ِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مگر كساني‌ كه‌ شكيبايي‌ ورزيده‌ و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌اند» پس‌ آنها در هر دو حال‌ نعمت‌ و نكبت‌، در مقام‌ شكر و صبر پايدار بوده‌ خداي‌ عزوجل‌ را در همه‌ حال‌ و از جمله‌ در هنگام‌ زوال‌ نعمت‌ نيز شكر مي‌گزارند و حمد و سپاس‌ وي‌ را بر زبان‌ دارند، همان‌ طوري‌ كه‌ او را در هنگام‌ زوال‌ نكبت‌ و بلا و حصول‌ نعمت‌ و رفاه‌ ياد مي‌كنند، از آن‌ رو كه‌ مي‌دانند اين‌ نعمتها از سوي‌ اوست‌. پس‌ به‌ داشتن ‌نعمت‌، سرمست‌ و متكبر نمي‌شوند «آن‌ گروه‌» موصوف‌ به‌ وصف‌ صبر و عمل‌ به‌ شايستگي‌ها «براي‌ آنان‌ است‌ آمرزشي‌» براي‌ گناهانشان‌ «و پاداشي‌ بزرگ‌» و بسيار عظيم‌ براي‌ اعمال‌ شايسته‌شان‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «سوگند به‌ ذاتي‌ كه‌جانم‌ در دست‌ [بلاكيف‌] اوست‌، خداي‌ عزوجل‌ در باره‌ مؤمن‌ هيچ‌ حكمي ‌نمي‌كند مگر اين‌كه‌ آن‌ حكم‌ به‌ خير اوست‌ زيرا مؤمن‌ چنان‌ است‌ كه‌ اگر به ‌اوشادي‌ و گشايشي‌ برسد، شكر مي‌گزارد پس‌ اين‌ به‌ خير اوست‌ و اگر به‌ او رنج‌ و سختي‌اي‌ برسد، صبر مي‌كند و اين‌ نيز به‌ خير اوست‌ و جز مؤمن‌ هيچ‌كس‌ ديگر چنين‌ حالي‌ ندارد».
 
	آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَآئِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَن يَقُولُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ كَنزٌ أَوْ جَاء مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنتَ نَذِيرٌ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بعد از آن‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ بيان‌ اين‌ حقيقت‌ پرداخت‌ كه‌ قرآن‌ براي‌ تحقق ‌عبوديت‌ و معرفت‌ وي‌ نازل‌ شده‌ است‌ و بعد از آن‌كه‌ حكمت‌ آفرينش‌ آسمانها و زمين‌ و موضع‌ اهل‌ كفر و ايمان‌ را در قبال‌ سختي‌ها و نعمت‌ها بيان‌ كرد، اكنون‌ پيامبرشص را به‌ پايداري‌ در تمسك‌ به‌ قرآن‌ فرامي‌خواند زيرا هرگونه‌ اخلالي‌ در تطبيق‌ قرآن‌، اخلال‌ به‌ عبادت‌ حق‌ تعالي‌ و اخلال‌ در تحقق‌ حكمت‌ آفرينش‌ هستي ‌است‌: «و مبادا برخي‌ از آنچه‌ را كه‌ به‌سويت‌ وحي‌ مي‌شود، فروگذاري‌» يعني‌: مبادا به‌خاطر خشونت‌ و درشتي‌ كفر و تكذيبي‌ كه‌ از سوي‌ كفار مي‌بيني‌ و به‌ سبب‌ اين‌كه‌ آنان‌ از روي‌ عناد و هوس‌، معجزات‌ و نشانه‌هاي‌ حسي‌ را درخواست‌ مي‌كنند، برخي‌ از آنچه‌ را كه‌ حق‌ تعالي‌ بر تو نازل‌ كرده‌ و تو را به‌ تبليغ‌ آن‌ مأمور كرده‌، ترك‌ كني؛ مانند اموري‌ كه‌ شنيدن‌ يا عمل‌ كردن‌ به‌ آن‌ بر آنها دشوار مي‌آيد، مانند دشنام ‌دادن‌ خدايان‌ باطلشان‌ و دستور دادنشان‌ به‌ يگانه‌پرستي‌. پس‌ نبايد چنين ‌كاري‌ از تو سر زند بلكه‌ تو مأموري‌ تا تمام‌ آنچه‌ را كه‌ بر تو نازل‌ كرده‌ايم‌ به‌ آنان‌ ابلاغ‌ كني‌، چه‌ آن‌ را دوست‌ بدارند و چه‌ از آن‌ نفرت‌ داشته‌ باشند. لعل‌: در اينجا براي‌ توقع‌ و ترجي‌ نيست‌ بلكه‌ استفهام‌ انكاري‌اي‌ است‌ كه‌ مراد از آن‌ نفي‌ يا نهي ‌است‌ «و مبادا از آن‌ دل‌ تنگ‌ داري‌ كه‌ بگويند: چرا گنجي‌ بر او فرو فرستاده‌ نشده‌» كه ‌از آن‌ بهره‌ گيرد «يا چرا فرشته‌اي‌ با او نيامده‌ است‌» تا او را تصديق‌ كرده‌ و از صحت‌ رسالتش‌ به‌ ما خبر دهد؟ «جز اين‌ نيست‌ كه‌ تو فقط هشداردهنده‌اي‌، و خدا بر هر چيزي‌ نگهبان‌ است‌» پس‌ بر او توكل‌ كن‌ و وحي‌ الهي‌ را با دلي‌ گشاده‌ و سينه‌اي‌ فراخ‌ تبليغ‌ كن‌، بي ‌آن‌كه‌ به‌ استكبار و استهزاي‌ آنان‌ پروا داشته‌ باشي‌ و بدان‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ به‌حالشان‌ داناست‌ پس‌ آنان‌ را در برابر سخنان‌ و اعمالشان‌ مجازات ‌مي‌كند.
