 الله و أجملوا في الطلب، خذوا ما حل و دعوا ما حرم)[1] 

«اي مردم! تقواي خدا را پيشه کنيد و در طلب (رزق) راههاي نيکو انتخاب کنيد چون هيچ نفسي تا روزي‌اش کامل نشود نمي‌ميرد اگرچه دير به دستش برسد، لذا از خدا بترسيد و در طلب (رزق) راههاي نيکو پيش گيريد، آنچه را خداوند حلال کرده بگيريدو از آنچه حرام کرده پرهيز کنيد».
.............................
[1]) صحيح : [ص. جه 1743]، جه (2144/725/2).تشويق به راستي و تحذير از دروغ

ازحکيم بن حزام روايت است که پيامبر  ص فرمود : (البيعان بالخيار ما لم يتفرقا، فإن صدقا و بينا بورک لهما في بيعهما؟ و إن کتما و کذبا محقت برکة بيعهما)[1] «خريدار و فروشنده تا وقتي از هم جدا نشده‌اند حق خيار (پشيمان شدن) دارند. پس اگرراست گويند و (عيب را) روشن کنند معامله آندو با برکت مي‌شود و اگر عيب را بپوشند و دروغ بگويند، برکت معامله‌شان از بين مي‌رود».

از عقبه بن عامر روايت است که گفت از پيامبر ص شنيدم که مي‌فرمود : (المسلم أخو المسلم و لايحل لمسلم باع من أخيه بيعا فيه عيب، إلا بينه له)[2] «مسلمان برادر مسلمان است، براي هيچ مسلماني حلال نيست که کالايي معيوب را به برادرش بفروشد مگر اينکه عيبش را به او بگويد».

تشويق به آسانگيري و گذشت در خريد و فروش
از جابر بن عبدالله(رض) روايت است که پيامبر  ص فرمود : (رحم الله رجلا سمحا إذا باع، و إذا اشتري و إذا اقتضي)[3] «رحمت خدا بر کسي باد که هنگام خريد و فروش و هنگام طلب حقش، آسانگير باشد».

فضيلت مهلت دادن به تنگدست
از ابوهريره رض روايت است که پيامبر ص فرمود : (کان تاجر يداين الناس، فإذا رأي معسرا قال لفتيانه تجاوزوا عنه، لعل الله أن يتجاوز عنا، فتجاوز الله عنه)[4] «تاجري بود که به مردم قرض مي‌داد و وقتيکه بدهکاري تنگدست را مي‌ديد، به کارگرانش مي‌گفت : از او گذشت کنيد به اميد اينکه خدا از ما گذشت کند، خداوند هم او را بخشيد».

نهي از فريبکاري
از ابوهريره روايت است : (مر رسول الله ص برجل يبيع طعاما، فأدخل يده فيه، فإذا هو مغشوش فقال رسول الله ص : ليس منا من غش)[5] «پيامبر ص از کنار مردي که طعامي را مي‌فروخت عبور کرد، دستش را داخل (گندم) فرو برد، متوجه شد که داخل آن خيس است، پيامبر ص فرمود : کسي که فريبکاري کند از ما نيست».
.........................
[1]) متفق عليه : خ (2110/328/9)، م (1532/1164/3)، د (3442/330/9)، ت (1264/359/2)، نس (224/7).
[2]) صحيح : [ص. ج 6705]، جه (2246/755/2).
[3]) صحيح : [ص. ج 4454]، خ (2076/206/4).
[4]) صحيح : [ص. ج 3495]، خ (2078/308/4).
[5]) صحيح : [الارواء 1319]، [ص. جه 1809]، جه (2224/749/2)، لفظ حديث روايت ابن ماجه است، د (3435/321/9)، ت (1329/389/2)، م (102/99/1).تشويق به زود بيدار شدن براي طلب رزق

از صخرغامدي روايت است که پيامبر ص فرمود : (اللهم بارک لإمتي في بکورها)[1] «خداوندا! براي امتم در صبحگاهانشان برکت قرار بده».
.........................
[1]) صحيح : [ص. جه 1818]، جه (2236/752/2)، ت (1230/343/2)، د (2589/265/7).حيض خوني است شناخته شده نزد زنان که در شرع هيچ حدي براي حداقل و حداکثر آن وجود ندارد و در اين مورد به عادت زنان مراجعه مي‌شود.

نفاس : خوني است که به سبب زايمان خارج مي‌شود و حداکثر آن چهل روز است : 

از أم سلمه(رض) روايت است : (کانت النفساء تجلس علي عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم أربعين يوما)[1] «نفساء (زناني که وضع حمل مي‌کنند) زمان پيامبر صلى الله عليه وسلم چهل روز مي‌نشستند (يعني نماز و روزه را ادا نمي‌کردند)».

اگر خون نفاس قبل از چهل روز قطع شود، بايد غسل کند و پاکي‌اش شروع مي‌شود و اگر بعد از چهل روز، خونريزي ادامه يابد بعد از پايان چهل روز غسل کند و پاکي او محسوب مي‌شود.

