و جلال الدین سیوطی در «جامع  الصغیر» و «جمع الجوامع» و «لئالی المصنوعه» و ابو عیسی ترمذی در «صحیح»  و محمد بن طلحه شافعی در «مطالب السئول» و شیخ سلیمان بلخی حنفی در «ینابیع الموده» و محمد بن یوسف گنجی شافعی در «کفایت الطالب» و سبط ابن جوزی در «تذکرة خواص الامه» و ابن حجر مکی در «صواعق محرقه»  و محب الدین طبری در «ریاض النظره» و شیخ الاسلام حموینی در «فرائد السمطین» و ابن صباغ مالکی در «فصول المهمه» و ابن ابی الحدید معتزلی در «شرح نهج البلاغه» و بسیاری دیگر از اکابر علمای خودتان گذشته از عموم علمای شیعه ، آن را نقل نموده اند که رسول اکرم فرمود: «انا دارالحکمة و علی بابها و من ارادالحکمة فلیات الباب » .
این مرد (علی بن ابیطالب ) امیر و رئیس مردمان نیکو کار و قاتل کفار است. نصرت یاری کنندۀ او و خوار می شود خوار کننده او . بعد از آن ، صدای مبارک را بلند نمود و فرمود که من، شهرستان علم و علی، دروازه آن است. پس هر کس اراده دارد از علوم مخصوص من بهره بردارد، پس باید از آن در وارد شود ( که مراد علی بن ابی طالب باشد ).
و محمد بن یوسف گنجی، باب 21 از کتاب «کفایت الطالب» را به این حدیث شریف اختصاص داده است و بعد از نقل خبر با سلسله اسناد آن اظهار نظر می کند تا آن جا که می گوید: این حدیث بسیار عالی و نیکو است که از آن حکمت و فلسفۀ اشیاء و بیان امر و نهی و حلال و حرام آشکار شود و این که خداوند به پیغمبر تعلیم نمود و ایشان به علی مرحمت کرد و فرمود: علی باب حکمت من است . به آن مراجعه نمایید تا کشف حقایق شود .
و نیز ابن مغازلی شافعی در «مناقب» و ابن عساکر در تاریخ خود با ذکر طریق حدیث از مشایخ خود و خطیب خوارزمی در «مناقب» و شیخ الاسلام حموینی در «فرائد» و دیلمی در «فردوس» و محمد بن یوسف گنجی شافعی در «کفایت الطالب»  و شیخ سلیمان بلخی حنفی در «ینابیع الموده»   و بسیاری از اکابر علمای خودتان از ابن عباس و جابر بن عبدالله انصاری روایت نموده اند که رسول اکرم بازوی علی را گرفت و فرمود: «هذا امیر البررة و قاتل الکفره منصور من نصره مخذول من خذله فمدیها صوته ثم قال انا مدینة العلم و علی بابها فمن اراد العلم فیات الباب (1).
و نیز شافعی آورده است که رسول اکرم فرمود: «انا مدینة العلم و علی بابها و ان البیوت لا یدخلها الا من باب» من، مدینه و شهر علم هستم و علی، باب آن است و برخانه ها نمی توان داخل شد، مگر از در آنها؛ یعنی، به علوم مکنونه در شهر وجود من نخواهید رسید، مگر توسط علی بن ابیطالب.
و صاحب «مناقب فاخره» از ابن عباس روایت نموده است که رسول خدا فرمود: من، شهر علم و علی، در آن است. پس هر کس علم دین می خواهد، باید از آن در درآید. بعد از آن فرمود: من، شهرستان علمم و تو یا علی، باب آن هستی. دروغ گوید آن کس که گمان نماید بدون واسطۀ تو به من می رسد.
و ابن ابی الحدید در چند جا از «شرح نهج البلاغه» و ابو اسحق ابراهیم بن سعد الدین محمد حموینی در «فرائد السمطین» از ابن عباس و أخطباء خوارزمی در «مناقب» از عمرو بن عاص و امام الحرم احمد بن عبدالله شافعی در «ذخایر العقبی» و امام احمد بن حنبل در «مسند» و میرسید علی همدانی در «مودة القربی» حتی ابن حجر متعصب در «صواعق محرقه»   از بزاز آورده است و طبرانی در «اوسط» از جابر بن عبدالله و ابن عدی از عبدالله بن عمر و حاکم و ترمذی از علی نقل نموده اند که رسول الله فرمود: انا مدینة العلم و علی بابها ارادالعلم فلیات الباب .
آنگاه در ذیل این حدیث می گوید: مردم کوته فکر مضطرب شدند از این حدیث و جماعتی گفتند: این حدیث از موضوعات است ( از قبیل ابن جوزی و نووی ) اما حاکم صاحب «مستدرک» که قولش در نزد شما سندیت دارد، وقتی این حرفها را شنید، گفت: «ان الحدیث صحیح» بدرستی که این حدیث، صحیح است. 

