<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">بررسى علمى در  احاديث مهدى</a></body></html>يکي از علماي خيرخواه بيدار معاصر بنام شيخ عبدﺍﻟﻠﻪ بن زيد آل محمود که رئيس محاکم شرعيه در مملکت قطر مي‌باشد کتابي نوشته بنام «لا مهدي ينتظر بعد سيد البشر»، و شيعه را مبدء و منشأ خرافت مهدي موهوم دانسته و مي‌گويد: مکرر بنام مهدي در هر زمان و مکان غوغا بر پا کرده و به بهانة مهدي موعود و بنام او اشخاص فاسدي قيامت کرده و مردم ساده و يا غوغا طلب و جاهلاني را بدور خود جمع کرده و هيجانها ايجاد کرده و خونهاي بسياري را ريخته و آخرالأمر بدون نتيجه و بدون اينکه ديني و يا حقي را تأييد کنند مردم را به جان يکديگر انداخته و ابتلاآتي را بوجود آورده‌اند. و حاصل آنکه نام مهدي موجب فتنه و فساد شده و عدة بسياري را به گمراهي کشانيده، برعالم خيرخواه لازم است، براي دفع اين فساد فکرکند و مردم را اگر بتواند روشن سازد، و از اين فتنه ها دور سازد و بيان کند که نام مهدي و قيام او اصلاً در کتاب خدا نيامده، بخصوص علاوه بر آنكه در قرآن نيامده، آياتي برخلاف آن آمده است. 

و اخيراً در ايران سيدي بنام نايب بر حق مهدي اهل غوغا و هوچيان و مردم ساده را بدور خود جمع کرده و ميليونها نفر را به کشتن داده و ميلياردها اموال را غارت کرده اند. 

نويسنده گويد: اصلاً هر امامي بايد تابع دين باشد نه اصل و فرع آن، پس گفتگو و يا دعوت به اين امامي که نه اصل دين است و نه فرع آن. و در قرآن از او ذکري نشده چه فايده دارد و چرا مردم عوامرا به آن دعوت کرده و هر دوره فسادها برپا مي‌کنند؟! 

ممکن است کسي بگويد براي دکانداران مذهبي که شب و روز مردم را به امام منتظر دعوت مي‌کنند و هزاران فلسفه و دليلهاي غيرمنطقي مي‌تراشند، فائده ها دارد و آن گرفتن ميلياردها سهم امام است، و لذا تأکيدي در اين مورد دارند که براي موارد ديگر ندارند، و لذا همه ساله نيمة شعبان مردم را دعوت به جشن و چراغاني و خرج ميليونها درهم و دينار مي‌کنند و جشنهائي که براي آن مي‌گيرند براي تولد انبياء و حتي براي تولد پيغمبر آخرالزمان نمي‌گيرند. در حاليکه در اسلام دستوري براي گرفتن جشن تولد و يا عزا براي بزرگان دين اصلاً نداريم، حتي علي بن أبي طالب و ساير خلفاء براي روز تولد رسول خدا (ص) جشن نگرفته و همه ساله براي وفات او عزا بر پا نکردند، بلکه روز وفات رسول خدا را تعطيل نکردند. آري، عده‌اي بدون مدرک خود را نايب الامام مي‌خوانند و مالها بنام سهم امام مي‌گيرند و مي‌خورند چنانکه خداي تعالي در سورة توبه آية 34 به مؤمنين هشدار داده و براي آگاهي ايشان فرموده: ﴿يَا َأيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ِإنَّ كَثِيرًا مِنَ اْلأحْبَار وَالرُّهْبَانِ َليَْأكُلون َأمْوَال النَّاس ِبالْبَاطِل وَيَصُدُّون عَنْ سَِبيل اللَّهِ﴾. (توبه: 34) يعني: اي مؤمنين، بدون شک بسياري از علماء و مقدسين اموال مردم را به باطل مي‌خورند و از راه خدا باز مي‌دارند. البته مردم عوام که سهم امام مي‌دهند ضرر دارد پس معلوم شد که موجود منتظر براي عوام نفعي ندارد.

عالم فوق الذکر مي‌گويد: اين همه فتنه و فساد از شيعه مي‌باشد که يک منتظري بفوت و فن ساخته و همه ساله مردم را وادار به جشنها و چراغاني مي‌کنند تا به اين افکار بيهوده مشغولشان سازند و جيب آنان را خالي کنند.

