ سخت‌ در شك‌ قرار دارند.
 
	آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اين‌ آيه‌ كريمه‌، دربرگيرنده‌ ده‌ امر و نهي‌ است‌ كه‌ هريك‌ از آنها به‌ ذات‌ خود مستقل‌ مي‌باشند پس‌ از اين‌ حيث‌، براي‌ اين‌ آيه‌كريمه‌ نمونه‌ ديگري‌ ـ جز آيه‌الكرسي‌ ـ وجود ندارد زيرا آيه‌الكرسي‌ نيز مشتمل‌ بر ده‌ موضوع‌ است‌. گفتني ‌است‌ كه‌ هرچند اين‌ اوامر و نواهي‌ خطاب‌ به‌ رسول‌اكرم‌ ص صادر شده‌ است‌ اما عام‌ است‌ و خود ايشان‌ و امتشان‌ همه‌ را در بر مي‌گيرد.
«پس‌ براي‌ اين‌» يعني: به‌خاطر آنچه‌ كه‌ ذكر شد از شك‌ و تفرقه‌، يا به‌خاطر اين‌كه‌ اصول‌ دين‌ براي‌ همه‌ امتها به‌ طور يكسان‌ مشروع‌ گردانيده ‌شد «دعوت‌ كن‌ و چنان‌كه‌ دستور يافته‌اي‌» از جانب‌ خداي‌ خويش‌ «پايداري‌ كن‌» در اين‌ دعوت‌ و بر تبليغ‌ رسالت‌ استمرار بورز «و هوي‌ و هوسهاي‌» باطل‌ و تعصبات‌ كور و ناروا و كج‌انديشانه‌ «آنان‌ را پيروي‌ نكن‌» و به‌ مخالفت‌ كساني‌ كه‌ با تو در ذكر خداوند(ج) و برپاداشت‌ اوامر وي‌ مي‌ستيزند، اهميت‌ نده‌ «و بگو: به‌ هر كتابي‌ كه‌ خدا نازل ‌كرده‌» بر پيامبران‌ خويش(ع) «ايمان‌ آوردم‌» و من‌ مانند كساني‌ نيستم‌ كه‌ به‌ برخي‌ از اين‌ كتابها ايمان‌ آورده‌ و به‌ برخي‌ ديگر كافر شدند «و دستور يافته‌ام‌ كه‌ ميان‌ شما عدالت‌ كنم‌» در احكام‌ خداوند أ، هنگامي‌ كه‌ در دعاوي‌ و خصومت‌هاي‌ خويش‌ نزد من‌ مرافعه‌ و دادخواهي‌ مي‌كنيد و دستور يافته‌ام‌ كه‌ بر شما جفا و ستم ‌نكرده‌ و فقط حق‌ را برپا دارم‌.
«الله پروردگار ما و پروردگار شماست‌» و آفريننده‌ ما و آفريننده‌ شما «اعمال‌ ما از آن‌ ما و اعمال‌ شما از آن‌ شماست‌» يعني: ثواب‌ و عقاب‌ اعمال‌ ما مخصوص‌ به‌ خود ما و ثواب‌ و عقاب‌ اعمال‌ شما مخصوص‌ به‌ خود شماست‌ و ما از شما و كار و كردار شما بيزاريم‌ «ميان‌ ما و شما گفت‌وگويي‌ نيست‌» يعني: ميان‌ ما و شما دعوا و جنجالي‌ نيست‌ زيرا حقيقت‌ روشن‌ و آشكار است‌. سدي‌ مي‌گويد: «اين‌ حكم‌ مربوط به‌ دوره‌ مكي‌ بود كه‌ «آيه‌ سيف‌» نازل‌ نشده‌ بود زيرا اين‌ آيه‌ كريمه‌ مكي‌ است‌ و آيه‌ سيف‌ (كه‌ مشروعيت‌ جهاد مسلحانه‌ را اعلام‌ كرد) بعد از هجرت‌ نازل‌شد». «خدا ما و شما را گرد مي‌آورد» در محشر «و بازگشت‌ به‌سوي‌ اوست‌» در روز قيامت‌ پس‌ او هر كس‌ را در برابر عملش‌ جزا مي‌دهد.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است: اين‌ آيه‌كريمه‌ درباره‌ وليدبن‌مغيره‌ و شيبه‌بن‌ ربيعه ‌نازل‌ شد زيرا آنها از رسول‌ خدا ص خواستند تا از دين‌ و دعوت‌ خويش‌ به‌سوي ‌كيش‌ قريش‌ برگردد؛ بر اين‌ شرط كه‌ وليد نصف‌ مال‌ خود را به‌ ايشان‌ بدهد و شيبه ‌دخترش‌ را به‌ ازدواج‌ ايشان‌ درآورد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2199.