امر، نشانه‌ نشاط و چابكي‌ آن‌ مي‌باشد. جياد: جمع ‌جواد، به‌ اسبي‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ بسيار دونده‌ و تيزرو باشد. بدين‌سان‌، اسبهاي‌ سليمان‌(ع) دو صفت‌ بسيار قابل‌ ستايش‌ داشتند: در هنگام‌ ايستادن‌ آرام‌ و مطمئن‌ و در هنگام‌ راه‌ پيمودن‌، تيزتك‌ و چابك‌ بودند.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:190.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:191.txt"> آيه  39</a><a class="text" href="w:text:192.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:193.txt"> آيه  41</a><a class="text" href="w:text:194.txt"> آيه  42</a><a class="text" href="w:text:195.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:196.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:197.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:198.txt"> آيه  46</a><a class="text" href="w:text:199.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:200.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:201.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:202.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:203.txt">آيه  51</a></body></html>سوره ص آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ فَقَالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت» سليمان‌ (ع) «من‌ چنان‌ شيفته‌ مهر اسبان‌ شدم‌ كه‌ از ذكر پروردگارم‌ غافل‌ گشتم‌ تا آن‌كه‌ خورشيد در حجاب‌ پنهان‌ شد» يعني‌: تا آن‌كه‌ خورشيد غروب‌ كرد. به‌قولي‌ مراد اين‌ است‌: تا آن‌كه‌ اسب‌ها در مسابقه‌ از چشمها پنهان‌ شدند. آري‌! سليمان‌(ع) به‌ تماشاي‌ اسب‌ها سرگرم‌ گشت‌ و چنان‌ غرق‌ اين‌ تماشا گرديد كه‌ نماز عصر وي‌ فوت‌ شد، بناگاه‌ به‌ خود آمد و گفت‌: من‌ دوستي‌ و محبت‌ اسبان‌ را بر ذكر پروردگارم‌ ـ يعني‌ بر نماز عصر ـ ترجيح‌ دادم‌! لذا دست‌ به‌ اقدامي‌ زد كه‌ در آيه‌ بعد بيان‌ مي‌شود. حب‌الخير: اصل‌ خير به‌ معني‌ مال‌ بسيار است‌.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عائشه‌ رضي‌الله‌عنها آمده‌ است‌: «سليمان‌(ع) داراي‌ اسب‌هاي‌ بالداري‌ بود». ابن‌كثير نقل‌ مي‌كند: «اسب‌هايي‌ كه‌ سليمان‌(ع) را از نماز عصر بازداشتند، بيست‌هزار رأس‌ بودند. او مي‌افزايد: ولي‌ قطعا مسلم‌ است‌كه‌ سليمان‌(ع) نماز عصر را به‌ قصد ترك‌ نكرد بلكه‌ آن‌ را به ‌فراموشي‌ ترك‌ كرد چنان‌كه‌ در غزوه‌ خندق‌ رسول‌‌خدا‌ص چنان‌ گرفتار مبارزه‌ با دشمن‌ بودند كه‌ نماز عصر ايشان‌ فوت‌ شد و آن‌ را بعد از غروب‌ قضا آوردند».
 
سوره ص آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ رُدُّوهَا عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَالْأَعْنَاقِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ سليمان‌(ع) به‌ كسان‌ خويش‌ دستور داد كه‌: «اسبها را بر من‌ بازگردانيد» زيرا او از فوت ‌شدن‌ نماز عصر خويش‌ سخت‌ برآشفته‌ شده‌ بود «پس‌ شروع‌ به‌دست‌ كشيدن‌ بر ساقها و گردنهاي‌ آنها كرد» يعني‌: سليمان‌(ع) از روي‌ خشم‌ براي ‌خدا(ج) و از تأسف‌ بر فوت‌ نماز عصر، شروع‌ به‌ پي‌ كردن‌ اسب‌ها با شمشير و زدن ‌بر ساق‌ پاها و گردنهاي‌ آنها كرد زيرا آن‌ اسب‌ها سبب‌ فوت‌ نماز وي‌ شده‌ بودند. به‌قولي‌ مراد اين‌ است‌: سليمان‌(ع) براي‌ نوازش‌ و ارجگذاري‌ به‌ اسب‌ها و اطمينان‌يافتن‌ از احوال‌ آنها بر ساق‌ و پيشاني‌ آنها دست‌ مي‌كشيد؛ زيرا آن‌ اسب‌ها وسيله‌ جهاد در راه‌ خداأ بودند.
صاحب‌ تفسير «المنير» مي‌گويد: «معني‌ اين‌ نيست‌ كه‌ سليمان‌(ع) اسب‌ها را به‌ قصد قربت‌ نزد اللهأ، پي‌ كرده‌ و سربريده‌ باشد زيرا اين‌ امر كه‌ اسب‌هاي‌ بي‌گناه‌ مورد مجازات‌ قرار گيرند، لايق‌ مقام‌ نبوت‌ نيست‌». اين‌ قول‌ از ابن‌عباس‌ك نيز نقل‌ شده‌ است‌. ولي‌ ابن‌كثير قول‌ به‌ ذبح‌ اسب‌ها را ترجيح‌ مي‌دهد و اين‌ نظر بيشتر مفسران‌ است‌. بعضي‌ از قائلان‌ به‌ ذبح‌ مي‌گويند: ذبح‌ آن‌ اسب‌ها اشكال‌ شرعي‌اي‌ به‌همراه‌ نداشت‌ زيرا ـ چنان‌كه‌ روايت‌ شده‌ ـ در شريعت‌ سليمان‌(ع) ذبح‌ آنها به‌قصد قربت‌ مباح‌ بود و او گوشت‌ آن‌ اسب‌ها را نيز صدقه‌ كرد، كه ‌خداي‌ عزوجل‌ در عوض‌، باد را به‌ تسخير وي‌ درآورد.
 
