لند كند و فرياد برآورد، يا در دعايش‌ چيزي‌ را بخواهد كه‌ حق‌ وي‌ نيست‌؛ چون‌ جاودانگي‌ در دنيا، يا دست‌يافتن‌ به‌ آنچه‌ كه‌ ذاتا محال‌ است، يا دستيابي‌ به ‌منازل‌ و مقامات‌ انبيا‡ در آخرت‌. چنان‌كه‌ از ابوموسي‌ اشعري‌(رض)  روايت‌ شده ‌است‌ كه‌ فرمود: مردم‌ صداهايشان‌ را در دعا بلند نمودند پس‌ رسول‌ خداص در حديث‌ شريف‌ فرمودند: «اي‌ مردم‌! بر خود آسان‌ بگيريد زيرا شما ذات‌ ناشنوا يا غايبي‌ را نمي‌خوانيد بلكه‌ ذاتي‌ را مي‌خوانيد كه‌ شنوا و نزديك‌ است‌...».عبدالله بن‌ مغفل‌(رض)  از فرزندش‌ شنيد كه‌ مي‌گويد: «بارخدايا! من‌ از تو مي‌خواهم‌كه‌ چون‌ به‌ بهشت‌ وارد مي‌شوم، به‌ من‌ قصري‌ سپيد ببخشي‌! عبدالله  گفت‌: فرزندم‌! از خدا بهشت‌ را بخواه‌ و به‌ او از دوزخ‌ پناه‌ ببر و همين‌ قدر كافي‌ است ‌زيرا من‌ از رسول‌ خداص شنيدم‌ كه‌ در حديث‌ شريف‌ فرمودند: «گروهي‌ هستند كه ‌در دعا و وضو، از حد در مي‌گذرند».
خلاصه‌ آداب‌ دعا اين‌ است‌: 
1 ـ دعاكننده‌ بايد باوضو باشد.
2 ـ رو به‌ قبله‌ باشد.
3 ـ قلبش‌ را از خطرات‌ و مشغوليت‌ها خالي‌ گرداند.
4 ـ دعا را با درود آغاز و با درود به‌پايان‌ برد.
5 ـ دستها را به‌سوي‌ آسمان‌ بردارد.
6 ـ مؤمنان‌ را در آن‌ شريك‌ سازد.
7 ـ جوياي‌ ساعاتي‌ باشد كه‌ ساعات‌ اجابت‌ دعاست‌؛ همچون‌ ثلث‌ اخير شب، وقت‌ افطار، روز جمعه، حالت‌ سفر و ديگر مواردي‌ كه‌ در روايات‌ آمده‌ است‌.
 
	آيه  56
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفاً وَطَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِيبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در زمين‌ بعد از اصلاح‌ آن‌ فساد نكنيد» يعني‌: بعد از آن‌ كه‌ خداي‌ منان‌ با فرستادن‌ پيامبران‡ و نازل‌ كردن‌ كتب‌ و تبيين‌ قوانين‌ و احكام، زمين‌ را به‌ صلاح ‌آورد و بعد از آن‌ كه‌ مؤمن‌ يا كافري‌ آن‌ را آبادان‌ كرد، درآن‌ فساد نكنيد؛ با كشتن ‌مردم‌ و ويران‌ ساختن‌ منازلشان‌ و قطع‌ درختانشان‌ و مسدود ساختن‌ انهارشان‌. و ازجمله‌ فساد در زمين‌: كفر به‌ خداي‌ سبحان، افتادن‌ در معاصي‌ وي‌ و لغو كردن ‌قوانين‌ و شرايع‌ وي‌ بعد از برقرار شدن‌ آنهاست‌ «و او را با بيم‌ و اميد بخوانيد» بيم‌ ازاين‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ دعايتان‌ را اجابت‌ نكند و اميد به‌ اين‌ كه‌ دعايتان‌ را مورد اجابت‌ قراردهد. ابن‌كثير در تفسير آن‌ مي‌گويد: «بيم‌ از فرجام‌ فلاكت‌بار عذاب ‌باري‌ تعالي‌ و اميد به‌ ثواب‌ خجسته‌ و فرخنده‌ وي». «هرآينه‌ رحمت‌ خدا به‌ نيكوكاران‌ نزديك‌ است» اين‌ تعبير، بندگان‌ را به‌سوي‌ خير ترغيب‌ و به‌ آنها در اين‌ جهت‌ نشاط و شادابي‌ مي‌بخشد. نيكوكاران‌: كساني‌اند كه‌ ايمان‌ به‌ وجود و يگانگي‌ خداي‌ سبحان‌ را با ايمان‌ به‌ غيب‌ يكجا كرده، فرايض‌ خدا(ج)  را بجاآورده‌ و از محرمات‌ وي‌ مي‌پرهيزند و ترس‌ و مراقبت‌ الله(ج)  را در دل‌ دارند، هم ‌از اين‌ رو اعمالشان‌ را نيك‌ مي‌گردانند.
