ياء من الزرع، فيهلک هذا و يسمل هذا، و يسمل هذا و يهلک هذا، فلم يکن للناس کراء إلا هذا، فلذلک زجر عنه، فأما شي معلوم مضمون فلابأسبه)[1] «از رافع بن خديج درباره اجارة زمين در مقابل طلا و نقره سؤال کردم. گفت : اشکالي ندارد، در زمان پيامبر ص رسم بر اين بود که مردم در برابر روييدنيهاي کنار جويبارها و ابتداي جدول‌ها ومقدار نامعلومي از محصول، زمين‌ها را اجاره مي‌دادند، گاهي اين (محصول) از بين مي‌رفت و آن (روييدنيهاي کنار جويبارها و جدولها) سالم مي‌ماند و گاهي بر عکس مي‌شد، به همين خاطر از آن نهي شد و براي مردم اجاره‌اي غير از اين صورت نبود. اما چيزي که مقدار آن معلوم و تضمين شده باشد اشکالي ندارد».
...........................
[1]) صحيح : [الإرواء 1498].دستمزد کارگران

از ابن عمر روايت است که پيامبر ص فرمود : (أعطوا الأجير أجره، قبل أن يجف عرقه)[1] «دستمزد کارگر را قبل از خشک شدن عرقش، پرداخت کنيد».

گناه کسي که دستمزد کارگر را نمي‌دهد:
از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (قال الله تعالي : ثلاثة أنا خصمهم يوم القيامة، رجل أعطي بي ثم غدر، و رجل باع حرا فأکل ثمنه، و رجل استأجر أجيرا فاستوفي منه و لم يعطه أجره)[2] «خداوند متعال فرموده است : سه گروه هستند که در روز قيامت دشمن آنها هستم، کسي که در عهدش به نام من سوگند خورده سپس آنرا شکسته است. و کسي که انسان آزادي را فروخته و پول آنرا خورده است، و کسي که شخصي را به کارگري گرفته و از زحماتش استفاده کرده ولي دستمزدش را نداده است».

دستمزدي که حلال نيست
خداوند متعال مي‌فرمايد : 
) وَلاَتُکْرِوهُوا فَتَيَاتَکُمْ عَلَي الْبَغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ مَنْ يُکْرِهُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِکْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( (نور : 33)
«و کنيزان خود را وادار به زنا نکنيد، اگر آنها خواستند (با ازدواج با مردان دلخواه خود) عفيف و پاکدامن باشند. (اي مؤمنان با جلوگيري از ازدواج, کار کنيزان را به خود فروشي نکشانيد) تا بدينوسيله خواهان مال و دارايي زودگذر دنيا بوده، و هر کس ايشان را وادار (به زنا و خودفروشي) کند اگر از واداشتن آنان توبه کند خدا آمرزگار و مهربان است».

از جابر روايت است : (أن جارية لعبد الله ابن أبي بن سلول يقال لها مسيکة : و أخري يقاللها أميمة، فکان يکرههما علي الزنا فکشکتا ذلک إلي النبي ص فأنزل الله ) وَلاَتُکْرِهُوا فَتَيَاتِکُمْ عَلَي الْبِغَاءِ .. إلي قوله غَفُورٌ رَحِيمٌ([3] «عبدالله ابن أبي بن سلول دو جاريه به نامهاي مسيکه و أميمه داشت، با زور آنها را وادار به زنا مي‌کرد. آن دو جاريه نزد پيامبر ص شکايت کردند، خداوند اين آيه را نازل کرد : ) وَلاَتُکْرِهُوا فَتَيَاتِکُمْ عَلَي الْبِغَاءِ .. إلي قوله غَفُورٌ رَحِيمٌ(». 

از ابومسعود انصاري رض روايت است : (أن رسول الله ص نهي عن ثمن الکلب و مهر البغي و حلوان الکاهن)[4] پيامبر ص از بهاي (خريد و فروش) سگ، و مزد (زن) زناکار، و انعام (دستمزد) کاهن، نهي کرده است».

از ابن عمر(رض) روايت است : (نهي النبي ص عن عسب الفحل)[5] «پيامبر ص از عسب الفحل (کرايه دادن حيوان نر براي جفت‌گيري) نهي کرده است».
.............................
[1]) صحيح : [. جه 1980]، جه (2443/817/2).
[2]) حسن : [الإرواء 1489]، خ (2227/417/4).
[3]) صحيح : (مختصر م 2155)، م (3029 – 27 – 3220/4).
[4]) متفق عليه : خ (2237/426/4)، م (1567/1198/3)، د (3464/474/9)، ت (1293/372/2)، جه (2159/730/2)، نس (309/7).
[5]) صحيح : [مختصر م 939]ف خ (2284/461/4)، د (3412/296/9)، ت (1291/372/2)، نس (310/7). دستمزد قرائت قرآن

از عبدالرحمن بن شبل انصاري روايت است : از پيامبر ص شنيدم که مي‌فرمود : (إقرؤوا القرآن، و لاتأکلوا به، ولاتستکثروا به ولاتجفوا عنه ولاتغلوا فيه)[1] «قرآن بخوانيد و آن را مايه ارتزاق خود قرار ندهيد، و با آن افزون‌طلبي نکنيد و از آن دور نشويد و در آن زياده‌روي نکنيد».

