می گذارید. پس سجده بر آن ، نشانۀ ذلت نیست ! شما دارید به آن خاک احترام می گذارید !
  ای داعی،  عوض کردن احکام الهی و خالی کردن پوست از مغز و پر کردن پوست از مکر ! تنها روش تو و نیا کان توست !
ادعای 27- ابن الصباغ مالکی که از علمای بزرگ سنی است، گواهی داده است که خیلی از ادعا های  شیعه برحق است.
 جواب ما:
  نام کامل او «نورالدین علی بن محمد» است. کتابی به نام «الفصول المهمه فی معرفته الائمه» دارد و در  هر فصلش ،فضایل یکی از امامان شیعه را نوشته است و منظورش از ائمه، امامان دوازده گانۀ شیعه است. 
در حیرتم که چرا دیگر نام مالکی را به یدک می کشد. خودش در کتابش فریاد می زند که شیعه است. 
این کتاب شبهای پیشاور ، آوای یک جغد نشسته بر ویرانه هاست

ادعای423 - سنی ها تقلید کور کورانه می کنند
  شما را به خدا قسم انصاف دهید؛ تبعیت از فقهای اربعه که دلیلی بر متابعت از آنها جز علم و دانش بعضی از آنها و پیروی کور کورانه از اوامر آنها در دست نیست، ثواب و اجر دارد ( حتی اگر اختلاف کلمه در اصول و فروع باهم داشته باشند )؟ اما تبعیت و اطاعت از اوامر ائمه از عترت طاهره و اهل بیت رسالت که علاوه بر مراتب  علم و دانش و تقوا که اکابر علمای خودتان به اعلم بودن و فقیه بودن آن ذوات مقدسه اذعان دارند و نیز نصوص صریح از رسول الله وارد است که آن خاندان جلیل را عدیل القرآن معرفی و نجات را در متابعت از آنها و هلاکت را در مخالفت آنان قرار داده اند، کفر است؟!  ...  
جواب ما:
1 - ما که اهل حدیث هستیم یا حتی سنی های مقلد و فهمیده هرگز قول امام مذهب خود را بر قول الله یا رسولش برتری نداده ایم ! شما به خاطر همین صفت، ما را وهابی می خوانید و با ما دشمنید و همیشه خودتان را با آن سنی هایی که کورکورانه از امامشان پیروی می کنند، برادر می دانید !
2 ـ تو که از علی پیروی نمی کنی! تو مقلد و دنباله روی یک علی خیالی هستی! که وجود خارجی ندارد و عالم غیب شهاده است !! اگر از علی واقعی پیروی می کردی که مثل ما بودی و بد مذهب نمیبودی .
ادعای424 - سنی ها می گویند وضو با شراب جایز است
  امام اعظم شما ابو حنیفه ( که غالب فتواهایش روی قیاس است؛ یعنی، بی سوادی ) حکم می کند که در سفر اگر آب نیابند با نبیذ تمر ، عمل غسل و وضو را انجام دهند !
و حال آنکه همه می دانید، نبیذ مایعی است مضاف که با خرما و غیر آن ممزوج گردیده است و وضو با مضاف جایز نیست ...    
جواب ما:
  ما نه گفته ایم و نه می گوییم و نه خواهیم گفت که ابو حنیفه رحمه الله ، امام معصوم است یا عالم به غیب و شهاده است یا باید از او کور کورانه تقلید کنیم. مگر نمی دانی دو شاگرد خاص ابو حنیفه؛ یعنی، امام محمد و امام یوسف در 70 در صد مسائل رأیی غیر از رأی استاد خود داشتند ! ابو حنیفه عالم برجسته ای بود اما قرار نیست همه علمای برجسته یک حرف را در مسائل اختلافی بگویند و قرار نیست که ما از عالمی کورکورانه پیروی کنیم . خود ابو حنیفه هر وقت رأی بهتری می شنید از رأی خود برمی گشت و می فرمود: اگر حرفم خلاف حرف پیامبر بود، به دیوار بزنید. 
ادعای425 - قرآن می گوید: پا را مسح کنید و سنی می گوید: بشورید
  و نصّ صریح آیۀ شریفه ، حکم بر مسح می نماید نه غسل و اگر آقایان قدری دقیق شوند، متوجه خواهند شد که منطوق خود آیه دلالت بر این معنا دارد، زیرا در اول آیه می فرماید: «فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم»؛ یعنی، بشویید صورتها و دستهای خود را . پس همان طوری که به واسطۀ واو ناطفه در «ایدیکم» حکم می کنید بر این که بعد از شستن صورت بایستی دستها را هم شست و شو داد در حکم ثانی هم می فرماید: «و امسحوا برؤسکم و ارجلکم»؛ یعنی، مسح نمایید سرها و پاهای خود را تا بلندی پشت پا . «ارجلکم» را «برؤسکم» معطوف می دارد؛ یعنی، بعد از مسح سر بایستی پاهای خود را هم مسح نمایید و قطعاً غسل جای مسح را نمی گیرد .