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:2200.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:2201.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:2202.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:2203.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:2204.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:2205.txt">آيه  22</a></body></html>آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ يُحَاجُّونَ فِي اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا اسْتُجِيبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كساني‌ كه‌ درباره‌ خدا» يعني: در دين‌ وي‌ «پس‌ از پذيرفته‌ شدن‌ دعوت‌ وي‌» يعني: بعد از آن‌كه‌ مردم‌ آن‌ را قبول‌ كرده‌ و به‌ آن‌ درآمده‌اند «محاجه‌ مي‌كنند» و در آن‌ مقابله‌ و چون ‌و چرا مي‌نمايند؛ «احتجاجشان‌ نزد پروردگارشان‌ باطل‌ است‌»يعني: اين‌ احتجاجشان‌ پايه‌ و مايه‌اي‌ نداشته‌ و كاملا بي‌اساس‌ و واهي‌ است‌ و همانند چيزي‌ است‌ كه‌ از جاي‌ خويش‌ به‌ سراشيب‌ زوال‌ مي‌لغزد و نابود مي‌شود «و خشمي‌ بزرگ‌ بر آنان‌ است‌» از سوي‌ خداوند(ج) به‌سبب‌ مجادله‌ ناروايشان‌ «و بر آنان‌ عذابي‌ سخت‌» و سهمگين‌ «خواهد بود» در آخرت‌؛ در برابر كفرشان‌. مجاهد مي‌گويد: «اين‌ گروه‌ مردمي‌ بودند كه‌ گمان‌ مي‌كردند جاهليت‌ برگشتني‌ است‌ لذا با كساني‌ كه‌ اسلام‌ را پذيرفته‌ و دعوت‌ حق‌ را اجابت‌ گفته ‌بودند، مجادله‌ و بگومگو مي‌كردند تا شايد مجددا آنها را به‌ جاهليت‌ برگردانند». قتاده‌ مي‌گويد: «مراد از آنان‌ يهود و نصارايند و محاجه‌ آنان‌ عبارت‌ بود از اين‌ سخنشان‌ كه: پيامبر ما قبل ‌از پيامبر شما و كتاب‌ ما قبل‌ از كتاب‌ شما بوده‌ است‌ پس‌ ما از شما برتريم‌!».
ابن‌منذر از عكرمه‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه ‌كريمه‌ روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ گفت: چون‌ سوره‌ ( إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ‏) نازل‌ شد، مشركان‌ مكه‌ به‌ مؤمناني‌ كه‌ در ميانشان‌ بودند، گفتند: اينك‌ كه‌ مردم‌ گروه‌گروه‌ به‌ دين‌ خدا(ج) درآمده‌اند، شما از ميان‌ ما بيرون‌ رويد، آخر تا كي‌ و براي‌ چه‌ در ميان‌ ما اقامت‌ مي‌گزينيد؟ پس ‌اين‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد. اما عبدالرزاق‌ از قتاده‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه ‌روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ گفت: مراد از آنان‌ يهود و نصاري‌ بودند كه‌ به‌ مؤمنان ‌گفتند: كتاب‌ ما قبل‌ از كتاب‌ شما و پيامبر 