ه‌ به‌ يك‌ديگر بانگ‌ مي‌زنند و صدايشان‌ را به‌ فرياد و گريه‌ بلند مي‌كنند. رسول‌خداص فرمودند: اي‌ حارث‌! شناختي‌ پس‌ (به‌ مستلزمات‌ اين‌شناخت) پايبند باش‌! و اين‌ سخن‌ را سه‌ بار تكرار كردند».
 
آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِن بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همچنان‌كه‌ پروردگارت‌ تو را از خانه‌ات‌ به‌ حق» يعني: به‌ حكمت‌ و صواب ‌«بيرون‌ آورد» به‌سوي‌ جنگ‌ بدر «و حال‌ آن‌كه‌ گروهي‌ از مؤمنان‌ سخت‌ كراهت ‌داشتند» از اين‌كه‌ از مدينه‌ بيرون‌ روند. كاف‌ در ﴿‏ كَمَا أَخْرَجَكَ﴾ براي‌ تشبيه‌ است‌ و كراهيت‌ اصحاب‌ در حكم‌ غنايم‌ را ـ هرچند كه‌ به‌ آن‌ رضا دادند ـ به‌ كراهيت‌شان‌ در عزيمت‌ به‌ جنگ‌ بدر تشبيه‌ مي‌كند.
خداوند متعال‌ در اين‌ آيه‌ و مابعد آن‌، به‌ بيان‌ اين‌ حقيقت‌ مي‌پردازد كه‌ در پيروزي‌ بدر، فضل‌ و منت‌ فقط به‌ او برمي‌گردد لذا غنايم‌ نيز از آن‌ او و پيامبرش ‌هست‌. آري‌! از فضل‌ بي‌پايان‌ او بود كه‌ مؤمنان‌ را از مدينه‌ به‌ جنگ‌ مشركان‌ بيرون‌ آورد، درحالي‌كه‌ اكثرشان‌ از اين‌ امر كراهت‌ داشتند و باز آنان‌ را به‌ ميدان‌ جنگ‌ با سپاه‌ كفار كشانيد، در حالي‌كه‌ اكثرشان‌ قصد اين‌ رويارويي‌ را نداشتند، همين‌گونه‌، فضل‌ و منت‌ وي‌ بر ايشان‌ با امداد رساندنشان‌ به‌ وسيله‌ فرشتگان‌ تا غيراين‌ از احسانهاي‌ ديگري‌ كه‌ اين‌ سوره‌ به‌ بيان‌ آنها مي‌پردازد.
در اينجا مختصر اشاراتي‌ به‌ واقعه‌ بدر لازم‌ است‌. ابن‌كثير روايت‌ مي‌كند: «چون‌ رسول‌ خداص شنيدند كه‌ ابوسفيان‌ با كاروان‌ تجارتي‌ قريش‌ از شام‌ عازم ‌مكه‌ است‌، خطاب‌ به‌ اصحاب‌شان‌ فرمودند: اين‌ قافله‌ قريش‌ با اموال‌ آنهاست‌، به‌سوي‌ آن‌ بيرون‌ آييد، شايد خداي‌ منان‌ از فضل‌ خود آن‌ را بهره‌ شما گرداند. پس‌، برخي‌ از مردم‌ سبكبال‌ برخاستند و با پيامبر(رض)  به‌ راه‌ افتادند، اما برخي ‌ديگر، سنگيني‌ نمودند و نرفتند چراكه‌ رسول‌ خداص براي‌ اين‌ كار داوطلب ‌خواسته‌ بودند و بيرون‌ رفتن‌ اجباري‌ نبود. از سوي‌ ديگر، اصحاب‌ در اين‌ انديشه‌ نبودند كه‌ با قريش‌ جنگي‌ در ميان‌ خواهد آمد.
از آن‌ طرف‌، ابوسفيان‌ وقتي‌ نزديك‌ حجاز رسيد، از بيم‌ مسلمانان‌ دل‌نگران‌ و جوياي‌ اخبار بود و چون‌ از حركت‌ ايشان‌ به‌ قصد كاروان‌ خويش‌ آگاه‌ شد، بي‌درنگ‌ پيكي‌ به‌ مكه‌ فرستاد و قريش‌ را به‌ جنگ‌ برانگيخت‌ لذا آنان‌ با همه‌ ساز و برگ‌ خويش‌ چابك‌ به‌ سوي‌ مدينه‌ حركت‌ كردند. در اين‌ ميان‌، رسول‌ خداص با اصحاب‌شان‌ به‌ قصد قافله‌ ابوسفيان‌ در حركت‌ بودند كه‌ در جايي‌ به‌نام‌ «ذفران» از خبر حركت‌ قريش‌ آگاه‌ شدند، در اينجا بود كه‌ با اصحاب‌ خويش‌ به‌ مشورت ‌پرداختند، اصحاب‌ از مهاجر و انصار يك‌صدا اعلام‌ كردند كه‌ به‌ جنگ‌ آماده‌اند. همان‌ بود كه‌ غزوه‌ بدر روي‌ داد، غزوه‌اي‌ كه‌ اهم‌ وقايع‌ آن‌ را در اين‌ سوره‌ مرور خواهيم‌ كرد.
 
