 علاقۀ خاصی پبدا کرد ...  
جواب ما:
   نمی گوید علت چه بود. شاید خجالت می کشد که بگوید: شیعیان در فتنۀ مغول همدست آنها بودند و در ویران کردن شهرهای اسلامی و قتل عام مردم، پا به پای مغول سعی و کوشش می کردند.
 و می گوید:
  در زمان پادشاهی سلطان محمد خدابنده (مغول)، مجلس مناظره ای بین علامه حلی شیعی و بزرگترین عالم سنی زمانه؛ یعنی، قاضی عبدالملک مراغی تشکیل شد و آنقدر دلایل حلی قوی بود که قاضی سنی گفت: حق با توست، اما من نمی توانم راه اجداد خود را رها کنم. پادشاه که این را  دید، شیعه شد ...  
 جواب ما:
  می گویم: این دلایل قوی حلی اگربرکت  شمشیر مغول نبود، پس چه بود؟ چرا امروز از آنها برای قانع کردن مخالفان خود، از آن  بهره نمی گیرید؟ 
  علت شیعه شدن مغول ها این بود که دیدند مذهب شما به مذهب آنها نزدیک است و شما با آنها همکاری می کنید و دشمن دشمنان آنها (سنی ها) هستید. 
52 - شیعه زیاد رو و غالی نیست
   ما علی را خدا نمی دانیم و با غلو مخالفیم ...  
جواب ما:
  اگر چنین باشید، خیلی خوب است. اما در مهم ترین کتاب  شما که «کافی» باشد، این باب ها موجود است. و شما به کافی ایمان دارید و می گویید: امام مهدی گفته است: کافی برای شیعۀ ما، کافی است.
باب امامان غیب می دانند. 
باب امامان به اختیار خود می میرند.
باب امامان به اتفاقاتی که رخ نداده است علم دارند و اگر رخ می داد، چگونه می شد. 
 یعنی  مثلاً در ایران 27 سال است که خمینی، پادشاهی را از شاه گرفته است، این را امام ها می دانستند، اما اگر سلطنت را نمی گرفت و شاه 27 سال دیگر حکومت می کرد، وقایع این 27 سال را هم می دانستند.  
باز غالیان را لعنت می کند! خب شما هم غالی هستید! 	
ادعای 53 - منظور از یس در سورۀ یاسین همانا حضرت محمد است
  در این جا یک حرف بی معنی گفته است که منظور از «یس» در سورۀ یاسین همانا حضرت محمد است. و می خواهد معنی کند که «یس»؛ یعنی، «یا محمد» و بعد توضیح خنده آوری می دهد که نشانۀ چیزی نیست جز بی عقلی بیش از حد او ...  
جواب ما:
  آخر این چگونه معنی کردنی است که می گویی: «سین»؛یعنی، «محمد». تازه حدیث هم ندارد دلیل ابجدی و حسابی و هندسی  می آورد. بنازم به این عقل .
  این کتاب شبهای پیشاور است که شیعیان به آن می نازند، چیزی نیست جز یاوه گویی .

حقه بازی سوم: کوچک  را کنار بزرگ نشاندن

  آدم کوچک را بزرگ نشان می دهد. اگر خوب دقت کنید، می بینید که امام احمد بن حنبل را بین دو نفر مثل میرسید علی همدانی شافعی و  سلیمان حنفی بلخی می نشاند تا خواننده فکر کند آنها نیز، از بزرگان اهل سنت هستند.
  احمد حنبل از امامان چهار گانه و مشهور اهل سنت است و از جاکارتا در مشرق  تا کازابلانکا در مغرب همه او می شناسند ! علاوه بر این، او صاحب کتاب مهم مسند احمد است که احادیث رسول الله  در آن جمع شده  و در  مدارس دینی تدریس می شود. این ابر مرد را در کنار شیخ سلیمان بلخی نشاندن چه معنی دارد؟
    این شیخ سلیمان بلخی را حتی مردم زادگاهش نمی شناسند و اهل سنت او را به دربانی هم قبول ندارند. کتابش « ینابیع الموده » نه تدریس می شود  و نه کسی می خواند. نه مشهور است 
   حال دریافتید که  چگونه علمای شیعه  پیروان خود را گمراه می سازند؟!
ادعای 54- مراد از آل یس آل محمد است
  از مفسران بزرگ قرآن!!!! نقل قول کرده است که مراد از آل یاسین؛ یعنی، آل محمد .
از ابن حجر مکی ، از ابی بکر علوی ، از امام فخر رازی که منظور اهل بیت هستند ...  
جواب ما:
  اول، آنها نقل قولی را در کنار نقل قول های دیگر گفته اند بدون این که به آن معتقد باشند و این داعی با حقه بازی آن نقل قول ها را به عنوان نظر آنان قلمداد کرده است.
 دوم، مفسرانی خیلی مهمتر از آنها آیه را این طور تفسیر نکرده اند. 
سوم، این ابوبکر علوی کیست؟ ما که او را نمی شناسیم . 

