اه‌ورسم‌ باطلتان‌ حجت ‌آوريد. سپس‌ آنان‌ را به‌ سخت‌ترين‌ هشدار تهديد كرد و فرمود: «پس‌ منتظر باشيد كه‌ من‌ هم‌ با شما از منتظرانم» يعني‌: منتظر عذابي‌ باشيد كه‌ آن‌ را درخواست‌ كرده‌ايد زيرا من‌ هم‌ با شما از منتظران‌ نزول‌ اين‌ عذاب‌ هستم‌ و اين‌ عذاب‌ قطعا بر شما آمدني‌ است‌.
 
آيه  72
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَنجَيْنَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَقَطَعْنَا دَابِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَمَا كَانُواْ مُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ او و كساني‌ را كه‌ با او بودند» يعني‌: به‌ دعوتش‌ ايمان‌ آورده‌ بودند «به ‌رحمتي‌ از جانب‌ خويش‌ نجات‌ داديم» از عذاب‌ فرودآمده‌ بر كافران‌ «و كساني‌ را كه‌ آيات‌ ما را دروغ‌ شمردند، ريشه‌كن‌ كرديم» به‌طوري‌ كه‌ حتي‌ يك‌ تن‌ از آنان‌ هم‌ باقي‌ نماند كه‌ جانشين‌شان‌ گردد «و از مؤمنان‌ نبودند» يعني‌: ريشه‌ اين‌ قوم‌ سركشي ‌را كه‌ ميان‌ تكذيب‌ به‌ آيات‌ و عدم‌ ايمان‌ به‌حق‌ جمع‌ كرده‌ بودند، بريديم‌ پس‌ اين ‌ريشه‌كن‌ كردن‌ در جاي‌ مناسب‌ خود بود.
يادآور مي‌شويم‌؛ عذابي‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ بر قوم‌ هود(ع)  نازل‌ كرد، تندباد سركش‌ بسيار سردي‌ بود كه‌ ديار و اشجارشان‌ را پاك‌ ويران‌ كرد، تندبادي‌ كه ‌صخره‌هاي‌ بزرگ‌ را با خود حمل‌ مي‌كرد و بر چهره‌هايشان‌ مي‌كوبيد و آنها را از جا بركنده‌ بر زمين‌ مي‌كوفت‌ چنان‌كه‌ حق‌ تعالي‌ در سوره‌ «الحاقه» مي‌فرمايد: (اما عاد؛ به‌وسيله‌ تندبادي‌ توفنده‌ و سركش‌ هلاك‌ شدند كه‌ خدا آن‌ را هفت‌ شب ‌و هشت‌ روز پياپي‌ بر آنان‌ گماشت‌ پس‌ آن‌ قوم‌ را در آن‌ مدت‌ فروافتاده‌ مي‌ديدي، گويي‌ آنها تنه‌ نخلهاي‌ ميان‌ تهي‌ هستند) «آيات‌ 8 ـ 6».
 
		آيه  73
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحاً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللّهِ وَلاَ تَمَسُّوهَا بِسُوَءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» فرستاديم‌ «به‌سوي‌ قوم‌ ثمود، برادرشان‌ صالح‌ را» ثمود: قبيله‌اي‌ از اعراب ‌اوليه‌ بودند كه‌ در منطقه‌ «حجر» واقع‌ در شمال‌ مدينه‌ منوره‌ در ميان‌ حجاز و شام ‌نزديك‌ وادي‌القري‌ سكونت‌ داشتند. قبيله‌ ثمود بعد از قوم‌ عاد وارث‌ ديار وسرزمين‌ آنها شدند چنان‌كه‌ آيه‌ (74) از همين‌ سوره‌ تصريح‌ مي‌كند. اين‌ قبايل ‌همه‌ از اعراب‌ اوليه‌ بوده‌اند كه‌ قبل‌ از ابراهيم‌(ع)  مي‌زيسته‌اند. ابن‌عمررضي‌الله عنهما روايت‌ مي‌كند كه‌ رسول‌ خداص در سال‌ نهم‌ هجري‌ ـ هنگامي‌ كه ‌به‌ مقصد تبوك‌ روان‌ بودند ـ از برابر ديار و منازل‌ قوم‌ ثمود گذشتند، او مي‌گويد: «چون‌ رسول‌ خداص لشكر را در تبوك‌ فرود آوردند، مردم‌ ازچاههاي‌ آبي‌ كه‌ قبيله‌ ثمود آب‌ آشاميدني‌ خود را از آنها تهيه‌ مي‌كردند، آب ‌كشيدند و از آن‌ آب‌ خمير ساخته‌ ديگها را نصب‌ كردند تا غذا بپزند، رسول‌ خداص به‌ آنان‌ فرمان‌ دادند كه‌ غذاي‌ ديگها را بيرون‌ ريخته‌ و خميرها را علوفه‌ شتران‌ كنند، آن‌گاه‌ ايشان‌ را از آن‌ محل‌ كوچانيدند تا به‌ چاهي‌ رسيدند كه‌ شتر صالح‌(ع)  از آن‌ مي‌نوشيد پس‌ در آن‌ محل‌ فرود آمدند». همچنين‌ آن‌حضرت‌ص اصحاب‌شان‌ را از ورود به‌ منازل‌ قومي‌ كه‌ به‌ عذاب‌ الهي‌ گرفتار شده‌ بودند، نهي‌ مي‌كردند و مي‌فرمودند: «در حقيقت، من‌ مي‌ترسم‌ كه‌ به‌شما مانند آنچه‌ كه‌ به‌ آنان‌ رسيد، برسد لذا به‌ منازلشان‌ وارد نشويد». بايد يادآور شد كه‌ آثار مدائن‌ صالح‌(ع)  تا به‌ امروز باقي‌ است‌ و به‌نام‌ «فتح‌الناقه» شناخته‌ مي‌شود.