	آيه  101
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا جَاءهُمْ رَسُولٌ مِّنْ عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ كِتَابَ اللّهِ وَرَاء ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه :
«و چون‌ پيامبري‌» يعني: حضرت‌ محمدص «از سوي‌ خداوند به‌ نزد آنان‌آمد كه‌تصديق‌كننده‌ حقانيت‌ كتابشان‌ بود، گروهي‌ از اهل‌ كتاب‌» يعني: يهوديان‌ كه‌خداوند(ج) به‌ آنان‌ كتاب‌ داد و با آن‌ گراميشان‌ داشت‌؛ «كتاب‌ الهي‌» يعني: تورات‌ «را پشت‌ سر افگندند» زيرا وقتي‌ به‌ رسول‌ خداص و قرآن‌ نازل ‌شده‌ برايشان‌ كفر ورزيدند - بعد از آن‌ كه‌ خداوند (ج)از آنان‌ در تورات‌ پيمان‌ گرفت‌ كه ‌آن‌ حضرت‌ص را تصديق‌ و پيروي‌ نمايند و حتي‌ اوصافشان‌ را نيز برايشان‌ بيان‌داشت‌ - ديگر اين‌ كفر و انكارشان، در واقع‌ به‌ معناي‌ پشت‌ سرافگندن‌ تورات‌ و رد و انكار آن‌ نيز هست‌ «چنان‌كه‌ گويي‌» حقيقت‌ را «نمي‌دانند» يعني: رفتارشان‌ چون‌ رفتار كسي‌ است‌ كه‌ گويي‌ هيچ‌ نمي‌داند كه‌ چه‌ خبر است‌ و چه‌ مي‌كند.
 
آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ مَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنظُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«با تو درباره‌ حق‌ ـ بعد از آن‌كه‌ روشن‌ گرديد ـ مجادله‌ مي‌كردند» مجادله‌ اصحاب‌ با رسول‌ خداص از آنجا ناشي‌ مي‌شد كه‌ آن‌ حضرتص ايشان‌ را به‌قصد كاروان‌ تجارتي‌ از مدينه‌ بيرون‌ برده‌ بودند ولي‌ قافله‌ تجارتي‌ از دست‌ رفت‌ چرا كه ‌ابوسفيان‌ با زرنگي‌ آن‌ را از راه‌ و مسير معينش‌ به‌ بيراهه‌ برد و راه‌ ساحلي‌ را در پيش‌ گرفت‌ پس‌ پيامبر اكرمص اصحاب‌ را درحالي‌ به‌ جنگ‌ فراخواندند كه‌ ايشان‌ آمادگي‌ چنداني‌ براي‌ آن‌ نداشتند، به‌ همين‌ جهت‌، فرمان‌ جنگ‌ برآنان‌ دشوار آمد و گفتند: اگر قبلا ما را از وقوع‌ جنگ‌ آگاه‌ مي‌كرديد، قطعا براي‌ آن‌ آمادگي ‌پيدا كرده‌ و مقدمات‌ آن‌ را فراهم‌ مي‌كرديم‌. ﴿فِي الْحَقِّ﴾: يعني‌ با تو درباره‌ جنگ ‌بعد از آن‌ مجادله‌ مي‌كردند كه‌ برايشان‌ آشكار شد كه‌ تو جز به‌ اذن‌ خداوند متعال ‌به‌ هيچ‌ امري‌ دستور نمي‌دهي‌ «گويي‌ به‌سوي مرگ‌ رانده‌ مي‌شوند و ايشان‌ در آن ‌مي‌نگرند» يعني: در حالي‌ به‌ ميدان‌ جنگ‌ رهسپار شدند كه‌ از پيروزي‌ نا اميد بودند و اصلا به‌ فكر آنها خطور نمي‌كرد كه‌ در اين‌ نبرد، پيروز شوند، بر عكس‌ در انتظار شكست‌ هم‌ بودند به‌طوري‌ كه‌ گويي‌ در حال‌ و وضع‌ كسي‌ قرار گرفته‌اند كه ‌به‌سوي‌ قتلگاه‌ رانده‌ شده‌ و اسباب‌ و وسايل‌ قتلش‌ را چنان‌ فراهم‌ مي‌بيند كه‌ در وقوع‌ آن‌ كمترين‌ شكي‌ ندارد.
 
آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتِيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللّهُ أَن يُحِقَّ الحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ ياد آوريد هنگامي‌ را كه‌ خدا به‌ شما يكي‌ از دو گروه‌ را وعده‌ داد» دو گروه: يكي‌ كاروان‌ تجارتي‌ قريش‌ و ديگري‌ سپاه‌ ابوجهل‌ بود «كه‌ از آن‌ شما باشد» حق‌ تعالي‌ به‌ پيامبرش‌ در هنگام‌ بيرون‌ رفتن‌شان‌ به‌سوي‌ بدر وحي‌ فرستاد كه: قطعا پيروزي‌ از آن‌ شماست‌؛ يا با تصاحب‌ قافله‌ قريش‌ كه‌ حامل‌ كالاي‌ تجارتي‌ از شام‌ بود، يا با غلبه‌ بر سپاه‌ قريش‌ كه‌ از مكه‌ به‌قصد جنگ‌ با مسلمانان‌ حركت‌ كرده‌ بود «و شما دوست‌ دا