و می نماید</a><a class="text" href="w:text:259.txt">ادعای 214 - شهر های سنی پر از فساد است</a><a class="text" href="w:text:260.txt">ادعای 215- سنی ها زنا و لواط ،حتی با مادر را حلال می دانند</a><a class="text" href="w:text:261.txt">ادعای 216  حدیث حب علی حسنه ای ... در کتب اهل تسنّن است</a><a class="text" href="w:text:262.txt">ادعای 217 - محبت به علی این فایده را دارد که گناهان را می بلعد؛ مثل بلعیدن آتش هیزم خشک را</a><a class="text" href="w:text:263.txt">ادعای 218 - کس ، شیعه و ناکس ، سنی است</a><a class="text" href="w:text:264.txt">ادعای 219  - گریه و مجالس عزاداری باعث خودسازی است</a><a class="text" href="w:text:265.txt">ادعای 220- سنی می گوید: باید برای زیارت به کربلا رفت </a></body></html>ادعای 211 - حدیث حبّ علی، حسنه ای است که گناه با آن ضرر نمی رساند؛ درست است
و میگوید سنی ها هم همین حدیث را دارند 
که امام احمد حنبل در مسند نوشته :
حب علی حسنه لا یضر معها سیئه و بغض علی سیئه لا تنفع معها حسنه 
یعنی: دوستی با علی، حسنه ای است که گناه با آن ضرر نمی رساند؛ و  دشمنی با  علی، گناهی  است که گناه با آن هیج عمل نیکی  نمی رساند؛
جواب ما :
 این یک دروغ عطیم و عجیب  است این در مسند احمد نیست بلکه این حدیث در هیچ کتابی از کتب اهل سنت نیست 
میگوید :
 این حدیث هم در کتب اهل سنت است 
حب علىٍّ يأكل الذنوب كما تأكل النار الحطب 
یعنی دوست داشتن علی گناه را محو میکند مثل اینکه آتش هیزم را میخورد 
جواب ما :
این حدسث در کتاب ما است اما همه  ما میگوییم باطل و دروغ است 
 و ما به آن باور نداریم
 شیعه است که با این عقیده دل خود را خوش کرده و هر گناهی دلش خواست میکند به این گمان که با حب علی بنده خاص الله است و چیزی به او ضرر نمیرساند 
اداعای 212  - حدیث هرکس بر حسین گریه کند، بهشت بر او واجب می شود؛ درست است. 
  سنی مناظره گر بطرف شیعه خود  گفته :
شما شیعه ها  می گویید که یک قطره اشک در عاشورا جنت را واجب می کند و باعث شده اید تا شیعه ها سراسر سال گناه کنند و تنها در عاشوار اشک بریزند ! داعی در حواب میگوید  این دو حدیث بالا  درست است  و این دلایل اوست:
 دلیلش این است که آیه به صراحت می فرماید :
{إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلاً كَرِيماً }                      (النساء/31 )
اگر شما دوری کنید از گناهان بزرگی که نهی شده اید، ما از گناهان دیگر شما ( که کوچک است ) در گذریم و شما را به مقامی نیکو و بلند برسانیم.
  پس به حکم همین آیه اگر بنده از کبائر گناهان دوری نماید و مرتکب آنها نشود از سیئات و گناهان کوچکش غمض عین و چشم پوشی می شود و او را می آمرزد .
  در این حدیث هم می فرماید: دوستی علی حسنه و ثوابی است که هیچ سیئه و گناه کوچکی به آن ضرر نمی رساند ...   
جواب ما :
  ببینید چگونه یک قسمت از آیه را گرفته است که اصلاً ربطی به علی ندارد و آن را به حب علی مرتبط کرده است! چه ربطی دارد ؟ الله فرموده: از کبیره اجتناب کنید؛ صغیره را می آمرزم ! علی نه در اول آیه جای دارد نه وسط آیه نه آخر ! و نه حتی خود علی مخاطب این آیه است.
  تفسیر آیه روشن است. انسان وقتی از کبایر اجتناب می کند، مثلاً برای این که ربا حرام است، از بانک ربا نمی گیرد و خانه نمی سازد. در ظاهر به زحمت می افتد ! این زحمت در برنیاوردن هوای نفس، حسنه و نیک است ! و در مقابل گناهان کوچک در ترازوی میزان، این حسنات وزین تر است. علی نه اول کار است نه آخر کار حتی او به این آیه محتاج است !
