کمال کاملاً پرداخته نمي‌شود (زيرا بناي غلطي است که ادني شعوري هم به بطلان آن پي مي‌برد)، راهي پيدا کردند هر چند اکثر آن را به عده‌اي عطله و بطله براي ترويج همان اباطيل و بدعت‌هاي سابق الذکر بنام طلبه مي‌دهند. وگرنه با اين حکم امروز ماهيانِ دريا هم از انبار شدن نقره و طلاي سهم امام به پيسي و زکام مبتلي مي‌شدند. اگر تمام اين ننگ‌ها که از خفّت عقل و شدت جهل و آلودگي مذهب و اضلال مطلب نصيب مسلمان شيعي مذهب مي‌شود تحملش ممکن باشد آنچه بر وجدان ما سنگين و عملش بسيار ننگين است آن‌ است که نسبت جعل اين حکم را به پروردگار حکيم و تبليغ آنرا به نبي اکرم (ص) که رحمه للعالمين است مي‌دهند. با اينکه آن بزرگوار بنص آيات شريفه قرآن و تبعيت از روش عموم پيغمبران مأمور است که اجر رسالت نخواهد، و حتي از باب احتراز و احتياط ديناري از مال مسلمانان براي مصرف خود و خانواده خود نگيرد و سنت و سيره مسلمه‌اش حاکي از اين روش عالي و حکيمانه‌است، اما به ادعاي اينان: چنين ميراثي از مال مسلمانان براي ذريه و عشيره و خويشانش تأمين نموده‌است که در تاريخ روزگار هيچ سلطان جبار و فرعون ستمکار براي فرزندان بلافصل خود نکرده‌است. ﴿سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ﴾ (النور: 16).

همين ضجرت و نفرت از اين نسبت بلکه از اين تهمت مهلک بر پيکر حقيقت باعث شد که ما با اينکه بخطر کار خود آگاه و به آثار ناهنجار آن از دست مغرضين و جاهلان واقفيم نتوانستيم دندان بر جگر نهاده غض بصر نموده اين جنايت عجيب را ديده و خاموش بنشينيم و ناچار درصدد تحقيق برآمده آنچه از کتاب و سنت رسول ‌الله (ص) و سيرة مسلمين بدست آورده در اين وجيزه مختصر در اختيار تو خواننده عزيز اگر طالب حق و جوياي حقيقت باشي نهاديم تا خود انصاف داده ببيني با شريعتي که عين‌الحيوه سعادت دور جهاني تو است چه کرده‌اند؟! و از اين نمونه بداني که چه آفات و بلياتي بر سر آن آورده‌اند! باشد که خود بپاي خواسته تا حد امکان بتحقيق پرداخته دين عزيز خود را از چنگ اين نگهبانان طلسم سحر و افسون نجات‌بخشي تا شايد قبل از حلول اجل، خود را به‌سرچشمة حقيقت رسانيده و نيمه‌جاني از حيات جاوداني، از اين جهان بيرون بروي به اتفاق کتاب خدا و سنت رسول ‌الله (ص) و اجماع جميع مسلمانان جهان، رسول خدا (ص) که خود بنيانگذار شريعت مقدسه‌است در تمام دوران مدت نبوّت خود ديناري بلکه دانگي و ريالي از هيچ مسلماني بعنوان خمس ارباح، آنهم مخصوص بخود که امام مسلمين است يا براي خانواده طاهرينش نگرفته‌است و حتي با اينکه احاديث بسياري از دروغ به آن جناب نسبت داده‌اند تا اينکه در زمان حياتش برپا خواسته و فرمود: ﴿قَدْ كَثُرَتْ عَلَيَّ الْكَذَّابَةُ فَمَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّداً فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ﴾ معهذا خوشبختانه نيم حديثي ولو دروغ در بين تمام مسلمين در موضوع خمس کذائي وجود ندارد!

و نسبت پيدايش اين بدعت از يک قرن و نيم بعد از هجرت از طرف غاليان و کاذبان و جعّالاني چون علي‌بن ابي حمزه بطائني و علي بن فضال ضال مضل و احمدبن هلال و سهل بن زياد و سماعه بن مهران و علي بن مهزيار که خود را نمايندگان ائمة معصومين (ع) معرفي کرده و در بين شيعيان به اخاذي مشغول بودند شايع شده‌است. چنانکه در اين کتاب بهويت آنان واقف خواهيد شد انشاءالله.

