ها در صورتی می‌توانستند در مصر زندگی کنند که با رومیان همکاری نظامی داشته باشند. بنابراین باید مسلمانان از فرصت استفاده می‌کردند به ویژه زمانی که رفتار منصفانه آن‌ها زبان زد خاص و عام شده بود(2)  و از طرفی قبطی‌ها نیز با شنیدن شکست هرقل و ترک دیار شام، مرعوب قدرت نظامی مسلمانان شده بودند(3) .
عمرو بن عاص کاملاً متوجه اوضاع بود و می‌دانست که رومی‌ها ضعیف‌تر از آن هستند تا بتوانند مانع پیشروی مسلمانان به سوی مصر باشند و نیز می‌دانست که مصر در صورتی که فتح نشود، خطری جدی برای مسلمانان محسوب خواهد شد. چنان که این مطلب را عمرو بن عاص صراحتاً بیان داشته است.(4) 
گرچه روایات مختلفی آمده است در مورد نخستین کسی که پیشنهاد فتح مصر را داده و بعضی گفته‌اند که پیشنهاد عمرو بوده و بعضی برآنند که پیشنهاد خود امیرالمؤمنین بوده است(5) ، ولی آن‌چه‌ مسلم است این که با توجه به مسايلی که بیان گردید، بعید به نظر می‌رسد که خلیفه در جریان فتح مصر قرار نگیرد و یا راضی نشود و عمرو بن عاص خودسرانه دست به چنین کار عظیمی بزند! چنان که بسیاری از روایات تاریخی مؤید این مطلب است همان طور که عبدالله بن عبدالحکم می‌گوید: عمربن خطاب پس از فتح شام، به عمرو بن عاص نوشت: مردم را به سوی مصر بسیج کن.(6) 
و در تاریخ طبری آمده است که... عمر(رض) پس از فتح ایلیاء و صلح با ساکنان آن‌جا، چند روزی در آن اقامت گزید سپس عمرو را به سوی مصر فرستاد و او را امیر آن‌جا مقرر کرد. و بعد از آن زبیر بن عوام را برای کمک به او فرستاد. آن‌چه‌ این مطلب را تقویت می‌نماید، فرستادن نیروهای کمکی توسط خلیفه به مصر است که تعداد آن‌ها به دوازده هزار نفر می‌رسد. همچنین خلیفه به عمرو دستور داد تا اسکندریه را فتح نماید و این مسئله مورد اتفاق همه‌ی مؤرخین است.(7) 
پس چگونه ممکن است که عمرو بن عاص بدون رضایت خلیفه عازم مصر شود و آن‌را فتح نماید. سربازان و فرماندهان مسلمان در حرف شنوی و اطاعت از دستورات مافوق خود نمونه بودند. بنابراین مطمئن هستیم که فتح مصر، عملی کردن نقشه‌ای بود که توسط خلیفه و بـا مشورت از فرماندهان بلند پایه از قبل ریخته شده بود.(8) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) عصر الخلافة الراشدة للعمري ص348 .
2) دراسات في عهد النبوة والخلافة الراشدة ص357 .
3) فتوح الشام للأزدي ص118 .
4) دراسات في عهد النبوة والخلافة الراشدة ص357 .
5) النجوم الزاهرة (1/4-7).
6) فتوح مصر. ص57 .
7) تاریخ طبری (5/84)
8) دراسات في عهد النبوة والخلافة الراسدة ص357، 358 .<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:490.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:491.txt">1ـ فتح فرما</a><a class="text" href="w:text:492.txt">2ـ فتح بلبیس</a><a class="text" href="w:text:493.txt">3ـ معرکه‌ی أم دنین</a><a class="text" href="w:text:494.txt">4ـ معرکه‌ی قلعه‌ی بابلیها</a></body></html>ابو موسی اشعری(رض) می‌گوید: از نبی اکرم(ص) درباره‌ی چیزهایی سؤال کردند که خوشش نمی‌آمد. هنگامی که آن پرسشها افزایش یافت، آن حضرت(ص) خشمگین گشت و فرمود: «هر چه می‌خواهید، بپرسید». شخصی گفت: پدر من کیست؟ فرمود: «پدرت، حذافه است». دیگری برخاست و گفت: پدر من کیست؟ فرمود: «پدرت، سالم غلام آزاد شده‌ی شیبه(1)  است». عمر(رض) که متوجه خشم و ناراحتی رسول خدا(ص) گردید، گفت: ای رسول خدا! ما به سوی خداوند(عزوجل) توبه می‌کنیم. (زیرا باعث ناراحتی شما شدیم)(2)  به روایتی عمر(رض) به زانويش زد و گفت: به الله(جل جلاله) به عنوان پروردگار و به اسلام به عنوان دین و به محمد (ص) به عنوان پیامبرو فرستاده‌ی خدا خشنودیم.(3)
-----------------------------------------------------------------------------------------
1) سعد بن سالم مولى شيبة بن ربيعة صحابي، محض الصواب (2/700).
