="w:text:2035.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:2036.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:2037.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:2038.txt">آيه  39</a><a class="text" href="w:text:2039.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:2040.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:2041.txt">آيه  42</a></body></html>آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ مَّثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ أُكُلُهَا دَآئِمٌ وِظِلُّهَا تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَواْ وَّعُقْبَى الْكَافِرِينَ النَّارُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مثل‌ بهشتي‌ كه‌ به‌ پرهيزگاران‌ وعده‌ داده‌ شده‌» يعني‌: وصف‌ شگفت‌آسا و شأن‌ والاي‌ بهشت‌ برين‌ اين‌ است‌ كه‌: «جويباران‌ از فرودست‌ آن‌» يعني‌: از فرودست ‌درختان‌ و منازل‌ آن‌ «جاري‌ است‌، ميوه‌هاي‌ آن‌ هميشگي‌ است‌» كه‌ هرگز انقطاعي ‌ندارد، آن‌ گونه‌ كه‌ ميوه‌هاي‌ درختان‌ دنيا به‌پايان‌ مي‌رسد و تمام‌ مي‌شود «و سايه‌آن‌ همچنين‌» هميشگي‌ است‌، كوتاه‌ نمي‌شود و خورشيد آن‌ را از بين‌ نمي‌برد «اين‌ است‌ سرانجام‌ متقيان‌ و فرجام‌ كافران‌ آتش‌ است‌» و آنان‌ جز اين‌، فرجام‌ و عاقبت‌ ديگري‌ ندارند.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ جابر(رض)  آمده‌ است‌: «روزي‌ مشغول‌ خواندن‌ نماز ظهر بوديم‌ كه‌ ناگهان‌ ديديم‌ رسول‌ خدا ص جلو رفتند و ما نيز به‌ پيروي‌ از ايشان ‌جلو رفتيم‌. سپس‌ دست‌ بردند تا چيزي‌ را بگيرند، آن‌گاه‌ واپس‌ آمدند. چون‌ نماز تمام‌ شد، ابي‌بن‌ كعب‌(رض)  به‌ ايشان‌ گفت‌: يا رسول‌الله! امروز در حال‌ نماز كاري ‌كرديد كه‌ تاكنون‌ نديده‌ايم‌ كه‌ آن‌ را انجام‌ دهيد؟ رسول‌ خدا ص فرمودند: آري‌! امروز بهشت‌، طراوتها، گلها و ميوه‌هاي‌ آن‌ در حال‌ نماز بر من‌ عرضه‌ شد پس‌ از ميوه‌هاي‌ آن‌ خوشه‌اي‌ انگور را به‌دست‌ گرفتم‌ تا براي‌ شما بياورم‌، اما ميان‌ من‌ وآن‌ خوشه‌ مانع‌ ايجاد شد و اگر آن‌ را به‌ شما مي‌آوردم‌ و تمام‌ كساني‌ كه‌ در ميان ‌زمين‌ و آسمانند از آن‌ مي‌خوردند، قطعا چيزي‌ از آن‌ نمي‌كاستند».
 
آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَفْرَحُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمِنَ الأَحْزَابِ مَن يُنكِرُ بَعْضَهُ قُلْ إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللّهَ وَلا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُو وَإِلَيْهِ مَآبِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كساني‌ كه‌ به‌ ايشان‌ كتاب‌» تورات‌ و انجيل‌ را «داده‌ايم‌» و به‌ مقتضاي ‌كتابشان‌ عمل‌ مي‌كنند «از آنچه‌ به‌سوي‌ تو نازل‌ شده‌، شاد مي‌شوند» پس‌ اهل‌ راستين‌ آن‌ دو كتاب‌، از نزول‌ قرآن‌ شاد مي‌شوند زيرا آنان‌ قرآن‌ را موافق‌ و مصدق‌ كتابهايشان‌ مي‌يابند. يا مراد: مسلمانان‌ اهل‌ كتابند؛ چون‌ عبدالله بن‌ سلام‌ وهمراهانش‌ از يهود و مانند اسلام‌ آوردگان‌ نصاري‌ كه‌ هشتاد مرد بودند، چهل‌ تن‌ در نجران‌، هشت‌ تن‌ در يمن‌ و سي‌ودو تن‌ در حبشه‌ «و از احزاب‌ كساني‌ هستند كه ‌بخشي‌ از آن‌ را انكار مي‌كنند» يعني‌: از احزاب‌ و دسته‌هاي‌ يهود و نصاري‌ كساني ‌هستند كه‌ بر ضد اين‌ دين‌ عمل‌ مي‌كنند زيرا منكر آنند كه‌ احكام‌ و برنامه‌هاي ‌قرآن‌، ناسخ‌ برنامه‌هاي‌ اديانشان‌ است‌. بنابراين‌، شادماني‌ عده‌اي‌ از آنان‌ به‌ نزول ‌قرآن‌، فقط به‌ آن‌ بخش‌ از قرآن‌ برمي‌گردد كه‌ با كتابهايشان‌ موافق‌ است‌ و انكار منكرانشان‌ هم‌، متوجه‌ بخشي‌ از قرآن‌ است‌ كه‌ مخالف‌ كتابهايشان‌ مي‌باشد. در عصر حاضر نيز مبشران‌ و مستشرقان‌ اهل‌ كتاب‌ همين‌ گونه‌اند. «بگو: جزاين‌ نيست‌كه‌ من‌ مأمورم‌ تا خدا را بپرستم‌ و به‌ او شرك‌ نورزم‌» يعني‌: جز اين‌ نيست‌ كه‌ در كتاب ‌نازل‌ شده‌ بر خود، به‌ عبادت‌ خداي‌ عزوجل‌ و يكتاپرستي‌اش‌ مأمور گرديده‌ام‌ و اين‌ اصلي‌ است‌ كه‌ همه‌ كتابهاي‌ آسماني‌ بر آن‌ متفق‌ بوده‌ و تمام‌ ملل‌ اقتدا كننده‌ به‌پيامبران‡ نيز بر عدم‌ انكار آن‌ وحدت‌ كامل‌ دارند «به‌سوي‌ او» يعني‌: به‌سوي‌الله (ج)  «دعوت‌ مي‌كنم‌» نه‌ به‌سوي‌ غير وي‌ «و بازگشتم‌ به ‌سوي‌ اوست‌» نه‌ به‌سوي ‌غير وي‌ پس‌ چگونه‌ دعوتي‌ اين‌چنين‌ مورد كفر و انكار قرار مي‌گيرد؟!
	آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْماً عَرَبِيّاً وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بدين‌سان‌ قرآن‌ را حكمي‌ عربي‌ فروفرستاديم‌» يعني‌: قرآن‌ را به‌ گونه‌اي‌ نازل ‌كرديم‌ كه‌ دربرگيرنده‌ اصول‌ و فروع‌ شريعت‌ بوده‌ و به‌ زبان‌ عربي‌ روشني‌ بيان‌ شده ‌است‌ و ميان‌ مردم‌ در وقايع‌ و قضايا به‌ مقتضاي‌ حكمت‌ حكم‌ مي‌كند چنان‌كه ‌كتابهاي‌ آسماني‌ ديگر بر پيامبران‡ را به‌ زبانهاي‌ خودشان‌ نازل‌ كرديم‌ «و اگر از هوا و هوسهايشان‌ پيروي‌ كني‌» يعني‌: از هوا و هوسهاي‌ كفار؛ اعم‌ از مشركان‌ و اهل‌كتاب‌، هوا و هوسهايي‌ كه‌ آنان‌ موافقت‌ و همراهي‌ تو را بر آنها مي‌طلبند، مثلا از تو مي‌طلبند تا بر قبله‌ آنان‌ ـ پس‌ از منسوخ‌ شدن‌ آن‌ ـ نماز بخواني‌ «پس‌ از دانشي ‌كه‌ به‌ تو رسيده‌» و خداوند(ج)  آن‌ را به‌ تو تعليم‌ داده‌؛ از جمله‌ علمت‌ به‌ منسوخ‌ بودن‌ برنامه‌هايشان‌، آري‌! اگر چنان‌ كني‌، در آن‌ صورت‌ «در برابر خدا هيچ‌دوست‌ و حمايتگري‌ نخواهي‌داشت‌» كه‌ متولي‌ و كارساز امر تو گرديده‌ تو را ياري ‌دهد و از عذاب‌ وي‌ حفظ كند.
اين‌ بيان‌ الهي‌ براي‌ قطع‌ نهايي‌ طمع‌هاي‌ اهل‌ كتاب‌ و مشركان‌ و نيز براي‌ تحريك ‌مؤمنان‌ بر ثبات‌ در دين‌ خويش‌ است‌، يعني‌: مؤمن‌ نبايد بعد از آن‌كه‌ به‌ حجت ‌چنگ‌ زده‌ است‌، در هنگام‌ روبرو شدن‌ با شبهات‌، متزلزل‌ گردد.
با اين‌ آيه‌، سومين‌ رد قران‌ بر درخواست‌ معجزات‌ از سوي‌ مشركان‌، به‌ پايان‌ مي‌رسد.
و اينك‌ رد چهارم‌:
 
آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجاً وَذُرِّيَّةً وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هرآينه‌ پيش‌ از تو نيز پيامبراني‌ فرستاديم‌ و برايشان‌ زنان‌ و فرزنداني ‌قرارداديم‌» يعني‌: پيامبران‡ نيز از جنس‌ بشرند و طبيعتا زناني‌ دارند و فرزنداني ‌كه‌ از ايشان‌ و زنانشان‌ به‌ دنيا آمده‌اند زيرا ما پيامبران‡ را از جنس‌ فرشتگان‌ ـ كه نه‌ ازدواج‌ مي‌كنند و نه‌ توالد و تناسلي‌ دارند ـ نفرستاده‌ايم‌. پس‌ اي‌ محمد ص! تو در اين‌ امر تافته‌ جدابافته‌ از پيامبران‌ ديگر نيستي‌. اما شما اي‌ معاندان‌! چه‌ شده‌ است‌ كه‌ در حق‌ پيامبر ما ص چي