آنان‌ جز در انتظار تأويل‌ آنند؟» يعني‌: كفار جز عذابي‌ را كه‌ در قرآن‌ به‌ آنان‌ وعده‌ داده‌ شده‌ است، انتظار نمي‌كشند، عذابي‌ كه‌ سرانجام، كارشان‌ بدان‌ منتهي‌ خواهد شد. ربيع‌ در تفسير آن‌ مي‌گويد: «پيوسته‌ از تأويل‌ قرآن‌ مسائلي‌ نو به‌ميان ‌مي‌آيد تا آن‌ كه‌ روز حساب‌ فرارسد و در آن‌ روز است‌ كه‌ تأويل‌ آن‌ به‌ اتمام ‌مي‌رسد». «روزي‌ كه‌ تأويل‌ آن‌ فرارسد» كه‌ همانا روز قيامت‌ است‌ «كساني‌ كه‌ آن‌را پيش‌ از آن‌ فراموش‌ كرده‌ بودند» يعني‌: كساني‌ كه‌ قرآن‌ را قبل‌ از آن‌ كه‌ مصداق ‌وعده‌هاي‌ آن‌ فرارسد و فرجام‌ مورد بحث‌ در آن، تحقق‌ يابد، ترك‌ كرده‌ بودند؛ «مي‌گويند: بي‌شك‌ فرستادگان‌ پروردگار ما حق‌ و حقيقت‌ را آورده‌ بودند» بدين‌گونه، در جايي‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ اقرار و اعتراف‌ مي‌كنند كه‌ اين‌ اعتراف‌ در آنجا هيچ ‌سودي‌ به‌ حالشان‌ ندارد «پس‌ آيا امروز ما را شفاعتگراني‌ هست‌؟» اين‌ جمله‌ به‌ معناي‌ تمناست‌. يعني‌: اي‌ كاش‌ براي‌ ما شفاعتگراني‌ مي‌بود «تا براي‌ ما شفاعت‌كنند» در نزد پروردگار ما تا ما را از عذاب‌ دوزخ‌ معاف‌ گرداند «يا بازگردانيده‌ شويم» يا براي‌ ما شفاعت‌ كنند كه‌ خداي‌ سبحان‌ ما را به‌سوي‌ دنيا بازگرداند «آن‌گاه‌ عمل‌ كنيم» اگر بازگشت‌ داده‌ شويم‌ «غير آنچه‌ مي‌كرديم» از معاصي‌ واعمال‌ شرك‌آلود «به‌راستي‌ كه‌ به‌ خود زيان‌ زدند» يعني‌: آنان‌ از زندگي‌ و توانمنديهاي‌ خود در جهت‌ صلاح‌ و فلاح‌ خويش‌ هيچ‌ بهره‌اي‌ نگرفتند پس‌ زندگي‌ آنان‌ بر آنان‌ بلا و محنت‌ گرديد، گويي‌ هستي‌ خود را باخته‌اند، همانند تاجري‌ كه ‌رأس‌المال‌ خود را مي‌بازد «و گم‌ شد از آنان‌ آنچه‌ افترا مي‌كردند» يعني‌: دروغ‌بافي‌هايشان‌ كه‌ در دنيا برمي‌ساختند، تباه‌ و نابود شد، يا معبودهايي‌ كه‌ در دنيا شريك‌ خداي‌ سبحان‌ قرار مي‌دادند، از نزدشان‌ ناپديد شد و هيچ‌ سودي‌ به ‌آنان‌ نرسانيد.
 
آيه  54
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همانا پروردگار شما آن‌ اللهي‌ است‌ كه‌ آسمانها و زمين‌ را در شش‌ روز آفريد» به‌ قولي‌: اين‌ روزها از روزهاي‌ دنيا بود. به‌ قولي‌ديگر: اين‌ روزها از روزهاي‌ آخرت‌ بود كه‌ هر روز آن‌ به‌اندازه‌ هزار سال‌ دنياست‌. نقل ‌است‌ كه‌: اولين‌ روز از اين‌ روزهاي‌ شش‌گانه، يك‌شنبه‌ و آخرين‌ آن، روز جمعه‌ بود.
علما در بيان‌ حكمت‌ اين‌ آفرينش‌ تدريجي‌ گفته‌اند: 
1 ـ هرچند خداي‌ سبحان‌ بر آفرينش‌ خلقت‌ در يك‌ آن‌ واحد هم‌ قادر است‌ و همين‌ كه‌ به‌ آن‌ بگويد: «كن‌: موجود باش»، بي‌درنگ‌ موجود مي‌شود ولي‌براي‌ هرچيز نزد او ميعادي‌ است‌ و سنتش‌ بر آن‌ رفته‌ كه‌ آفرينش‌ روند تدريجي‌ داشته‌ و مرحله‌به‌مرحله‌ به‌ تكامل‌ برسد.
2 ـ باري‌ تعالي‌ با اين‌ آفرينش‌ تدريجي، خواسته‌ است‌ تا به‌ ما تأني‌ در امور را بياموزاند.
3 ـ ايجاد يك‌ چيز بعد از چيز ديگر، بر وجود آفريننده‌ مدبر مريد مختار و فعال ‌ما يشاء دلالت‌كننده‌تر است‌.
