 براي‌ خداوند(ج) در برابر صفات‌ و افعال‌ زيباي‌ وي‌ و تفسير آن‌ در سوره‌ فاتحه‌ گذشت‌.
«و در آخرت‌ نيز ستايش‌ از آن‌ اوست» يعني‌: از آن‌ اوست‌ ستايش‌ و سپاس‌ و ثنا از سوي‌ بندگانش‌ در سراي‌ آخرت‌؛ آن‌گاه‌ كه‌ به‌ بهشت‌ درآيند چنان‌كه‌ خداوند(ج) در حكايت‌ از سخن‌ آنان‌ در بهشت‌ مي‌فرمايد:  (وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ): (و گفتند: همه‌ ستايشها از آن‌ خداوندي‌ است‌ كه‌ وعده‌ خويش‌ به‌ ما را راست‌ گردانيد) «الزمر/74». پس‌ ستوده‌ مطلق‌ در آخرت‌ نيز اوست‌ چنان‌كه‌ ستوده‌ مطلق‌ در دنيا نيز همو مي‌باشد و مالك‌ آخرت‌ اوست‌ چنان‌كه‌ مالك‌ دنيا نيز اوست‌ «و اوست‌ حكيم» كه‌ به‌ حكمت‌ و استواري‌، كار هر دو سرا را سامان‌ بخشيده‌ است‌ «آگاه» است‌ به‌ كار آفرينش‌ خويش‌ در هر دو سراي‌ دنيا و آخرت‌.
 
سوره سبأ آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ الرَّحِيمُ الْغَفُورُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنچه‌ در زمين‌ فرو مي‌رود مي‌داند» از آب‌، يا گنجها، يا اجسام‌ مردگان‌، يا دفينه‌هاي‌ ديگر «و مي‌داند آنچه‌ از آن‌ بر مي‌آيد» از كشت‌ها و سبزي‌ها، جانداران‌، فلزات‌، آب‌ چشمه‌ها و غيره‌ «و مي‌داند آنچه‌ از آسمان‌ فرود مي‌آيد» از فرشتگان‌ و كتابها به‌سوي‌ پيامبرانش‌ و نيز از باران‌ و برف‌ و تگرگ‌ و صاعقه‌ و بركت‌هاي‌ وي ‌«و مي‌داند آنچه‌ در آسمان‌ بالا مي‌رود» از فرشتگان‌، اعمال‌ بندگان‌، بخارها، دودها، پرندگان‌ و وسايل‌ نقليه‌ هوايي‌ و فضايي‌[1] «و اوست‌ مهربان» به‌ بندگانش‌؛ با فرود آوردن‌ آنچه‌ كه‌ بدان‌ نياز دارند «آمرزنده» است‌ گناهانشان‌ را.
شهيد سيد قطب‌: در تفسير «في‌ظلال‌القرآن‌» مي‌گويد: «با تلاوت‌ اين‌ آيه‌، انسان‌ خود را با كلماتي‌ اندك‌، در برابر صفحه‌ عريض‌ و پهناوري‌ از حقيقت‌ مي‌بيند، بناگاه‌ خود را در برابر انبوه‌ بزرگ‌ اشياء، حركات‌، احجام‌، اشكال ‌تابلوها، معاني‌، تصاوير و حالت‌هاي‌ شگفت‌ آسا و تكان‌ دهنده‌اي‌ مي‌يابد كه ‌هرگز تصور و خيال‌ انسان‌ در برابر آنها تاب‌ ايستادگي‌ ندارد. اگر تمام‌ اهل‌ زمين ‌زندگي‌ خويش‌ را تماما وقف‌ اين‌ كنند تا آنچه‌ را كه‌ فقط اين‌ آيه‌ كريمه‌ در اين ‌كلمات‌ اندك‌ به‌ آن‌ اشاره‌ مي‌كند، بر شمارند، يقينا از شمارش‌ و كاوش‌ در آنها درمي‌مانند! آري‌! چه‌ بسيار چيزهاي‌ بي‌شماري‌ هستند كه‌ در يك‌ لحظه‌ واحد در زمين‌ فرو مي‌روند؟ چه‌ بسيار چيزهايي‌ كه‌ از آن‌ بيرون‌ مي‌آيند؟ چه‌ بسيار چيزهايي‌ كه‌ در همين‌ يك‌ لحظه‌ از آسمان‌ فرود مي‌آيند؟ و چه‌ چيزهاي‌ بسياري‌ كه‌ در آن‌ بالا مي‌روند.
