دَ َ } (النمل/16)
 و سلیمان وارث داوود شد .
و در قصۀ حضرت زکریا فرمود:
{يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ }  (مريم/6)
از لطف خاص خود، فرزند صالح و جانشینی شایسته به من عطا فرما که او وارث من و همۀ آل یعقوب باشد. 
راجع به دعای زکریا می فرماید :
 {وَزَكَرِيَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْداً وَأَنتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ }  (الأنبياء/89)
یاد آر حال زکریا را هنگامی که خدا را ندا کرد که بارالها ، مرا تنها نگذار ( و به من فرزندی که وارث من باشد، عطا فرما. ) که تو بهترین وارث اهل عالم هستی .
 ما هم دعای  فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى  (الأنبياء/90)
او را مستجاب کردیم و یحیی را به او عطا فرمودیم ...  
جواب ما : 
 آیا  فرقی بین شیر خوراکی و شیر جنگلی و شیر آب قایل نمی شوی؟ یا چون که هر 3 کلمه مشابه هستند، می گویی: آن 3 چیز یک چیز است! تو هم قبول داری که علما وارث انبیاء هستند؟ این یعنی چه؟ یعنی این که زمین و گاو و گوسفند و لباس انبیاء باید بین علما تقسیم شود یا می گویی: وارث علم هستند؟ چرا این جا، این طور تفسیر می کنی و بعد گمان می کنی که حضرت زکریا 30 سال دعا می کرد که خدایا، فرش زیر پای مرا بی وارث نگذار . مگر حضرت زکریا تنها وارث آل یعقوب بود که دنبال وارث برای همۀ آل یعقوب می گشت و حضرت داود یک فرزند داشت که تو گمان می کنی همۀ میز و صندلی و اثاث آشپزخانه اش را حضرت سلیمان به ارث برد . خودت هم می دانی که منظور از ارث در این آیات، علم و نبوت و حکمت است. 
  آیا چون  خمینی که دو روز حاکم ایران شد،  همین دلیل میشود که ما جزیرۀ کیش را به پسرش بدهیم  که انتظار داری ابوبکر باید فدک را به فاطمه می داد. آیا فدک ارث پدری حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) بود که بعد از ایشان در اختیار دخترش قرار گیرد؟ و در ضمن، مگر زنان پیغمبر به خصوص عایشه و حفصه (دختران ابوبکر وعمر) با این حدیث به گفتۀ شما جعلی از ارث پیغمبر محروم نشدند؟ و علی هم که خلیفه شد، فدک را به فرزندان فاطمه نداد! آیا تو دلت بیشتر از علی برای اولادش می سوزد یا بهتر از او اسلام را می شناسی؟
تو که می گفتی: این فدک هبه و بخشش بود! پس چرا فاطمه دلایلی آورده است که ارث پدرم را بدهید؟ این دوگانه گویی ! بهترین دلیل بر دروغ گویی شماست ! 
ادعای 285 - اعتراض علی به ابوبکر دربارۀ فدک ، به اعتراف علمای شما
  چنانکه ابن ابی الحدید معتزلی در «شرح نهج البلاغه»  (چاپ مصر ) از ابوبکر احمد بن عبدالعزیز جوهری ، شرح منبر رفتن ابی بکر را بعد از احتجاج علی و فاطمه و اهانت هایی که به آن دو   ودیعۀ رسول الله نمود ، ضبط نموده است .
  چنانکه دیگران هم نوشته اند: بعد از این که بی بی مظلومۀ فاطمه (سلام الله علیها) خطبه را تمام کرد، علی در مقام احتجاج بر آمد و در حضور مهاجر و انصار و مجمع عموم مسلمانان در مسجد رو به ابی بکر نمود و فرمود: چرا فاطمه را از حق میراث پدرش محروم نمودی؟  حال آنکه در حیات پدر نیز، متصرفه و مالکه بوده است ...  
جواب ما:
  جواب ادعا را داده ایم . اما دربارۀ ابن ابی الحدید نمی دانم . با وجود این که این حرف ها را نوشته است، چرا شیعه باز می گوید: ابن ابی الحدید سنی است ؟!
ادعای 286 - ابی بکر بالای منبر به علی و فاطمه (علیهما السلام) دشنام داد
  این جا است که ابن ابی الحدید نقل می کند: چون احتجاج علی و فاطمه در مردم مؤثر افتاد و به صدا در آمدند ... دنباله اش دروغ می گوید که ابوبکر ، علی را فحش داد . حالا بر اساس دروغ هایی که گفته است از ما می خواهد قضاوت کنیم که ابوبکر آدم بدی بود ...  
