گیرید ما راضی خواهیم شد و در سرزمین خود خواهیم ماند و به آیین خود عمل می‌کنیم.(20) 
و از آن‌جا که گرفتن وجهی از آنان تحت هر عنوانی باعث تسلیم شدن و احتمالا مسلمان شدن آنان در آینده می‌شد و از طرفی باعث جلوگیری از پیوستن آنان به دشمنان اسلام می‌گردید، و علاوه بر این‌ها ملتی عرب زبان بودند که می‌بایست بر اساس عرف و عاداتشان کرامت آنان حفظ می‌گردید و اموالی که از آنان وصول می‌شد به اقتصاد جامعه‌ی اسلامی کمک می‌کرد. این موارد اقتضا می‌نمود که عمر(رض) تحت عنوان صدقه، مالیات را از آنان بگیرد. (21) 
اما تغییر نام جزیه باعث نشد که در ماهیت آن تغییری ایجاد شود، چرا که صدقه بر غیر مسلمانان واجب نیست و این مال در مقابل حق الحمایه از آنان گرفته می‌شد که چیزی جز همان جزیه نمی‌توانست باشد. ضمن این که مالی که از آن‌ها وصول می‌شد، عملا جزیه نبود، به خاطر این که بر اساس اموالی که بر آن‌ها زکات واجب می‌شود مانند چارپایان، میوه جات، طلا و نقره و نه بر اساس تعداد افراد از آنان مالیات گرفته می‌شد.(22)  به هر حال چه آن‌را صدقه بنامیم چه جزیه، پرداخت آن به معنای تسلیم شدن و تحت الحمایه قرار گرفتن بنو تغلب زیر سلطه‌ی حکومت اسلامی بود.(23) 
همچنین شهرهای فتح شده علاوه بر پرداخت جزیه، متعهد حقوق مالی دیگری نیز می‌شدند که در زمان عمربن خطاب، این حقوق گسترش یافت. از جمله حق ضیافت حاکم و سفیران و عامه‌ی مسلمانان که اگر گذر آن‌ها از آن‌جا می‌افتاد، ساکنان شهر موظف بودند تا از آن‌ها با غذایی که خودشان مصرف می‌کنند تا سه روز پذیرایی به عمل آورند.(24)  یعنی آن‌ها را مکلف به‌ آماده‌ کردن مرغ و بریان نمودن گوسفند و... نمی‌کردند که‌ ما فوق توانشان بود.
قبل از این در بحث پروژه‌های عمران و آبادی متذکر شدیم که عمر(رض) قراردادهایی با ساکنان برخی شهرها امضا نمود و بر اساس آن متعهد گردید تا راه بسازد و پل احداث نماید و این که پس از بالا رفتن درآمد دولت از طریق مالیاتها، دبیرخانه‌هایی جهت سرشماری ساکنان شهرها و تفکیک فقرا از ثروتمندان و انسان‌های متوسط الحال تأسیس نمود و در نصوص معاهدات شرايط جدیدي را افزایش داد که قبلا مدنظر نبودند. و این بدان خاطر بود که دامنه‌ی فتوحات گسترش یافته و دولت اسلامی بر مصر و شام و عراق حاکم گردیده بود و طبیعت چنین حکومت پهناور و گسترده‌ای اقتضا می‌کرد که همگام با این پیشروی در زمینه‌های عمران و آبادی و بازسازی راه‌ها و احداث پلها و پروژه‌های دیگری که نشان دولت‌های مترقی و ملتهای پیشرفته است، گامهایی بردارد. چنان که چنین گامهایی برداشته شد و امور کشور نظم یافت و امکانات شهری ایجاد و قوانینی جهت کنترل سیستم مالی دولت موضع گردید.(25)  
شرایط قرارداد جزیه و زمان پرداخت آن
فقهای اسلام از روند کاری خلفای راشدین مجموعه شرایطی در مورد جزیه استنباط نموده‌اند که به شرح زیر است: 
ـ اهل جزیه حق ندارند به کتاب خدا توهین کرده و یا آن‌را تحریف کنند.
ـ نسبت به رسول خدا کلمات توهین‌آمیز بر زبان نیاورند و ایشان را به صراحت تکذیب نکنند.
ـ به دین اسلام توهین نکرده و آن‌را مورد نکوهش قرار ندهند.
ـ با زن مسلمان نکاح نمی‌کنند و با آنان مرتکب زنا نشوند.
ـ باعث برگردانیدن فرد مسلمانی از دینش نشوند و به مال و دین مسلمانان تعرض ننمایند.
