 شخصي و اشخاصي معين مي‌باشد؟!!. 

دوم، سورة توبه آية 12 که مي‌فرمايد ﴿فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَيْمَانَ لَـهُمْ﴾: «با امامان کفر قتال کنيد که آنان پيماني ندارند.». و روشن است که امامان کفر به هر معني که باشد منحصر به شش نفر و يا دوازده نفر نيست. چگونه است که پيشوايان کفر ممکن است صد هزار نفر باشند أما پيشوايان ايمان منحصر به عدة کمي هستند، در صورتيکه بايد امامان هدايت بيش از امامان ضلالت باشند، پس اين انحصار امام به 12 نفر يا 6 نفر يا کمتر از انحصارطلبي مذهب سازان است.

سوم، سورة اسراء آية 71 که حق تعالي مي‌فرمايد: ﴿يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ﴾: «روزيکه (روز قيامت) هر مردمي را با پيشوايشان فرا خوانيم». و مسلم است که مردم دنيا منحصر به دوازده فرقه نيستند تا آنان را با 12 نفر امام بخوانند بلکه هر فردي مأموم امامي است و هر فردي را با پروندة اعمال او مي‌خوانند و همان پروندة عمل، امام او است و منحصر به دوازده شخص و يا دوازده پرونده نيست. 

چهارم، سورة احقاف آية 12: ﴿وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً وَهَذَا كِتَابٌ...﴾: «و پيش از قرآن کتاب موسي (يعني تورات) امام و پيشوا و رحمت بوده و اکنون قرآن امام و رحمت است». چنانکه همين مطلب در سورة هود آية 17 نيز آمده است. و حضرت علي -عليه السلام- در خطبة 145 نهج البلاغه مي‌فرمايد: فَقَدْ نَبَذَ الْكِتَابَ حَمَلَتُهُ وتَنَاسَاهُ حَفَظَتُهُ فَالْكِتَابُ يَوْمَئِذٍ وأَهْلُهُ طَرِيدَانِ مَنْفِيَّانِ. يعني، به تحقيق اين (يعني قرآن) را حملة آن پشت سر انداختند و نگهبانان آن يعني مسلمين آنرا فراموش کرده اند، پس اين کتاب و اهل آن مطرود و دور انداخته شده‌اند، تا آنکه مي‌فرمايد: كَأنَّهُمْ أئِمَّةُ الْكِتَاب وََليْسَ الْكِتَابُ ِإمَامَهُمْ: يعني، «گويا اين مردم امامان براي قرآنند وقرآن امام ايشان نيست» (در حاليکه بايد بعکس باشد) تا آخر آن خطبه. و نيز آن حضرت در صحيفة علويه در دعاي بعد تسليم الصلاه عرض مي‌کند: «إن رسولک محمداً نبيِّي وإن الدين الذي شرعت له ديني وإن الکتاب الذي أنزل إليه إمامي» يعني: خدايا من گواهم که رسول تو محمد پيغمبر من است و ديني که براي او تشريع کردي دين من است و کتابي که به او نازل کردي امام من است. و حضرت صادق (ع) نيز طبق روايت وسائل الشيعه در باب اول از ابواب قراءت القرآن و هم روايت باب سوم همان باب، قرآن را امام قرار داده، و از تمام اينها روشن‌تر که رسول خدا (ص) طبق روايت جلد 92 بحار مجلسي ص 17 فرموده: «قرآن امام هر مسلمان است». پس مذهب تراشاني که بر ضد آيات فوق و بر ضد کلام رسول خدا (ص) و کلام اميرالمؤمنين و حضرت صادق -عليهما السلام- آمده‌اند براي خود دوازده امام انحصاري تراشيده‌اند، بايد بفهمند که تابع قرآن نيستند، و از امامت قرآن صرف‌نظر کرده و براي امامان مجعولة خود سينه مي‌زنند و حتي کلام امامان خود را نيز قبول نکرده و در اين حال چگونه خود را شيعه و علي (ع) را امام خود مي‌دانند در حاليکه امامِ علي قرآن است، و امام ايشان اشخاص ديگري غير از قرآن است.

پنجم، سورة انبياء آية 73، پس از آنکه حق تعالي بسياري از انبياء را نام برده، مي‌فرمايد: ﴿وَجَعَلنَاهُمْ َأئِمَّةً يَهْدُون ِبَأمْرنَا﴾ يعني: اين پيامبران را ما امامان قرار داده‌ايم که به امر ما هدايت کنند. پس انبياء بجعل إلهي امامند و منحصر به دوازده نفر نيستند. ولي ائمة مذهب تراشان مجعول احاديث خودشان و انحصاري است. 

