 ايمان‌ و پشتيباني‌تان‌ از ما.
 
	آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا لَنَا أَلاَّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ پيامبران‡ به‌ سخن‌ خود چنين‌ ادامه‌ دادند: «و چرا بر خدا توكل ‌نكنيم‌» يعني‌: ما چه‌ عذري‌ داريم‌ كه‌ بر حق‌ تعالي‌ توكل‌ نكنيم‌ «و حال‌ آن‌كه‌ ما را به‌ راههايمان‌ هدايت‌ كرده‌ است‌؟» يعني‌: حال‌ آن‌كه‌ حق‌ تعالي‌ با ما به‌گونه‌اي‌ عمل ‌كرده‌ است‌ كه‌ توكل‌ ما را بر او واجب‌ و لازم‌ مي‌گرداند، از آن‌ جمله، هدايت‌نمودن‌ ما به‌سوي‌ راهي‌ است‌ كه‌ ما را به‌ سرمنزل‌ رحمتش‌ مي‌رساند «و البته ‌ما بر آزار شما صبر خواهيم‌ كرد» يعني‌: ما سوگند مي‌خوريم‌ بر اين‌ كه‌ در آنچه‌ از سوي‌ شما عليه‌ ما از تكذيب‌ و طرح‌ درخواستهاي‌ باطل‌ و سرسختي‌هاي‌ بي‌جاروي‌ مي‌دهد، صابر و شكيبا خواهيم‌ بود «و توكل‌كنندگان‌ بايد تنها بر خدا توكل ‌كنند» نه‌ بر غير وي. تكرار اين‌ جمله، مفيد پايداري‌ پيامبران‡ در مقام‌ توكل ‌است.
 
آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُم مِّنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در اينجا بود كه‌ آن‌ اقوام‌ سركش‌ به‌ تهديد متوسل‌ شدند: «و كافران‌» متمرد و سركش‌ «به‌ پيامبرانشان‌ گفتند: البته‌ شما را از سرزمين‌ خود اخراج‌ مي‌كنيم، يا اين‌كه‌ به‌كيش‌ ما بازگرديد» چنين‌ بود كه‌ آنان‌ پيامبران‌‡ را ميان‌ بيرون‌ رفتن‌ از سرزمين‌ خود يا بازگشتن‌ به‌ آيين‌ كفر مخير ساختند، يعني‌: اصرار كردند تا يكي‌ از اين‌ دو امر را بر پيامبران‡ تحميل‌ نمايند. البته‌ اين‌ ظلم‌ و تجاوزي‌ آشكار از سوي‌ آنان‌ بود كه‌ پيامبران‡ را به‌ صرف‌ اين‌كه‌ دعوت‌ خداوند(ج)  را برايشان‌ آورده‌اند، از خانه‌ و سرزمين‌ خودشان‌ و از ميان‌ كسان‌ و نزديكانشان‌ اخراج‌ نمايند «پس‌ پروردگارشان‌ به‌ آنان‌» يعني‌: به‌ پيامبران‌ خويش‌ در اين‌ حالت‌ خطير «وحي‌ كرد كه ‌حتما ستمگران‌ را» يعني‌: همين‌ گروه‌ كافر متمرد را «هلاك‌ خواهيم‌ كرد».
آيه  161
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اما: «كساني‌ كه‌ كافر شدند و درحال‌ كفر مردند، لعنت‌ خدا و فرشتگان‌ بر آنان‌ باد» علما با استدلال‌ به‌ اين‌ آيه‌ گفته‌ اند: لعن‌ گفتن‌ بر كافر معيني‌ جايز نيست‌ زيرا حالش‌ در هنگام‌ درگذشتش‌ معلوم‌ نمي‌باشد كه‌ آيا قطعا بر كفر مرده‌ است‌ ياخير. ولي‌ در تجويز لعن‌ كفار به‌ طور عام‌ و كلي‌ بدون‌ تعيين‌ فردي‌ معين، ميان‌ علما هيچ‌ خلافي‌نيست‌. چنان‌كه‌ لعن‌ گنهكاران‌ به‌ طور عام‌ نيز اجماعا جايز است‌. اما لعن‌ يك‌گنهكار معين‌، به‌اتفاق‌ جايز نيست، به‌ دليل‌ روايتي‌ كه‌ مي‌گويد: «شرابخواري‌ را به‌جرم‌ ارتكاب‌ عمل‌ مي‌گساري‌ چندبار مكرر نزد رسول‌ خداص آوردند، در اين‌اثنا برخي‌ از حاضران‌ گفتند: خدا او را لعنت‌ كند، چقدر زياد شراب‌ مي‌نوشد! امارسول‌ خداص فرمودند: عليه‌ برادر مسلمانتان‌ ياور شيطان‌ نباشيد». اين‌حديث‌ شريف‌ در بخاري‌ و مسلم‌ روايت شده‌است‌. بايد دانست‌ كه‌ لعن‌ كفار، جزايي ‌بر كفرشان‌، زجر و توبيخي‌ برايشان‌ به‌ سبب‌ آن‌ كفر و آشكار ساختن‌ قباحت‌ وزشتي‌ كفرشان‌ است‌. البته‌ از ادب‌ اسلام‌ به‌دور است‌ كه‌ رودرروي‌ كسي‌ بر اولعنت‌ گفته‌ شود زيرا اين‌ فحاشي‌ است‌.
«و لعنت‌ تمام‌ مردم‌» بر آنان‌ باد. اين‌ لعنت‌ در روز قيامت‌ است‌. اما در دنيا؛ فرستادن‌ لعنت‌ بر آنان‌ از همه‌ مردم‌ ساخته‌ نيست‌ - و الله اعلم‌.
آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَنُسْكِنَنَّكُمُ الأَرْضَ مِن بَعْدِهِمْ ذَلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِي وَخَافَ وَعِيدِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و قطعا شما را پس‌ از آنان‌» يعني‌: پس‌ از نابود كردنشان‌ «در آن‌ سرزمين ‌سكونت‌ خواهيم‌ داد» يعني‌: در سرزمين‌ اين‌ كافراني‌ كه‌ شما را به‌ اخراج‌ از آن، يا بازگشت‌ به‌ دين‌ خود تهديد كرده‌اند «اين‌» وعده‌اي‌ كه‌ گذشت؛ از به‌ هلاكت ‌رساندن‌ ستمگران‌ و سكونت‌ دادن‌ مؤمنان‌ در منازل‌ و مساكن‌ آنان ‌«براي‌ كسي‌ است‌ كه‌ از ايستادن‌ در حضور من‌» در روز حشر و حساب‌ «بترسد» به‌ قولي‌ ديگر معني‌ اين‌ است‌: اين‌ وعده‌اي‌ كه‌ گذشت؛ از به‌ هلاكت ‌رساندن‌ ستمگران‌ و سكونت‌ دادن‌ مؤمنان‌ در منازل‌ و مساكنشان، براي‌ كسي‌ است‌ كه‌ از حضور من‌ بالاي‌ سر خود و مراقبت‌ و نظارت‌ من‌ بر خود بترسد چرا كه‌ من‌ بر همه‌ اعمال‌ بندگان‌ حاضر و ناظر هستم‌ «و از هشدار من‌ بترسد» يعني‌: از تهديد و هشدارم‌ به‌ عذاب، بيم‌ داشته‌ باشد. به‌ قولي‌: مراد از هشدار، خود عذاب‌ است. يعني‌: از عذاب‌ من‌ بترسد.
 
آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ وَاسْتَفْتَحُواْ وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و طلب‌ فتح‌ كردند» يعني‌: پيامبران‡ از خداي‌ عزوجل‌ عليه‌ دشمنانشان‌ فتح ‌و گشايش‌ و نصرت‌ خواستند. يا معني‌ اين‌ است‌: كفار به‌ گمان‌ اين‌كه‌ حق‌ با آنهاست‌ از خدا(ج)  خواستند تا ميان‌ آنان‌ و پيامبران‡ داوري‌ نموده، ظالم‌ را نابود ساخته‌ و مظلوم‌ را ياري‌ نمايد پس‌ چون‌ خداي‌ عزوجل‌ ميانشان‌ داوري‌ كرد، پيامبران‡ و مؤمنان‌ را نصرت‌ داد «و سرانجام‌ هر جبار عنيدي‌ ناكام‌ شد» جبار: متكبر و زورگويي‌ است‌ كه‌ براي‌ هيچ‌كس‌ بر خود حقي‌ را به‌ رسميت‌ نمي‌شناسد. عنيد: معاند و ستيزه‌جويي‌ است‌ كه‌ در برابر حق‌ ستيزه‌ پيشه‌ كرده‌ و از آن‌ كناره ‌مي‌جويد، يعني‌: كسي‌ است‌ كه‌ از اقرار به‌ كلمه‌ توحيد: «لا اله‌ الا الله» سربازمي‌زند.
 
	آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ مِّن وَرَآئِهِ جَهَنَّمُ وَيُسْقَى مِن مَّاء صَدِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌ كس‌ كه‌ دوزخ‌ پيش‌ روي‌ اوست‌» يعني‌: دوزخ‌ در طلب‌ آن‌ گردنكش ‌ستيزنده‌ است‌ و به‌ زودي‌ او را درخواهد يافت‌ «و از آبي‌ چركين‌ به‌ او نوشانده ‌مي‌شود» صديد: آبي‌ است‌ از چرك‌ و خون‌ كه‌ از پوست‌ دوزخيان‌ سرازير مي‌شود.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «دوزخ‌ در روز قيامت‌ حاضر ساخته‌ مي‌شود، آن‌گاه‌ خلايق‌ را ندا كرده‌ و مي‌گويد: همانا من‌ بر هر گردنكش‌ ستيزنده‌اي‌ گمارده‌ شده‌ام...».
	آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ يَتَجَرَّعُهُ وَلاَ يَكَادُ يُسِيغُهُ وَيَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَمَا 