ست‌ ـ آنها نعمت‌هايش‌ را شكر نگزارده‌ وچنان‌كه‌ بايد، قدر آن‌ را نمي‌شناسند بلكه‌ مشركان‌ اين‌ نعمتها را به‌ بتان‌ بي‌جان ‌ناتوان‌ و غير قادر بر رساندن‌ سود و زيان‌ نسبت‌ داده‌ و در آيات‌ خدا(ج)  طعن‌ زدند و در جهت‌ دفع‌ اين‌ آيات‌، به‌ هر حيله‌ و نيرنگي‌ متوسل‌ گشتند «بگو: خداوند در مكر سريع‌تر است‌» يعني: در مجازات‌ كردن‌ شتابان‌تر است‌ «در حقيقت‌، فرستادگان‌ ما آنچه‌ را نيرنگ‌ مي‌كنيد، مي‌نويسند» مراد از فرستادگان: فرشتگان ‌(كرام‌ الكاتبين‌) هستند كه‌ نيرنگهاي‌ كفار را نوشته‌ و آن‌ را بر داناي‌ آشكار و نهان ‌عرضه‌ مي‌كنند لذا وقتي‌ اين‌ امر بر فرشتگان‌ نگهبان‌ مخفي‌ نباشد، چگونه‌ بر خداوند قدير عليم‌ و خبير، مخفي‌ تواند بود؟
 
	آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِم بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُواْ بِهَا جَاءتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءهُمُ الْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنِّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«او كسي‌ است‌ كه‌ شما را در خشكي‌ و دريا مي‌گرداند» يعني: شما در خشكي‌ به‌وسيله‌ پاهايي‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ براي‌ بهره‌گيري‌تان‌ آفريده‌ است‌ و به‌ وسيله‌ چهارپايان‌ و ديگر وسايل‌ نقليه‌اي‌ كه‌ براي‌ سواريتان‌ خلق‌ كرده‌ است‌، راه‌ مي‌پيماييد و به‌ شما فن‌ ساختن‌ كشتي‌هايي‌ را كه‌ عرض‌ و طول‌ درياها و اقيانوسها را بر آنها مي‌پيماييد، نيز الهام‌ كرد «تا وقتي‌كه‌ در كشتيها نشينيد و آنها با بادي‌ خوش‌» كه ‌كشتي‌ها را به‌ جلو مي‌راند و توفاني‌ و ناپايدار نيست‌ كه‌ كشتي‌ها را بشوراند «آنان‌را ببرند و آنان‌ بدان‌ باد موافق‌ شاد شوند، بناگاه‌ بر آنان‌ بادي‌ تند وزد» عصوف: شدت‌ وزش‌ باد است‌ «و موج‌ از هر طرف‌» يعني: از تمام‌ جهات‌ و از همه‌ اطراف‌ «بر آنان ‌تازد و يقين‌ كنند كه‌ از هر سو گرفتار شده‌اند» و در محاصره‌ امواج‌ سركش‌ افتاده‌ اند، يعني‌ هلاكت‌ و نابودي‌ بر گمانهايشان‌ غلبه‌ كند «در آن‌ حال‌ به‌ جناب‌ الله دعا كنند» و خالصانه‌ به‌سوي‌ او متوجه‌ شوند، از آن‌رو كه‌ مي‌دانند: فقط او بر نجات ‌دادنشان‌ تواناست‌ «در حالي‌كه‌ دين‌ خود را برايش‌ پاك‌ و خالص‌ كرده‌اند» يعني: در اين‌ حال‌، دعايشان‌ را به‌ هيچ‌ شائبه‌اي‌ نمي‌آلايند چنان‌كه‌ عادتشان‌ در غير چنين‌ تنگنايي‌ برآن‌ بود كه‌ بتانشان‌ را در دعا شريك‌ مي‌ساختند. و با تأكيد و سوگند مي‌گويند: «كه‌ اگر ما را از اين‌ بلا برهاني‌، قطعا از شكرگزاران‌ خواهيم‌ شد».
البته‌ برگشت‌ به‌ آستان‌ الله(ج)  در هنگام‌ سختي‌ها، خود دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ نهاد خلق‌، بر بازگشت‌ به‌سوي‌ خداي‌ متعال‌ سرشته‌ شده‌ و بشر فطرتا خداپرست‌ و خداشناس‌ است‌. همچنين‌ اين‌ آيه‌ نشان‌ دهنده‌ آن‌ است‌ كه‌ دعاي‌ فرد مضطر وبيچاره‌ مستجاب‌ مي‌شود، هر چند كافر باشد.
 
