ود؛ اما عدد خائن هایی که شما در یاران محمد (صلی الله علیه و سلم) یافتید، هزاران است! 
در قوم صالح 9 نفر مفسد بودند؛ اما دلیل ندارد که در تاریخ این عدد تکرار شود و در هر قومی 9 باشد. این حرف خیلی عجیب است! 
واضح است که شما می خواهید عدد 12 خود را مقدس کنید .
خب حالا  اگر خواننده بپرسد این حدیث دربارۀ چیست؟ میگویم::
 باید توجه داشت که قرآن و سنت از آینده خبرهایی به ما داده اند؛مثلاً از  آیندۀ دولت یهود و جنگ مسلمانها با یهود در دو طرف دیوار و نابودی یهود را به ما گفته اند. حالا ما می بینیم که دولت یهود تشکیل شده است و دیوار هم دارد ساخته می شود، پس یک پیشگویی درست است و دومی در حال وقوع است و ایمان داریم که سومی؛ یعنی، نابودی ( دولت یهود ) نیز، اتفاق خواهد افتاد . 
و اما  مسأله 12 خلیفه :
  فرمودند ابتداء در سي سال اول نبوت و خلافت بر منهج نبوت است ( خودشان و ابوبکر و عمر و عثمان وعلی و شاید هم حسن چون با 6 ماه حکومت او ، 30 سال وعدۀ داده شده کامل می شود.
 بعد پادشاهی  است با کمی خرابی ( از زمان معاویه شروع شد ) و وقت معلوم ندادند و فرمودند: ادامه دارد تا آن وقت که الله بخواهد. بعد دیکتاتوری که باز وقت معین مقرر نکردند. بعد هرج و مرج و بعدش باز خلافت برمنهج نبوت است که یکی از آنها با توجه به احادیث دیگر خلیفه صالح، مهدی است ( مهدی ما نه مهدی شما ....فرق بین این دو مهدی از زمین تا آسمان است.)
پس بخشی از پیشگویی رسول تحقق یافت و بعضی منتظر گذر زمان است.
در هر حال شما حق ندارید با تاویل های لایتچسبک، امامان خود را همان خلفاء بدانید ...
معنی خلیفه معلوم است؛ باید واجد شرایطی معین باشد. همانطور که دکتر واجد شرایط معلوم است یا پادشاه یا نانوا یا هر کس دیگر.
تقی و نقی و عسکری هرگز خلیفه نبودند. وقتی ما به یکی می گویم دکتر، او باید صفاتی داشته باشد که هر طبیبی دارد ! این که پیغمبری بگوید: در این شهر 12 طبیب هست و ما کسی را که معالجه نمی کند، طبیب بدانیم
 یا رانندگی بلد نیست، راننده بدانیم. نشانه کودنی  و حماقت ماست. 
وقتی می گوییم امام موسی، خلیفه بود ، دست کم باید در یک برهه از عمرش خلافت کرده باشد نه این که خلیفه، او را زندانی کند !
ادعای240 - علی مشاور اول خلفاء بود
  رسول اکرم ،خاتم الانبیاء، مثل هر پیغمبری قبل از وفات، وصی و جانشینی از جانب خدا برای خود معین نمودند. امیر المؤمنین علی را باب علم و وصی و خلیفۀ جانشین خود معرفی و امت را امر به اطاعت آن حضرت نمودند .
  اما بعد از وفات رسول اکرم به جهاتی که عند العقلاء واضح است سیاسة امر خلافت به ابی بکر و عمر و عثمان قرار گرفت؛ اما در تمام دورۀ خلافت (به استثنای روزهای اول ) أبی بکر و عمر کاملاً با آن حضرت در جمیع امور شور می نمودند و مطابق فرموده های آن حضرت عمل می کردند ...  
