لتی مرتکب آن می شوند و پی در پی تکرار می کنند.
  شیعیان ساده لوح باید بدانند که بودن احادیث در کتب اهل سنت ، دلیل بر درستی آن احادیث نیست  و  حتی یک نفر سنی هم در طول تاریخ نگفته است که  تمام احادیث کتب ما بی کم و کاست درست است! اگر شیعه اصرار دارد، هر روایتی که در کتب ما آمده، درست است  و باید قبولش کرد، پس آن همه روایاتی را که  ضد آنهاست نیز، می پذیریم و از ما نخواهند که قبول نکنیم. عجیب است! وقتی به احادیث ما که بر ضد عقاید است، می رسند؛ می گویند: جعلی است. پس واضح است که معلم و  راهنمای آنها در علم حدیث شناسی فقط و فقط هوای نفسشان است نه علم و دانش. 
    اهل سنت تنها احادیث دو کتاب بخاری و مسلم را صد در صد قبول دارد. علمای ما ، کتب دیگر را به غیر از این دو کتاب را  به دو بخش کلی تقسیم کرده اند و احادیث صحیح آن را در یک طرف و احادیث ضعیف را در طرف دیگر نوشته اند .
   اما چرا احادیث دروغ  به کتاب های ما راه یافت؟ به خاطر این که  بعد از رحلت پیامبر، یارانش در  زمین  پراکنده شدند و سخنان پیامبر و خاطرات خود را از ایشان، به آیندگان گفتند؛ آنها نیز، مردند و یارانشان همین مطالب را به افراد دیگر گفتند و کم کم احادیث تدوین شد. 
منافقان نیز، احادیث دروغ را وارد جامعه کردند سپس ضعف بشری مثل فراموشی و ... نیز،  به کمک آمد و احادیث را  دست  خوش  تغییرکرد.
کسانی مثل بخاری و مسلم با دقت فراوان احادیث صحیح را جمع آوری کردند و هزاران حدیث را تنها به خاطر کمی شک و تردید در کتاب های خود ثبت نکردند. پس به این دلیل، هرچه در بخاری و مسلم است را ، درست می دانیم؛
اما دیگران کمتر دقت کردند؛ همه چیز را جمع کردند و عده ای آمدند و جمع کرده های آنها را غربال نمودند و تحقیق کردند و راست را از دروغ ، سره را از ناسره مشخص کردند اما در این میان احادیثی باقی ماند که 50 درصد احتمال می دادند، درست باشد. تکلیف این احادیث چه بود؟
بعضی گفتند: چون 50 درصد احتمال دروغ دارد به آن اعتنا نمی کنیم. و بعضی دیگر گفتند: چون 50 درصد احتمال دارد که سخن رسول باشد، به آن توجه  می کنیم 
بعضی دیگر گفتند: در مسایل اعتقادی اعتنا نمی کنیم اما در مسایل عبادی ( عبادت کردن ) به آنها توجه می کنیم. 
اختلاف دیگر علما ، در صادق و کاذب بودن ، راوی احادیث است.
بعضی یک راوی را صادق و امین می دانند و بعضی دیگر نه . اینها همه از شومی دروغ اول است که مذاهب  سنی به وجود آمد. اما الله قران را میزانی قرار داد برای رفع اختلافات.
 الله به دروغ گویان اجازه داد تا اذان را تغییر بدهند اما اجازه نداد حتی یک نقطه را در قرآن عوض کنند . 
قرآن خوانان شيعه و قرآن خوانان سنی حتی در یک نقطه هم اختلاف ندارند. قرآن کتابی است که در آن هیچ تغییری صورت نگرفته است و هر دو فرقه آن را بدون یک کلمه اختلاف قبول دارند
اما در بارۀ احادیث، آنها حتی یک ورق از بخاری را قبول ندارند و ما نیز، یک ورق از کافی آنها را قبول نداریم. پس باید احادیث را بر قرآن عرضه کنیم تا راه را بیابیم.
  نویسندۀ کتاب شبهای پیشاور ( داعی)  اگر واقعاً مخلص بود، باید با قرآن و عقل بحث می کرد؛ زیرا بهترین راه تشخیص حق و باطل بودنِ شیعه و سنی چنگ زدن به قرآن است. 
نکتۀ دوم این که، استناد داعی شیاد  به احادیثی که خود ما قبولش نداریم و به آن عمل نمی کنیم، تعبیری ندارد جز این که بگویم : او مغرض است. 