جواب ما:
  یک مکر شیعه ها این است که مرتب مطلب دروغ خود را تکرار می کنند تا شاید طرف خسته شود و از میدان بگریزد. بخوانید چه نوشته و ما قبلاٌ جواب داده ایم .
  حدیث هایی که حاکم نقل کرده است پر از دروغ است. همین حاکم نقل کرده که علی شراب خورده است! قبول می کنی؟ و سلیمان بلخی یک صوفی شیعه و گمراه است که تنها شما او را عالم و فقیه می دانید .
نام هیثمی و عسقلانی را هم آورده ای که البته آنها صاحب نظر بودند . نظر آنها این بود که این حدیث، دروغ است و تو در روز روشن به آنها تهمت زدی !
ادعای444 - الله جل جلاله ، حضرت  محمد را عالم  و دانای بر غیب کرد و حضرت  محمد علی را
  قبلاً عرض کردم که به تصدیق خودتان و به حکم آیه شریفه : «عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احداً الا من ارتضی من رسول»، خداوند متعال پرده ها از مقابل دیدۀ پیامبر برداشتند و از علوم غیبه به آن حضرت افاضه فرمودند. از جمله علومی که در شهر وجود آن حضرت موجود بود، علم و اطلاع بر مغیبات عالم وجود بود و به کلام آن حضرت که مورد قبول ما و شما و جمیع اکابر علمای سنت و جماعت است، اشاره نمودیم که فرمود: «انا مدینة العلم و علی بابها» . از جمیع علومی که در مدینه و شهرستان وجود آن حضرت بود و توسط باب علم ( علی ) می توان از آن استفاده نمود، علم و اطلاع بر مغیبات است که علی، عالم به اسرار و بواطن امور بود هم چنانکه آگاه بر ظواهر احکام و حقایق امور بود . چون پایه و اساس علم آن خاندان جلیل، قرآن مجید بود و آگاه بر علوم قرآن در ظاهر و باطن بعد از رسول خدا، علی بود. چنانکه اکابر علمای خودتان این معنی را تصدیق می کنند .
از جمله حافظ ابو نعیم اصفهانی در «حلیة الاولیاء»  و محمد بن یوسف گنجی شافعی در «کفایت الطالب»  و سلیمان بلخی در «ینابیع الموده»  از فصل الخطاب با سند از عبدالله بن مسعود کاتب الوحی نقل نموده اند که گفت: «ان القرآن انزل علی سبعة احرف ما منها حرف الاوله ظهر و بطن و ان علی بن ابیطالب عنده علم الظاهر و الباطن.»
قرآن نازل گردید بر هفت حرف و هر حرفی از آنها ظاهری دارد و باطنی و نزد علی بن ابیطالب (علیه السلام) علم ظاهر و باطن قرآن می باشد .

جواب ما:
  دروغی پشت دروغ دیگر !!چرا علی در قرآن جایی ندارد و الله او را به طور کلی فراموش کرده است؟!
 حالا کی گفته که علی، عالم به ظاهر و باطن قرآن است ؟ معلوم است دیگر سلیمان بلخی ! سندش کجاست ؟ 
ادعای445 -پیغمبر هزار باب از علم را در سینه علی باز نمود
  حکمت را ده قسمت نمودند؛ نه جزء آن را به علی عطاء کردند و یک جزء را به تمام مردم دادند و علی به آن یک جزء نیز، اعلم می باشد ...  

جواب ما:
تِلْكَ إِذًا قِسْمَةٌ ضِيزَى
در اين صورت اين تقسيمى ناعادلانه است!
عجیب است این هزار هزار باب بی فایده بود؛ زیرا علی از عمر و ابوبکر و عثمان شکست  خورد و زورش به معاویه نرسید! وقتی وارث این هزار هزار باب مال  امام حسن شد، بیشتر بی فایده شد؛ چون ایشان خلافت را دو دستی تقدیم معاویه کردند! 9 جزء از 10 جزء علوم عالم نزد من باشد و خلیفه هم باشم و از یک جزء باقی هم به رقیب من به اندازه سر مویی نرسیده باشد، باز رقیب مرا شکست بدهد! این ممکن است!؟
 پس نتیجۀ منطقی ای