ه در قتل حسین (رضی الله عنه) دخیل بودند و از يكي از عالمان پرسیدند :
اگر بر لباس، خون پشه باشد، نماز ما درست است؟ 
آن فقيه  با غضب جواب داد : شما بر لباستان خون حسین است و نماز می خوانید و از خون پشه می پرسید؟
 این عین حکایت اين شياد است، آیا تو كم به صحابه و زنان پيامبر ناسزا می گویی؟!  كه سر سجاده نشسته ای و مظلومانه می گویی: من نمی دانم شما در روز قیامت؟!!!! ... 

ادعای432 -رسول الله ، ابوبکر را از امیری عزل کرد و علی را امیر حجاج  کرد
  جمهور امت و جمیع علماء و مورخان فریقین ( شیعه و سنی ) برآنند که چون آیات اول سوره برائت که نهمین سوره از قرآن مجید است در مذمت مشرکان نازل شد، خاتم الانبیاء ابی بکر را طلبید و ده آیه از اول سورۀ برائت را به او داد تا ببرد در مکۀ معظمه و موسم حج برای اهل مکه قرائت نماید. چند منزلی که رفت جبرئیل نازل شد و عرض کرد:
«یا رسول الله ان الله تعالی یقرئک السلام و یقول لا یؤدّی عنک الا انت او رجل منک»
... اداء و ابلاغ رسالت احدی ننماید مگر خود یا مردی که از خودت باشد .
لذا پیغمبر علی را طلبید و مأمور به این امر بزرگ نمود و فرمود: می روی و هر کجا به ابی بکر رسیدی آیات برائت را از او می گیری و خودت ببر در مکه برای مشرکان اهل مکه قرائت کن .
علی حرکت کرد و در ذی الحلیفه به ابی بکر رسید. ابلاغ پیام رسول الله را نمود و آیات را گرفت و رفت در مکه در حضور عامۀ مردم رسالت رسول الله را ابلاغ نمود. آن آیات را بر اهل مکه قرائت نمود و بر گشت به خدمت آن حضرت در مدینه منوره .
  بخاری در «صحیح»  و عبدی در «جمع بین الصحاح السته»  و بیهقی در «سنن»  و ترمذی در «جامع»  وابی داود در «سنن» و خوارزمی در «مناقب» و شوکانی در «تفسیر»  و ابن مغازلی فقیه شافعی در «فضائل» و محمد بن طلحه شافعی در «مطالب السئول»  و شیخ سلیمان بلخی حنفی در «ینابیع الموده»  به طرق مختلف از روات و اکابر علمای عامه و محب الدین طبری در «ریاض النضره»  و در «ذخایر العقبی»  و سبط ابن جوزی در «تذکرة خواص الامه»  و امام ابو عبدالرحمن نسائی ( که یکی از ائمه صحاح است ) در «خصائص العلوی»  شش حدیث در این باب نقل نموده اند و ابن کثیر در «تاریخ کبیر»  و ابن حجر عسقلانی در «اصاب»  و جلال الدین سیوطی در «در المنثور»  در تفسیر آیۀ اول از سوره برائت و طبری در «جامع البیان»  و امام ثعلبی  در  تفسیر کشف البیان و ابن کثیر در «تفسیر»  و آلوسی                                              در «روح المعانی»  و ابن حجر مکی متعصب در «صواعق»  و هیثمی در «مجمع الزوائد»  و محمد بن یوسف گنجی شافعی در «کفایت الطالب»  و امام احمد حنبل در «مسند»  و حاکم در «مستدرک»  و کتاب مغازی  در فضائل علی ، این قضیه به طور متواتر نقل نقل کرده اند و همگی صحت آن را تصدیق نموده اند .
  اگر از ابتدا این مأموریت را به علی می دادند، این امر عادی به نظر می آمد و فضل و کرامتی برای علی ثابت نمی شد. لذا برای اثبات مقام مقدس علی و حق تقدم او با کمی سن بر پیرمردان صحابه ،ابتدا آیات را به ابی بکر می دهد بعد از این که چند منزل می رود علی را مأمور می نماید با این توضیح که جبرئیل از جانب رب جلیل مرا به این کار مامور نموده است و به صراحت گفته که خدا فرموده است:
«لن یؤدی عنک الا انت او رجل منک» 
اداء و ابلاغ رسالت احدی ننماید مگر خود یا مردی که از خودت باشد .