ششم، سورة قصص آية 5 که حق تعالي فرموده: ﴿وَنَجْعَلهُمْ َأئِمَّةً وَنَجْعَلهُمُ الْوَاِرثِينَ﴾. يعني: ما (مستضعفين از بني اسرائيل) را امامان ديگران قرار داده و ايشان را وارث (زمين مصر) نموديم و معلوم و مسلم است که بني اسرائيل منحصر به دوازده نفر نبودند، پس امامت انحصاري غلط است، همانطوريکه متقين و مؤمنين و صادقين که در قرآن ذکر شده، انحصاري نيست، همانطور هم أئمة المتقين انحصاري نيست.

هفتم، آية 41 سورة قصص که مي‌فرمايد: ﴿وَجَعَْلنَاهُمْ َأئِمًّة يَدْعُون ِإَلى النَّار وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لا يُنْصَرُون﴾. (القصص: 41)، يعني: ما قوم ستمگر فرعونيان را اماماني قرار داديم که به سوي آتش دعوت مي‌کردند و روز قيامت ياري نشوند. آيا قوم ستمگران 12 نفر بودند، پس امامان اهل آتش و همچنين امامان اهل بهشت انحصاري نيست. و همچنين آية 24 سورة سجده و ساير آياتي که در قرآن دلالت دارد بر اينکه امام و امامت انحصاري و منحصر به عدد معيني نيست. دليل اول، امام اگر به معني زمامدار مسلمين باشد که مسلمين از زمان رسول خدا (ص) تا قيامت زمامدار مي‌خواهند و 12 نفر براي زمامداري دويست و پنجاه سال و يا سيصد سال زنده بود و مي‌توانستند امامت کنند و اما امامت مردگان براي زندگان معني ندارد، چگونه امام مرده مي‌تواند براي زندگان زمامداري کند، آيا اين امامانيکه شيعه مدعي امامت آنان بودند در زمان ما يک خيابان را اسفالت کرده؟ آيا يک دوا براي دفع امراض کشف کرده اند، آيا يک چيزي براي راحتي بشر اختراع کرده اند، آيا آن امامان از دنيا رفته و يا آن امام موهوم غايب تا بحال کسي را راهنمائي کرده و يا اختراعي نموده و يا دشمنان اسلام را دفع کرده؟!! البته، خير. آري مذهب تراشان با خواب و خيال و قص ههاي دروغ چيزهائي جعل کرده اند که نه با عقل مي‌سازد و نه با نقل. و امام اگر به معناي راهنماي دين باشد که مسلم منحصر به شش نفر و يا دوازده نفر نيست بلکه وظيفة هر عالم متدين راهنمائي مي‌باشد. 

دليل دوم، ديني که صد هزار سال بايد مردم به آن متدين شوند و ملت اسلامي که تا قيامت احتياج به زمامدار و مجري احکام دارد چگونه زمامدار چنين ملتي 12 نفر است، آيا اگر رسول خدا (ص) گفته باشد زمامداران امت من تا قيامت منحصر به دوازده نفر است، چنين رسولي رسول خدا است؟ رسولي که برخلاف حس و برخلاف عقل سخن گويد مي‌توان رسالت او را قبول کرد؟! البته خير.

دليل سوم، آياتي که در قرآن فرموده: ﴿وََأمْرُهُمْ شُورَي بَيْنَهُمْ﴾ (الشوري/38). امر مسلمين را به شوري حواله داده، چه امري مهم‌تر است از امر زمامداري؟ و همچنين خبر اميرالمؤمنين در مکتوب ششم نهج البلاغه که مي‌فرمايد: امامت و زمامداري موقوف به شوراي مهاجر و انصار است، و صدها خبر ديگر. که در بالاي منبر فرموده: زمامداري موقوف به رأي شما مسلمين است. آيا مي‌توانيم بگوئيم تمام آن آيات و اخبار دروغ، ولي فقط اخبار مذهب سازان راست است؟! ما در کتاب «بت شکن» ويا نقد بر کتاب اصول کافي در باب فيما جاء في الاثني عشر والنص عليهم ثابت کرده‌ايم که تمام اخباري که امامت را منحصر به دوازده نفر کرده دروغ و مجعول است، و نشانه ها و علائم جعل در آنها هويدا و پيدا و روشن است، هرکس طالب تحقيق و هدايت باشد، بايد به آن کتاب مراجعه نمايد. 

دليل چهارم، بي اطلاعي خود همان ائمة دوازده‌گانه از اين اخبار انحصار امامت اس