ببینید باز چه نوشته است :
ادعای 213- اگر مسلمان بی توبه از دنیا  برود و محبّ علی باشد، خداوند او را عفو می نماید
  اما در سیئات و صغائر اعمال، اگر بی توبه از دنیا  برود و محب علی باشد، خداوند او را عفو نماید و به مجازات عقبات بعدالموت نمی رساند و جحیم و جهنم نمی بیند و او را داخل بهشت می نمایند چنانکه فرمود : 
وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلاً كَرِيماً ...(النساء/31)
جواب ما :
  حتی صغایر ذنوب با حب علی پاک نمی شود! الله شرط پاک کردن آنها را در دوری از گناهان کبیره قرار داده است. اگر حرف شما درست باشد، پس این آیه را برای چه آورده است؟ چرا حرف مهمتری را نگفته؟ چرا آیه نیامده است که اگر حب علی را داشته باشید، گناهان کوچکتان را می بخشم؟ آیا این قرآن برای اعلام خبر های مهم نازل شده است یا خبر های غیر مهم ؟
 و می گوید :
  شیعه در اول تکلیف و سن بلوغ، بعد از معرفت خدا و پیغمبر باید معنای تشیع را بفهمد . بفهمد که علی مرتکب کبائر و صغائر نگردیده بلکه عمل مکروهی هم از او صادر نشده است. پس سعی وکوشش می کند مانند مولای خود متصف به صفات حمیده گردد و از اخلاق و عادات رذیله دوری نماید و چون قوۀ عصمت را که مخصوص مقام نبوت و امامت است، ندارد و به تمام معنی، علی شدن کار مشکلی است؛ حتی محال ! پس سعی        می نماید دست کم مرتکب کبائر نشود و اصرار بر صغائر هم ننماید تا محبوب علی گردد و نامش در زمرۀ شیعیان ثبت گردد.  
جواب ما :
  چرا حدیثی نیامده است که حُبّ محمد ، حسنه ای است که  هیچ گناهی به آن ضرر نمی رساند. حتی حب الله هم به تنهایی برای ما فایده ای ندارد ! این هم دلیل:
{قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ } (آل عمران/31)
ای محمد، به آنها بگو : اگر الله را دوست دارید پس...
پس چی ؟ پس گناه به شما ضرر نمی زند؟!  نه ! می فرماید: اگر الله را دوست دارید، پس از من پیروی کنید تا الله نیز، شما را دوست داشته باشد… 
جایی که حب الله فایده نمی رساند، مگر به شرطش . حب علی دیگر چیست؟! که شما حدیث می آورید:
((  حب علی عمل نیکی است که با آن هیچ گناهی به آدم ضرر نمی رساند و بغض علی گناهی است که با آن هیچ عمل نیکی نفع نمی رساند!!!!))
ادعای 214 - شهر های سنی پر از فساد است
این مردک در جواب این که بلاد شیعه فاسد است، می گوید: این ربطی به عقیدۀ شیعه ندارد؛ زیرا بلاد اهل سنت هم فاسد است ...  
جواب ما :
  اما این قیاس درست نیست؛ در بلاد اهل سنت هر وقت حکومت در دست علما بود، وضع مناسب بود؛ مثلاً حکومت ابن عبدالوهاب در سعودی که اول عالیترین بود  و تا امروز هم به اندازه قدرت علما ، تاثیری دارد بر اوضاع  و خود داعی  در اول کتاب از نبود دزدان در سعودی بخاطر قطع دست تعریف کرده است.
 وقتی حکومت طالبان در افغانستان بر سر کار آمد، ریشۀ  فساد را کند؛ نه زنا بود و نه ربا .
اما  شیعه ها، هر وقت ملاهایشان حکومت را در دست گرفتند، وضع بدتر شد. نمونه اش ایران امروز که هم ربا آزاد است و هم زنا بیداد می کند یا مثلاً زمان صفویه که وزیر با قدرت شان محمد باقر مجلسی بود، باز فساد در اوج بود !
این است تفاوت بین حکومت ها ! 
ادعای 7 – سبط ابن جوزی از علمای بزرگ اهل سنت است 
   و او می گوید که شیعه برحق است...  
جواب ما :
   گمان نکنید که او همان ابن جوزی معروف است، نه او  نوۀ ابن جوزی است و نامش یوسف بن قزعلی و کنیه اش ابو مظفر است.
امام ذهبی  در کتاب میزان الاعتدال (7/304) باره اش می گوید : از پدر بزرگش ( یعنی، ابن جوزی 