آنچه با حيض و نفاس حرام مي ‌شود:
آنچه بر بي‌وضو حرام است، بر حائض و نفساء نيز حرام است. علاوه بر آن موارد زير نيز بر زني که در مدت حيض يا نفاس است حرام مي‌شود : 

1- روزه، و هرگاه پاک شود بايد آن را قضا کند.

از معاذه روايت است : (سألت عائشة فقلت : ما بال الحائض تقضي الصوم و لاتقضي الصلاة قالت : کان يصيبنا ذلک مع رسول الله صلى الله عليه وسلم فنؤمر بقضاء الصوم و لانؤمر بقضاء الصلاة)[2] «از عايشه سؤال کردم چرا حائض روزه را قضا مي‌گيرد ولي نماز را قضا نمي‌آورد؟ عائشه گفت : زمان رسول الله صلى الله عليه وسلم،دچار حيض مي‌شديم، به قضاي روزه امر مي‌شديم ولي به قضاي نماز امر نمي‌شديم».

2- آميزش با زنان از راه طبيعي (زايمان) : 

به دليل فرموده خداوند متعال :
)وَيَسْئَلُوْنَکَ عَنِ المَحِيْضِ قُلْ هُوَ أذَيً، فَاعتَزِلُوْاْ النِّسَاْءَ فِيْ المَحِيْضِ وَ لاْتَقْرَبُوْهُنَّ حَتَّي يَطْهُرْنَ، فَإذَاْ تَطَهَّرْنَ فَأتُوْهُنَّ مِنْ حَيْثُ أمَرَکُمُ اللهُ ( (بقره : 222)

«از تو دربارة (آميزش با زنان هنگام حيض) مي‌پرسند بگو : زيان و ضرر است پس در حالت قاعدگي از (همبستري) با زنان کناره‌گيري نماييد و با ايشان نزديکي نکنيد، تا آنگاه که پاک مي‌شوند، هنگامي که پاک شدند از جايي که خدا به شما فرمان داده است (و راه طبيعي زناشويي و وسيلة حفظ نسل است) با آنان نزديکي کنيد».

و به دليل فرموده پيامبر ص : (إصنعوا کل شي إلاالنکاح)[3] «هرکاري غير از آميزش، با آنها انجام دهيد».

حکم کسي که با حائضي آميزش کند:
امام نووي رحمه الله در شرح مسلم (204/3) مي‌گويد : 

اگر مسلماني معتقد به جواز آميزش با حائض در فرجش (از راه طبيعي) باشد، کافر و مرتد مي‌شود؛ و اگر کسي اين کار را انجام دهد و معتقد به حلال بودن آن نباشد اگر فراموش کرد يا از وجود حيض خبر نداشت يا ندانست که حرام است يا کسي به زور او را وادار به اين کار کرد، هيچ گناهي بر او نيست و کفاره هم ندارد؛ اما اگر عمداً و با آگاهي از فرارسيدن حيض و تحريم آن و با اختيار، با زن حائض آميزش کرد مرتکب گناهي کبيره شده است، شافعي هم به کبيره بودن آن تصريح کرده است. بر او واجب است که توبه کند، و در وجوب کفاره بر او دو نظريه وجود دارد. أه‍.

مي‌گويم (مؤلف) : قول راجح اين است که کفاره بر او واجب است؛ به دليل حديث ابن عباس(رض) : پيامبر ص دربارة مردي که با زن حائض خود آميزش کرده بود، فرمودند : (يتصدق بدينار(*) أو نصف دينار)[4] «يک يا نصف دينار صدقه دهد».

مختار بودن شخص (در پرداخت نصف دينار يا يک دينار) که در حديث آمده به تفاوت بين اول حيض و آخر آن برمي‌گردد. به دليل حديث موقوفي که از ابن عباس روايت است که : (إن أصابها في فور الدم تصدق بدينار وإن کان في آخره فنصف دينار)[5] «اگر در ابتداي حيض با او آميزش کرد يک دينار و اگر در آخر حيض با او آميزش کرد نصف دينار صدقه بدهد».
........................
[1]) حسن صحيح : [ص. جه 530]، د (307/501/1)، ت (139/92/1)، جه (648/213/1).
[2]) متفق عليه : م(335/265/1)، و اين لفظ مسلم است، خ (321/421/1)، ت (130/87/1)، د (259/444/1)، جه (631/207/1).
[3]) صحيح : [ص. جه 527]، م (302/246/1)، د (255/439/1)، ت (4060/282/4)،جه (644/211/1)، نس (152/1).
*) هر دينار 25/4 گرم طلا است «مترجم».
[4]) صحيح : [ص. جه 523]، د (261/445/1)، نس (153/1)، جه (640/210/1).
[5]) صحيح موقوف : [ص. د 238]، د (262/249/1).دعاي ورود به بازار

از سالم بن عبدالله بن عمر از پدرش از جدش روايت است که پيامبر ص فرمود : (من قال حين يدخل