حسن و الحسين و أسامة بن زيد، و زيد بن حارثه و أيمن بن أم أيمن  رافعا صوته بالتهليل و التکبير، فيأخذ طريق الحذائين حتي يأتي المصلي، و إذا فرغ رجع علي الحذائين حتي يأتي منزله) «پيامبر ص براي نماز دو عيد با فضل بن عباس، عبدالله بن عباس، علي، جعفر، حسن، حسين، اسامه بن زيد، زيد بن حارثه، ايمن ابن ام ايمن خارج مي‌شد و با صداي بلند لا إله إلا الله و الله أکبر مي‌گفت و از راه حذائين (مسير کفاشان) به مصلي مي‌رفت و بعد از خواندن نماز از بالاي حذائين (از راهي ديگر) به خانه‌اش برمي‌گشت». بيهقي گويد : سند اين حديث از سند قبلي برتر است.

الباني مي گويد : رجال اين حديث بجز عبدالله بن عمر (عمري المکبر) ثقه و از رجال مسلم‌اند. و ذهبي در خصوص او گويد : (صدق في حفظه شييء) «صدوق است ولي حافظه او ايرادي دارد»، همچنين ذهبي و ديگران او را جزء رجال مسلم قرار داده‌اند، پس مي‌توان به امثال او استشهاد کرد. بنابراين او شاهدي صالح براي روايت مرسل زهري است، بنابراين به نظر من اين حديث چه به صورت موقوف و چه به صورت مرفوع، صحيح است. والله اعلم – أه‍-.

وقت تکبير عيد قربان از صبح روز عرفه شروع مي‌شود و تا عصر آخرين روز ايام التشريق ادامه دارد 
اين مطلب از علي و ابن عباس و ابن مسعود به صحت رسيده است.[3]

اما درباره الفاظ تکبير مجال سخن زياد است و در روايتي از او ثابت است که ابن مسعود رض در ايام التشريق تکبير را به صورت زوج بکار مي‌برد و مي‌گفت : الله أکبر الله أکبر، لا إله إلا الله، الله أکبر الله أکبر و لله الحمد».

ابن ابي شيبه اين حديث را با اسناد صحيح روايت کرده (167/2)، ولي در جايي ديگر با همان سند، الله أکبر را سه بار آورده است. همچنين بيهقي (3/315) آنرا با همان سند از يحيي بن سعيد از حکم (بن فروح ابوبکار) از عکرمه از ابن عباس با سه الله أکبر روايت کرده که سند آن هم صحيح است.[4]
..........................
[1]) صحيح : [الصحيحه 171]، (164/2).
[2]) الارواء (123/3).
[3]) اين مطلب را ابن أبي شيبه (165/2) به دو طريق از علي روايت کرده که يکي از آنها «جيد» است، و بيهقي هم از آن وجه (3/314) از علي روايت کرده، سپس شبيه آن را از ابن عباس روايت کرده، که سند آن هم صحيح است. حاکم (1/300) هم مثل اين مطلب را از ابن عباس و ابن مسعود روايت کرده است، به الإرواء (125/3) مراجعه شود.
[4]) الإرواء (125/3).نماز خوف

خداوند متعال مي‌فرمايد : 
)وَ إذَا کُنتَ فيهِم فَأقَمتَ لَهُمُ الصَّلاَةَ فَلتَقُم طَائِفَةٌ مِنهُم مَعَکَ وَ لِيأخُذُوا أسلِحَتَهُم، فَإذَا سَجَدُوا فَلِيَکُونُوا مِن وَرَائِکُم، وَلتَأتِ طَائِفَةٌ أُخرَي لَم يُصَلُّو فَلِيُصَلُّوا مَعَکَ وَ لِيَأخُذُوا حِذرَهُم وَ أسلِحَتَهُم...((نساء : 102)

«زماني که (اي پيامبر) در ميانشان بودي و نماز (خوف) را برايشان بپاداشتي، دسته‌اي از آنان با تو به نماز ايستند، و بايد که اسلحه خود را به همراه داشته باشند، و وقتي که (نصف) نماز را با تو خواندند (سلام دهند و به نگهباني بپردازند و) شما را از دشمنان محافظت نمايند و دسته‌اي ديگر که هنوز نماز را نخوانده‌اند، بيايند و با تو به نماز ايستند و احتياط خود را مراعات کنند واسلحه خود را به همراه داشته باشند».

