نين‌ نيست، بلكه‌ خداوند به‌ سزاي‌ كفرشان‌ لعنتشان‌ كرده ‌است‌» يعني: آنچه‌ از پندار عدم‌ فهم‌ پيام‌ پيامبر عنوان‌ مي‌كنند، درست‌ نيست، بلكه‌ خداوند (ج)به‌سبب‌عدم‌ گرويدنشان‌ به‌ سوي‌ ايمان، آنان‌ را از رحمت‌ خويش‌ دور نموده‌ و درحقيقت، سبب‌ كفرشان‌ همين‌ است‌. لعن: طرد و دورساختن‌ است‌. بل: براي‌اضراب‌ يعني‌ انتقال‌ از يك‌ كلام‌ به‌ كلام‌ ديگري‌ به‌ هدف‌ نفي‌ آن‌ است‌. «از اين‌ رو،اندكي‌ ايمان‌ مي‌آورند» آري‌! ايمان‌ يهود كه‌ خداوند متعال‌ از عناد و ناكسي‌ وسرسختي‌ و شدت‌ لجبازي‌ و دوريشان‌ از اجابت‌ گفتن‌ به‌ پيامبران(ع) به‌ ما داستانها بيان‌ كرده، جدا اندك‌ است‌ زيرا آنان‌ به‌ بخشي‌ از  كتاب‌ تورات‌ ايمان‌آورده‌ و عمل‌ به‌ بخشي‌ ديگر را ترك‌ كرده‌ يا آن‌ را تحريف‌ نموده‌اند، پس‌ حقا كه‌ اين‌ وصف‌ شايسته‌ شأن‌ آنان‌ است‌. يا معناي: (فقليلا ما يؤمنون) اين‌ است: آنان‌ اصلا ايمان‌ نمي‌آورند، چنان‌كه‌ اعراب‌ مي‌گويند: «قلما رايت‌ مثل‌ هذا قط» يعني: هرگز مانند اين‌ نديدم‌.
 
آيه  80
‏متن آيه : ‏
‏ وَلُوطاً إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» فرستاديم‌ «لوط را» به‌ رسالت‌. لوط(ع)  فرزند هاران‌ فرزند آزر، برادزاده‌ ابراهيم‌(ع)  بود كه‌ با عمويش‌ ابراهيم‌(ع)  از سرزمين‌ عراق‌ به‌ سرزمين‌ بيت‌المقدس ‌هجرت‌ كرد، سپس‌ خداي‌ عزوجل‌ او را به‌سوي‌ اهالي‌ شهري‌ به‌نام‌ «سدوم» در نزديكي‌ بيت‌المقدس، به‌ رسالت‌ برانگيخت‌ «هنگامي‌ كه‌ به‌ قوم‌ خود گفت‌: آيا آن‌ فاحشه‌ را مرتكب‌ مي‌شويد» يعني‌: آن‌ خصلت‌ بسيار زشت‌ و سخت‌ ناشايست‌ را كه‌ فعل‌ لواط مي‌باشد «كه‌ هيچ‌ كس‌ از جهانيان‌ در آن‌ بر شما پيشي‌ نگرفته ‌است‌؟» يعني‌: احدي‌ قبل‌ از شما آن‌ را مرتكب‌ نگرديده‌ است‌؟ زيرا فعل‌ لواط، قبل‌ از آنان‌ در ميان‌ هيچ‌ امتي‌ از امت‌ها شايع‌ نبود.
 