 
آيه  57
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَاباً ثِقَالاً سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَنزَلْنَا بِهِ الْمَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ كَذَلِكَ نُخْرِجُ الْموْتَى لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اين‌ آيه، متضمن‌ ذكر نعمتي‌ از نعمتهاي‌ بي‌شماري‌ است‌ كه‌ خداوند(ج)  بر بندگانش‌ ارزاني‌ نموده، در عين‌حال‌ كه‌ دليلي‌ از دلايل‌ وحدانيت‌ و ثبوت‌ الوهيت ‌حق‌ تعالي‌ نيز هست‌: «و اوست‌ آن‌ كه‌ بادها را مژده‌رسان‌ پيشاپيش‌ رحمت‌ خود» كه ‌باران‌ است‌ «مي‌فرستد» يعني‌: بادها مژده‌رسان‌ بارانند «تا آن‌گاه‌ كه‌ ابرهاي‌ گرانبار را بردارند» يعني‌: تا آن‌گاه‌ كه‌ چون‌ بادها ابرهايي‌ را كه‌ با محموله‌ آب‌ خود گرانبارند، حمل‌ كنند، دراين‌ هنگام‌: «آن‌ را» يعني‌: ابر را «به‌سوي‌ زمين ‌مرده‌اي» يعني‌: سرزمين‌ باير و بي‌گياهي‌ «مي‌رانيم‌. پس، از آن» ابر گرانبار «آب ‌فرود مي‌آوريم» به‌ آن‌ سرزمين‌ باير و مرده‌ «آن‌گاه‌ از آن‌ هر ميوه‌اي‌ برآوريم» يعني‌: با آن‌ آب‌ همه‌گونه‌ ميوه‌ و سبزه‌ مي‌رويانيم‌ و برمي‌آوريم‌ «بدين‌سان‌ مردگان‌ را بيرون‌ مي‌آوريم» يعني‌: مردگان‌ را نيز همانند بيرون ‌آوردن‌ ميوه‌ها و رستني‌ها، در روز محشر از قبرها بيرون‌ مي‌آوريم‌ زيرا وقتي‌ در پيشگاه‌ قدرت‌ حق‌ تعالي ‌بيرون ‌آوردن‌ ميوه‌ها به‌ اين‌ صورت‌ عجيب‌ و با اين‌ عمليه‌ پيچيده‌ و عظيم، ممكن ‌بود، ديگر چه‌ چيزي، آن‌ قادر لايزال‌ را از بيرون‌آوردن‌ مردگان‌ از قبرهايشان ‌ناتوان‌ مي‌گرداند؟ «باشد كه‌ پند گيريد» و به‌ قدرت‌ عظيم‌ خداوند متعال‌ و صنع ‌بديع‌ وي‌ و اين‌ كه‌ او بر زنده‌ ساختن‌ مجدد و برانگيختن‌ دوباره‌ شما تواناست، پي‌ ببريد زيرا ميان‌ دو بيرون ‌آوردن‌ فوق، هيچ‌ فرقي‌ نيست‌.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1196.txt">آيه  58</a><a class="text" href="w:text:1197.txt">آيه  59</a><a class="text" href="w:text:1198.txt">آيه  60</a><a class="text" href="w:text:1199.txt">آيه  61</a><a class="text" href="w:text:1200.txt">آيه  62</a><a class="text" href="w:text:1201.txt">آيه  63</a><a class="text" href="w:text:1202.txt">آيه  64</a><a class="text" href="w:text:1203.txt">آيه  65</a><a class="text" href="w:text:1204.txt">آيه  66</a><a class="text" href="w:text:1205.txt">آيه  67</a></body></html>آيه  58
‏متن آيه : ‏
‏ وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لاَ يَخْرُجُ إِلاَّ نَكِداً كَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و شهر پاك، گياهش‌ به ‌اذن‌ پروردگارش‌ برمي‌آيد» در اينجا مراد از بلد: زمين‌ وخاك‌ است‌. يعني‌: خاك‌ پاك، گياهش‌ به ‌اذن‌ پروردگار و فراهم‌ساختن‌ شرايط ضروري‌ براي‌ روييدن‌ آن‌؛ به‌ نيكوترين، تمامترين‌ و كاملترين‌ شكل‌ خود بيرون‌ مي‌آيد «و آن‌ زميني‌ كه‌ ناپاك‌ است، گياهش‌ جز اندك‌ و بي ‌فايده‌ برنمي‌آيد» يعني‌: خاك‌ پليد، جز گياهي‌ پليد و ناچيز بيرون‌ نمي‌آورد. نكد: يعني‌ بي‌خير و ناچيز. اين‌ تمثيلي‌ براي‌ دلهاست، كه‌ قلب‌ پندپذير مؤمن‌ را به‌ زمين‌ پاكيزه‌ و قلب‌ فاسق‌ پندگريز را به‌ زمين‌ پليد تشبيه‌ كرده‌ است‌ «اين‌گونه، آيات‌ خود را براي‌ مردمي‌ كه‌ شكرگزاري‌ مي‌كنند» از حق‌ تعالي‌ و به‌ نعمت‌هاي‌ وي‌ اعتراف‌ مي‌كنند «گونه‌گون ‌بيان‌ مي‌كنيم».
ابن‌عباس‌ك در تفسير:  ﴿‏ وَالْبَلَدُ الطَّيِّب...﴾ مي‌گويد: «اين‌ مثلي‌ است‌ كه‌ خداي ‌عزوجل‌ براي‌ مؤمن‌ زده ‌است‌ زيرا مي‌فرمايد: مؤمن‌ پاكيزه‌ است‌ و عملش‌ نيز پاكيزه‌ است‌ چنان ‌كه‌ زمين‌ پا