2) بخاری، شماره 92؛ مسلم شماره 2360
3) بخاری، شماره 93؛ مسلم شماره 2359فتح مصر سومین مرحله از سلسله فتوحات مناطقی بود که مسلمانان از سلطه‌ی دولت بیزانس بیرون آوردند و مسیر حرکت عمرو از فلسطین به سوی مصر از کنار ساحل بود. او به ترتیب از «فرح» آغاز کرد و «عریش» و «فرما» را فتح نمود تا به قاهره و اسکندریه رسید. و این بیانگر نبوغ نظامی عمرو بن عاص می‌باشد که از ضعف تسلط نظامی‌رومیان در این مناطق کاملاً آگاهی داشت و این مسیر را انتخاب کرد. البته در ترتیب فتح شهرها روایات مختلفی وجود دارد، همان طور که این اختلاف در ترتیب فتح شهرهای دیار شام نیز وجود دارد.(1)
--------------------------------------------------------------------------------------------
1) عمرو بن العاص القائد والسياسي، د. عبد الرحيم محمد ص79 .عمرو با لشکر خود به سوی مصر پیش روی می‌کرد و با هیچ گونه مقاومتی از طرف رومی‌ها برخورد نکرد و مصریان با آغوش باز از مسلمانان استقبال کردند تا این که به فرما رسیدند. در آن‌جا رومیان برای مقابله با لشکر اسلام آماده شده بودند. عمرو که می‌دانست تعداد دشمن به مراتب از تعداد نیروهای تحت فرمان او بیشتر است، دو راه پیش رو داشت: یا به صورت تهاجمی وارد شهر می‌شد وآن را فتح می‌نمود و یا این که شهر را در محاصره‌ی نیروهای خود در می‌آورد تا آن‌ها پس از اتمام آب و آذوقه تسلیم شوند و همین کار را کرد و شهر را تا چند ماهی در محاصره‌ی شدیدی قرار داد. در این اثناء گاهی درگیریهای پراکنده‌ای نیز رخ می‌داد. عمرو همواره مسلمانان را با سخنان قوی و مؤثر خود تشویق می‌نمود و می‌گفت: ای اهل اسلام و ایمان! و ای حاملان قرآن! ای یاران محمد (ص)! همچون مردان صبر را پیشه سازید و ثابت قدم بمانید و صفوف خود را بهم نزنید و نیزه‌ها را آماده کنید و زره بپوشید و جز ذکر خدا سخن دیگری بر زبان نیاورید و منتظر دستور باشید.(1) 
محاصره ادامه داشت تا این که روزی دسته‌ای از رومیان برای جنگ با مسلمانان بیرون آمدند و طرفین با هم درگیر شدند و سرانجام رومیان شکست خورده، پا به فرار گذاشتند. اما مسلمانان به آن‌ها فرصت ندادند و خود وارد شهر شدند و نخستین کسی که وارد شهر شد، فردی به نام اسمیقع بود و بدین صورت شهر به دست مسلمانان سقوط کرد. جالب این که قبطی‌های مصری با مسلمانان همکاری نمودند و نقاط ضعف دشمن را معرفی کردند و به پیشواز مسلمانان آمدند. مسلمانان پس از فتح شهر، قلعه‌های نظامی و دیوارهای شهر را تخریب کردند تا اگر چنانچه رومیان مجدداً شهر را تصرف کردند از امکانات کمتری برای مقاومت برخوردار باشند. سپس عمرو به ایراد خطبه پرداخت و خدا را به خاطر پیروزی‌ای که نصیب لشکر اسلام شده بود ستود و گفت: خدای بزرگ با اسلام پشت ما را گرم کرد و راه بازگشت به دیارمان را فراهم ساخت، ولی فکر نکنید که ما به هدف خود دست یافته‌ایم، هنوز تا رسیدن به وظیفه‌ای که امیرالمؤمنین به عهده‌ی ما گذاشته، راه سخت و درازی در پیش است، پس صبر و حرف شنوی داشته باشید. به زودی این قوم خواهد دانست که ما سربازان صلح هستیم و درپی ظلم و فساد در زمین نیستیم، بلکه در پی اصلاح و آبادانی آن می‌باشیم. و بهترین الگو در پیروی از رسول خدا باشید.(2) 
عمرو مطمئن گردید که این شهر بعد 