عيت‌ بود كه‌ او به‌ آنها اهميتي‌ نمي‌دهد و از آنچه‌ با خود آورده‌اند، ترس‌ و واهمه‌اي‌ ندارد زيرا موسي‌(ع)  يقين‌ كامل ‌داشت‌ كه‌ هيچ‌ چيز بر معجزه‌ غالب‌ نمي‌شود. نقل‌ است‌ كه‌: حكمت‌ درمقدم‌ ساختن‌ ساحران‌ اين‌ بود تا مردم‌ كار آنها را بنگرند و در آن‌ خوب‌ تأمل‌ كنند و چون‌ از مشاهده‌ باطل‌ بزك‌كرده‌ آنها فارغ‌ شوند، آن‌گاه‌ حق‌ آشكار و روشن ‌در ميان‌ آيد، كه‌ قطعا در اين‌ هنگام، اثر آن‌ در نهادشان‌ عميق‌تر خواهد بود «پس‌ چون‌ افگندند» ساحران‌ ريسمانها و عصاهاي‌ خود را «ديدگان‌ مردم‌ را به‌ سحر بستند» يعني‌: آنان‌ با باطل‌ بزك‌كرده‌ و آرايش‌داده‌ خويش‌ و با نيروي‌ خيالي‌اي‌ كه‌ جادوگران، شعبده‌بازان‌ و فن‌آوران‌ عرصه‌ تردستي‌ و حقه‌بازي‌ در ديگران‌ مي‌افگنند، چشمان‌ مردم‌ را از اين‌كه‌ بتوانند ادراكي‌ درست‌ و واقعي‌ داشته‌ باشند، فروبستند «و مردم‌ را به‌ هول‌ و هراس‌ انداختند» ترس‌ و هراس‌ سختي‌ در دلهاي ‌مردم‌ افگندند «و سحري‌ بزرگ‌ در ميان‌ آوردند» در چشمهاي‌ بينندگان‌ و تماشاگران‌؛ هرچند كه‌ سحرشان‌ در واقع‌ امر، هيچ‌ حقيقتي‌ نداشت‌ و نوعي‌ از سحربود كه‌ خيال‌افگني‌ و تردستي‌ بيش‌ نيست‌.[4] در روايات‌ آمده‌ است‌ كه‌ ساحران‌ فرعون‌ در زير طنابها و عصاهايشان‌ ماده‌ «زئبق» را جاسازي‌ كردند و چون‌ آن ‌ماده‌ براثر نيروي‌ حرارت‌ به‌ تمدد آغاز كرد، طنابها و عصاهايشان‌ نيز به‌ حركت‌ وجنب‌وجوش‌ در آمد.
 
[4] ولي‌ نوعي‌ از سحر ، داراي‌ حقيقت‌ و تأثير است‌ . نگاه‌ كنيد به‌ تفسير ( بقره/‌102 ) .

	آيه  117
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ موسي‌ وحي‌ فرستاديم‌ كه‌ عصاي‌ خود را بيفگن‌! پس» عصايش‌ را انداخت ‌و اژدها شد و «آنچه‌ را به‌ دروغ‌ ساخته‌ بودند» از ريسمانها و عصاها «فروبلعيد» حق‌ تعالي‌ ساخته‌هايشان‌ را دروغ‌ ناميد زيرا آن‌ ساخته‌ها در واقع‌ داراي‌ هيچ ‌حقيقتي‌ نبود بلكه‌ شعبده‌بازي‌ و خيال‌افكني‌اي‌ بي‌اساس‌ و دروغين‌ بود و بس‌.
 
آيه  118
‏متن آيه : ‏
‏ فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ حق‌ واقع‌ شد» يعني‌: حق‌ با آنچه‌ كه‌ موسي‌(ع)  با خود آورده‌ بود، آشكار و روشن‌ گشت‌ «و آنچه‌ آنان‌ مي‌كردند» از سحر «باطل‌ شد» يعني‌: بطلان ‌سحرشان‌ آشكار شد.
 
	آيه  119
‏متن آيه : ‏
‏ فَغُلِبُواْ هُنَالِكَ وَانقَلَبُواْ صَاغِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ مغلوب‌ شدند» فرعون‌ و پيروانش‌ و ساحران‌ «در آنجا» يعني‌: در آن ‌صحنه‌اي‌ كه‌ سحر خويش‌ را به‌ ميدان‌ افگندند و «بازگشتند» از آن‌ صحنه‌ و ميدان‌ «خوار شده» و خرد و ذليل‌ و شكست‌خورده، با كارها و كوشش‌هاي‌ برباد رفته‌.
 