از جابر بن عبدالله روايت است : در حالي که قرآن مي‌خوانديم و در ميان ما باديه‌نشين و عجم بود، پيامبر ص نزد ما آمد و فرمود : (إقرؤوا فکل حسن، وسيجي أقوام يقيمونه کما يقام القدح، يتعجلونه ولايتأجلونه)[2] «(قرآن) را بخوانيد که همه آن زيبا است، در آينده اقوامي مي‌آيند که در ادا کردن الفاظ و کلمات آن دقت (مفرط) مي‌کنند همانطور که در راست کردن تير دقت مي‌شود، و پاداش آن را در کوتاه مدت (دنيا) مي‌طلبند، وآن را براي آيندة (قيامت) نمي‌گذارند».[3]

از ابوسعيد خدري روايت است : از پيامبر ص شنيدم که مي‌فرمود : (تعلموا القرآن وسلوا الله به الجنة، قبل أن يتعلمه قوم يسألون به الدنيا، فإن القرآن يتعلمه ثلاثة : رجل يباهي به، ورجل يستأکل به، ورجل يقرأه لله)[4] «قرآن را ياد بگيريد وبا آن بهشت را از خدا بخواهيد، قبل از آنکه گروهي آنرا به خاطر دنياطلبي ياد بگيرند، همانا قرآن را سه نفر ياد مي‌گيرد : يکي با آن مباهات مي‌کند، و ديگري آن را مايه ارتزاق خود قرار مي‌دهد، و يکي ديگر آنرا براي خدا مي‌خواند».
..........................
[1]) صحيح : [ص. ج 1168]، أ (398/125/15).
[2]) صحيح : [الصحيحة 259]، د (815/58/3).
[3]) و جمله (و سيجيء قوم يقيمونه) معنايش اين است که : در مراعات مخارج و صفات و اصلاح الفاظ و کلمات تکلف و توجه (مفرط) مي‌کنند، همانطوريکه تير صاف و راست کرده مي‌شود، و اين عملشان به قصد ريا و شهرت‌طلبي است، و پاداش دنيا را بر ثواب آخرت ترجيح مي‌دهند، و بوسيله قرآن ارتزاق کرده و توکل نمي‌کنند، عون المعبود (3/59).
[4]) صحيح : [الصحيحة 463]، ابن نصر اين حديث را در «قيام الليل» ص (74) روايت کرده است.شراکت
 
تعريف شراکت:
شراکت در لغت بمعني درآميختن است.
و در اصطلاح شريعت، درآميختني است اختياري که بين دو يا چند نفر براي کسب سود ايجاد مي‌شود، ممکن است اين شراکت بدون قصد ايجاد شود، مانند ارث.[1]

مشروعيت شراکت:
خداوند متعال مي‌فرمايد : 
)وَ إنَّ کَثِيراً مِنَ الخُلَطَاءِ لَيَبغِي بَعضُهُم عَلَي بَعضٍ إلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ قَلِيلٌ مَّاهُم((ص : 24)
«همانا بسياري از شرکاء و کساني که با يکديگر سروکار دارند، نسبت به هم ستم روا مي‌دارند؛ مگر آنانکه واقعاً مؤمن‌اند و کارهاي شايسته‌اي مي‌کنند، ولي چنين کساني هم بسيار کم و اندک هستند».

و مي‌فرمايد : 
) وَ إن کَانَ رَجُلٌ يُورَثُ کَلاَلَةً أو ِامرَأةٌ وَ لَهُ أخٌ أو أُختٌ فَلِکُلِّ وَاحِدٍ مِنهُمَا السُّدُسُ فَإن کَانُوا أکثَرَ مِن ذَلِکَ فَهُم شُرَکَاءُ فِي الثُّلُثِ (   (نساء : 12)
«و اگر مردي يا زني به گونه کلاله ارث از آنان برده شد (و فرزندي و پدري نداشتند) و برادر (مادري) يا خواهر (مادري) داشتند، سهم هر يک از آن دو يک ششم ترکه است. و اگر بيش از آن (تعداد، يعني يک برادر مادري و يک خواهر مادري) بودند، آنان در يک سوم با هم شريک‌اند».

از سائب روايت است : به پيامبر ص گفتم : (کنت شريکي في الجاهلية فکنت خير شريک لاتداريني و لاتماريني)[2] «تو در زمان جاهليت شريک من بودي، و تو بهترين شريک بودي، نه مرا فريب مي‌دا