و در ص 7 مي‌گويد: احاديثي که اهل سنت روايت کرده‌اند يا نام مهدي صريحاً در آنها ذکر نشده و يا اگر ذکر شده سند آن ضعيف است، و کتب مهمي مانند صحيح بخاري و مسلم آن احاديث را نياورده‌اند براي ضعف آنها. و بعضي از آن احاديث مي‌گويد: مهدي، عيسي بن مريم است و کس ديگري نيست (چنانکه بعضي از اخبار شيعه نيز همين را گفته در حاليکه قرآن دلالت دارد بر وفات حضرت عيسي -عليه السلام-، ولي متأسفانه مردم را از قرآن دور کرده‌اند).

و در ص 9 مي‌گويد: بعضي از اخبار مي‌گويد: آن مهدي، مهدي فرزند منصور دوانقي است که زمان او گذشته و ذکر چنين اخباري در کتب بيهوده است و انتظار مهدي فرزند منصور دوانقي حماقت است (معلوم مي‌شود بني عباس در جعل احاديث مهدي دروغين شرکت داشته‌اند، و يکي از سياست‌هاي ايشان جعل و نشر چنين اخباري بوده است). و بعضي از آن احاديث مي‌گويد: مردي از اولاد حسن بن علي است. و بيشتر آن احاديث چنين است. و البته بسياري از اولاد حسن بن علي در قرنهاي اولية اسلام بهمين نام و بهانه قيام کردند، و چه بسيار مردمي که به اين خيال به آنان همراهي کردند و جان و مال و اولادشان تلف شد و بغير از فتنه چيزي نبود، با اينکه قرنهاي اول اسلام مردم به کتاب خدا و سنت رسول آشنا بودند و مي‌توانستند امام بحق را از امام باطل تميز بدهند ولي باز گول خوردند. البته زمان ما که مردم بکلي از کتاب خدا بي خبرند (و حتي علماي شيعه اکثراً مي‌گويند: قرآن قابل فهم مردم نيست) در اين حال چگونه امام صادق را از کاذب تشخيص دهند. 

و در همان صفحه گويد: اخبار اماميه مي‌گويد او فرزند حسن عسکري است که مورخين باتفاق گفته‌اند او را فرزندي نبوده است. و اختلاف در روايات مهدي بزرگترين دليل است که مهدي محل اتفاق نبوده و جعلي و ساختگي است و هر دسته براي پيشرفت کار خود اخباري ساخته و پرداخته اند. و علمائي که اخبار مهدي را جعلي و ساختگي دانسته‌اند بسيار بوده‌اند، از جمله ابو الأعلي مودودي است که اين عقيده را از عقايد لازمه‌اي که در کتاب خدا باشد ندانسته، و از جمله ابن خلدون و از جمله علامة بزرگوار ابن القيم و از جمله امام شاطبي و از جمله فريد وجدي در دائره المعارف جزء نهم / ص 480، و از جمله دارقطني، و از جمله عالم خبير ذهبي و از جمله رشيد رضا و از جمله علامه البلاغي و نفرات بسيار ديگر. ولي چه بايد کرد که تعصبات مردم، و جهل ايشان به کتاب خدا و سنت رسول (ص) ايشان را از فهم حقايق باز داشته‌است. و در ص 14 گويد: رسول خدا (ص) دين کاملي بنام اسلام آورد که خدا در آية 3 سورة مائده فرمود: ﴿الْيَوْمَ َأكْمَْلتُ لَكُمْ دِينَكُمْ﴾، «امروز دينتان را براي شما كامل كردم» و در کتاب خود ذکري از مهدي نکرد و عنواني براي او نياورد. آيا مهدي دين بهتري مي‌آورد و يا او از محمد (ص) بالاتر و مهم تر است (نعوذ بالله)؟. و ما با داشتن کتاب خدا و سنت رسول او (ص) مستغني از مهدي هستيم و احتياج و کسري نداريم که او بيايد اضافه و يا تتميم کند.

و در ص 17 مي‌گويد: هزاران نفر از علماي بزرگ آمدند و رفتند و براي ترويج دين زحمت‌ها کشيدند و اصول و فروع آنرا واضح کردند بدون اينکه مهدي را ديده باشند و يا از او اطلاعي داشته باشند، و اصحاب رسول خدا (ص) و تابعين همه مسلمان بودند بدون اينکه از مهدي خبري داشته باشند و يا نام او را شنيده باشند. (نويسنده گويد: حتي خود ائمة شيعه و اصحابشان از اين دوازده امام و امام غايب بي خبر بودند و اگر اخباري در ميان شيعه منتشر شده در قرن سوم ساخته و پرداخته شده، چنانکه ما در کتاب «بت شکن» دلائل آنرا ذکر کرده‌ايم). 

و در ص 20 مي