ويد: قائم چون بيايد مردم با او قتال و قرآن را تأويل مي‌کنند.

خبر صد و سي چهارم و صد و سي و پنجم، همان لعن اهل شرق وغرب است پرچم رسول خدا را که در سابق اين خرافه مکرر شده‌است.

خبر صد و سي و ششم، عده‌اي از راويان بي‌سواد بي‌اطلاع از دنيا گفته‌اند که امام فرموده: سيزده شهر و طايفه با قائم محاربه مي‌کنند: اهل مکه و مدينه و شام و بني‌اميه و البصره و دميسان و اکراد و اعراب و طايفة ضبه و غني و باهله و از دل اهل ري. راوي خيال کرده دنيا همين و کفار دنيا همين سيزده مکان است. حال مدعيان علم چرا اين موهومات را جمع کرده‌اند.

خبر صد و سي و هفتم، راوي بي‌نام و نشاني گفته: حضرت صادق فرموده: چون قائم خروج کند هر کس به او معتقد بوده از او برمي‌گردد و خورشيد و ماه را مي‌پرستد. ان شاء الله مبارک است!

خبر صد و سي هشتم، راوي علي بن ابي حمزة بطائني واقفي است که کذب گفتار اوروشن است در اينجا گويد: چون قائم قيام کند گرفتاري مؤمنين بر طرف و قوتشان برگردد.

خبر صد و سي و نهم، راوي دروغي به علي بسته که فرموده: قائم مسجد کوفه را خراب و قبلة او را مساوي و راست مي‌کند. حال کسي از راوي نپرسيده اگر قبله کج بود چرا خود علي به طرف آن نماز مي‌خوانده و چرا خراب نکرده است؟!

خبر صد وچهلم، راوي مهمي بهم بافته و معلوم نيست چه مي‌گويد.

خبر صد و چهل و يکم، مي‌گويد: علي فرموده: مي‌بينم عم را که در مسجد کوفه قرآن به مردم تعليم مي‌کنند همانطوريکه نازل شده است؟ راوي گويد: به آن حضرت گفتم: مگر اين قرآن چنانکه نازل شده نيست؟ علي فرمود: «نه، هفتاد نفر از قريش نامشان و نام پدرانشان بوده محو شده و فقط نام ابولهب را گذاشته‌اند براي اذيت بر رسول خدا که عموي او بوده‌است. (نويسنده گويد: لعنت بر اين کذابين. اولاً اگر اين قرآن همان قرآن منزل نيست چرا علي در ده‌هاي خطبة نهج البلاغه همين قرآن را حجت و حبل الله المتين خوانده و فرموده: همين قرآني که جلو چشم شماست حجت و حبل الله است؟ نظر کنيد به خطبه‌هاي 1، 2، 18، 83، 86، 110، 127، 133، 138، 156، 158، 176، 183، 198 و 145 و غير اينها. ثانياً اگر قرآن دست خورده چرا علي در زمان خلافتش آن را اصلاح نکرد؟ و ثالثاً ابولهب را خدا در قرآن ذکر کرده اگر اذيت پيغمبر است بايد خدا نام او را نبرد مردم چه تقصير دارند؟ رابعاً خدا ستارالعيوب است، براي چه نام هفتاد نفر منافقين را در قرآن بياورد؟!. خامساً خدا در قرآن مکرر فرموده: اين قرآن را حفظ مي‌کند. بايد گفت: هدف اين راويان اين بوده که بوسيلة نقل قول دروغ و افتراء به ائمه قرآن و اسلام را خراب کنند و امام را براي همين مي‌خواستند).

خبر صد و چهل و دوم، گويد: حضرت باقر فرموده: چگونه خواهد بود حال شما هر گاه اصحاب قائم در مسجد کوفان خيمه‌هاشان را بزنند و او امر جديدي که بر عرب نخست است بر ايشان خارج کند.

خبر صد و چهل و سوم، عثمان بن عيسي واقفي که اموال موسي بن جعفر را اختلاس کرد و مطلبي گفته که ارتباطي به قائم ندارد.

خبر صد و چهل و چهارم، مي‌گويد: امام قائم به مأمورين خود مي‌گويد: تکاليف و عهد تو در کف دستت ضبط است هر چه نمي‌دانيد به کف دست خودتان نگاه کنيد و مأمورين چيزي بر کف پاي خودشان مي‌نويسند که روي آب راه مي‌روند، پس چون روميان به ايشان نظر مي‌کنند و مي‌بينند که ايشان روي آب راه مي‌روند، مي‌گويند: اصحاب او که چنين باشد پس خود او چگونه خواهد بود پس در اين هنگام درهاي شهر را براي ايشان باز کنند و ايشان داخل شوند و به هر چه اراده کنند در آنجا حکم و حکومت کنند (حال معلوم مي‌شود اصحاب او طبق سنت الهي و نيز طبق کتاب خدا عمل نمي‌کنند).