«سپس‌ بر عرش‌ مستوي‌ شد» استواء: عبارت‌ از برتري‌ و استقرار است‌ و خداي ‌سبحان‌ خود به‌ كيفيت‌ آن‌ داناتر مي‌باشد و ما به‌ آن‌ به‌گونه‌اي‌ كه‌ به‌ جلال‌ و عظمت‌ وي‌ سزاوار است، عقيده‌ داريم‌. از ام‌سلمه‌ در تفسير: ﴿ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ﴾   روايت‌ شده‌است‌ كه‌ فرمود: درك‌ كيفيت‌ استوا در حيطه‌ عقل‌ نيست‌ اما استوا مجهول‌ هم‌ نيست، و اقرار به‌ آن‌ ايمان‌ و انكار آن‌ كفر است‌. از مالك‌بن‌انس‌(رض)  نيز روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ شخصي‌ از وي‌ پرسيد: خداي‌ سبحان‌ چگونه‌ برعرش‌ استوا يافت؟ مالك‌ گفت‌: «استوا معلوم‌ است‌ (يعني‌ در لغت‌) و كيف ‌(يعني‌ كيفيت‌ اين‌ استوا) مجهول‌ است‌ و ايمان‌ به‌ آن‌ واجب‌ و سؤال‌ كردن‌ از آن ‌بدعت‌ مي‌باشد». اين‌ است‌ مذهب‌ سلف‌ صالح‌ در اين‌ باب‌. عرش‌: عبارت‌ از تخت‌ جهانداري‌ است‌ كه‌ بزرگترين‌ مخلوقات‌ خداي‌ عزوجل‌ مي‌باشد. «شب‌ را به ‌روز مي‌پوشاند» يعني‌: حق‌ تعالي‌ شب‌ را همچون‌ پرده‌اي‌ براي‌ روز مي‌گرداند كه‌ با ظلمت‌ خويش، روشني‌ آن‌ را مي‌پوشاند «شب، روز را به‌شتاب‌ مي‌طلبد» يعني‌: درحالي‌ شب‌ را به‌ روز مي‌پوشاند كه‌ شب‌ شتابان‌ در طلب‌ روز است‌ و در هيچ‌ حال‌ و لحظه‌اي‌ از طلب‌ آن‌ سست‌ نمي‌شود. گفتني‌ است‌ كه‌ اين‌ تعبير، يكي‌ از معجزات‌ بزرگ‌ علمي‌ قرآن ‌كريم‌ است‌ كه‌ حركت‌ و دوران‌ محوري‌ زمين‌ را اثبات ‌مي‌كند. «و آفتاب‌ و ماه‌ و ستارگان‌ را» آفريد «كه‌ رام‌شده‌ فرمان‌ اويند» يعني‌: برطبق‌ اراده‌ و امر تكويني‌ او بي‌هيچ‌گونه‌ تخلفي‌ سير مي‌كنند «آگاه‌ شو كه‌ خلق‌ و امر او راست» يعني‌: كائنات‌ همه‌ آفريده‌ او و فرمان‌ در آن، فرمان‌ اوست‌. «امر» عبارت‌ از: فرمانهاي‌ تكويني‌ و احكام‌ تشريعي‌ حق‌ تعالي‌ است‌ «الله، پروردگار جهانيان‌ به‌ غايت‌ بزرگ‌ است» يعني‌: بركت‌ و خير او بسيار بزرگ‌ و پرگستره‌ است‌.
ابودرداء(رض)  از رسول‌اكرم‌ص در حديث‌ شريف‌ اين‌ دعاي‌ مأثور را روايت‌ كرده‌است‌: «اللهم لك الملك كله ولك الحمد كله وإليك يرجع الأمر كله، أسالك من الخير كله وأعوذ بك من الشر كله‌: بارخدايا! تمام‌ ملك‌ ازآن‌ توست‌ و تمام‌ حمد از آن‌ توست‌ و تمام‌ امر به‌سوي‌ تو برمي‌گردد پس، از تو تمام‌ خير را مي‌طلبم‌ و از تمام ‌شر به‌ تو پناه‌ مي‌برم».
آيه  55
‏متن آيه : ‏
‏ ادْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پروردگارتان‌ را به‌ زاري‌ بخوانيد» يعني‌: با تضرع‌ و تذلل‌ و تملق‌ و اخلاص‌ و رغبت، به‌سوي‌ او دعا كنيد «و» پروردگارتان‌ را به‌ «خفيه» بخوانيد. خفيه‌: خواندن‌ خداوند متعال‌ به‌طور پنهان‌ از چشم‌ و گوش‌ مردم‌ است‌ زيرا خواندن ‌حق‌ تعالي‌ بدين‌ شيوه، رگ‌وريشه‌ ريا را به‌كلي‌ قطع‌ مي‌كند. احناف‌ با اين‌ آيه، برخفيه‌ خواندن‌ آمين‌ در نماز استدلال‌ كرده‌اند زيرا در نزد آنان، آمين‌ دعاء است‌. «هرآينه‌ او از حدگذرندگان‌ را» يعني‌: تجاوزكنندگان‌ از مرز اوامر خود را ـ چه‌ در دعا و چه‌ در امور ديگر ـ «دوست‌ ندارد».
يادآور مي‌شويم‌؛ تجاوز در دعا چنين‌ است‌ كه‌: دعاكننده‌ در دعا صدايش‌ را بسيار 