جواب ما:
  این حدیث دروغ است ! آیا دلیل آوردن از یک شیعۀ غالی، سند است که  از ما می خواهد حق را به او بدهیم .
 می گوید: ابن ابی الحدید از فحش دادن به ابوبکر تعجب کرد !
جواب ما:
  اگر ابن ابی الحدید از ابوبکر تعریف کند، آن وقت باید حیران و انگشت بر دهان بمانیم !
ادعای 287 - با آزار دادن علی در حقیقت ابوبکر رسول الله را آزار داده است
  رسول اکرم فرمود: «من آذا هما فقد اذانی و من آذانی فقد اذی الله»
هر کس این دو تن ( علی و فاطمه ) را آزار دهد و کسی که مرا آزار دهد، خدا را آزرده است.
و نیز، فرمود:  «من آذی علیّا فقد آذانی» 
کسی که علی را بیازارد، مرا آزرده است .
آن هم به علی که تمام علمای شما در کتب معتبر خود نوشته اند: رسول اکرم دربارۀ او فرمود:
« علی مع الحق و الحق مع علی حیث دار »
 وابوبکر  بعد از دشنام به علی ، به ایشان فتنه انگیزی بدهد و تمام فتنه ها را از او بداند !؟  …  

جواب ما:
و بدان، حدیث اول در کتب ما در حق اصحاب آمده است نه در حق علی .  اما سندش قوی نیست و حدیث دوم، درست و حدیث سوم، دروغ است . 
  ابوبکر علی را دشنام نداد. فلسفه های خود را در جریان باد مساز که خسر الدنیا و الآخره می شوی . 
در ضمن، حدیث های دروغ در مدح علی در کتاب های ما زیاد است؛ شیعه هایی مثل تو در آن زمان هم بودند که حدیث دروغ می ساختند و ظاهرشان سنی بود .
از کتاب های ما در مدح علی حدیث می آوری. می خواهی از همین کتاب ها در مدح ابوبکر برایت حدیث بیاورم . اگر کتاب ما را قبول داری، همه را قبول کن؛ اگر قبول نداری، به آن استناد نکن .
ادعای 288 - دشنام دادن به علی ، دشنام به پیغمبر است
  بالاتر از اینها در تمام کتب معتبر شما ثبت است که آن حضرت فرمود: 
«من سب علیا فقد سبنی و من سبنی فقد سب الله »
هر کس علی را دشنام دهد، مرا دشنام داده است و هرکه مرا دشنام دهد خدا را دشنام داده است...   
جواب ما:
  اولآ، ابوبکر دشنام نداد. به گفتۀ ابن ابی الحدید شیعی ما دین خود را عوض نمی کنیم.
دومآ، این حدیث هم دروغه!! بله دروغه!! گنجی شافعی نزد ما راوی حدیث نیست. او همان پیرمرد دراز قدی است که در آخر عمر در حملۀ خونین مغول ، اموال مسلمانان را به مغولان نشان می داد و همین باعث مرگش شد و مسلمانان با چاقو او را کشتند.
ادعای 14 –  تعجبی ندارد که مهدی بیش از هزار سال عمر کرده است.
  وقتی حضرت نوح بتواند بیش از هزار و چهارصد  سال عمر کند پس این امر برای امام مهدی هم، ممکن است (1200 سال است که پنهان است) اتفاق بیفتد ...  
جواب ما :
  آیا  این هم  ممکن است که دختری بی همسر، فرزندی به دنیا بیاورد. همانطور که حضرت مریم، عیسی را به دنیا آورد؟! ممکن بودن چیزی، یک حرف است و به وقوع پیوستن آن حرفی دیگر! 
ما برای اثبات عمر غیر عادی نوح از قران دلیل می آوریم :
{وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحاً إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَه إِلَّا خَمْسِينَ عَاماً ... } 
 (العنكبوت14)
و بدرستی که فرستادیم نوح را به سوی قومش، پس بود در بین آنها 950 سال. 
ما برای باردار شدن غیر عادی حضرت مریم از قرآن آیه می آوریم:
{قَالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قَالَ كَذَلِكِ اللّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ ...}   (آل عمران47)
مریم گفت: ای رب، چگونه خواهد بود برایم فرزندی در حالی که بشری مرا لمس نکرده است.گفت: الله خلق می کند هر چه را که می خواهد.
  و تو ای حقه باز، هیچ شاهدی از آیات قرآن ن