َذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيّاً لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بدين‌گونه‌» يعني: چنان‌كه‌ به‌سوي‌ پيامبران‌ قبل‌ از تو وحي‌ فرستاديم‌ «به‌سوي‌ تو نيز قرآني‌ عربي‌ را» به‌ زبان‌ قومت‌ «فرستاديم‌» چنان‌كه‌ بر هر پيامبري ‌به‌ زبان‌ قومش‌ وحي‌ فرستاده‌ايم‌ «تا ام‌القري‌ را بيم‌ دهي‌» ام‌القري: مكه‌ مكرمه‌ است‌ و مراد اهالي‌ آنند. يعني: تا اهالي‌ مكه‌ را هشدار دهي‌. مكه‌ ام‌القري‌ ناميده شد زيرا آن‌ سرزمين‌، نسبت‌ به‌ ساير سرزمينها از شرف‌ بيشتري‌ برخوردار است‌، به‌دلايل‌ بسياري‌ كه‌ از آن‌ جمله‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ رسول‌ خدا ص خطاب‌ به‌ مكه‌است: «والله‌ إنك‌ لخير أرض‌ الله‌ و أحب‌ أرض‌ الله‌ إلي‌ الله‌ ولولا أني‌ أخرجت‌ منك‌ ماخرجت: به‌ خدا سوگند كه‌ قطعا تو بهترين‌ و دوست‌داشته‌ترين‌ سرزمينهاي‌ خداوند در نزد وي‌ هستي‌ و اگر نبود كه‌ من‌ از تو اخراج‌ شدم‌، هرگز از تو بيرون نمي‌آمدم‌». و چنان‌كه‌ علماي‌ عصر جديد اثبات‌ كرده‌اند، مكه‌ مكرمه‌ در مركز قطب‌ دايره‌ كره‌ زمين‌ قرار دارد. «و» نيز قرآن‌ را به‌ سوي‌ تو فرستاديم‌ تا بيم ‌دهي ‌از عذاب‌ «كساني‌ را كه‌ پيرامون‌ آن‌ هستند» از مردم‌ در ساير بلاد «و بيم‌ دهي‌ از روز جمع‌» يعني: از روز قيامت‌ زيرا آن‌ روز، مجمع‌ خلايق‌ است‌ و خداي‌ عزوجل ‌اولين‌ و آخرين‌ را ـ همه‌ ـ در عرصه‌ فراخ‌ آن‌ گرد مي‌آورد همچنين‌ در آن‌ روز، حق‌ تعالي‌ ارواح‌ را با اجساد جمع‌ مي‌كند «كه‌ ترديدي‌ در آن‌ نيست‌» و وقوع‌ آن ‌حتمي‌ و غيرقابل ‌برگشت‌ است‌ «گروهي‌ در بهشتند و گروهي‌ در دوزخ‌» يعني: همه ‌خلايق‌ در محشر گرد مي‌آيند آن‌گاه‌ هر گروهي‌ به‌سوي‌ سرنوشت‌ و جايگاه ‌خويش‌ رهسپار ساخته‌ مي‌شوند.
	آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن يُدْخِلُ مَن يَشَاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمُونَ مَا لَهُم مِّن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر خدا مي‌خواست‌، قطعا آنان‌ را» يعني: بشر را «امتي‌ يگانه‌» يعني: اهل‌ دين‌ واحدي‌ «مي‌گردانيد» يا بر هدايت‌ و يا بر گمراهي‌ ولي‌ آنان‌ به‌ مشيت‌ ازلي‌ و بر طبق‌ حكمت‌ بالغه‌ حق‌ تعالي‌، به‌ اديان‌ مختلفي‌ متفرق‌ شدند «ليكن‌ هركه‌ را كه ‌بخواهد، به‌ رحمت‌ خويش‌ درمي‌آورد» با وارد نمودنش‌ در دين‌ حق‌ كه‌ اسلام‌ است ‌«و ستمگران‌» يعني: مشركان‌ «هيچ‌ يار و ياوري‌ ندارند» كه‌ عذاب‌ را از آنان‌ دفع‌كند و آنها را در اين‌ موقف‌ دشوار، ياري‌ دهد.
 
	آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَهُوَ يُحْيِي المَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا به‌جاي‌ او سروراني‌ براي‌ خود گرفته‌اند؟» يعني: آيا كافران‌ به‌جاي‌ خداي ‌سبحان‌ دوستان‌ و سروراني‌ از بتان‌ براي‌ خود گرفته‌اند كه‌ آنها را به‌ اين‌ خاطر كه‌ ياريشان‌ دهند، پرستش‌ مي‌كنند؟ استفهام‌ انكاري‌ است‌ «خداست‌ كه‌ سرور راستين ‌است‌» يعني: حال‌ آن‌كه‌ فقط حق‌ تعالي‌ سزاوار آن‌ است‌ كه‌ وي‌ را به‌سروري ‌گيرند زيرا آفريننده‌ روزي‌دهنده‌ زيان‌رسان‌ نفع‌رسان‌ ياري‌دهنده‌ براي‌ هر كس‌ كه‌ بخواهد، فقط اوست‌ «و اوست‌» يعني: فقط از شأن‌ و قدرت‌ اوست: «كه‌ مردگان‌ را زنده‌ مي‌كند و همو است‌ كه‌ بر هر چيزي‌ تواناست‌» يعني: او بر هر امري‌ كه‌ مقوله‌ قدرت‌ و توانايي‌ بر آن‌ اطلاق‌ شود، تواناست‌ لذا فقط او سزاوار و شايسته‌ آن ‌است‌ كه‌ به‌ الوهيت‌ مخصوص‌ ساخته‌ شده‌ و در پرستش‌ يگانه‌ و يكتا قرار داده‌ شود و به‌ يگانگي‌ به‌ سروري‌ و دوستي‌ گرفته شود.	سوره طه آيه  65
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا يَا مُوسَى إِمَّا أَن تُلْقِيَ وَإِمَّا أَن نَّكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ «گفتند» ساحران‌ «اي‌ موسي‌! يا تو مي‌افگني‌» اولا عصاي‌ خود را قبل‌ از ما «و يا ما نخستين‌ كساني‌ باشيم‌ كه‌ مي‌افگنند» آنچه‌ را بايد از سحر بيفگنند.
 
	آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در باره‌ هر چيزي‌ اختلاف‌ پيدا كرديد، داوريش‌ به‌سوي‌ خداوند است‌» يعني: بندگان‌ در هر چيزي‌ ـ از كار دين‌ ـ كه‌ اختلاف‌ پيدا مي‌كنند، تنها مرجع‌ فيصله‌ دادن‌ و داوري‌ در مورد آن‌، خداوند(ج)  است‌ و او به‌زودي‌ روز قيامت‌ در آن‌ داوري‌ مي‌كند، در آن‌ روز است‌ كه‌ دعواها و جنجالهاي‌ طرفهاي‌ اختلاف‌كننده‌ را فيصله‌ مي‌دهد و در آن‌ هنگام‌ است‌ كه‌ محق‌ از مبطل‌ بازشناخته‌ شده‌ و دو گروه‌ بهشتي‌ و دوزخي‌ از يك‌ديگر متمايز مي‌گردند «اين‌» حكم‌كننده‌ در مورد هرچيز «الله پروردگار من‌ است‌، بر او توكل‌ كردم‌» يعني: اي‌ محمد ص! اين‌ حقيقت‌ را به‌ آنان‌ ابلاغ‌ كن‌ و بگو: من‌ در تمام‌ امور خويش‌ بر الله (ج) پروردگار خود توكل ‌كردم‌ نه‌ بر غير وي‌ و كار خويش‌ را در تمام‌ شؤون‌ خود فقط به‌ او سپردم‌ «و به‌سوي‌ او باز مي‌گردم‌» نه‌ به‌سوي‌ غير وي‌.
 
﴿ سوره‌ شوری ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (53) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ به‌سبب‌ توصيف‌ مؤمنان‌ به‌ اين‌ وصف‌ كه‌ ايشان‌ در امور خود باهم‌ مشورت‌ مي‌كنند[1] و از آن‌ روي‌ كه‌ شوري‌ در اسلام‌ قاعده‌ و زيربناي‌ نظام‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ زندگي‌ مسلمانان‌ و تحقق‌بخش‌ مصالح‌ علياي ‌امت‌ اسلامي‌ است‌، «شوري‌» ناميده‌ شد.
محور اساسي‌ اين‌ سوره‌، بيان‌ حقيقت‌ وحي‌ و رسالت‌ است‌.
 
[1] اين‌ توصيف‌ در «آيه‌»28: (وامرهم‌ شوري‌ بينهم‌) آمده‌ است‌.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2193.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:2194.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:2195.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:2196.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:2197.txt">آيه  15</a></body></html>آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجاً يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«فاطر آسمانها و زمين‌ است‌» يعني: خداوند(ج)  آفريننده‌ و ابداع‌كننده‌ آنها از عدم‌ است‌ «از جنس‌ خودتان‌ براي‌ شما جفتهايي‌» يعني: مردان‌ و زناني‌ را؛ نسلي ‌پس‌ از نسل‌ ديگر «آفريد و از چهارپايان‌ نيز جفتهايي‌ آفريد» يعني: ب