ادعای 55 - صلوات بر آل محمد سنت  و در تشهد نماز واحب است پس شیعه برحق است ...  
جواب ما:								     
  ما کی گفتیم که در نماز نباید برآل محمد درود فرستاد ؟ این هم دلیلی دیگر بر این که سنی دوستدار اهل بیت است، پس اگر غلو در اهل بیت جایز بود، سنی هم انجام می داد.
آری کسی که در نماز بر اهل بیت درود می فرستد و در نمازش جایگاهی برای اهل بیت دارد، اگر مقام آنها بالاتر بود، حتماً بالاتر می برد. اما شیعه غلو می کند و حد را نگاه نمی دارد. برای این غلو و برای درست جلوه دادن این غلو ، مجبور است سنی را دشمن اهل بیت قلمداد کند . 
اما همین درود در نماز، نشان دهندۀ این است که شیعه برای خلاف ها و شرک خود بی جهت دشمن سازی می کند.

ادعای 56 - سنی گواه می دهد بر فضایل اهل بیت پس مذهب ما درست است ...  
جواب ما:
  احادیثی از زبان اهل سنت در مدح اهل بیت آورده اند که خود دلیلی است بر این که راویان سنی از فضایل علی و اهل بیت چیزی را پنهان نکرده اند و از کسی واهمه نداشتند. اما نمی دانم چرا این همه حدیث صحیح را ندیده اند و به احادیث جعلی و ضعیف استناد کرده اند؟ چرا کتب مهم و درجه اول ما را مثل بخاری و مسلم که هر کدام بابی در فضل علی و فصلی در فضل اهل بیت دارند، رها کرده اند و به خواجه کلان        (سلیمان بلخی) و میر سید همدانی و کواشکی و علوی و ثعلبی و چغال و بقال توجه کرده اند؟!
  او حرف عجیبی دربارۀ ثعلبی زده است: اول او را امام  کرده و بعد او را امیر اصحاب حدیث نموده است که این دروغی شاخدار است. ثعلبی که الله از او بگذرد، مردیست که کتابش از احادیث دروغ  و راست پر است، اما داعی او را امیر اصحاب حدیث و از اکابر علمای سنی دانسته که  دروغ محض است .
میگوید :
شیعه پیرو قرآن و پیامبر است
  خودشان را معرفی می کند و می گوید: ما معتقدیم که حلال محمد، حلال است تا روز قیامت و حرامش، حرام است تا روز قیامت ...  
جواب ما:
  دروغ می گویند. حلال محمد را گاهی تا روز قیامت حرام می کنند. مثلاً : حد زنا و بریدن دست در غیبت امام اجرا نمی شود و با این بهانه احکام دین را 1200 سال است که معطل کرده اند. بسیاری از ایشان (اکثرشان) نماز جمعه را تعطیل کرده اند. نمی دانم دیگر چرا می گویند: حلال محمد، تا روز قیامت حلال است.
حرام محمد را نیز، حلال کرده اند؛ با آنکه 28 سال است که در ایران  حکومت ولایت فقیه دارند اما ربا آزاد است و حتی برای ربا خواری تبلیغ می شود و دولت ملا ها، خود، چنین می کنند.
	ادعای57 - ما نمی گوییم: شناخت امام؛ یعنی شناخت  الله
  در این جا دربارۀ این حدیث شیعه که می گوید: شناخت امام، شناخت الله است. جواب جالبی داده است! جوابش را بخوانید:
  شما می گردید و خبر واحدی را پیدا می کنید و به آنها اتکا و به شیعه حمله می کنید.
جواب ما:                        
   شیعه ها یک لشکر ملا و آیت الله داشتند و دارند؛ چرا این آیت الله ها کتاب های شیعه را غربال نمی کنند تا حدیث صحیح از دروغ معلوم شود. چرا؟ چون حدیث های شیعه در خدمت مذهب است اگر بگویند ضعیف است، اساس مذهب به هم می خورد؛ مثلاً خمینی در کتابش می نویسد :
«از لزومات مذهب شیعه یکی این اعنقاد است که امامان ما را مقامی است که هیچ نبی مرسل یا ملک مقربی به آن نمی رسد !