  علاوه بر آنکه بر خلاف نص صریح قرآن حکم داده اند ( زیرا قرآن حکم به مسح بر پا می نماید نه بر چکمه و جوراب )، این حکم بر خلاف حکم اول هم می باشد. اگر مسح بر خود پا جایز نیست و بایستی بشویند، چگونه در این جا حکم را تنزل داده اند که به جای شستن ، حکم بر جواز مسح بر چکمه و جوراب داده اند و هر عاقلی می داند که مسح بر چکمه وجوراب، مسح بر پا نمی باشد فاعتبروا یا اولی الابصار ؟!. و امام فخر رازی که از اکابر مفسران خودتان است، ذیل همین آیه شریفه کلام مفصلی دارد بر وجوب مسح به حسب ظاهر آیه که اینک وقت مجلس اجازۀ نقل آن را نمی دهد. شما خود مراجعه فرمایید تا حقیقت بر شما کشف گردد...    
جواب ما:
  اهل سنت متفق هستند که پا در وضو باید شسته شود. پس امام فخر رازی کیست که خلاف همه حرف بزند! 
  باید بدانی که «و ارجلکم» دو جور خوانده می شود. یک طور بخوانی می شود «فاغسلوا» و طور دیگر بخوانی، می شود «فامسحوا» و این معجزۀ قرآن است که هر دوطریقه را ثابت می کند و هر دو ، روش  اهل سنت است؛ یعنی، اگر جوراب باشد، مسح می کنیم؛ اگر جوراب نباشد، می شوریم. ما برای کار خود دلیل از قرآن داریم . 
ادعای426 - قرآن می گوید: پا را مسح کنید و سنی روی چکمه و جوراب مسح می کند
  پس همان طور که در وضو صورت و دستها را وجوباً باید شست. سرو پاها را هم وجوباً باید مسح نمود نه  این که یکی را مسح و دیگری را غسل دهند و اگر چنین کنند، واو عطف بی معنی می گردد.
  در قاعده عرف عام، شریعت مقدس اسلام در کمال سهولت است و مشقت و سختی در احکام او راه ندارد. بدیهی است که در شستن پا مشقتی هست که در مسح آن نیست. پس چون عمل به مسح سهل تر است، حکم شریعت بر آن جاری گردیده است. چنانکه ظاهر آیه، حکم بر این معنا می نماید ...   

جواب ما:
  این که گفتی: شستن پا مشقت دارد و آسان نیست. باید گفت: هیچ کاری در دنیا بی مشقت نیست ! اما باید نتیجه را ببنیم ! همین نَشستن پا در نزد شیعیان، مساجد آنها را به بدبوترین اماکن در دنیا تبدیل کرده است. 
 علاوه بر این، امروزه ثابت شده است که پا ، قلب دوم است و در شستن آن، فواید بی شماری مترتب است !
  آیا پا که در جوراب باشد، دیگر نامش پا نیست ؟! گفتیم که از قرآن هر دو کار ما ثابت می شود و سنت پیامبر هم واضح است که کجا مسح کنیم و کجا بشوریم !
  جالب است که امروزه در مساجد های شیعه می نویسند: شستن پا واجب است به خاطر نجات از بوی بد آن. البته می نویسند: نه به خاطر دستور قران !
  کسانی که این مذهب ساختگی را برای شیعه ها ایجاد کرده اند، سعی نمودند آن را گندآلود کنند؛ مثلاً همین نَشُستن پا یک نمونه است و جواز نزدیکی از دُبُر نمونه دیگر .
ادعای 427 - فتوای اهل سنت بر مسح نمودن عمامه بر خلاف نصّ صریح قرآن
  مکرر به این معنا اشاره نموده ام که بنا به فرمودۀ رسول اکرم هر خبری که از آن حضرت نقل می شود، اگر موافق با قرآن مجید نباشد، مردود است؛ زیرا شیادان برای اخلال در دین از قول آن حضرت بسیار جعل سند نموده اند. لذا علمای بزرگ خودتان هم اخباری را که به نام آن حضرت نقل شده است، رد نموده اند؛ چون خلاف موازین آمده است .
  امام احمد بن حنبل و اسحق و ثوری اوزاعی 