آيه  124
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ براي‌ توجه‌دادن‌ به‌ مقام‌ و شرف‌ ابراهيم‌ خليلش‌(ع) واين‌ كه‌ او را امام‌ و پيشواي‌ يكتاپرستي‌ براي‌ مردم‌ گردانيد، مي‌فرمايد: «و چون ‌ابراهيم‌ را پروردگارش‌ ابتلا كرد» ابتلا: امتحان‌ و آزمايش‌ انسان‌ با مكلف‌ كردن‌ وي‌ به‌ اموري‌ است‌ كه‌ انجام‌ يا ترك‌ آنها بر وي‌ دشوار است‌ تا در برابر آن‌ پاداش ‌دريافت‌ دارد. و آزمايش‌ ابراهيم‌(ع): «با كلماتي‌» بود كه‌ اين‌ كلمات‌ عبارت‌ است‌از اين‌ فرموده‌ باري‌ تعالي: ﴿إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً ﴾ «من‌ تو را پيشواي‌ مردم‌مي‌گردانم‌». «و او آنها را به‌انجام‌ رساند» يعني: ابراهيم‌(ع) با اين‌ گفته‌ خود: «ومن‌ ذريتي‌: و از دودمانم‌ نيز به‌ امامت‌ بگمار»؛ خواهان‌ ازدياد مضمون‌ آن‌كلمات‌ شد. يا معناي: (فاتمها) اين‌ است: ابراهيم‌u به‌ بهترين‌ وجه‌ به‌ حق‌ امامت ‌قيام‌ كرد. ابن‌كثير از ابن‌عباس‌ك نقل‌ مي‌كند كه‌ فرمود: مراد از «كلمات‌»، ده ‌سنت‌ ابراهيمي‌ است‌ كه‌ پنج‌ سنت‌ از آنها مربوط به‌ سر انسان‌ و پنج‌ ديگر در سايراعضاي‌ وي‌ است‌ كه‌ مجموعا ده‌ خصلت‌اند و به‌ خصلتهاي‌ فطرت‌ معروف ‌مي‌باشند و عبارتند از:
1- شستن‌ دهان‌. 2 - شستن‌ بيني‌. 3 - مسواك‌كردن‌. 4 - كوتاه‌كردن‌ سبيل‌.5 - بازكردن‌ موهاي‌ سر از وسط. 6 - ختنه‌كردن‌. 7 - گرفتن‌ ناخن‌ها. 8 -تراشيدن‌ موي‌ زير بغل‌. 9 - ستردن‌ موي‌ زهار. 10 - استنجا به‌ آب‌.
ابن‌كثير در مورد هدف‌ از «كلمات‌»، روايات‌ و نظرات‌ ديگري‌ را نيز بيان‌كرده، آن‌گاه‌ به‌ نقل‌ از ابن‌جرير طبري‌ مي‌گويد: «جايز است‌ كه‌ مراد از «كلمات‌» همه‌ اين‌ روايات‌ باشد و جايز است‌ كه‌ بعضي‌ از اين‌ آرا صحيح‌ باشد. اما در اين‌باره‌ حديث‌ صحيح‌ و مورد اتفاقي‌ نداريم‌ كه‌ حتما يكي‌ از آنها را بنابر تعين‌ نام ‌ببريم‌»
«ابراهيم‌ گفت: و از دودمانم‌ نيز» يعني: پروردگارا! از دودمانم‌ نيز پيشواياني‌ رابرانگيز. «خداوند(ج) فرمود: عهد من‌ به‌ ستمكاران‌ نمي‌رسد» يعني: در ميان‌دودمانت‌ عاصيان‌ و ستمكاران‌ نيز وجود دارند و بدان‌ كه‌ آنان‌ شايستگي‌ پيشوايي ‌را نداشته‌ و به‌ حق‌ آن‌ قيام‌ نمي‌ورزند، لذا اين‌ موهبت‌ من‌ به‌ آنان‌ نمي‌رسد. آري‌! امام‌ و پيشوا - چنان‌كه‌ در روايات‌ آمده‌ است‌ - ناگزير بايد از اهل‌ عدالت‌ و عمل ‌به‌ شرع‌ باشد و هرگاه‌ از جاده‌ عدل‌ و عمل‌ به‌ شرع‌ منحرف‌ شد؛ ستمگر مي‌شود.
پس‌ اين‌ آيه‌، در واقع‌ دستوري‌ به‌ مؤمنان‌ است‌ كه: هرگز ستمگري‌ را متولي‌امور شرع‌ و زمامدار جامعه‌ اسلامي‌ نگردانند زيرا امام‌ از آن‌ روي‌ به‌ پيشوايي ‌برگزيده‌ مي‌شود كه‌ به‌ سخن‌ و عمل‌ وي‌ در امور دين‌ اقتدا شود، پس‌ اگر او ظالم‌ يافاسق‌ باشد، مقتديان‌ و پيروان‌ خويش‌ را گمراه‌ و از صراط مستقيم‌ منحرف‌مي‌سازد. بنابراين، خواسته‌ ابراهيم‌u فقط در حق‌ كساني‌ از دودمانش‌ اجابت‌ شدكه‌ شايسته‌ امامت‌ و پيشوايي‌ هستند، نه‌ در حق‌ ستمگران‌ آنان‌.
 
آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا أَنجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَى أَنفُسِكُم مَّتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَينَا مَرْجِعُكُ