 چندي‌ در ميان‌ مردم‌ رونق‌ گيرد ولي‌ به‌زودي‌ از رمق ‌افتاده‌ راه‌ فنا درپيش‌ مي‌گيرد و از آنجا كه‌ كلمه‌ كفر و شخص‌ كافر اساسا از هيچ‌ حجتي‌ بهره‌مند نيست‌ پس‌ نه‌ در آن‌ ثباتي‌ است، نه‌ هرگز از آن‌ خيري‌ به‌دست ‌مي‌آيد و نه‌ از آن‌ سخن‌ يا عملي‌ پاك‌ پديدار مي‌شود در حالي‌كه‌ كلمه‌ حق‌ و انسان‌ مؤمن‌ هم‌ در ملكوت‌ اعلي‌ شاخ‌وبرگ‌ دارد و هم‌ در دنيا پيوسته‌ اوج‌ وصعود تازه‌اي‌ مي‌يابد و مردم‌ از او بهره‌مند مي‌شوند.
 
	آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ يُثَبِّتُ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ وَيُضِلُّ اللّهُ الظَّالِمِينَ وَيَفْعَلُ اللّهُ مَا يَشَاءُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خدا مؤمنان‌ را با سخن‌ استوار» كه‌ همانا كلمه‌ طيبه‌: «أشهد أن‌ لا إله‌ إلا الله  و أن ‌محمدا رسول ‌الله» و ساير سخنان‌ حق‌ است‌ «ثابت‌ مي‌گرداند» زيرا گويندگان‌ اين‌سخن‌ استوار، بر آن‌ استمرار ورزيده‌ و پيوسته‌ برآن‌ پايدار مي‌مانند، هم‌ «در زندگي‌ دنيا» چرا كه‌ هرگاه‌ دشمنان‌ خدا(ج)  در دنيا ايشان‌ را زير فشار قرار دهند، يا شيطانهاي‌ انسي‌ و جني‌ ايشان‌ را به‌ وسوسه‌ درافگنند، ايشان‌ بر كلمه‌ حق‌ ثابت‌ و پايدار باقي‌ مي‌مانند «و» هم‌ «در آخرت‌» يعني‌: خداي‌ عزوجل‌ مؤمنان‌ را در وقت‌ پرسش‌ نكير و منكر در قبر و در روز قيامت‌ نيز، با سخن‌ استوار ثابت‌ مي‌گرداند.
جمهور مفسران‌ برآنند كه‌ مراد از استواري‌ مؤمن‌ در زندگي‌ آخرت، استواري ‌وي‌ در گفتن‌ كلمه‌ حق‌ در قبر است، يعني‌: وقتي‌ مؤمنان‌ از دين‌ و معتقدات‌ خود در قبر موردپرسش‌ قرار گيرند، آن‌ را با سخنان‌ ثابت، استوار و روشن، بي‌هيچ ‌لكنت‌ و تردد و يا ناداني‌اي‌ بيان‌ مي‌كنند چنان‌كه‌ در جانب‌ مقابل، كسي‌ كه‌ از اين ‌توفيق‌ بي‌بهره‌ است، در پاسخ‌ سؤال‌ نكير و منكر مي‌گويد: «نمي‌دانم‌!». آن‌گاه‌ به‌وي‌ گفته‌ مي‌شود: «نه‌ دانستي‌ و نه‌ هم‌ خواندي‌». امام‌ رازي‌ نيز مي‌گويد: «به‌ قول ‌مشهور، اين‌ آيه‌ درباره‌ پرسش‌ دو فرشته‌ نكير و منكر در قبر و اين‌كه‌ خداوند(ج)  كلمه‌ حق‌ را بر مؤمن‌ تلقين‌ نموده‌ و او را بر گفتن‌ حق‌ استوار مي‌گرداند، آمده‌ است‌». «و خدا ستمگران‌ را گمراه‌ مي‌كند» يعني‌: حجتشان‌ را از نزدشان‌ گم‌وگور مي‌كند. پس‌ در قبرهايشان‌ و در هنگامه‌ حساب‌ روز حشر، قادر به ‌بيان‌ آن‌ نمي‌شوند.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عثمان‌بن‌ عفان‌ آمده‌ است‌: «چون‌ رسول‌ خدا ص از دفن‌ ميت‌ فارغ‌ مي‌شدند، بر سر قبر وي‌ مي‌ايستادند و مي‌فرمودند: براي ‌برادرتان‌ آمرزش‌ بخواهيد و برايش‌ پايداري‌ مسئلت‌ كنيد زيرا او همين‌ حالا مورد پرسش‌ قرار مي‌گيرد». «و خدا هر چه‌ بخواهد انجام‌ مي‌دهد» يعني‌: در وقت‌ مرگ ‌توفيق‌ اداي‌ كلمه‌ شهادت‌ مي‌دهد و در وقت‌ سؤال‌ نكير و منكر مؤمن‌ را به‌ قول‌ حق‌ گويا مي‌كند لذا مشيت‌ وي‌ مطلق‌ است‌ و از آنچه‌ مي‌كند مورد پرسش‌ قرارنمي‌گيرد.
از ابن‌عباس‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: «چون‌ مرگ‌ مؤمن‌ فرارسد، فرشتگان‌ نزد او حاضر شده‌ و بر او سلام‌ مي‌گويند، آن‌گاه‌ به‌ او مژده‌ بهشت ‌مي‌دهند و چون‌ بميرد با جنازه‌ وي‌ همراه‌ مي‌شوند، سپس‌ همراه‌ مردم‌ بر او نماز مي‌گزارند، آن‌گاه‌ چون‌ دفن‌ شود، در قبر خويش‌ نشانده‌ مي‌شود و به‌ او گفته ‌مي‌شود: پروردگارت‌ كيست‌؟ مي‌گويد: پروردگارم‌ خداوند(ج)  است. سپس‌ به‌ اوگفته‌ مي‌شود: پيامبرت‌ كيست‌؟ مي‌گويد: پيامبرم‌ محمد ص است. سپس‌ به‌ او گفته‌ مي‌شود: شهادتت‌ چيست‌؟ مي‌گويد: «أشهد أن‌ لا إله‌ إلا الله  و أشهد أن ‌محمدا رسول ‌الله». در اين‌ هنگام‌ قبرش‌ به ‌اندازه‌ امتداد ساحه‌ ديدش‌ بر وي‌ فراخ‌ ساخته ‌مي‌شود. اما كافر; پس‌ حكايت‌ وي‌ چنين‌ است‌ كه‌ فرشتگان‌ در هنگام‌ مرگ‌ بر وي ‌فرود مي‌آيند و بر چهره‌ و پشتش‌ مي‌زنند و چون‌ به‌ قبر درآورده‌ شود، او را مي‌نشانند، آن‌گاه‌ به‌ او گفته‌ مي‌شود: پروردگارت‌ كيست‌؟ اما او هيچ‌ جوابي ‌نمي‌دهد زيرا خداوند(ج)  اين‌ حقيقت‌ را فراموش‌ وي‌ مي‌گرداند و چون‌ به‌ وي ‌گفته ‌شود: پيامبري‌ كه‌ به‌سويت‌ مبعوث‌ شده‌ كيست‌؟ باز هم‌ درمي‌ماند و هيچ ‌پاسخي‌ نمي‌دهد. و خدا ستمگران‌ را اين‌ چنين‌ گمراه‌ مي‌كند».
 
 آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُواْ نِعْمَةَ اللّهِ كُفْراً وَأَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا به‌ كساني‌ كه‌ شكر نعمت‌ خدا را به‌ ناسپاسي‌ بدل‌ كردند، ننگريستي‌؟» خداوند متعال، پيامبرش‌ ص را از حال‌ كفار مكه‌ به‌ تعجب‌ فرا مي‌خواند، از آنجا كه‌ آنان ‌با تكذيب‌ وي؛ نعمت‌ عظماي‌ بعثت‌ ايشان‌ را از ميان‌ خود به‌ پيامبري، مورد ناسپاسي‌ قرار دادند، در حالي‌ كه‌ گزينش‌ آن‌ حضرت‌ ص از ميانشان، انعامي ‌بزرگ‌ و بي‌مانند بر آنان‌ بود كه‌ مي‌بايد برآن‌ شكرگزار مي‌بودند «و» با اين‌ ناسپاسي‌ «قوم‌ خود را به‌ سراي‌ هلاكت‌ فرود آوردند» كه‌ جهنم‌ است. بوار: هلاكت ‌است. به‌ قولي‌: مراد از اين‌ گروه، سران‌ قريش‌ بودند كه‌ در روز بدر، قوم‌ خويش ‌را با كشته ‌شدنشان‌ به‌دست‌ لشكر اسلام‌ به‌ سراي‌ نيستي‌ كه‌ عذاب‌ نابود كننده‌ آخرت‌ است‌ فرود آوردند.
آن‌گاه‌ (دارالبوار) را اين‌گونه‌ معرفي‌ مي‌كند: 	آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا وَبِئْسَ الْقَرَارُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در آن‌ سراي‌ هلاكت‌ كه‌ جهنم ‌است، در آن‌ وارد مي‌شوند و چه‌ بد قرارگاهي‌ است‌!».
	آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلُواْ لِلّهِ أَندَاداً لِّيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعُواْ فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَى النَّارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» اين‌ گروهي‌ كه‌ به‌ جهنم‌ در مي‌آيند «براي‌ خداوند همتاياني‌» يعني‌: شركايي‌ در ربوبيت‌ «قرار دادند تا از راه‌ او گمراه‌ كنند» يعني‌: تا قوم‌ خويش‌ را از راه‌ خدا(ج)  به‌ بيراهه‌ در افگنند و اين‌ است‌ كار سران‌ شرك‌ و كفر; از متوليان‌ بتان‌ و ديگر سردمداران‌ مذاهب‌ ضاله‌اي‌ كه‌ از سوي‌ مردم‌ گمراه‌ مورد پيروي‌ قرار مي‌گيرند «بگو: برخوردار شويد» به‌ آنچه‌ كه‌ در آن‌ هستيد از شهوات‌ و گمراه‌سازي‌ مردم‌ «و بدانيد كه‌ قطعا بازگشت‌ شما به‌سوي‌ آتش‌ است‌» يعني‌: قطعا مرجع ‌و مقام‌ نهايي‌ شما آتش‌ دوزخ‌ و همان‌ «دارالبوار» است. گويي‌ گفته‌ شد: اگر بر اين‌ شيوه‌ ادامه‌ دهيد، بدانيد كه‌ حتما بازگشت‌ شما به‌سوي‌ دوزخ‌ است.
 
	آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ قُل لِّعِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُواْ يُقِيمُواْ 