پس رفتن و برگشتن ابی بکر از وسط راه دلیلی بر اثبات مقام علی وحق تقدم او بر دیگران می باشد و ابلاغ رسالت حق تعالی؛ یعنی، نبوت و خلافت ربطی به پیری و جوانی ندارد؛ زیرا هزار نکتۀ باریکتر از مو این جاست . اگر پیر مردی و سیاستمداری برای ابی بکر امتیازی محسوب می شد، نبایستی از چنین امر مقدسی عزل می گشت و حال آنکه ابلاغ رسالت مخصوص پیغمبر و خلیفۀ او می باشد.
  سنی مناظره گر یک دروغ می گوید :
  در بعضی اخبار از ابوهریره نقل نموده اند که علی (کرم الله وجهه) مأمور گردید که با ابی بکر (رضی الله عنه)  به مکه بروند تا ابی بکر مناسک حج را به مردم ارائه دهد و علی آیات سورۀ برائت را قرائت نماید. پس هر دو در ابلاغ رسالت با هم مساوی بودند .
و شیعه جواب می دهد :
  اول، این خبر از مخترعات بکریون است و دیگران نقل ننمودند. دوم، اخبار عزل ابی بکر و ارسال علی برای ابلاغ رسالت به مکه مورد توافق امت است . و در صحاح مسانیدِ ملل موافق و مخالف با اسانید آشکار و مشهور به حد تواتر ثابت می باشد .
بدیهی است تمسّک به صحاح احادیث کثیره مستفیضة الاسانید ، متفق علیه جمهور امت است و اگر خبر         واحدی معارض صحاح کثیره باشد، خود بهتر می دانید که به قاعده محدثان و اصولیین ترک و طرح آن واجب می باشد. اگر آن خبر واحد صحیح هم باشد، مظنون است. پس ترک معلوم برای خبر مظنون جایز نیست .
پس خبر عزل ابی بکر و نصب علی و برگشتن ابی بکر به مدینه با حال حزن و گفتگوی پیغمبر با او و دلداری دادن به او که امر خدا چنین بود، از مسلمات خبریه می باشد ...   
 جواب ما:
  تو پی در پی دروغ می گویی به این امید که شاید یکی از این دروغ ها بر ما  کارگر افتد !  این کتاب بخاری !! کجایش نوشته است که پیامبر ابوبکر را عزل کرد ؟ بر عکس، علی در حج تحت فرمان ابوبکر بود و پشت سر او نماز خواند؛ اما اعلان خبر توسط علی به خاطر اهمیت موضوع بود. رسم بر این بود که اعلان اخبار مهم توسط خود شخص یا فردی از خاندان او خوانده شود و این خبر غدقن شدن حج، برای مشرکان خیلی مهم بود و پیامبر چون خودشان حضور نداشتند، پسر عمویش را فرستاد تا بخواند و کسی منکر نیست که علی پسر عموی پیامبر بود، اما مراسم حج را علی تحت فرمان ابوبکر انجام داد. 
حالا بگو ببینم، چرا پیامبر دشمن علی را امیر حجاج کرد تا بعد مجبور شود بر کنارش کند؟! در ضمن، ما قبول نداریم که بر کنار کرده است، این بهانه ای است برای ما تا فضیلتی را برای ابوبکر ثابت کنیم. چرا پیامبر با این تصمیم ها شما را به زحمت  انداخته است؟ چرا اول نصب کرد تا بعد عزل کند؟! 
ادعای433 - رسول الله علی را رییس و قاضی پیرها کرد 
  اکابر علمای شما شرح فرستادن علی را به یمن برای قضاوت و هدایت آنها نقل نموده اند. به خصوص، امام ابو عبدالرحمن نسائی ( که یکی از ائمه و اعلام صحاح سته می باشد ) در «خصائص العلوی» شش حدیث در این باب آورده است و نیز ابو القاسم حسین بن محمد ( راغب اصفهانی ) در «محاضرات الادباء»  و دیگران نقل نموده اند که خلاصۀ آنها با سلسله اسناد این است :
  وقتی رسول اکرم علی را مامور نمود تا به یمن جهت قضاوت و هدایت خلق برود، عرض کرد: من جوانم چگونه مرا بر پیران قوم مبعوث می گردانی؟ حضرت فرمود:
« ان الله سیهدی قلبک و یثبت لسانک» 
یعنی: زود است که خداوند راهنمایی می کند قلب تو را ( به علم قضا ) و ثابت می دارد زبان تو را...   
جواب ما:
  قبل از حضرت علی، حضرت خالد را به یمن فرستاد. پس حالا ما حق داریم که بگوییم: خالد از همه برتر است. چرا چشمت را باز نمی کنی؟ پیامبر علی را فرستاد تا کار را از خالد که شش ماه زودتر رفته بود، تحویل بگیرد .چرا به نسائی 