ط(ع)  اين‌ بود كه‌ با دخترانم‌ ازدواج‌ كنيد. بدين‌گونه‌ بود كه‌ او خواست‌ تا دختران‌ خويش‌ را سپر نگهبان‌ ميهمانانش‌ گرداند و اين‌ منتهاي‌ كرم‌ و بزرگواري‌ است‌. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ در عهد وي‌، به ‌نكاح‌ دادن‌ زنان‌ مسلمان‌ براي‌ كفار جايز بود. و به‌ قولي‌: مرادش‌ از اين‌ سخن‌ كه‌ (اينان‌ دختران‌ منند)، تمام‌ زنان‌ آن‌ شهر بود زيرا پيامبر يك‌ قوم‌، پدر همگي‌شان‌ است‌، گويي‌ او توجه‌شان‌ را به‌سوي ‌زنانشان‌ معطوف‌ ساخت‌. به‌ قولي‌ ديگر: اين‌ سخن‌ از سوي‌ لوط به‌ شيوه‌ مدافعه ‌صادر شد تا ميهمانانش‌ را به‌ عافيت‌ برگرداند. پس‌ او از اين‌ سخنش‌ حقيقت‌ را اراده‌ نداشت‌ و منظورش‌ اين‌ نبود كه‌ حتما دخترانش‌ را به‌ عقد نكاح‌ آنان‌ درمي‌آورد «آنان‌ براي‌ شما پاكيزه‌ترند» يعني‌: حلال‌تر و پاك‌ترند «پس‌، از خدا بترسيد» با ترك‌ آن‌ عمل‌ زشت‌ و انجام‌ اين‌ امر مباح‌ «و مرا در باب‌ ميهمانانم‌ رسوا نكنيد» اين‌ ننگ‌ و رسوايي‌ را در حق‌ ميهمانانم‌ بر من‌ روا نداريد «آيا در ميان‌ شما هيچ‌ مرد رشيدي‌ نيست‌» تا شما را به‌ ترك‌ اين‌ عمل‌ زشت‌ ارشاد كرده‌ و از آن‌ بازدارد؟.
 
	آيه  79
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِنْ حَقٍّ وَإِنَّكَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِيدُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند: تو خوب‌ مي‌داني‌ كه‌ ما را به‌ دخترانت‌ هيچ‌ حقي‌ نيست‌» يعني‌: تو مي‌داني‌كه‌ ما به‌ دخترانت‌ هيچ‌ شهوت‌ و حاجتي‌ نداريم‌. به‌ قولي‌: آنها قبلا از دختران ‌لوط(ع)  خواستگاري‌ كرده‌ بودند، اما او خواسته‌ آنان‌ را رد كرده‌ بود، از اين‌ رو اين‌ سخن‌ را گفتند «و تو خوب‌ مي‌داني‌ كه‌ ما چه‌ مي‌خواهيم‌» يعني‌: تو مي‌داني‌ كه‌ ما امردان‌ را مي‌خواهيم‌، نه‌ زنان‌ را.
 
	آيه  80
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«لوط گفت‌: كاش‌ براي‌ مقابله‌ با شما قوتي‌ مي‌داشتم‌» يعني‌: اي‌ كاش‌ بر دفع ‌كردن‌ شما قادر مي‌بودم‌، يا يار و مددكاري‌ را با خود مي‌يافتم‌ كه‌ به‌ همكاري‌ وي ‌شما را خرد و خوار سازم‌ «يا به‌ ركني‌ شديد پناه‌ مي‌جستم‌» يا كاش‌ مي‌توانستم‌ به ‌تكيه‌گاهي‌ استوار، مكاني‌ امن‌ و دژي‌ مستحكم‌ پناه‌ گيرم‌. به‌ قولي‌: هدف‌ وي‌ از «ركن‌ شديد»، قوم‌ و قبيله‌ قوي‌ و زورآوري‌ بود كه‌ از وي‌ حمايت‌ كند زيرا لوط(ع)  خود با آن‌ قوم‌ هيچ‌ نسبت‌ عشيره‌اي‌ و قومي‌ نداشت‌، چه‌ او از اهالي‌ عراق ‌بود. يعني‌: اي‌ كاش‌ يكي‌ از اين‌ دو امر برايم‌ فراهم‌ مي‌بود: نيرومندي‌ و قدرت‌، يا قوم‌ و قبيله‌ زورآور كه‌ اگر چنين‌ مي‌بود، يقينا شما را با تمام‌ شدت‌ از هتك ‌حرمت‌ به‌ حريم‌ خانه‌ و ميهمانانم‌ باز مي‌داشتم‌ و در مقابل‌ شما سخت‌ مقاومت ‌نموده‌ و شما را چنان‌ سركوب‌ مي‌كردم كه‌ درس‌ عبرتي‌ براي‌ ديگران‌ گردد.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوهريره‌(رض)  از رسول‌ خداص آمده‌ است‌ كه ‌فرمودند: «رحمت‌ خداوند بر لوط باد، در حقيقت‌ او به‌ تكيه‌گاهي‌ استوار پناه ‌مي‌جست‌»، يعني‌: حمايت‌ خداي‌ متعال‌.
 