	سوره ص آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَانَ وَأَلْقَيْنَا عَلَى كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنَابَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و قطعا سليمان‌ را آزموديم» در حديث‌ شريف‌ راجع‌ به‌ اين‌ آزمايش‌ از سليمان‌(ع) آمده‌ است‌: «سليمان‌(ع) گفت‌: قطعا امشب‌ با نود زن‌ خويش‌ همبستر مي‌شوم ‌پس‌ هر يك‌ از آنها فرزندي‌ شهسوار به‌ دنيا مي‌آورد كه‌ در راه‌ خداأ جهاد كند. ولي‌ او ان‌شاءالله نگفت‌ پس‌، از آن‌ نود زن‌ هيچ‌ يك‌ فرزندي‌ نزاد، جز يكي‌ از آنها كه‌ نيم‌ انساني‌ را به‌دنيا آورد». «و بر تخت‌ او جسدي‌ بيفگنديم» آن‌ جسد، همان‌ انسان‌ ناقص‌الخلقه‌اي‌ بود كه‌ يكي‌ از همسرانش‌ به‌دنيا آورده‌ بود. اما ابن‌عباس‌، قتاده‌ و حسن‌ در معني‌ آن‌ گفته‌اند: «يعني‌ بر تخت‌ پادشاهي‌ او شيطاني‌ را افگنديم‌». ابن‌ جرير مي‌گويد: «اسم‌ آن‌ شيطان‌، صخر بود و او خود را به‌صورت‌ سليمان‌(ع) درآورده‌ و انگشتر وي‌ را از زنش‌ گرفت‌ و بر تخت‌ وي ‌نشست‌. از آن‌ سوي‌ ديگر، سليمان‌(ع) به‌ مردم‌ گفت‌: سليمان‌ منم‌ نه اين‌! ولي ‌مردم‌ او را نشناخته‌ و سخنش‌ را رد كردند». اما ابن‌كثير مي‌گويد: «داستان‌ اين ‌شيطان‌ از داستانهاي‌ اسرائيلي‌ است‌ و پايه‌ و اساسي‌ ندارد».
«پس‌ به‌ خدا رجوع‌ كرد» با توبه‌ از اين‌ لغزش‌ خويش‌. لغزش‌ وي‌ ترك‌ افضل‌، يعني‌ نگفتن‌ «ان‌شاءالله» و معلق‌ نكردن‌ كار به‌ مشيت‌ الهي‌ بود. البته‌ اين‌ لغزش‌ از انبيا‡ بزرگ‌ است‌ زيرا «حسنات‌ نيكان‌، گناهان‌ مقربان‌ مي‌باشد».
 
	سوره ص آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكاً لَّا يَنبَغِي لِأَحَدٍ مِّنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سليمان‌(ع) «گفت‌: پروردگارا! مرا بيامرز» در لغزشي‌ كه‌ از من‌ روي‌ داده‌ و مرا به‌خاطر آن‌ مورد ابتلا و آزمايش‌ قراردادي‌ «و به‌ من‌ فرمانروايي‌اي‌ ببخش‌ كه‌ هيچ‌كس‌ را پس‌ از من‌ سزاوار نباشد» يعني‌: براي‌ احدي‌ بعد از من‌ اين‌ امكان‌ وجود نداشته‌ باشد كه‌ همانند آن‌ را دارا گردد تا به‌ سبب‌ اين‌ فرمانروايي‌ خارق‌العاده‌، داراي‌ معجزه‌اي‌ بزرگ‌ شوم‌ «بي‌گمان‌ تو وهاب‌ هستي» و بخشش‌هايت‌ بسيار بزرگ‌ است‌. وهاب‌: بسيار بخشاينده‌ است‌.
 
سوره ص آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاء حَيْثُ أَصَابَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ باد را براي‌ او مسخر گردانيديم» يعني‌: باد را رام‌ و منقاد فرمان‌ او گردانيديم‌ «كه‌ به‌ فرمان‌ او نرم‌ روان‌ مي‌شد» يعني‌: آن‌ باد، چنان‌ بادي‌ نرم‌ و ملايم ‌بود كه‌ نه‌ اشيا را به‌ جنبش‌ و تكان‌ وا مي‌داشت‌ و نه‌ توفاني‌ مي‌شد بلكه‌ در عين ‌نيروي‌ بزرگ‌ وزش‌ و سرعت‌ حركت‌ خود، نرم‌ و ملايم‌ و راحت‌بخش‌ ب