	آيه  120
‏متن آيه : ‏
‏ وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ساحران» بي‌اختيار «به‌ سجده‌ در افتادند» زيرا آنها از آنچه‌ ديده‌ بودند، سخت‌ تكان‌ خورده‌ و به‌ حقيقت‌ ماجرا پي‌ برده‌ بودند لذا براي‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ سجده‌ درافتادند.
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1267.txt">آيه  121</a><a class="text" href="w:text:1268.txt">آيه  122</a><a class="text" href="w:text:1269.txt">آيه  123</a><a class="text" href="w:text:1270.txt">آيه  124</a><a class="text" href="w:text:1271.txt">آيه  125</a><a class="text" href="w:text:1272.txt">آيه  126</a><a class="text" href="w:text:1273.txt">آيه  127</a><a class="text" href="w:text:1274.txt">آيه  128</a><a class="text" href="w:text:1275.txt">آيه  129</a><a class="text" href="w:text:1276.txt">آيه  130</a></body></html>آيه  121
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ آمَنَّا بِرِبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند» ساحران‌ «به‌ پرودگار عالميان‌ ايمان‌ آورديم، پروردگار موسي‌ و هارون» آنها دانستند كه‌ كار موسي‌(ع)  سحر نيست‌ و امكان‌ ندارد كه‌ معجزه‌ وي ‌ساخت‌ دست‌ بشر باشد لذا اين‌ حقيقت‌ را به‌ صراحت‌ اعلام‌ كردند كه‌ به‌ پروردگارجهانيان‌؛ پروردگار موسي‌ و هارون‌ ايمان‌ آورده‌اند تا گمانه‌زناني‌ از قوم‌ فرعون‌ در اين‌ گمان‌ نيفتند كه‌ سجده‌ آنها براي‌ فرعون‌ بوده‌ است‌.
 
	آيه  122
‏متن آيه : ‏
‏ رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند» ساحران‌ «به‌ پرودگار عالميان‌ ايمان‌ آورديم، پروردگار موسي‌ و هارون» آنها دانستند كه‌ كار موسي‌(ع)  سحر نيست‌ و امكان‌ ندارد كه‌ معجزه‌ وي ‌ساخت‌ دست‌ بشر باشد لذا اين‌ حقيقت‌ را به‌ صراحت‌ اعلام‌ كردند كه‌ به‌ پروردگارجهانيان‌؛ پروردگار موسي‌ و هارون‌ ايمان‌ آورده‌اند تا گمانه‌زناني‌ از قوم‌ فرعون‌ در اين‌ گمان‌ نيفتند كه‌ سجده‌ آنها براي‌ فرعون‌ بوده‌ است‌.
آيه  123
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ فِرْعَوْنُ آمَنتُم بِهِ قَبْلَ أَن آذَنَ لَكُمْ إِنَّ هَذَا لَمَكْرٌ مَّكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُواْ مِنْهَا أَهْلَهَا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«فرعون‌ گفت‌: آيا پيش‌ از آن‌كه‌ من‌ به‌ شما اجازه‌ دهم، به‌ او ايمان‌ آورديد؟» اين ‌پرسش، ناشي‌ از سوء انديشه‌ و سبكي‌ خرد فرعون‌ بود زيرا او از اين‌ امر غفلت‌ يا تغافل‌ كرد كه‌ ايمان‌ آوردن‌ به‌ حق، به‌ اجازه‌ كسي‌ مربوط نيست، چرا كه‌ نجات ‌انسان، در گرو اين‌ ايمان‌ و نابودي‌ وي‌ در ترك‌ آن‌ است‌ پس‌ چگونه‌ حركت ‌به‌سوي‌ نجات‌ و فرار از ورطه‌ هلاك، به‌ اذن‌ كسي‌ نيازمند است‌؟ اما فرعون‌ كه ‌غرق‌ خودپرستي‌ بود، به‌ سخن‌ خويش‌ چنين‌ ادامه‌ داد: «قطعا اين‌ مكري‌ است‌ كه آن‌ را در اين‌ شهر انديشيده‌ايد» يعني‌: اين‌ نيرنگي‌ است‌ كه‌ شما ساحران‌ به‌ همدستي‌ موسي‌ ـ براساس‌ قرار و توافقي‌ كه‌ از قبل‌ با يك‌ديگر داشته‌ايد ـ درشهر به‌ راه‌ انداخته‌ايد «تا از آن» يعني‌: از شهر مصر «اهل‌ آن‌ را» از قبطيان ‌«بيرون‌ كنيد» و خود بر آن‌ مسلط شويد و با بني‌اسرائيل‌ در آن‌ حاكم‌ گرديد. معناي‌: (في‌المدينه‌) اين‌ است‌: شما اين‌ نيرنگ‌ و توطئه‌ را هنگامي‌ سازماندهي‌ و تدارك‌ ديديد كه‌ در شهر بوديد، قبل‌ از آن‌كه‌ با موسي‌ به‌ ميدان‌ خارج‌ از شهر جهت‌ مبارزه‌ بيرون‌ آييد «پس‌ به‌ زودي‌ خواهيد دانست» كه‌:
	آيه  92
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ جَاءكُم مُّوسَى بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِن بَعْدِهِ وَأَنتُمْ ظَالِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و قطعا موسي‌ براي‌ شما بينات‌ را آورد» مراد از بينات: تورات، يا معجزات‌ ونشانه‌هاي‌ نه‌گانه‌اي‌ است‌ كه‌ خداوند (ج) در آيه‌ (101 ) از سوره‌ «اسراء» به‌ بيان‌آنها پرداخته‌ است، كه‌ عبارت‌ بودند از: عصا، يد بيضا، شكافتن‌ دريا، سايبان‌ساختن‌ ابر، من، سلوي، سنگي‌ كه‌ از آن‌ چشمه‌هاي‌ دوازده‌گانه‌ 