ر نگه‌ دارند. 
----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الفاروق عمربن الخطاب: محمد رشيد رضا ص119، 120.
2) التاريخ الإسلامي (10/ 374).ابوبکر صدیق(رض) در جنگهای معروف به رده و همچنین در جریان فتوحات از مرتدین توبــه کار استفاده نکرد، اما عمر(رض) از مرتدانی که توبه کردند واصلاح شدند و به آداب اسلامی تربــیت یافتند در جنگها استفاده نمود؛ ولی به آن‌ها مسئولیت واگذار نمی‌کرد.(1) 
چنان که به سعد بن ابی وقاص در مورد طلیحه بن خویلد اسدی و عمرو بن معدی‌کرب نوشت: از آن‌ها استفاده کن ولی بر گروه یک‌صد نفره آن‌ها را به عنوان امیر مقرر نکن.(2) 
بنابراین از عملکرد دو خلیفه‌ی راشد یعنی ابوبکر و عمر(رض) چنین نتیجه می‌گیریم که مرتدین پس از این که توبه کنند و نزد مسلمانان برگردند، از مصونیت جانی و مالی و سایر حقوق یک مسلمان برخوردار می‌شوند، ولی به آن‌ها هیچ‌گونه مسئولیتی به ویژه‌ امارت و فرماندهی واگذار نمی‌شود، چرا که احتمال نفاق همچنان در آن‌ها باقی است، پس با توجه‌ به‌ اینکه‌ رهبری مسلمانان و بخصوص فرماندهی سپاه اسلام موقعیتی حساس می‌باشد، سپردن این‌گونه‌ پستها به‌ آنان باعث می‌شود که‌ زمین به‌ فساد کشانده‌ شود و موازین زندگی با اختلال روبرو گردد، و منافقین نیز به‌ آنان نزدیک شوند و مؤمنین واقعی دور گردند و جامعه‌ی اسلامی به‌ جامعه‌ای تبدیل شود که‌ جاهلیت آن‌را رهبری کند.
بنابراین می‌فهمیم که‌ سنت و روش این دو خلیفه‌ در راستای حمایت از مجتمع اسلامی می‌باشد، تا هیچ‌گونه‌ افراد فاسدی رهبری آن‌را بر‌ عهده‌ نگیرد. و اصلاً ممکن است حکم این سنت به‌ آن‌جا مربوط باشد که‌ مخالف هدفشان با آنان رفتار شود، زیرا احتمال دارد که‌ آن‌ها به خاطر ضربه زدن به مسلمانان یا دست‌یابی به پست و مقام توبه کرده و رجوع نموده باشند. بنابراین باید از هرگونه پست و مسئولیتی محروم شوند.(3) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ اسلامی (10/375)
2) همان.
3) التاريخ الإسلامي (10/ 376).در حالی که سعد با سپاه خود در محلی به نام شراف واقع در مرزهای عراق مستقر بود نامه‌ای از امیرالمؤمنین رسید که در آن چنین آمده بود: 
اما بعد: از شراف به سوی فارس حرکت کن و بر خدا توکل نما و از او در همه چیز کمک بخواه. بدان که تو به سوی دشمن رهسپار هستی که تعدادشان زیاد و امکاناتشان پیشرفته است و اهل نبرد هستند و در سرزمین محکم و غیر قابل نفوذی که دارای دریا، چشمه‌ها و دژهای زیادی است زندگی می‌کنند. مگر این که شما یکپارچه و با قدرت یورش برید و هنگامی که با دشمن روبرو شدید، آن‌ها را پیاپی مورد ضربه قرار دهید و به آن‌ها فرصت تنفس و سازماندهی مجدد ندهید. چرا که آن‌ها ملتی فریبکار هستند. پس مبادا که شما را فریب دهند. و چون به قادسیه رسیدی دسته‌های دیدبانی خود را بر دروازه‌های شهر بگمار و سپاه خود را در دره‌ها و روستاهای مجاور و دامنه کوه‌ها مستقر کن، چرا که اگر دشمن احساس بکند که بر شما پیروز خواهد شد با همه‌ی امکانات به سوی شما خواهد آمد و بر شما یورش خواهد برد. آن‌گاه اگر شما از خود پایمردی نشان دهید و برای رضای خدا بجنگید و نیتهای خود را خالص بگردانید، امیدوارم که بر آنان پیروز شوید. و بعد از آن هرگز آن‌ها را در مقابل خود نخواهید یافت و اگر نتوانستید بر آن‌ها پیروز بشوید، به کوه‌ها و دره‌های داخل مرزهای خود عقب‌نشینی خواهید کرد و آن‌ها جرأت تعقیب شما را نخواهند داشت. 