 آيه  81
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ يَا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَن يَصِلُواْ إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّيْلِ وَلاَ يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَكَ إِنَّهُ مُصِيبُهَا مَا أَصَابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
فرشتگان‌ «گفتند: اي‌ لوط! همانا ما فرستادگان‌ پروردگار توييم‌» يعني‌: تكيه‌گاهت ‌سخت‌ محكم‌ و استوار است‌ زيرا ما فرستادگان‌ پروردگار تو هستيم‌ و بنابراين‌ «آنان‌ هرگز به‌ تو دست‌ نخواهند يافت‌» هرگز قدرت‌ آن‌ را نخواهند يافت‌ كه‌ بر تو دست‌ يافته‌ و گزندي‌ به‌ تو برسانند زيرا ما فرشتگان‌ خداييم‌ كه‌ ما را به‌سويت ‌فرستاده‌ است‌ تا از تو و مؤمنان‌ دفاع‌ كرده‌ و كفار فجار را به‌ هلاكت‌ رسانيم‌. آن‌گاه‌ به‌ وي‌ دستور دادند تا از ميانشان‌ بيرون‌ رود و گفتند: «پس‌ پاسي‌ از شب‌گذشته‌» يعني‌: در ساعتي‌ از شب‌ كه‌ تاريك‌ باشد «كسان‌ خود را ببر» با خود به ‌قصد كوچ‌ از اين‌ شهر «و هيچ‌ كس‌ از شما نبايد واپس‌ بنگرد» يعني‌: هيچ‌كس‌ از شما نبايد به‌ دنبال‌ خود نگاه‌ كند، يا نبايد به‌ آنچه‌ كه‌ پشت‌ سر خود از مال‌ و غيره‌ دارد، مشغول‌ شود «مگر زنت‌» يعني‌: ليكن‌ زنت‌ از اين‌ دستور مخالفت‌ كرده‌ و به ‌واپس‌ مي‌نگرد زيرا «كه‌ به‌ او رسيدني‌ است‌ آنچه‌ به‌ آنان‌ رسد» از عذاب‌ «بي‌گمان ‌وعده‌گاه‌ آنان‌ صبح‌ است‌» گويي‌ لوط(ع)  پرسيد: وعده‌گاه‌ نابوديشان‌ چه‌ وقت ‌است‌؟ پس‌ به‌ او گفته‌ شد: صبح‌ هنگام‌! گويي‌ او مدتي‌ سريعتر از اين‌ را خواست‌ پس‌ به‌ او گفتند: «آيا صبح‌ نزديك‌ نيست‌؟» خداوند(ج)  صبح‌ را وقت‌ هلاكشان ‌گردانيد زيرا مردم‌ در آن‌ هنگام‌ در آرامش‌ به‌سر مي‌برند و از سوي‌ ديگر، آنها در آن‌ وقت‌ در منازل‌ خود مجتمع‌ اند و براي‌ پرداختن‌ به‌ مشاغل‌ و كارهاي‌ خود، پراكنده‌ نشده‌اند.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1820.txt">آيه  82</a><a class="text" href="w:text:1821.txt">آيه  83</a><a class="text" href="w:text:1822.txt">آيه  84</a><a class="text" href="w:text:1823.txt">آيه  85</a><a class="text" href="w:text:1824.txt">آيه  86</a><a class="text" href="w:text:1825.txt">آيه  87</a><a class="text" href="w:text:1826.txt">آيه  88</a></body></html>آيه  141
‏متن آيه : ‏
‏ تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ امتي‌ است‌ كه‌ درگذشته‌ است، براي‌ آنان‌ است‌ آنچه‌ به‌دست‌ آورده‌اند و براي ‌شماست‌ آنچه‌ به‌دست‌ آورده‌ايد و شما از آنچه‌ آنان‌ مي‌كرده‌اند، بازخواست‌ نمي‌شويد» و هيچ‌كس‌ از عمل‌ ديگري‌ مورد بازپرسي‌ قرار نگرفته‌ بلكه‌ فقط از عمل‌ خودش‌ مورد پرسش‌ قرار مي‌گيرد. چنان‌كه‌ گفتيم، اصل‌ مسؤوليت‌ شخصي‌ يا فردي، قاعده‌ كلي‌ اديان‌ الهي‌ است، به‌ همين‌ جهت‌ است‌ كه‌ حتي‌ اين‌ گروه‌ انبيا(ع) نيز باوجود پيشوايي‌ و فضل‌ خويش، در برابر عمل‌ و كاركردشان‌ پاداش‌ داده‌ مي‌شوند، پس‌ مردم‌ ديگر سزاوارتر به‌ آن‌ هستند كه‌ با آنان‌ برابر اعمالشان‌ رفتار شود.
آيه  82
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ مَّنضُودٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏ 
«پس‌ چون‌ فرمان‌ ما آمد» بر وقوع‌ عذاب‌ «آن‌ شهر را زير و زبر كرديم‌» يعني‌: شهر لوط و نواحي‌ آن‌ را چنان‌ واژگون‌ كرديم‌ كه‌ بلنداي‌ آن‌ زير