چه‌ كسي‌ مي‌تواند تصور كند كه‌ در يك‌ لحظه‌ چه‌ بسيار كرمها و حشرات‌، خزنده‌ها و جانوراني‌ در بسيط زمين‌ به‌ درون‌ آن‌ فرو مي‌روند؟ چه‌ بسيار قطرات ‌آب‌، ذرات‌ گاز و شعاع‌هاي‌ برقي‌ در اين‌ يك‌ لحظه‌، در بستر آن‌ فرو مي‌روند وناپديد مي‌شوند... و چشمان‌ بلاكيف‌ خداي‌ سبحان‌ كه‌ هرگز نمي‌خوابد مراقب ‌آنهاست‌؟
همين‌ طور آيا مي‌توان‌ برشمرد كه‌ در همين‌ يك‌ لحظه‌ چه‌ چيزهايي‌ به‌ آسمان ‌بالا مي‌روند؟ مگر علم‌ بشر و نظام‌ شمارش‌ و آمار آن‌ ـ هرچند هم‌ پيشرفت‌ كند و هرچند كه‌ عمري‌ طولاني‌ را در امر شمارش‌ سپري‌ كنند ـ براي‌ شمارش‌ آنچه‌ كه ‌فقط در همين‌ يك‌ لحظه‌ اتفاق‌ مي‌افتد، كفايت‌ مي‌كند؟ هرگز! درحالي‌كه‌ علم ‌فراگير الهي‌، به‌ همه‌ اينها در هر مكان‌ و زماني‌ احاطه‌ دارد. پس‌ فقط همين‌ يك ‌آيه‌ براي‌ اثبات‌ اين‌ حقيقت‌ كه‌ قرآن‌ سخن‌ بشر نيست‌، كافي‌ مي‌باشد».
 
[1] مترجم‌ در سال‌ 1365 هـ . ش‌ با دو تن‌ از مجاهدان‌ عرب‌ كه‌ قصد عزيمت‌ به‌ غرب‌ افغانستان‌ را داشتند، از مبدأ كراچي‌ پاكستان‌ به ‌مقصد تهران‌ سوار هواپيما شديم‌. در اين‌ حال‌ از يكي‌ از آن‌ دو برادر كه‌ در كنارم‌ نشسته‌ بود، قرآن‌ جيبي‌ وي‌ را گرفتم‌ و همين‌ كه‌ آن‌ را باز كردم‌، اين‌ آيه‌ كريمه‌ در جلوي‌ ديدگان‌ من ‌آمد و اعجاز قرآن‌ كريم‌ سخت‌ مرا تحت‌ تأثير خويش‌ آورد، بي‌درنگ‌ اين‌ آيه‌ را به‌ برادران‌ همراهم‌ نشان ‌دادم‌، آنها هم‌ مبهوت‌ شدند و بي‌اختيار گفتند: (سبحان‌الله!).سوره كهف آيه  76
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ إِن سَأَلْتُكَ عَن شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّي عُذْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» موسي‌(ع)  «اگر بعد از اين‌ از تو چيزي‌ پرسيدم‌، ديگر با من‌ همراهي ‌نكن‌» يعني‌: در آن‌ صورت‌، از رفاقت‌ و همراهي‌ با من‌ صرف‌ نظر كن‌ «همانا از جانب‌ من‌ به‌ حد عذر رسيدي‌» يعني‌: اگر ديگربار اين‌ كار را كردم‌، تو ديگر در قبال ‌من‌ معذوري‌ و مي‌تواني‌ تركم‌ كني‌ زيرا اگر باز هم‌ از تو سؤالي‌ بكنم‌، اين‌ سومين ‌بار خواهد بود كه‌ با امر تو مخالفت‌ كرده‌ام‌. البته‌ اين‌ سخن‌، سخن‌ شخص‌ نادمي ‌است‌ كه‌ از عملكرد گذشته‌ خويش‌ پشيمان‌ است‌.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:151.txt"> آيه  96</a><a class="text" href="w:text:152.txt"> آيه  97</a><a class="text" href="w:text:153.txt">آيه  98</a><a class="text" href="w:text:154.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:155.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:156.txt"> آيه  3</a><a class="text" href="w:text:157.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:158.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:159.txt"> آيه  6</a><a class="text" href="w:text:160.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:161.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:162.txt"> آيه  9</a><a class="text" href="w:text:163.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:164.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:165.txt">﴿ سوره‌ طه ﴾</a></body></html>سوره سبأ آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَأْتِينَا السَّاعَةُ قُلْ بَلَى وَرَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ عَالِمِ الْغَيْبِ لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِن ذَلِكَ وَلَا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كافران‌ گفتند: قيامت‌ براي‌ ما فرانمي‌رسد» اين‌ سخن‌ را از روي‌ انكار وجود قيامت‌، يا انكار اخباري‌ كه‌ از جانب‌ پروردگارشان‌ بر زبان‌ پيامبرانش‌ به‌ آنان‌ مي‌آيد و از سر انكار كتابهاي‌ الهي‌ و حجتها و برهانهاي‌ روشني‌ كه‌ بر اثبات‌ قيامت ‌در آنهاست‌، گفتند «بگو: نه‌ چنان‌ است» كه‌ شما مي‌پنداريد «سوگند به‌ پروردگارم‌ كه‌ حتما براي‌ شما خواهد آمد» بدين‌ گونه‌، خداوند متعال‌ به‌ پيامبرش‌ دستور داد تا به ‌آنان‌ از وقوع‌ قيامت‌ خبر داده‌ و براي‌ تقويت‌ و تأكيد اين‌ خبر، به‌نام‌ او بر صحت ‌آن‌ سوگند بخورد. «همو كه‌ دانا