این رهنمودهای عمر(رض) با رهنمودهای مثنی که برای سعد فرستاده بود، مشابهت زیادی دارد و هر دو بزرگوار در انتخاب مکان استقرار سپاه اتفاق نظر داشتند. البته خبرگی مثنی نتیجه‌ی سه سال جهاد و مبارزه در عراق بود. اما عمربن خطاب که هنوز سرزمین عراق را ندیده و در آن قدم نگذاشته بود به حق در طراحی نقشه‌های نظامی و تاکتیکی از مهارت ویژه‌ای برخوردار بود و طبق نقشه‌ی سپاه اسلام باید در مکان امنی که از تیررس دشمن دور باشد، مستقر شود و در کنار دسته‌های نظامی‌سپاه اسلام باید به مناطق مختلف مأموریت می‌یافتند تا با جنگ و گریز، دشمن را وادار به تجمع در مکانی بکنند که از نظر استراتژی به نفع سپاه اسلام تمام شود.(1) 
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) التاريخ الإسلامي (10/ 379).عمر(رض) قبل از هر چیز سعد را متوجه اسباب معنوی پیروزی می‌کند، چنان که در نامه‌ای به ایشان می‌نویسد: همیشه مواظب قلب و درون خود باش و سپاه خود را به موعظه و اصلاح نیت و امید پاداش الهی تذکر ده و صبر را پیشه سازید. چرا که مدد و پیروزی از جانب خدا به اندازه‌ی نیت و پاداش به اندازه‌ی امید و میزان پرهیزگاری متحقق می‌شود. و از خدا عافیت بطلبید و دائماً بگویید: «و لا حول و لا قوه الا بالله» و برای من بنویس که به کجا رسیده‌اید و سر کرده‌ی گروه مقابل چه کسی است؟ زیرا تا من از وضعیت کامل شما و دشمنتان اطلاع نیابم، نمی‌توانم دستورات لازم را به شما بنویسم. پس برای من محل استقرار سپاه اسلام را بنویس و شهری که میان شما و مداين واقع شده است را بگونه‌ای برایم توصیف کن که گویا من آن‌را می‌بینم. و از خدا بترس و به او امیدوار باش و مپندار که بر خدا منت می‌نهی. و بدان که خداوند وعده‌ی پیروزی داده است. پس کاری نکن که این وعده‌ی الهی به دست دیگران متحقق شود.(1) 
در این نامه همان طور که ملاحظه کردید، عمربن خطاب، سعد بن ابی وقاص را به بررسی و مواظبت قلب توصیه می‌کند که همه‌ی اعضا از آن دستور می‌گیرند و صلاح و درست‌کاری سایر اعضا به صلاح و درستکاری آن بستگی دارد. و او را به موعظه‌ی افراد سپاه خود وا می‌دارد تا آن‌ها را به اخلاص عمل و احتساب اجر تذکر دهد، چرا که نصرت و مدد الهی با همین دو امر متحقق می‌شود و او را از تنبلی و سهل انگاری در ادای وظیفه‌ای که به عهده دارد، برحذر می‌دارد و خاطرنشان می‌سازد که باید رابطه‌ای قوی با خداوند عالم برگزار نمایند که منشأ قدرت است. همچنین فرماندهی سپاه اسلام را به آراسته کردن خود با مقام خوف و رجا که جایگاه مهمی در توحید دارد، توصیه می‌کند و او را از مغرور شدن به خاطر برخی کارهای نیک و یا در اثر ستودن مردم بر حذر می‌دارد و در پایان متذکر می‌شود که خداوند وعده‌ی پیروزی به مسلمانان داده است بنابراین با سهل انگاری کاری نکنید که این پیروزی از شما دریغ شود و به دست گروه و نسل دیگری متحقق گردد.(2) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ طبری (4/315)
2) التاريخ الإسلامي (10/ 379).سعد طی نامه‌ای نقشه‌ی میادین و شهرهایی را که قرار بود، معرکه‌ی بزرگ حق و باطل در آن اتفاق بیفتد، برای عمر(رض) منعکس نمود و در بخشی از آن چنین آمده است: همه‌ی ساکنان سواد عراق که قبلاً با مسلمانان قرارداد صلح امضا کرده بودند، نقض عهد کرده و به سپاه ایران پیوسته و علیه ما آماده شده‌اند. کسی که برای مبا