اما آنچه باعث سرگرداني فقهاء شيعه شده‌است آن‌است که احاديثي که در بارة خمس غنائم جنگ است و اين خمس در زمان رسول خدا از اموال مشرکين در جنگ اخذ مي‌شد و شايد از آن، خانواده رسول خدا در زمان حيات آن‌حضرت بهره‌ور مي‌شدند از آن جهت که کلمة خمس که نامي از يک کسر متعارفي است و آن را امروز بصورت يک حقيقت شرعيه درآورده‌اند با خمسي که رسول خدا و خلفا از پاره‌اي از معادن و کنوز و امثال آن از مسلمانان از بابت زكات مي‌گرفتند و بعداً اينگونه مسائل مورد ابتلاي مسلمين بوده و از فقهاي زمان خود از آن سؤال مي‌کردند که مثلاً از درآمد معدن نفت و کبريت و مس و آهن بايد چه مقدار زکات داد؟ در جواب سائلان، فقيهان آن ‌زمان هر يک بنظر خود فتوائي مي‌دادند مشتبه شده چنانکه مالک در زكات معادن و رکاز يک عشر قائل بود و شافعي يک خمس.

همچنين پاره‌اي از شيعيان از ائمة معصومين سلام‌الله عليهم از اين مسائل پرسش مي‌نمودند و آن بزرگواران نيز مي‌فرمودند يک خمس. اين‌گونه احاديث باعث شده که زكات معادن را که يک خمس است و مصرف آن مصرف زکات است اشتباهاً خمسي گرفته‌اند که مصرف آن خمس غنائم جنگ است وگرنه هرگز ائمه شريعتي در طول شريعت سيدالمرسلين نياورده و حکمي غير از آنچه قرآن مجيد و سنت رسول، مبين آن است نگفته‌اند و چنين نسبتي العياذ بالله به آن بزرگواران هزار مرتبه بدتر از قتل آنان بسيف و سنان است زيرا در اين‌صورت آنان ‌را با پيغمبري بعد از خاتم‌الانبياء العياذ بالله يا محرّفين کتاب خدا بايد شمرد و چنين عقيده‌ و گفتاري کفر صريح است.

اگر مبناي دين، کتاب خدا و سنت رسول‌الله‌است؛ کتاب خدا و سنت رسول الله را از چنين خمسي آگاهي نيست. وگرنه راه ضلالت بسي فراخ است!

از عجايب امر آنکه هنگامي که اين حقيقت از طرف مؤلف اين رساله در يکي از شهرهاي بزرگ ايران اظهار شد يکي از علماي آن ديار که داراي عمامه و دستار و صاحب صحابه و انصار است محتج و معتذر شد که اگر رسول خدا (ص) از مسلمانان خمس ارباح مکاسب نگرفته‌است به علت آن بود که در زمان آن حضرت مسلمانان در نهايت فقر و پريشاني بودند بدينجهت در ميان آنان شخص مشمولي براي اداي خمس يافت نمي‌شد!

اين قول که بهذيان شبيه‌تر است تا به برهان، معهذا گفتن آن از جانب شخص عالمي خيلي جرأت و جسارت است هر چند در ميان جاهلان باشد در حالي‌که اين شخص ناچار به حکم قرآن و آيات صريحه آن و سنت متواتر رسول‌الله که حاکي از آن است که ذات با برکات سيد کائنات همان در زمان حيات خود برکات متصدي اخذ زکات و صدقات از مسلمانان شد در حالي‌که زکات داراي نصابي است که جز اغنياي امت مشمول آن نمي‌شوند زيرا زکات از مسلماني گرفته مي‌شود که حداقل داراي يک تن غله و چهل گوسفند مستثني از مستثنيات و بيست مثقال طلاي مسکوک و دويست مثقال نقرة مسکوک و امثال آن، بعد از مضي حول (يعني بعد از گذشتن يك سال) باشد، و حال اينکه خمس کذايي را هر کس يعني هر حمال و بقال و هيمه‌کن و هيزم‌شکن و زني چرخ‌ريس هرچند اضافه درآمد روزانه‌اش نيم ريال باشد مشمول است و حتي مضي حول هم در آن شرط نيست بکه بمجرد دست يافتن بآن نيم‌ريال، خمس آن واجب مي‌شود، غايت امر آنکه حق دارد پس از مؤنه آنرا بپردازد.
آيا در مسلماناني که مشمولين زکات آنچناني بودند مشمولين خمسي اين چنين يافت نمي‌شد؟! اين است حجت آنان‌که از حق مي‌گريزند و ناچار بهذيانات متوسل مي‌شوند.
خدا اسلام را از شر چنين مفتريان نجات بخشد.
اميد است مطالعه اين کتاب، حقيقت را در نظر اولي‌الالباب چنانکه هست بنم