جواب ما :
  شما بگویید: در تاریخ یک مورد فقط یک مورد دیگر سراغ دارید که کسانی شخصی را از حکومت بر کنار کنند، بعد بدون مشورت با او آب نخورند ؟! 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:289.txt">ادعای241 امامان سنی، شاگرد امام صادق بودند</a><a class="text" href="w:text:290.txt">ادعای 242 - سنی ها به امام صادق اهمیت ندادند</a><a class="text" href="w:text:291.txt">ادعای 243 - اهل البیت را سنی ها رها کردند و رفتند دنبال دیگران</a><a class="text" href="w:text:292.txt">ادعای 244 - طعن و انتقاد بر صحابه موجب کفر نمی شود	</a><a class="text" href="w:text:293.txt">ادعای 245 -علی قاتل خود را می شناخت</a><a class="text" href="w:text:294.txt">ادعای 246- بعضی از بیعت کنندگان در صلح حدیبیه منافق بودند</a><a class="text" href="w:text:295.txt">ادعای 247 - حدیث به اصحاب من اقتداء کنید</a><a class="text" href="w:text:296.txt">ادعای 248 -  اصحاب منافق بودند می خواستند پیامبر را بکشند</a><a class="text" href="w:text:297.txt">ادعای 249 -  ابوهریره دروغگو بود</a><a class="text" href="w:text:298.txt">ادعای 250 -  اصحاب با یکدیگر در امر جانشینی پیامبر اختلاف کردند</a></body></html>ادعای 241 امامان سنی، شاگرد امام صادق بودند
  اکابر فقهاء و ائمۀ عظام اهل تسنن از شاگردان و دانشجویان مجلس فیض آن حضرت بودند؛ مانند ابو حنیفه و مالک بن انس و یحیی بن سعید انصاری و ابن جریح و محمد بن اسحق و یحیی بن سعید قحطان و سفیان بن عبینه و سفیان ثوری و دیگران (که قبلا اشاره شد ) که هر یک به قدر استعداد خود از محضر انور آن حضرت بهره مند می شدند ...   
جواب ما :
  این هم یک حرف عجیب دیگر ! اگر واقعاً ما شاگردان امام صادق بودیم پس امام های ما بهتر می دانند که نظر او چه بود ؟! 
پس شما مذهب خود را از کی گرفتند؟ ما که به گفتۀ شما از استادمان ، امام صادق ، گرفتیم! شما  ازکی گرفتید؟! آیا این معقول و باور کردنی است که علمای ما پشت سر امام صادق ،استادشان، با دست باز  نماز بخوانند بعد که از محضرشان رفتند، به مردم بگویند: با دست بسته نماز بخوانید !
ما هم همین را می گوییم که ایشان سنی بودند و الله می داند که اصول کافی شما کی پیدا شد ! و  دروغ ها به امام صادق بست ... 
ادعای 10 -  هیچ سنی یا به قول خودشان 4 یاری به علی ایراد نمیگیرد ...      
جواب ما:
    درست است اما در ادعای  4 چیز دیگری گفتی  برو بخوان  راستی که دروغ گو کم حافظه است.
ادعای 242 - سنی ها به امام صادق اهمیت ندادند
  درد بزرگ شما این است که بزرگانتان حاضر نشدند نام شریفش را در اعداد امامان اربعه قرار دهند ...  
جواب ما :
  در حرف تو تضاد عجیبی است از یک طرف می گویی: استاد سنی ها بود، از یک طرف می گویی: سنی ها از استاد خود حدیثی روایت نکردند! و به او اهمیت ندادند.  پس استاد شان به آنها چه می گفت؟! 
ادعای 243 - اهل البیت را سنی ها رها کردند و رفتند دنبال دیگران
  بسیار جای تأثر است که پیروان و مقلدان امام اعظم و امام مالک و امام شافعی و امام حنبل را که هیچ یک از عترت و اهل بیت رسول الله نبودند، مسلمان پاک ، بدانند و هر یک از آن فِرَق در طریقۀ خود آزاد باشند با آنکه در اصول و فروع با هم اختلافات بسیار دارند .
اما پیروان امام صادق را رافضی و مشرک بدانید ...  
جواب ما :
  نه ، ما امام صادق را از اهل سنت می دانیم و بس ؛ اما شما خدا می دانید از کجا آمده اید ؟!
  اگر مرجع تقلیدی اعلم باشد و از اهل بیت نباشد، شما هم دنبال او می روید؛ مثلا شما هم به مرجعیت منتظری اعتراضی ندارید؛ پس اعتراض شما به ما برای چیست؟
ادعای 244 - طعن و انتقاد بر صحابه موجب کفر نمی شود	
  در جواب سنی که پرسید شما چرا زنان و دوستان پیامبر را فحش می دهید. داعی وعده داده بود که جواب بدهد !
داعی: میل نداشتم که شما در این مجلس آشکارا از این قبیل موضوعات بحث یا سؤال یا به قول خودتان گله و شکایت کنید که مجبور شوم ، پاسخ بدهم . 
خوب بود محرمانه بین خودمان این مطالب رد و بدل می شد تا جوابی مطابق صواب عرض می کردم. حالا هم تمنا می کنم تقاضای داعی را بپذیرید و از بحث علنی دربارۀ این موضوع صرف نظر نمایید. یک روز صبح خودم به خدمتتان می آیم و دو نفری قضیه را حل می کنیم .
  خلاصۀ حرف او در پنج صفحه بعد این است که آدم با سَبّ صحابه کافر نمی شود ! ولو این که از روی غرض و کینه ت