«گفت» صالح‌(ع)  «اي‌ قوم‌ من‌! خدا را بپرستيد، براي‌ شما معبودي‌ جز او نيست» صالح‌(ع)  قومش‌ را به‌ عبادت‌ خداي‌سبحان‌ فراخواند، عبادتي‌ كه‌ باري‌ تعالي‌ خلق‌ را به‌خاطر آن‌ آفريده‌است، او به‌ آنان‌ فهماند كه‌ عبادت‌ جز براي‌ خداي‌ يگانه‌ سزاوار نيست‌ و جز وي‌ هيچ‌ معبودي‌ اين‌ صلاحيت‌ را ندارد كه‌ به‌ پرستش‌ گرفته‌ شود. آري‌! دعوت‌ به‌سوي‌ توحيد و نفي‌ شرك، خلاصه‌ و عصاره‌ دعوت‌ همه‌ پيامبران‌‡ بوده‌ است‌ چنان‌كه‌ خداوند متعال‌ مي‌فرمايد: (و همانا درهر امتي‌ پيامبري‌ فرستاديم، با اين‌ پيام‌ كه‌: خداي‌ يگانه‌ را بپرستيد و از طاغوت ‌اجتناب‌ كنيد) «نحل‌ / 36». صالح‌(ع)  خطاب‌ به‌ قومش‌ افزود: «در حقيقت، براي‌ شما از جانب‌ پروردگارتان‌ بينه‌اي‌ آمده‌ است» بينه‌: يعني‌ معجزه‌ روشن‌ و آشكار، كه‌ عبارت‌ بود از: بيرون‌آوردن‌ ماده‌شتري‌ از سنگ‌ سخت‌ و خارا «اين‌ ماده‌ شترخداست‌ كه‌ معجزه‌اي‌ براي‌ شماست‌ پس‌ آن‌ را بگذاريد تا در زمين‌ خدا بخورد» يعني‌: آن‌ را رها كنيد و آزاد بگذاريد كه‌ در زمين‌ خدا(ج)  بچرد و هرچه‌ خواست‌ از آن ‌بخورد زيرا اين‌ شتر؛ شتر خدا(ج)  است‌ و زمين‌ هم‌ كه‌ زمين‌ وي‌ مي‌باشد پس‌ او را از آنچه‌ كه‌ مال‌ و ملك‌ شما نيست، بازنداريد. صالح‌(ع)  آن‌ را شتر خدا(ج)  ناميد زيرا آن‌ شتر با امر تكويني‌ خداوند(ج)  بدون‌ داشتن‌ پدر و مادري‌ آفريده‌ شده‌ بود «و به‌ او» هيچ‌گونه‌ «آسيبي‌ نرسانيد» يعني‌: به‌ هيچ‌ وجه‌ با گزند و آزار متعرض‌ او نشويد «كه‌ آن‌گاه‌ شما را عذابي‌ دردناك‌ فرومي‌گيرد».
نقل‌ است‌ كه‌ قوم‌ صالح‌(ع)  خود از او خواستند تا برايشان‌ از صخره‌ سنگي‌ خارا، ماده‌شتري‌ بيرون‌ آورد كه‌ خروج‌ آن‌ را به‌ رأي‌العين‌ ببينند پس‌ صالح‌(ع)  از آنها عهدها و پيمانها گرفت‌ كه‌ اگر خواسته‌شان‌ را اجابت‌ كند، قطعا به‌ او ايمان ‌خواهند آورد و چون‌ آنها اين‌ عهدها و پيمانها را سپردند، صالح‌(ع)  دعا كرد و آن‌ صخره‌ سنگ‌ به‌ جنبش‌ در آمد و ـ همان‌گونه‌ كه‌ خواسته‌ بودند ـ ماده‌شتري ‌پاك، تنومند و بي‌عيب‌ از آن‌ بيرون‌ آمد و چنان‌ بزرگ‌ و قوي‌ و پرهيبت‌ بود كه ‌چون‌ از برابر چهارپايان‌ ديگر مي‌گذشت، همه‌ از او مي‌رميدند. در اين‌ هنگام، رئيس‌ آن‌ قوم‌ و پيروانش‌ ايمان‌ آوردند. صالح‌(ع)  به‌ فرمان‌ خداي‌ عزوجل‌ چنين‌مقرر كرد كه‌ يك‌ روز آن‌ ماده‌شتر آب‌ چاهشان‌ را بنوشد و روز ديگر آنان‌ از آب ‌آن‌ چاه‌ استفاده‌ كنند و در آن‌ روز كه‌ او آب‌ چاه‌ را مي‌نوشيد، آنها از شير وي ‌مي‌نوشيدند زيرا چنان‌ شيرآور بود كه‌ چون‌ او را مي‌دوشيدند، هر مقدار از ظروفي ‌كه‌ مي‌خواستند، از شير آن‌ پر مي‌شد و قوم‌ همه‌ از شيرش‌ سير و سيراب‌ مي‌شدند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1214.txt">آيه  74</a><a class="tex