	آيه  81
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همانا شما از روي‌ شهوت، به‌جاي‌ زنان‌ با مردان‌ در مي‌آميزيد» يعني‌: شما، همسراني‌ را كه‌ خداوند متعال‌ برايتان‌ آفريده‌ است‌ و به‌حسب‌ فطرت‌ براي‌ آميزش ‌آماده‌ بوده‌ و صلاحيت‌ مقاربت‌ را دارند و فقط آنانند كه‌ جايگاه‌ برآوردن‌ شهوت‌ و موضع‌ لذت‌جويي‌ مي‌باشند، فروگذاشته‌ و به‌ فعل‌ لواط با مردان‌ رو مي‌آوريد، فعل‌ ناشايستي‌ كه‌ هدفي‌ سازگار با عقل‌ و فطرت‌ سالم‌ نداشته‌ و جز شهوت‌راني ‌هيچ‌ منظور ديگري‌ از آن‌ نداريد پس‌ شما در ارتكاب‌ اين‌ عمل‌ زشت، همانند چهارپاياني‌ هستيد كه‌ صرفا به‌ انگيزه‌ شهوت‌راني‌ بر همديگر فرومي‌جهند «بلكه ‌شما قومي‌ مسرف‌ و تجاوز كاريد» كه‌ اين‌ فعل‌ شما مستوجب‌ لعنت‌ و خشم‌خداوند(ج)  است‌ زيرا اين‌ فعلي‌ است‌ انحرافي‌ كه‌ با عقل‌ سليم‌ و فطرت‌ مستقيم‌ هيچ‌ سازگاري‌ ندارد و علت‌ خارج‌ بودن‌ آن‌ از مقتضاي‌ فطرت، اسراف‌ و خارج‌ شدن ‌لواطكار از حد اعتدال‌ بشري‌ مي‌باشد.
امام‌ ابوحنيفه‌ برآن‌ است‌ كه‌: گواهي‌ دوتن‌ در انجام‌ فعل‌ لواط كافي‌ است‌ و مجازات‌ لواطكار اين‌ است‌ كه‌ از مكاني‌ مرتفع‌ به‌پايين‌ افگنده‌ شده‌ سپس‌ با پرتاب‌ سنگ‌ دنبال‌ گردد چنان‌كه‌ با قوم‌ لوط چنين‌ شد و اين‌ جزا تعزير است‌ نه‌ حد. اما جمهور فقها (مالك، شافعي‌ و احمدبن‌حنبل‌) برآنند كه‌: مجازات‌ لواط، حد است‌ نه‌ تعزير و حد لواط، رجم‌ (سنگسار) فاعل‌ و مفعول‌ تا مرگ‌ آنهاست، خواه‌ شخص‌ لواطكار محصن‌ (زن‌دار) باشد، خواه‌ غير محصن‌. در يك‌ روايت‌ديگر از شافعي: حد لواط مانند حد زنا است‌ بنابراين، اگر لواطكار محصن‌ بود، رجم‌ مي‌شود، در غيرآن، صد شلاق‌ زده‌ مي‌شود. مقاربت‌ با زنان‌ از راه‌ پشت ‌(دبر) نيز كه‌ «لواط صغري» ناميده‌ مي‌شود، به‌ اجماع‌ علما حرام‌ است‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1223.txt">آيه  82</a><a class="text" href="w:text:1224.txt">آيه  83</a><a class="text" href="w:text:1225.txt">آيه  84</a><a class="text" href="w:text:1226.txt">آيه  85</a><a class="text" href="w:text:1227.txt">آيه  86</a><a class="text" href="w:text:1228.txt">آيه  87</a></body></html>آيه  82
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَن قَالُواْ أَخْرِجُوهُم مِّن قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ولي‌ جواب‌ قوم‌ او» دربرابر انكار و محكوم‌كردن‌ اين‌ عمل‌ از سوي‌ لوط(ع)  «جز اين‌ نبود كه‌ گفتند: آنان‌ را» يعني‌: لوط و پيروانش‌ را «از شهرتان‌ بيرون ‌كنيد» و از روي‌ استهزا افزودند: «هرآينه‌ آنان‌ مردمي‌ منزه‌ طلب‌ هستند» كه‌ از افتادن‌ در عمل‌ لواط تبري‌ جسته‌ و پاكي‌ مي‌طلبند بنابراين، نبايد با ما در شهر ما سكونت‌ داشته‌ باشند. اين‌ پاسخ‌ استهزا آلودشان، هيچ‌ ارتباطي‌ به‌ نصيحت ‌لوط(ع)  نداشت‌ بلكه‌ پاسخ‌ مناسب‌ اين‌ بود كه‌ نبوت‌ وي‌ را تصديق‌ كرده‌ و از فرمان ‌وي‌ اطاعت‌ مي‌كردند و به‌ خواسته‌ وي‌ پاسخ‌ مساعد مي‌دادند ولي‌ آنان‌ اين‌ پاسخ ‌زشت‌ را كه‌ از نفس‌هاي‌ پليد و فطرتهاي‌ واژگونه‌شان‌ برخاسته‌ بود، به‌ وي‌ تحويل‌دادند، عجبا از اين‌ منطق‌ واژگونه‌! منطقي‌ كه‌ مي‌گويد: بايد كساني‌ كه‌ پاك‌ و پرهيزكارند، از شهر بيرون‌ روند تا پليدان‌ و ناپاكان‌ در آن‌ باقي‌ بمانند؟! اين‌ منطق‌؛ منطق‌ جاهليت‌ در هر زمان‌ و مكاني‌ است‌ چنان‌كه‌ در عصر حاضر نيز مشاهده ‌مي‌كنيم‌ كه‌ اغلب‌ پاكان‌ و پرهيزكاران، در طرد و تبعيد به‌سر مي‌برند.
 
	آيه  83
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَنجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ او و اهل‌ خانه‌ او رانجات‌ داديم» آن‌گاه‌ كه‌ در صبحگاه‌ شبي‌ كه‌ عذاب‌ ما بر مردم‌ شهر «سدوم» فرود آمد، لوط و خانواده‌اش‌ را از آن‌ شهر بيرون‌آورديم‌[2] «مگر زنش‌ را» حق‌ تعالي‌ زن‌ لوط(ع)  را از اهلش‌ استثنا كرد زيرا او به ‌لوط(ع)  ايمان‌ نياورده‌ بود «كه» به‌ همين‌ جهت‌ زن‌ لوط(ع)  «از باقي‌ماندگان ‌بود» در عذاب‌ خداوندي‌ و حكم‌ حق‌ تعالي‌ اين‌ بود كه‌ او نيز در زمره‌ نابودشدگان ‌باشد.
 
[2] تفصيل‌ اين‌ داستان‌ در سوره‌ هود ( آيات‌ 83 ــ 77 ) آمده‌ است‌

آيه  84
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَراً فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بر سر آنان‌ بارشي‌ بارانيديم» غيراز آن‌ بارشي‌ كه‌ بدان‌ عادي‌ بودند، كه‌ اين ‌بارش، همانا بارش‌ گل‌ پخته‌ سنگ‌شده‌ بر آنان‌ بود چنان‌كه‌ 