خبر صد و چهل و پنجم، محمد بن سنان کذاب و ابن ابي‌الخطاب جعال از حريز خرافي نقل کرده‌اند از قول امام که دنيا از بين نمي‌رود تا اينکه از آسمان ندا شود: اي اهل حق جمع شويد، پس در يک مکان جمع مي‌شوند سپس مرتبة ديگر ندا شود اي اهل باطل در يک مکان جمع شويد، جمع مي‌شوند. (نويسنده گويد: بايد از راوي پرسيد: براي چه جمع شوند؟ هدف از اين جمع شدن چيست را راوي بافنده بيان نکرده).

خبر صد و چهل و ششم، بطائني واقفي جعال روايت کرده که يکي از شما بايد مهيا شود براي خروج قائم و لو تيري مهيا کند اميدوارم که عمرش طولاني شود تا قائمرا درک کند و از او انصار او باشد. بايد به راوي گفت: قائم انصار واقفي نمي‌خواهد.

خبر صد و چهل هفتم و صد و چهل و هشتم، عده‌اي از کذابين و غيرکذابين نقل کرده‌اند که حضرت رسول و امام صادق فرموده‌اند: اسلام در ابتدا غريب بود و بزودي بحال غربت برمي‌گردد. بايد گفت: اين حديث را سني و شيعه از رسول خدا (ص) نقل کرده‌اند و مربوط به مهدي نيست. و همچنين است خبر صد و پنجاهم.خبر صد و پنجاه و يکم، مي‌گويد: اهل بصره چون علي پرچم رسول خدا (ص) را باز کرد قدمشان لرزيد و حال آنکه برخلاف تاريخ است.

خبر صد و پنجاه و دوم، پنجاه و سوم، پنجاه و چهارم، پنجاه و پنجم، پنجاه و ششم، پنجاه و هفتم و پنجاه و هشتم، مکررات اخبار سابق است که مي‌گويد: حضرت صادق فرمود: قائم از مکه بيرون نمي‌رود تا حلقه کامل گردد، گفتم: حلقه چقدر است؟ فرمود: ده هزار، جبرئيل از راست او و ميکائيل از چپ او، سپس پرچم به حرکت درآيد، پس احدي در مشرق و مغرب نماند مگر آنکه آن پرچم را لعن کند. و از ابن ابي‌الخطاب و محمد بن سنان کذابان روايت کرده که حضرت باقر فرموده: قومي از رختخواب مفقود شود و صبح کنند در مکه و اين همان قول خداي عزوجل است که (در آية 148 سورة بقره) فرموده: ﴿أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللهُ جَمِيعاً﴾ «هر كجا كه باشيد، خداوند همه شما را [در ميان‏] خواهد آورد». در حاليکه ايشان اصحاب قائمند.

(نويسنده گويد: آية 148 سورة بقره راجع به قيامت است چنانکه مکرر گذشت).

خبر صد و پنجاه و نهم، مي‌گويد: در بين آنکه جوانان شيعه بر پشت بامهاي خود خوابيده ناگهان بدون وعده و توجه خود را در مکه مي‌بينند. راوي کيست؟ بطائني که اصلا امام قائم را قبول ندارد.

خبر صد و شصتم، روايت کرده يک نفر واقفي از حضرت صادق که دو آيه را آن حضرت راجع به اصحاب قائم دانسته که ابدا هيچ ربطي ندارد مگر با سريشم. يکي آية 89 انعام است که مي‌فرمايد: ﴿فَإِنْ يَكْفُرْ بِهَا هَؤُلاءِ فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْماً لَيْسُوا بِهَا بِكَافِرِينَ﴾ «پس اگر ايشان به آن کفر ورزند پس به تحقيق به آن قومي را گمارديم که به آن کافر نشوند».

و اين آيه ربطي به مهدي ندارد و کلمة: ﴿وَكَّلْنَا﴾ ماضي است. و مقصود آيه ابتداي بعثت است که بسياري از قريش کافر گشتند ولي انصار و ديگران و سپس مردم ايران و ساير کشورهاي شرق ايمان آوردند. شما ملاحظه کنيد اين جعالان چگونه با آيات قرآن بازي کرده‌اند. دوم، آيةي 54 سورة مائده‌است که در اواخر عمر شريف حضرت رسول نازل شده‌است و مربوط به قائم نيست بلکه مي‌فرمايد: خداوند نيازمند هيچ مؤمني نبوده و هرگاه مؤمنين قدر ايمان را ندانسته و به طرف باطل وگمراهي روند، خداوند بندگان خو