‌ را پذيرفت‌ و از نسل‌ ايشان‌ فرستاده‌اي‌ برانگيخت‌ كه‌حضرت‌ محمدص اند. فرستاده‌اي: «كه‌ آيات‌ تو را بر آنان‌ بخواند» يعني: دعاي‌ابراهيم‌u متضمن‌ اين‌ خواسته‌ نيز بود كه‌ خداوند متعال‌ بر آن‌ پيامبر، قرآني‌ نازل‌كند كه‌ خوانده‌ شود «و به‌ آنان‌ كتاب‌ و حكمت‌ بياموزد» حكمت: شناخت‌ دين‌، فهم ‌احكام‌ آن‌ و فهم‌ شريعت‌ است‌ «و پاكيزه‌شان‌ كند» از شرك‌ و سايرگناهان‌ «كه‌ توخود عزيز» شكست‌ناپذير و «حكيمي‌» در افعال‌ و سخنان‌ خويش، پس‌ از روي‌حكمت‌ و فرزانه‌گي، هر چيز را در جايگاه‌ آن‌ قرار مي‌دهي‌. در حديث‌ شريف‌ به‌روايت‌ ابوامامه‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ فرمود؛ گفتم: يا رسول‌ الله! سرآغاز كاررسالت‌ شما چه‌ بود؟ فرمودند: «سرآغاز آن‌ دعاي‌ پدرم‌ ابراهيم‌ بود، عيسي‌ نيز به‌ بعثت‌ من‌ بشارت‌ داد و مادرم‌ (در خواب) ديد كه‌ از وي‌ نوري‌ خارج‌ شد كه ‌قصرهاي‌ شام‌ از آن‌ روشن‌ گشت‌». مراد اين‌ است‌ كه‌ اولين‌ كسي‌ كه‌رسول‌ خداص را در ميان‌ مردم‌ ياد كرد و مشهور ساخت، ابراهيم‌u بود. ابن‌كثيرمي‌گويد: «مخصوص‌ گرداندن‌ سرزمين‌ شام‌ به‌ ظهور نور رسالت‌ در آن، به‌استقرار دين‌ و نبوت‌ آن‌ حضرت‌ص در سرزمين‌ شام‌ اشاره‌ دارد، از اين‌ جهت، شام‌ در آخرالزمان‌ دار اسلام‌ و اهل‌ آن‌ خواهد بود و در آن‌ عيسي‌بن‌مريم‌ عليهماالسلام‌ فرود خواهد آمد».
 
آيه  77
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ مُوسَى أَتقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءكُمْ أَسِحْرٌ هَذَا وَلاَ يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«موسي‌ گفت‌» اعتراض‌كنان‌ برآنان‌ «آيا وقتي‌ حق‌ به‌سوي‌ شما آمد، مي‌گوييد اين ‌سحر است‌؟ آيا اين‌ سحر است‌؟» در حالي‌كه‌ همين‌ معجزه‌ حق‌ بود كه‌ سحر ساحران‌ را تماما بي‌اثر كرد پس‌ اين‌، دورترين‌ چيز از سحر مي‌باشد «و حال‌ آن‌كه ‌ساحران‌ رستگار نمي‌شوند» يعني: به‌ مطلوبي‌ دست‌ نيافته‌ و به‌ خيري‌ نمي‌رسند و از شر و بلايي‌ نجات‌ نمي‌يابند پس‌ چگونه‌ كسي‌ كه‌ فرستاده‌ الله(ج)  و از اهل‌ نجات‌ و رستگاري‌ است‌، به‌ اين‌ وادي‌ سراسر زيان‌ در مي‌افتد؟
	آيه  78
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ أَجِئْتَنَا لِتَلْفِتَنَا عَمَّا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا وَتَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِيَاء فِي الأَرْضِ وَمَا نَحْنُ لَكُمَا بِمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند» فرعونيان‌ «آيا به‌سوي‌ ما آمده‌اي‌ تا ما را از ديني‌ كه‌ پدرانمان‌ را بر آن ‌يافته‌ايم‌» يعني‌ از پرستش‌ بتان‌ «بازداري‌ و تا كبريا در زمين‌ براي‌ شما باشد» اي‌ موسي‌ و هارون‌؟ مراد از كبريا: رياست‌ و پادشاهي‌ است‌. پس‌ فرعون‌ و فرعونيان‌، علت‌ عدم‌ پذيرش‌ دعوت‌ موسي‌(ع)  را به‌ دو امر مربوط ساختند: يكي‌ تمسك‌ به ‌تقليد از پدرانشان‌ و ديگري‌ حرص‌ بر رياست‌، چه‌ اگر آنان‌ دعوت‌ موسي‌(ع)  را اجابت‌ گفته‌ و او را تصديق‌ مي‌كردند، در اين‌ صورت‌، كليدهاي‌ امر امت‌ وي‌ در اختيارش‌ قرار مي‌گرفت‌ و براي‌ فرعون‌، رياست‌ تام‌ و كاملي‌ باقي‌ نمي‌ماند، چرا كه‌ تدبير و اداره‌ شئون‌ مردم‌ به‌وسيله‌ دين‌، اداره‌ فرعون‌ را با سياستها و روشها ومنشهاي‌ وي‌، ملغي‌ و بي‌اعتبار مي‌گردانيد. «و ما به‌ شما دوتن‌ ايمان ‌نمي‌آوريم‌» اين‌ همان‌ قرار نهايي‌ و فيصله‌ آخريني‌ بود كه‌ آن‌ را اعلان‌ كردند.
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1693.txt">آيه  79</a><a class="text" href="w:text:1694.txt">آيه  80</a><a class="text" href="w:text:1695.txt">آيه  81</a><a class="text" href="w:text:1696.txt">آيه  82</a><a class="text" href="w:text:1697.txt">آيه  83</a><a class="text" href="w:text:1698.txt">آيه  84</a><a class="text" href="w:text:1699.txt">آيه  85</a><a class="text" href="w:text:1700.txt">آيه  86</a><a class="text" href="w:text:1701.txt">آيه  87</a><a class="text" href="w:text:1702.txt">آيه  88</a></body></html>آيه  79
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِي بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
و چون‌ فرعون‌ معجزه‌ يد بيضا و عصاي‌ موسي‌(ع)  را ديد، براي‌ اين‌كه‌ موضع‌ خويش‌ در قبال‌ دعوت‌ موسي‌(ع)  را به‌ مردم‌، موضعي‌ درست‌ و بر حق‌ نمايش ‌دهد، به‌ گردآوردن‌ جادوگران‌ و ترتيب‌ دادن‌ نمايشنامه‌اي‌ بدين‌ مضمون‌ دستور داد: «و فرعون‌ گفت: هرجادوگر دانايي‌ را پيش‌ من‌ آوريد» زيرا او بر اين‌ باور بود كه ‌معجزات‌ موسي‌(ع)  از نوع‌ سحر و جادوست‌ پس‌ بر آن‌ شد تا مردم‌ را تحميق‌ كند و بفريبد و با سحر و شعبده‌بازي‌ و ايجاد آشوب‌ و هياهو و غوغاسالاري‌، با پيام‌موسي‌(ع)  معارضه‌ نمايد پس‌ خداي‌ متعال‌ اين‌ نيرنگ‌ و توطئه‌ وي‌ را بي‌اثر كرد چنان‌كه‌ مي‌فرمايد:
 