سپس‌ خداوند متعال‌ اعجاز قرآن‌ كريم‌ را به‌ معرض‌ تحدي‌ و هماورد طلبي‌ گذاشته‌ مي‌فرمايد: 
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1743.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:1744.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:1745.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:1746.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:1747.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:1748.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:1749.txt">آيه  19</a></body></html>آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مي‌گويند: اين‌ قرآن‌ را به‌ دروغ‌ ساخته‌ است‌» و آن‌ را افتراكنان‌ به ‌خداوند(ج)  نسبت‌ مي‌دهد؟ «بگو: پس‌ ده‌ سوره‌ برساخته‌ شده‌ مانند آن‌ بياوريد» كه ‌در بلاغت‌، حسن‌ نظم‌ و ترتيب‌، استحكام‌ الفاظ و استواري‌ و بلندمرتبگي‌ معاني‌، مانند آن‌ باشد. يعني‌: بر فرض‌ كه‌ من‌ قرآن‌ را برساخته‌ باشم‌، آيا جز اين‌ است‌ كه ‌من‌ نيز بشري‌ مانند شما هستم‌. پس‌ اگر من‌ اين‌ قرآن‌ را بر ساخته‌ام‌، اينك‌ شما هم ‌به‌ ميدان‌ آييد و كمترين‌ تعداد از اين‌ سوره‌هايي‌ را كه‌ من‌ بر ساخته‌ام‌، بر سازيد «وفرا خوانيد» براي‌ پشتيباني‌ خود بر ساختن‌ ده‌ سوره‌ مانند قرآن‌ «هر كه‌ رامي‌توانيد» كه‌ فراخوانيد، از انسانهايي‌ كه‌ به‌ ياري‌ جستن‌ از آنان‌ تواناييد و همچنان ‌از كساني‌ كه‌ آنها را عبادت‌ كرده‌ و شريك‌ خداي‌ سبحان‌ قرار مي‌دهيد «اگر راستگو هستيد» در اين‌ پندارتان‌ كه‌ من‌ اين‌ قرآن‌ را برساخته‌ام‌ زيرا اگر قضيه‌ چنان‌ باشد كه‌ شما ادعا مي‌كنيد، در آن‌ صورت‌ در امكان‌ شما نيز هست‌ كه‌ مانند آن‌ را بياوريد.
شاه‌ ولي‌ الله هلوي: مي‌گويد: «نخست‌ به‌ ده‌ سوره‌ تحدي‌ واقع‌ شد و چون‌ از آن‌ عاجز شدند به‌ يك‌ سوره‌ تحدي‌ فرمود. مانند كسي‌ كه‌ ديگري‌ را به‌ نوشتن‌ ده‌ سطر به‌ مبارزه‌ مي‌خواند و چون‌ عجز و درماندگي‌ او در انظار بينندگان‌ روشن‌ شد، مي‌گويد: ده‌ سطر نه‌؛ فقط يك‌ سطر از تو مي‌خواهم‌! خداوند متعال‌ اين‌چنين‌ بر اعجاز قرآن‌ حجت‌ اقامه‌ كرد و اين‌ حجت‌ تا روز قيامت‌ برپاست‌». ابن‌كثير مي‌گويد: «اعجاز قرآن‌ در اين‌ است‌ كه‌ كلام‌ پروردگار سبحان‌ به‌ كلام‌ مخلوق ‌هيچ‌ شباهتي‌ ندارد چنان‌كه‌ ذات‌ و صفات‌ وي‌ نيز هيچ‌ شباهتي‌ به‌ ذات‌ و صفات‌مخلوق‌ ندارد ـ مقدس‌ و منزه‌ است‌ پروردگار ذوالجلال‌ از آنچه‌ باطل‌ انديشان ‌مي‌گويند».
 
	آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أُنزِلِ بِعِلْمِ اللّهِ وَأَن لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ اگر شما را اجابت‌ نكردند» يعني‌: اگر از عهده‌ كاري‌ كه‌ شما از آنان‌ خواسته‌ايد و در آن‌ تحدي‌ و معارضه‌ طلبي‌ كرده‌ايد، بر نيامدند و آن‌ را انجام ‌ندادند «پس‌ بدانيد» به‌ علم‌ يقين