چگونگي نماز خوف:
خطابي گويد : نماز خوف چند نوع است، پيامبر ص آنرا در روزهاي مختلف و با اشکال متفاوت خوانده و در همه آنها تلاش کرده که بيشترين احتياط را از جهت نماز و بهترين شيوه را از جهت حراست و نگهباني رعايت کند. اين نمازها با وجود اختلاف در الفاظ، در معني يکي هستند – أه‍.[1]

1- از ابن عمر روايت است : (صلي رسول الله ص صلاة الخوف بإحدي الطائفتين رکعة والطائفة الأخري مواجهة العدو، ثم انصرفوا و قاموا في مقام أصحابهم مقبلين علي العدو و جاء أولئک ثم صلي بهم النبي ص رکعة ثم سلم النبي ص ثم قضي هؤلاء رکعة و هؤلاء رکعة)[2] «پيامبر ص براي گروهي (از مجاهدين) يک رکعت نماز خوف خواند در حاليکه گروه ديگر در برابر دشمن بودند، سپس گروه اول به جاي گروه دوم ايستادند و روبروي دشمنانشان قرار گرفتند و گروه دوم آمدند و پيامبرr يک رکعت نماز خوف براي آنان خواند و سلام داد؛ سپس هر کدام از دوگروه يک رکعت باقي مانده را خواندند».

2- از سهل بن أبي حثمه روايت است : (أن رسول الله ص صلي بأصحابه في الخوف فصفهم خلفه صفين فصلي بالذين يلونه رکعة، ثم قام فلم يزل قائما حتي صلي الذين خلفهم رکعة، ثم تقدموا و تأخر الذين کانوا قدامهم معهم فصلي بهم رکعة، ثم قعد حتي صلي الذين تخلفوا رکعة، ثم سلم)[3] «پيامبر ص با اصحاب نماز خوف خواند و آنها را پشت سر خود دو صف کرد، و براي کساني که در صف اول قرار داشتند يک رکعت نماز خواند، سپس بلند شد و تا وقتي که صفت دوم رکعت اول را خواندند، منتظر ماند، سپس صف اول و دوم جاي خود را عوض کردند و براي صف اول يک رکعت خواند، سپس نشست و منتظر ماند تا کساني که در صف دوم قرار داشتند رکعت دوم را بخوانند؛ سپس سلام داد».

3- از جابر بن عبدالله روايت است : (شهدت مع رسول الله ص صلاة الخوف فصفنا صفين : صف خلف رسول الله ص و العدو بينا و بين القبلة، فکبر النبي ص و کبرنا جميعاً، ثم رکع و رکعنا جميعا، ثم رفع رأسه من الرکوع فرفعنا جميعا، ثم انحدر بالسجود و الصف الذي يليه و قام الصف المؤخر في نحر العدو(*)، فلما قضي النبي ص السجود و قام الصف الذي يليه انحدر الصف المؤخر بالسجود، و قاموا، ثم تقدم الصف المؤخر و تأخر الصف المقدم، ثم رکع النبي ص و رکعنا جميعا، ثم رفع رأسه من الرکوع و رفعنا جميعا، ثم انحدر بالسجود و الصف الذي يليه الذي کان مؤخرا في الرکعة الأولي و قام الصف المؤخر في نحر العدو، فلما قضي رسول الله ص السجود و الصف الذي يليه انحدر الصف المؤخر بالسجود فسجدوا، ثم سلم النبي ص و سلمنا جميعا)[4] «با پيامبر ص در نماز خوف شرکت کردم، ما را دو صف کرد؛ صفي پشت سر پيامبر ص قرار گرفت و دشمن بين ما و قبله بود، پيامبر ص تکبير گفت و ما همگي (صف اول و دوم) تکبير گفتيم؛ سپس پيامبر ص به رکوع رفت و ما همگي با او به رکوع رفتيم. سپس سرش را از رکوع بلند کرد و ما همگي سرمان را از رکوع بلند کرديم. سپس پيامبر ص و صفي که پشت سر او قرار داشتند به سجده رفتند و صف دوم روبروي دشمن ايستاد (به سجده نرفت). وقتي که پيامبر ص از سجده رکعت اول فارغ شد و صف پشت سر او بلند شدند، صف دوم به سجده رفتند و بلند شدند، آنگاه صف اول و دوم جايشان را عوض کردند، سپس پيامبر ص به رکوع رفت و ما هم همگي با او به رکوع رفتيم، سپس سرش را از رکوع بلند کرد و ما هم سرمان را بلند کرديم؛ سپس با صف اول که در رکعت اول در صف دوم قرار داشتند به سجده رفتند و صف دوم روبروي دشمن ايستاد. وقتي که پيامبر ص با صف پشت سرش از سجده تمام شدند، صف دوم به سجده رفتند، سپس پيامبرr سلام داد و ما هم همگي سلام داديم».
..........................
[1]) شرح مسلم النووي (126/6).
[2]) متفق عليه : م (839/573/1)، اين لفظ مسلم است، خ (942/429/2)، د (1230/118/4)، ت (561/39/2)، نس (171/3).
[3]) متفق عليه : م (841/575/1)، خ (4131/422/7)، بنحوه، نس (170/3)، ت (562/40/2).