آیا در کتب خودشان حدیث دروغ وجود ندارد؟ اگر ندارد، نام مرا در زمرۀ شیعیان  بنویسید واگر هست، پس اعتراض او به ما، برای چیست؟ 
و نکتۀ سوم،  او از هوای نفس پیروی می کند؛ مثلاً از حاکم  دلیل می آورد.  درحالی که حاکم رحمه الله  در  همین کتب «مستدرک» حدیثی دارد،  مبنی بر این که حضرت علی قبل از منع شراب ، شراب می خورد. پس اگر قبولش داری،  این را هم قبول کن؛ 
 این بحث علمی نیست که هر چیزی مطابق هوای نفس تو بود، صحیح باشد. 
در ظاهر این فرد بر کتابهای ما اطلاع کافی دارد که در کتابش این همه دلیل از کتاب های ما نقل کرده است. او که تا این حد از دنیای روایات و احادیث با خبر است، چرا نمی تواند فرق بین حدیث دروغ وصحیح را تشخیص دهد؟  
شما با نقل این احادیث دروغ تنها خودتان را گول می زنید و این را بدانید که اهل سنت احادیث صحیح و ضعیف وساختگی و دروغ را دسته بندی کرده اند و همه چیز معلوم است
و این را هم بدانید که شیعیان تا به حال احادیث خود را غربیل نکرده اند و صحیح و دروغ آنها معلوم نیست، 
البته هر بار که در تنگنا قرار می گیرند، می گویند: فلان حدیث ضعیف است تا از انتقاد نجات یابند. 
چرا مثل ما،  مرد و مردانه کتاب نمی نویسند که مثلاً صحیح ترمذی وضعیف ترمذی ....چرا ؟ برای اینکه اگر حکم شود که مست گیرند!! ... آخر کدام را بگویند که ضعیف است ... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ...

ادعای 36 - آیه مباهله دلیل است بر این که حسن و حسین فرزندان پیامبرند؟!
آیه مباهله است در سوره آل عمران  
{فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ }                                                  (آل عمران/61)
یعنی : ... پس بگو: بیا تا بخوانیم ( بیاوریم ) پسران ما را و پسران شما را و زنان ما را و زنان شما را و خود مان و خودتان را پس مباهله کنیم ...
می گویند: منظور از «ابناءِ نا» حسن و حسین و منظور از «نساءِ نا» فاطمه و «انفسنا» علی بن ابی طالب و رسول الله است ! چنانکه ابن ابی الحدید معتزلی که از اعیان و علمای سنی است و ابوبکر رازی در تفسیر خود همین را می گویند ...  
جواب ما:
  این تفسیر غلط است؛ زیرا لفظ (زنان) و( پسران) و( خودمان) جمع است در حالی که فاطمه یک زن و حسن و حسین دو پسر و علی و رسول الله دو مرد بودند و زبان عربی برای جمع دو نفر، لفظی خاص خود  دارد. پس آیه بر افرادی بیش از این 5 نفر یا دست کم بر 9 نفر دلالت دارد .
 و به نظر ما، آیه ای است برای همه عصر ها و همه زمان ها و خطاب به همۀ مردم است ! و  اجازۀ مباهله با کفار را می دهد !
ادعای 37 - فرزندان حسن وحسین تا روز قیامت از نسل رسول الله محسوب می شوند ...  
جواب ما:
  اول این که در ادعای قبلی شما ثابت کردیم که اولاد فاطمه، نوۀ دختری پیامبر هستند و نسل در اسلام از پدر است؛ اما نوۀ دختری بودن هم، مقام بزرگی است به شرطی که به همراه عمل صالح باشد. البته این حرف آخر نیست! در اولاد  پیامبران، افرادی مثل پسر نوح و پسران یعقوب هم بودند ! 
حتی شیعه ها نیز، برخی از اولاد علی ، مثلاً اولاد  اسماعیل بن جعفر (یعنی، فرقۀ اسماعیلیه) را گمراه و کافر می دانند. به طوری که برادر امام یازدهم خود (یعنی، فرزند امام د هم) را شراب خواره  و کذاب می دانند!
پس شیعۀ امروزی نمی تواند بگویید که چون اولاد رسولم، پس حق با من است  !  از نسل نوۀ دختری پیامبر هستی؟  باش! عملت چیست؟ اگر مرتکب شرک شوی یا بدعتی کنی، عملت تباه است و 