َرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِن مَّاء فَأَحْيَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخِّرِ بَيْنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
عطاء در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيات‌ مي‌گويد؛ آيه‌: (و خداي‌ شما خدايي‌ يگانه‌است‌... ) [163] در مدينه‌ بر رسول‌ خداص نازل‌ شد، پس‌ كفار قريش‌ در مكه‌گفتند: چگونه‌ همه‌ مردم‌ را يك‌ خدا بسنده‌ است؟ همان‌ بود كه‌ نازل‌ شد: «هرآينه‌ در آفرينش‌ آسمانها و زمين‌ و درپي‌ هم‌ آمدن‌ شب‌ و روز» يعني: به‌دنبال ‌هم ‌آمدن‌ آنها، اختلاف‌ آنها در روشني‌ افشاندن‌ و تاريكي‌ افگندن، گرما وسرما، كمي‌ و فزوني‌ و در اسباب‌ و نتايج‌ اينها كه‌ مشحون‌ و آكنده‌ از حكمتهاي ‌بالغه‌ و رعايت‌ مصلحت‌ مخلوقات‌ است‌ «و» در «كشتي‌هايي‌ كه‌ در دريا روانند باآنچه‌ به‌ مردم‌ سود مي‌رسانند» با فراهم‌كردن‌ امكان‌ سير و سفر دريايي‌ مردم‌ و انتقال‌كالاهاي‌ تجارتي‌ و بارهاي‌ سنگينشان‌ در ميان‌ قاره‌هاي‌ مختلف‌ زمين‌ «و» در «آبي‌ كه‌ خداوند از آسمان‌ فرو فرستاده‌ و با آن‌ زمين‌ را پس‌ از مردنش‌ زنده‌ گردانيده‌ ودر آن‌ هرگونه‌ جنبنده‌اي‌ را پراكنده‌ كرده‌» از كليه‌ جنبنده‌ها و خزنده‌هايي‌ كه‌ در زمين‌ مي‌خزند. كلمه‌ «دابه‌» بر آن‌ حيواناتي‌ اطلاق‌ شده‌ كه‌ در سواري‌ و باربري‌ مورداستفاده‌ قرار مي‌گيرند. «همچنان‌ در گردانيدن‌ بادها» يعني: فرستادن‌ آنها به ‌صورت‌ بادهاي‌ عقيم‌ و باروركننده، بادهاي‌ بسيار سرد و هلاك‌كننده، باد گرم‌ وتف‌ آلود، باد خوشگوار و پيروزي‌آورنده، باد نرم‌ و ملايم‌ و باد توفاني‌ ودرهم‌كوبنده‌. به‌ قولي: گردانيدن‌ باد؛ به‌ معناي‌ فرستادن‌ آن‌ به‌ جهتهاي‌ جنوب‌ وشمال‌ و مشرق‌ و مغرب‌ است‌. بادي‌ كه‌ به‌ جهت‌ مشرق‌ مي‌وزد، باد «صبا»، بادي‌كه‌ به‌ جهت‌ مغرب‌ مي‌وزد، باد «دبور» و باد كج‌ كه‌ ميان‌ دو باد از بادهاي ‌چهارگانه‌ مي‌وزد، باد «نكباء» ناميده‌ مي‌شود «و در ابري‌ كه‌ ميان‌ آسمان‌ و زمين ‌مسخر شده‌است‌» يعني: به‌ فرمان‌ خداوند متعال‌ رام‌ شده‌ است‌ و هر جا كه‌ او بخواهد مي‌رود. بعضي‌ گفته‌اند: تسخير آن، به‌ معناي‌ ثبوت‌ و آرميدن‌ آن‌ ميان ‌آسمان‌ و زمين‌ بدون‌ ستون‌ و تكيه‌گاه‌ آشكاري‌ است‌. آري‌! در اين‌ پديده‌هاي‌شگفت‌آور و عظيم: «واقعا نشانه‌هايي‌ وجود دارد» بر وجود و يگانگي‌ خداوند(ج) «براي‌ قومي‌ كه‌ مي‌انديشند» زيرا هر انديشمند و عاقلي‌ مي‌داند كه‌ هيچ‌يك‌ ازخدايان‌ ادعايي‌ كفار، قادر به‌ آوردن‌ چيزي‌ از اين‌ پديده‌ها نيستند، پس‌ هر كس ‌فقط به‌ يكي‌ از اين‌ پديده‌ها به‌ امعان‌نظر و به‌گونه‌ عميق‌ و دقيق‌ بينديشد و ازابزارهاي‌ علم‌ و تجربه‌ براي‌ شناخت‌ ابعاد عظمت‌ آنها كمك‌ بگيرد، به‌طور حتم‌ و قطع‌ باور خواهد كرد كه‌ صانع‌ و آفريننده‌ آنها خداي‌ سبحان‌ است‌.
 
آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٍ وَتَغْشَى وُجُوهَهُمْ النَّارُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
 «تن‌ پوشهايشان‌ از قطران‌ است‌» يعني‌: لباسها و پيراهنهايشان‌ از ماده‌ «قطران‌» است‌ كه‌ از آن‌ بر پوست‌ بدنشان‌ ماليده‌ مي‌شود. و چرا اين‌ ماده‌ انتخاب‌ شده‌ است‌؟ زيرا آتش‌ در اين‌ ماده‌ به‌ سرعت‌ مشتعل‌ مي‌شود و نيز اين‌ ماده‌ بوي ‌گنديده‌اي‌ دارد. قطران‌: صمغي‌ رقيق، چسبنده‌ و سياهرنگ‌ است‌ كه‌ از جوشاندن ‌چوب‌ و زغال‌ يا مانند آن‌ به‌ دست‌ مي‌آيد و سخت‌ قابل‌ اشتعال‌ مي‌باشد. ابن‌عباس‌ مي‌گويد: «قطران‌ مس‌ گداخته‌ است‌». در بعضي‌ از ترجمه‌ها «قطران‌» به‌ «قير» معني‌ شده‌ است‌ «و آتش‌ چهره‌هايشان‌ را مي‌پوشاند» يعني‌: آتش‌ بر روي‌ چهره‌هايشان‌ زبانه‌ مي‌كشد و آنان‌ را عذاب‌ مي‌دهد. مخصوصا پوشش‌ آتش‌ بر چهره‌هايشان‌ ذكر شد زيرا حواس‌ مدركه‌ در چهره‌ قرار دارد وچهره‌ گرامي‌ترين‌ بخش‌ ظاهري‌ بدن‌ است‌ چنان‌كه‌ قلب‌ گرامي‌ترين‌ عضو باطني ‌بدن‌ مي‌باشد.
 
آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ لِيَجْزِي اللّهُ كُلَّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا خداوند هر كسي‌ را، بر وفق‌ آنچه‌ كرده‌ است‌» از خير يا شر «جزا دهد، همانا خداوند زود حساب‌گر است‌» چيزي‌ او را از كار حساب‌ به‌ خود مشغول‌ نمي‌سازد همچنين‌ حساب‌ يكي‌ از آنان‌ او را از حساب‌ ديگران‌ به‌ خود مشغول‌ نمي‌سازد لذا او اين‌ حساب‌ را همزمان‌ با تمام‌ خلايق‌ انجام‌ مي‌دهد.
 
	آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ هَذَا بَلاَغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُواْ بِهِ وَلِيَعْلَمُواْ أَنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ بلاغي‌ است‌» يعني‌: اين‌ قرآن، يا آنچه‌ كه‌ در اين‌ سوره‌ آمده‌ است ‌ابلاغي‌ است‌ كه‌ براي‌ پند و اندرز گرفتن‌ كافي‌ است؛ «براي‌ مردم‌» همگي‌شان؛ زيرا با قرآن، حجت‌ كامل‌ بر آنان‌ اقامه‌ مي‌شود «و تا بدان‌ بيم‌ يابند» يعني‌: تا با اين‌ ابلاغ، به‌ خود آيند و به‌ راه‌ گرايند «و تا بدانند كه‌ او معبودي‌ يگانه‌ است‌» يعني‌: تا با ادله‌ تكويني‌اي‌ كه‌ قبلا ذكر شد و با آيات‌ قرآني‌ تلاوت‌ شده‌ در اين‌ سوره، به ‌وحدانيت‌ خداي‌ سبحان‌ و عدم‌ وجود شريكي‌ براي‌ او پي‌ برده‌ و به‌ خوبي‌ به‌ اين ‌امر دانا گردند «و تا صاحبان‌ خرد پند گيرند» و با اين‌ ابلاغ، از تاريكي‌ها به‌ سوي ‌نور بيرون‌ آيند.
به‌ اين‌ ترتيب، اين‌ آيه‌ كريمه‌ مقاصد اين‌ سوره‌ را در ابلاغ‌، انذار، اعلام‌ وحدانيت‌ خداوند(ج)  و پند و تذكر براي‌ مردم‌ خلاصه‌ كرده‌ است.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2104.xml">صفحة (262)</a><a class="folder" href="w:html:2121.xml">صفحة (263)</a><a class="folder" href="w:html:2138.xml">صفحة (264)</a><a class="folder" href="w:html:2156.xml">صفحة (265) </a><a class="folder" href="w:html:2175.xml">صفحة (266)</a><a class="folder" href="w:html:2196.xml">صفحة (267)</a><a class="folder" href="w:html:2212.xml">صفحة (268) </a><a class="folder" href="w:html:2221.xml">صفحة (269)</a><a class="folder" href="w:html:2234.xml">صفحة (270)</a><a class="folder" href="w:html:2243.xml">صفحة (271) </a><a class="folder" href="w:html:2252.xml">صفحة (272)</a><a class="folder" href="w:html:2263.xml">صفحة (273) </a><a class="folder" href="w:html:2274.xml">صفحة (274)</a><a class="folder" href="w:html:2283.xml">صفحة (275)</a><a class="folder" href="w:html:2291.xml">صفحة (276)</a><a class="folder" href="w:html:2300.xml">صفحة (277)</a><a class="folder" href="w:html:2307.xml">صفحة (278)</a><a class="folder" href="w:html:2316.xml">صفحة (279) </a><a class="folder" href="w:html:2325.xml">صفحة (280)</a><a class="folder" href="w:html:2334.xml">صفحة (281)</a></body>