	آيه  80
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا جَاء السَّحَرَةُ قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُواْ مَا أَنتُم مُّلْقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ جادوگران‌ آمدند، موسي‌ به‌ آنان‌ گفت: آنچه‌ را اندازنده‌ هستيد، بيندازيد» يعني: آنچه‌ را كه‌ با خود از ريسمانها و عصاها داريد به‌ ميدان‌ افگنيد.
دليل‌ اين‌كه‌ موسي‌(ع)  آنهارا به‌ پيشگام‌ شدن‌ در اجراي‌ نمايششان‌ فراخواند اين ‌بود كه: او مي‌دانست‌؛ نمايش‌ آنها خيالاتي‌ بيش‌ نيست‌ و آنها نمي‌توانند عصاها و ريسمانهاي‌ خود را در ميدان‌ واقعيت‌ به‌ مارها و اژدهاي‌ حقيقي‌ تبديل‌ كنند و چون ‌آنها اين‌ خيال‌افگني‌هايشان‌ را به‌ ميدان‌ افگنند، او با ابطال‌ و در هم‌ چيدن‌ عصاها و ريسمانهايشان‌، جادويشان‌ را محو و بي‌اثر مي‌گرداند و بدين‌گونه‌، عجز وناتواني‌شان‌ براي‌ همه‌ كساني‌ كه‌ در صحنه‌ حاضرند، آشكار مي‌شود چرا كه‌ او عصايش‌ را مي‌افگند و پس‌ از تبديل‌ آن‌ به‌ اژدها، مجددا آن‌ را به‌ حال‌ اولش‌ برمي‌گرداند و مردم‌ هم‌ آن‌ را در دستش‌ مي‌بينند كه‌ موجود است‌، اما ريسمانها و عصاهاي‌ ساحران‌ نابود مي‌شود، از آن‌رو كه‌ تخيل‌افگني‌اي‌ بيش‌ نبوده‌ كه‌ بر باد رفته‌ است‌ و اثري‌ واقعي‌ و برجاي‌ ماندني‌ از خود ندارد.
 
آيه  81
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا أَلْقَواْ قَالَ مُوسَى مَا جِئْتُم بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللّهَ لاَ يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ افگندند، موسي‌ گفت: آنچه‌ را شما به‌ ميان‌ آورديد سحر است‌» يعني: باطل‌ قلابي‌اي‌ است‌ كه‌ به‌وسيله‌ آن‌ اموري‌ غير واقعي‌ را كه‌ هيچ‌ حقيقتي‌ ندارد، در خيال‌ مردم‌ به‌ صورت‌ اموري‌ واقعي‌ در مي‌افگنيد، به‌خلاف‌ آورده‌ من‌ كه‌ حق ‌و واقعيت‌ است‌ زيرا نشانه‌ و معجزه‌اي‌ از معجزات‌ خداوند(ج)  مي‌باشد «به‌ زودي ‌خدا آن‌ را باطل‌ خواهد كرد» يعني: خداوند متعال‌ به‌ زودي‌ برساخته‌هايتان‌ را محو و بي‌اثر خواهد كرد به‌طوري‌ كه‌ مردم‌، بطلان‌ آن‌ را ـ با نشانه‌هاي‌ اعجازگري‌ ك