ي‌شود كه‌ نفس‌كشيدن‌ به‌ آنان‌ الهام‌ مي‌شود». يعني‌ بهشتيان‌ از گفتن‌ حمد و تسبيح‌ خداي‌ عزوجل‌، هيچ‌ نوع‌ دشواري‌اي‌ احساس‌ نمي‌كنند بلكه‌ ياد خدا(ج)  آرام‌بخش‌ جانها و روانهايشان‌ است‌.
 
آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ يُعَجِّلُ اللّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجَالَهُم بِالْخَيْرِ لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر خداوند به‌ همان‌ شتابي‌ كه‌ مردم‌ خير را مي‌طلبند، شر را به‌ آنها به‌ شتاب‌ مي‌رسانيد» يعني: اگر خداوند(ج)  عذاب‌ را براي‌ مردم‌ به‌ شتاب‌ مي‌رسانيد، همان‌گونه‌ كه‌ آنها به‌سوي‌ خير و پاداش‌ شتاب‌ مي‌ورزند؛ «قطعا اجلشان‌ فرامي‌رسيد» يعني: قطعا نابود ساخته‌ مي‌شدند ولي‌ حق‌ تعالي‌ به‌ آنان‌ مهلت‌ مي‌دهد. به‌ قولي‌ معني‌ اين‌ است: اگر خداوند(ج)  دعاي‌ بد مردم‌ را در حق‌ جانها و مالها و نزديكانشان‌، همانند دعاهاي‌ خيرشان‌ زود اجابت‌ مي‌كرد، قطعا هلاكشان‌ مي‌ساخت‌ زيرا بسياري‌ از مردم‌ در حق‌ خود يا ديگران‌ به‌ مرگ‌ و هلاكت‌ نفرين ‌مي‌كنند و برآورده‌ شدن‌ اين‌ نفرين‌ها را به‌ شتاب‌ مي‌طلبند، اما حق‌ تعالي‌ شر و بدي ‌را شتابان‌ به‌ آنان‌ نمي‌رساند بلكه‌ مهلتشان‌ مي‌دهد و اجابت‌ دعاهاي‌ بدشان‌ را به ‌تأخير مي‌اندازد و اين‌ به‌ خاطر حلم‌ و رحمت‌ بالغه‌ او به‌ بندگان‌ است‌. از همين‌رو در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «لا تدعوا على أنفسكم، لا تدعوا على أولادكم، لاتدعوا على أموالكم، لا توافقوا من الله ساعة فيها إجابة فيستجيب لكم‌: در حق‌ جانهايتان ‌دعاي‌ بد نكنيد، در حق‌ فرزندانتان‌ دعاي‌ بد نكنيد، در حق‌ اموالتان‌ دعاي‌ بد نكنيد، با (قضاي‌) خدا(ج)  در ساعتي‌ كه‌ ساعت‌ اجابت‌ است‌ و دعاي‌ بدتان‌ هم‌ در آن‌ مستجاب‌ مي‌شود، موافق‌ نيفتيد». چنان‌كه‌ مشركان‌ مكه‌ دعا مي‌كردند: «خدايا! اگر اين‌ دين‌، دين‌ حقي‌ است‌ كه‌ از نزد تو آمده‌ است‌ پس‌ بر ما از آسمان‌ سنگ‌ بباران‌، يا بر ما عذابي‌ دردناك‌ بفرست‌» «انفال/‌32». ولي‌ خداي‌ متعال ‌دعايشان‌ را اجابت‌ نكرد، به‌خاطر اين‌ حكم‌ حكيمانه‌ خويش‌ كه‌ براي‌ بسياري‌ از آنان‌، ايمان‌ را مقدر كرده‌ بود.
«پس‌ كساني‌ را كه‌ به‌ ديدار ما اميدي‌ ندارند، در بيراهي‌شان‌ سرگردان‌ وامي‌گذاريم‌» يعني: نامؤمنان‌ را در گردن‌كشي‌ و تكبر و حق‌ ناباوري‌ و حق‌ستيزيشان‌، متحير و سردرگم‌ فرو مي‌گذاريم‌؛ زيرا آنان‌ خواهند گفت‌ كه‌ ما از خداوند(ج)  خواستيم‌ تا بر ما سنگ‌ بباراند پس‌ اگر قرآن‌ حق‌ مي‌بود، او اين‌ كار را مي‌كرد و چون‌ اين‌ كار را نكرد، ديگر مسلم‌ شد كه‌ قرآن‌ بر حق‌ نيست‌! بگذار كه ‌در اين‌ خيال‌ سرگردان‌ باشند.
 
	آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِداً أَوْ قَآئِماً فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَن لَّمْ يَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَّسَّهُ كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ به‌ انسان‌» كافر «رنجي‌ برسد، ما را» براي‌ دورساختن‌ آن‌ رنج‌ «به‌ پهلو يا نشسته‌ يا ايستاده‌ مي‌خواند» گويي‌ فرمود: به‌ بارگاه‌ ما در تمام‌ حالات‌ ياد شده‌ و غير آن‌ از حالات‌ دعا مي‌كند و به‌ هيچ‌ حال‌ از دعا دست‌ بر نمي‌دارد «وچون‌ گرفتاريش‌ را برطرف‌ كنيم‌، به‌ راه‌ خود مي‌رود، گويي‌ ما را براي‌ دفع‌ كردن‌ رنجي‌ كه ‌به‌ او رسيده‌، نخوانده‌ بود» يعني: چون‌ گرفتاريش‌ را برطرف‌ كنيم‌، همان‌ راه‌ وروش‌ كفرآلود و ناسپاسانه‌اي‌ را در پيش‌ مي‌گيرد كه‌ قبل‌ از رسيدن‌ رنج‌ و آسيب‌ بر آن‌ روان‌ بود و حالت‌ سختي‌ و بلا و محل‌ دعا و تضرع‌ را فراموش‌ مي‌كند و به‌ آن‌ باز نمي‌گردد، گويي‌ اصلا با آن‌ حال‌، هيچ‌ سابقه‌ و آشنايي‌اي‌ نداشته‌ است‌.
اين‌ حالت‌ براي‌ بسياري‌ از مسلمانان‌ نيز اتفاق‌ مي‌افتد زيرا زبانهايشان‌ در هنگام ‌نزول‌ مصايب‌ و رنجها و آفتها، به‌ دعا و نيايش‌ و زاري‌ نرم‌ مي‌شود، اما چون‌ خداي‌ متعال‌ آن‌ رنج‌ و آفت‌ را از ايشان‌ برطرف‌ كرد، ديگر غافل‌ مي‌شوند و واجب‌ شكر نعمت‌ در برابر اجابت‌ دعا و برطرف ‌ساختن‌ رنج‌ و آسيب‌ و بدي‌ از خود را از ياد مي‌برند در حالي‌كه‌ اين‌كار لايق‌ شأن‌ مؤمنان‌ نيست‌. در حديث‌ شريف‌آمده‌ است: «تعرف‌ إلي‌ الله في ‌الرخاء، يعرفك‌ في‌ الشده‌: خداوند(ج)  را در راحتي ‌بشناس‌؛ تو را در سختي‌ مي‌شناسد». پس‌ بار خدايا! ما را بر شكر نعمتهايت‌ برانگيز و آن‌ حالاتي‌ را كه‌ با اجابت‌ دعاهايمان‌ در آنها، بر ما منت‌ گذاشتي‌، هميشه‌ درخاطرهايمان‌ حاضر و زنده‌ نگه‌ بدار تا شكرت‌ را بسيار بجا آوريم‌ زيرا هرچند تو از شكر و سپاس‌ ما بي‌نيازي‌، اما ما سخت‌ به‌ آن‌ نيازمنديم‌. «اين‌گونه‌ براي ‌اسرافكاران‌ آنچه‌ انجام‌ مي‌دادند زينت‌ داده‌ شده‌ است‌» يعني: اعراض‌ و رويگرداني ‌از دعا، غفلت‌ از شكر و سرگرمي‌ و اشتغال‌ به‌ شهوات‌، در نظر اسرافكاران‌ آراسته ‌ساخته‌ شده‌ است‌.
 
آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِن قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُواْ وَجَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ وَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هرآينه‌ قرن‌هاي‌ پيش‌ از شما را» يعني: امتهاي‌ پيشين‌ را «هلاك‌ كرديم‌، آن‌گاه ‌كه‌ ستم‌ كردند» با تكذيب‌ و جرأت‌ و جسارت‌ عليه‌ پيامبران‌ ما و تطاول‌ و درازدستي‌شان‌ در گناهان‌ و نافرماني‌ها «و پيامبرانشان‌» كه‌ ما به‌ سويشان ‌برانگيخته‌ بوديم‌ «با نشانه‌هاي‌ روشن‌» و معجزاتي‌ كه‌ بر صدق‌ و راستگويي‌ آن ‌پيامبران‌ دلالتي‌ آشكار و روشن‌ داشت‌ «به‌سوي‌ آنان‌ آمدند ولي‌ هرگز مستعد آن ‌نبودند كه‌ ايمان‌ بياورند» راه‌ ايمان‌ به‌روي‌ آنان‌ بدان‌ جهت‌ هموار نشد كه‌ براي‌ آن‌ آمادگي‌ نداشتند و نيز الطاف‌ الهي‌ از آنان‌ سلب‌ شده‌ بود «اين‌گونه‌ مردم ‌مجرم‌» يعني‌ كافر «را جزا مي‌دهيم‌» و اين‌ هشداري‌ است‌ سخت‌ براي‌ كفار مكه‌ و ديگر تكذيب‌كنندگان‌ رسالت‌ پيامبر خاتمص.
 
	آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلاَئِفَ فِي الأَرْضِ مِن بَعْدِهِم لِنَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ شمارا» اي‌ كساني‌ كه‌ محمدص به‌سويتان‌ به‌ رسالت‌ مبعوث‌ شده‌ است ‌«بعد از آنان‌ در زمين‌ خليفه‌ ساختيم‌» يعني: بعد از آن‌ امتهايي‌ كه‌ اخبارشان‌ را مي‌شنويد و آثارشان‌ را مي‌نگريد، شما 