ه‌ شتر، اوسط آن‌ گاو و كمترين‌ آن‌ گوسفندي‌است‌». «و تا قرباني‌ به‌ محل‌ قربانگاه‌ نرسيده‌» محل: جاي‌ فرود آوردن‌ قرباني‌است‌ و آن‌ در نزد شافعي‌ و مالك، همان‌ محل‌ احصار (بازداشته‌شدن‌ از ادامه‌ طي‌ طريق‌ به‌ سوي‌ حج) است‌. اما در نزد حنفي‌ها، محل‌ خود حرم‌ است‌. آري‌! تاقرباني‌ به‌ محل‌ قربانگاه‌ نرسيده‌ «سر خود را نتراشيد» يعني: خود را حلال‌ نسازيد. اين‌ خطابي‌ است‌ به‌ همه‌ كساني‌ كه‌ احرام‌ بسته‌اند، كه‌ تا وقتي‌ قرباني‌ خود را ذبح ‌نمي‌كنند - اگر با خود قرباني‌اي‌ دارند - نبايد خود را با تراشيدن‌ سر، حلال‌ سازند «و هر كس‌ از شما بيمار باشد، يا در سر ناراحتي‌اي‌ داشته‌ باشد» چون‌ شپش‌ زدگي، يا سردرد و ناچار شود كه‌ درحال‌ احرام‌ سر بتراشد «به‌ كفاره‌ آن‌ بايد روزه‌اي‌ بگيرد، يا صدقه‌اي‌ بدهد، يا قرباني‌اي‌ بكند» يعني: بايد يكي‌ از سه‌ كار ذيل‌ را انجام‌ دهد: با سه‌ صاع‌ از خوراك‌ غالب‌ آن‌ سرزمين، به‌ شش‌ نفر مسكين‌ خوراك‌ بدهد[8]، ياگوسفندي‌ را قرباني‌ كند و يا سه‌ روز، روزه‌ بگيرد. نسك: اصلا به‌ معناي‌ عبادت‌است، اما در اينجا مراد از آن‌ حيوان‌ مذبوحه‌ مي‌باشد و آن‌ را نسك‌ ناميدند زيرا ذبح‌ حيوان‌ در حرم، از بهترين‌ و شريف‌ترين‌ عباداتي‌ است‌ كه‌ مؤمن‌ به‌ وسيله‌ آن ‌به‌ خداوند متعال‌ تقرب‌ مي‌جويد. «أو» براي‌ تخيير (انتخاب) است، يعني: اگر كسي‌ به‌ دليل‌ بيماري‌ يا وجود ناراحتي‌اي‌ در سر خويش، قبل‌ از ذبح‌ سرمي‌تراشد، بايد يكي‌ از اين‌ سه‌ كار را انتخاب‌ كند و انجام‌ دهد و كساني‌ كه‌ بدون ‌داشتن‌ عذري‌ سر مي‌تراشند، نيز در اين‌ حكم، همانند شخص‌ معذور مي‌باشند. وآنان‌ كه‌ سر نمي‌تراشند، اما - به‌ سبب‌ داشتن‌ عذري‌ يا بدون‌ آن‌ - از خوشبويي، پوشيدن‌ لباس‌ غير احرام‌ و استعمال‌ روغن‌ بهره‌ مي‌گيرند، نيز مشمول‌ اين‌ حكم‌اند.
بخاري‌ در بيان‌ سبب‌ نزول: ﴿ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضاً﴾ از كعب‌ بن‌ عجره‌(رض) روايت‌مي‌كند كه‌ فرمود: «در ايام‌ مناسك‌، آن‌ قدر بي‌حال‌ گرديدم‌ كه‌ مرا بر دوش‌ خود نزد رسول‌ خداص بردند، در حالي‌ كه‌ شپش‌ها بر سر و صورتم‌ مي‌دويدند. رسول‌ خداص كه‌ مرا بر اين‌ حال‌ ديدند، فرمودند: فكر نمي‌كردم‌ كه‌ تا بدين‌ حد به‌زحمت‌ افتاده‌ باشي، آيا گوسفندي‌ را مي‌تواني‌ بيابي‌؟ گفتم: نه‌! فرمودند: پس‌ سه‌ روز روزه‌ بگير، يا شش‌ نفر مسكين‌ را اطعام‌ كن، به‌ هر نفر مسكين‌ نيم‌ صاع‌ ازطعام‌ و آن‌گاه‌ سرت‌ را بتراش‌. همان‌ بود كه‌ درباره‌ من‌ نازل‌ شد: ﴿فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضاً﴾، لذا اين‌ بخش‌ از آيه‌ كريمه‌ درباره‌ من‌ نازل‌ شده‌ است، ولي‌ اي‌مسلمين‌! حكم‌ آن‌ در باره‌ شما نيز عام‌ است‌». «پس‌ چون‌ ايمني‌ يافتيد» يعني: چون‌ از بيم‌ دشمن‌ ايمن‌ شديد، يا از بيماري‌ شفا يافتيد، لذا به‌ علت‌ بيماري، يا بيم‌از دشمن، يا به‌ علت‌ احصار[9]، از به‌اتمام‌رساندن‌ مناسك‌ باز داشته‌ نشديد؛ «پس‌هر كس‌ با عمره‌ به‌ سوي‌ حج‌ بهره‌ بگيرد» يعني: هر كس‌ به‌ سبب‌ فراغت‌ از عمره، ازمحظورات‌ احرام‌ بهره‌ بگيرد، سپس‌ مجددا در ماههاي‌ حج‌ براي‌ حج‌ احرامي ‌دوباره‌ ببندد - كه‌ اين‌ را اصطلاحا حج‌ تمتع‌ مي‌نامند - «بر اوست‌» يعني: برحاجي‌ متمتع‌ است‌ «كه‌ هرآنچه‌ ميسر باشد، قرباني‌ كند» در مكه‌ بعد از احرام‌بستن‌براي‌ حج‌ تا نقصي‌ كه‌ به‌ سبب‌ بهره‌گيري‌ و تمتع‌ وي‌ از محظورات‌ احرام‌ به‌ وجودآمده، جبران‌ شود. و بهتر اين‌ است‌ كه‌ اين‌ قرباني‌ را در روز نحر (عيد قربان) ذبح‌نمايد «پس‌ كسي‌ كه‌ قرباني‌اي‌ نيافت‌» به‌سبب‌ نداشتن‌ مال، يا به‌دليل‌ نبودن‌ حيوان‌قرباني‌ «بايد در هنگام‌ حج‌ سه‌ روز، روزه‌ بدارد» يعني: در ايام‌ حج‌، از هنگامي‌ كه ‌براي‌ حج‌ احرام‌ مي‌بندد تا يوم‌النحر (روز دهم‌ ذي‌الحجه) سه‌ روز، روزه ‌بدارد و بهتر اين‌ است‌ كه‌ قبل‌ از روز ششم‌ ذي‌الحجه‌، روزه‌گرفتن‌ را آغاز كند، چرا كه‌ روزه‌ گرفتن‌ روز عرفه‌ مكروه‌ است‌ و روزه ‌گرفتن‌ در ايام‌ تشريق‌ نيز - درقول‌ صحيح‌تر منقول‌ از امام‌ شافعي‌ - جايز نيست‌ «و هفت‌ روز پس‌ از بازگشتتان‌» به‌ وطن‌ و سرزمين‌ خود بايد روزه‌ بگيريد «اين‌ ده‌ روز كامل‌ است‌». تأكيد بر روي‌ عدد ده‌ روز، براي‌ دفع‌ اين‌ توهم‌ است‌ كه‌ حاجي‌ نپندارد؛ ميان‌ گرفتن‌ سه‌ روز روزه‌ در ايام‌ حج، يا هفت‌ روز در هنگام‌ بازگشت‌ به‌ خانه‌ خود، مخير خواهد بود، نه‌! او مخير نيست‌ و اين‌ ده‌ روز كامل‌ را بايد روزه‌ بدارد و از آن‌ هيچ‌ كم‌نمي‌شود. پس‌ مراد از تمتع‌، اين‌ است‌ كه‌ شخص‌ در ماههاي‌ حج‌ براي‌ انجام‌ عمره‌ احرام‌ ببندد و سپس‌ خود را حلال‌ ساخته‌ در مكه‌ مقيم‌ گردد تا فرارسيدن‌ ايام‌ حج‌ كه‌ باز براي‌ حج‌ احرامي‌ دوباره‌ مي‌بندد. بدين‌ ترتيب‌ است‌ كه‌ حاجي‌ در مقطع ‌موجود ميان‌ دو احرام‌؛ از آن‌ امور مباحي‌ تمتع‌ مي‌گيرد كه‌ بهره‌گرفتن‌ از آنها براي ‌وي‌ در حال‌ احرام‌ حلال‌ نيست‌. «اين‌» حج‌ تمتع‌ «براي‌ كسي‌ است‌ كه‌ اهل‌مسجدالحرام‌ نباشد» يعني: از اهل‌ مكه‌ و اطراف‌ آن‌ تا محلات‌ ميقات‌ نباشد - درنزد حنفي‌ها - و تا دو منزلي‌ حرم‌ ساكن‌ نباشد - در نزد شافعي‌ - بنابراين، اهل‌مكه‌ فقط مي‌توانند حاجي‌ «مفرد» باشند، نه‌ حاجي‌ «تمتع‌» و نه‌ حاجي‌ «قران‌» زيرا تمتع، در واقع‌ تسهيل‌ و تخفيفي‌ براي‌ حجاج‌ آفاقي‌ يعني‌ غريباني‌ است‌ كه‌ نيازبه‌ اين‌ رخصت‌ دارند، چرا كه‌ مشقتهاي‌ سفر را تحمل‌ كرده‌اند، در حالي‌ كه‌ اهل‌حرم‌ به‌ اين‌ رخصت‌ نيازي‌ ندارند «و از خدا بترسيد» با رعايت‌ دقيق ‌اوامرش‌ و بازداشتن‌ خود از نواهي‌اش‌ و بترسيد از اين‌ كه‌ تجاوزي‌ از شما سر زند «و بدانيد كه‌ خدا سخت‌كيفر است‌» براي‌ آنان‌ كه‌ از حدودش‌ تجاوز مي‌كنند.
 
[8] صاع: چهار مد است که نزد حنفی ها (2900) گرم و نزد جمهور (2751) گرم می باشد. مد: (675) گرم است.
[9] علامه رشید احمد گنگوهی در کتاب «زبدة المناسک» می گوید: محرمی که به سبب خوف دشمن یا درنده یا به علت غلبه بیماری در راه بماند، در اصطلاح او را «محصر» می نامند، اگر این فرد محصر مفرد است یا معتمر پس باید یک دم یا قیمت آن را به کسی داده آن را به مکه بفرستد تا جانور را در حرم ذبح کنند، و تاریخ وقت ذبح باید از قبل معین باشد تا محرم بعد از ذبح بتواند حلال شود. برای این ذبح ایام نحر ضروری نیست و اگر برای کسی این دم یا قیمتش میسر نباشد، پس تا زمانی که در حرم حیوانی ذبح کرده  نشود و یا خودش رفته طواف و سعی و حلق نکند، نمی تواند حلال شود و محصری که قارن باشد دو دم بفرستد و ا