ـ به دشمنان اسلام کمک نکنند.
اما وقت ادای جزیه بر اساس زمان بندی عمر(رض) آخر سال بود که مصادف با فرا رسیدن وقت برداشت محصولات کشاورزی بود.(26)  
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) السياسة الشرعية: ابن تيمية ص113، 114، المعاهدات في الشريعة د. الديك ص313.
2) موسوعة فقه عمربن الخطاب ص235.
3) همان ص235 به‌ نقل از: مصنف ابن أبي شيبة (1/141).
4) البخاري، ك الجزية والموادعة رقم 3156.
5) سواد العراق.
6) البخاري، ش 3156.
7) أهل الذمة في الحضارة الإسلامية ص42.
8) موسوعة فقه عمربن الخطاب ص238 به‌ نقل از: المحلى (7/345).
9) موسوعة فقه عمرص239.
10) فتوح البلدان ص143، الموارد المالية د. يوسف عبد المقصود ص228.
11) تاريخ الدعوة الإسلامية د. جميل المصري ص327.
12) دور الحجاز في الحياة السياسية ص230.
13) عصر الخلافة الراشدة ص173.
14) أهل الذمة في الحضارة الإسلامية ص43.
15) اهل الذمه فی الحضاره الاسلامیه. 
16) تاریخ طبری (5/30)
17) تاریخ اسلامی (11/141)
18) الاموال (1/37) 
19) فتح القدير (1/514)، سياسة المال في الإسلام ص72.
20) فتوح القدیر (1/714)
21) سياسة المال في الإسلام ص72.
22) همان مصدر ص73، النظام الإسلامي المقارن ص39.
23) سياسة المال في الإسلام ص72.
24) الأحكام السلطانية والولايات الدينية ص164.
25) سياسة المال في الإسلام في عهد عمربن الخطاب ص174.
26) سياسة المال في الإسلام في عهد عمرص76.	خراج در دو معنای عام و خاص به کار می‌رود. معنای عام خراج در برگیرنده‌ی کلیه‌ی درآمد بیت المال به جز صدقه می‌باشد، اما معنای خاص آن فقط به مالیات عایدات زمینهایی اطلاق می‌گردد که در جنگ به دست مسلمانان افتاده‌اند و رهبر مسلمانان آن‌ها را وقف مصالح مسلمین کرده است. کاری که عمر(رض) با زمینهای سواد عراق و شام کرد.(1) 
و چنان‌که‌ ابن رجب حنبلی می‌گوید: برشمردن خراج به‌ عنوان اجاره‌ و یا پرداخت پول به‌ هیچ وجه‌ جایز نمی‌باشد، زیرا خراج یک اصل ثابت است که‌ با هیچ چیزی دیگری مقایسه‌ نمی‌شود.(2)  
پس از آن‌که اسلام با پیشروی‌های بزرگ به ویژه شکست دو ابر قدرت روزگار یعنی فارس و روم، قدرت گرفت، منابع مالی دولت و همچنین هزینه‌های آن گسترش یافت. و برای حفظ کیان این دولت فراگیر و تداوم قدرت و سلطه‌ی آن و جهت رعایت مصالح عمومی می طلبید تا سیاست مالی دقیق و منظمی‌ اتخاذ شود. چنان که عمربن خطاب در صدد تحقق بخشیدن به همین سیاست، زمینهای زیادی را که توسط فاتحان به دست آمده بود، جزو زمینهای خراج در آورد تا از آن‌ها به عنوان منبع درآمد ثابت بیت المال، استفاده بشود. لازم به‌ ذکر است که‌ فاتحان دوست داشتند که آن غنایم به‌ دست آمده‌ میان آن‌ها تقسیم بشود، زیرا خداوند در خصوص غنایم فرموده‌ است: 
(وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاکِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن کُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) الأنفال: ٤١ 
«(اي مسلمانان!) بدانيد كه همه غنایمي را كه فراچنگ مي‌آوريد، يك پنجم آن متعلّق به خدا و پيغمبر و خويشاوندان (پيغمبر) و يتيمان و مستمندان و واماندگان در راه است. (سهم خدا و رسول به مصالح عامّه‌اي اختصاص دارد كه پيغمبر در زمان حيات خود مقرّر مي‌دارد يا پيشواي مؤمنان بعد از او معيّن مي‌نمايد. بقيّه يك پنجم هم صرف افراد مذكور مي‌شود. چهار پنجم باقيمانده نيز ميان رزمندگان حاضر در صحنه تقسيم مي‌گردد. بايد 