ان سپس تا وقتي که خورشيد طلوع مي‌کند و بالا مي‌آيد نماز نخوان، چون خورشيد بين دو شاخ شيطان طلوع مي‌کند و کفار براي آن سجده مي‌برند؛ سپس نماز (ضحي) بخوان چون ملائکه شاهد و حاضر بر نماز هستند تا اينکه سايه نيزه به کمترين مقدار خود مي‌رسد؛ آنوقت از خواندن نماز خودداري کن؛ چون در اين وقت آتش جهنم شعله‌ورمي‌شود. سپس وقتي که سايه مايل شد نماز بخوان چون ملائکه شاهد و حاضر بر نماز هستند. تا آنکه نماز عصر را مي‌خواني، و بعد از آن، از نماز خواندن خودداري کن تا وقتي که خورشيد غروب کند؛ چون خورشيد بين دو شاخ شيطان غروب مي‌کند و در اين زمان کفار براي آن سجده مي‌برند».

نهي از خواندن نماز در اوقات ذکر شده شامل زمان و مکان زير نمي‌شود : 
در روز جمعه، زمان استواء (هنگامي که خورشيد در وسط آسمان قرار مي‌گيرد): 

چون پيامبر ص مي‌فرمايد : (لايغتسل رجل يوم الجمعة فيتطهر ما استطاع من طهر، ويدهن من دهن، أو يمس من طيب بيته، ثم يخر فلايفرق بين اثنين، ثم يصلي ماکتب له، ثم ينصت إذا تکلم الإمم، إلا غفرله، ما بينه و بين الجمعة الأخري)[3] «هر کسي که روز جمعه غسل کند و تا مي‌تواند خودش را پاک کند و سرش را با روغن چرب نمايد يا از بوي خوش خانه‌اش، خودش را خوشبو کند، سپس براي نماز جمعه خارج شود و بين دو نفر جدايي نياندازد (در مسجد از روي شانه‌ها وسر آنها عبور نکند) و آنچه را که برايش مقدر شده نماز بخواند و وقتي که امام شروع به خواندن خطبه کرد، سکوت کند، تمام گناهان (صغيره) او از اين جمعه تا جمعه ديگر بخشيده مي‌شوند».

در اينجا پيامبر ص نمازگزار را به خواندن آنچه برايش مقدر شده تشويق نموده و تا وقت خروج امام او را از نماز خواندن منع کرده است، و  به همين علت جماعتي از سلف از جمله عمر بن خطاب رض و امام احمد نيز به تبعيت از او گفته‌اند: خروج امام (براي خواندن خطبه) مانع نماز است، و خطبه امام مانع صحبت کردن است، پس، خروج امام را مانع خواندن نماز دانسته‌اند نه قرار گرفتن خورشيد در وسط آسمان را (استواء).

مکان : مکه مکرمه – خداوند بر شرافت و بزرگي آن بيفزايد – که نماز خواندن در آن درهيچ يک از اوقات مذکور مکروه نيست، چون پيامبر ص مي‌فرمايد : (يا بني عبدمناف، لا تمنعوا أحدا طاف بهذا البيت و صلي أية ساعة من ليل أو نهار)[4] «اي بني عبد مناف کسي را که در هيچ لحظه‌اي از شبانه‌روز از طواف اين خانه و نماز در آن منع نکنيد».

و نمازي که خواندن آن در اين اوقات نهي شده است، نماز نفلي است که سببي نداشته باشد. بنابراين در اين اوقات قضاي نمازهاي فوت شده‌ي فرض و سنت جايز است؛ چون پيامبر ص مي‌فرمايد : (من نسي صلاة فليصل إذا ذکرها، لاکفارة لها إلا ذلک)[5]. «هر کس نمازي را فراموش کرد، همين که يادش آمد بايد آنرا بخواند، و کفاره‌اي جز اين ندارد». نماز بعد از وضو نيز درهر وقتي که باشد جايز است؛ به دليل حديث ابوهريره که پيامبر ص هنگام نماز صبح به بلال فرمود : (يا بلال أخبرني بأرجي عمل عملته في الإسلام فإني سمعت دف نعليک في الجنة، قال : ما عملت عملا أرجي عندي، أني لم أتطهر طهورا في ساعته من ليل أو نهار إلا صليت بذلک الطهور ما کتب لي أن أصلي)[6] «اي بلال به من بگو اميدوارکننده‌ترين عملي که در اسلام انجام داده‌اي کدام است، زيرا من صداي کفشهايت را پيشاپيش خودم در بهشت شنيدم، بلال گفت : اميدوارکننده‌ترين کاري که من انجام داده‌ام اين بوده است که وضوئي در هيچ لحظه‌اي از شبانه‌روز نگرفتم مگر اينکه بعد از ان هر آنچه برايم مقدر شده بود، نماز خواندم».

در اين اوقات دو رکعت تحيه المسجد هم جايز است؛ چرا که پيامبر ص فرموده است: (إذا دخل أحدکم المسجد فلايجلس حتي يصلي رکعتين)[7] «هرگاه يکي از شما وارد مسجد شد، تا دو رکعت نماز نخوانده ننشيند».

نهي از خواندن نفل بعد از طلوع فجر، قبل از نماز صبح:
يسار مولاي ابن عمر گويد : (رآني ابن عمر و أنا أصلي بعد طلوع الفجر فقال يا يسار، إن رسول اللهr خرج علينا و نحن نصلي هذه الصلاة، فقال : ليبلغ شاهدکم غائبکم، لاتصلوا بعد الفجر الا سجدتين)[8] «ابن عمر مرا ديد که بعد از طلوع فجر نماز مي‌خواندم، گفت : اي يسار، پيامبر ص روزي بر ما وارد شد در حالي که در اين وقت نماز نفل مي‌خوانديم، فرمود : حاضرين در اينجا، به غايبين برسانند که بعد از طلوع فجر بجز دو رکعت، ديگر نمازي نيست (البته مراد نخواندن نفل است)».

نهي از خواندن سنت هنگام اقامة فرض:
از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (إذا أقيمت الصلاة فلاصلاة إلا المکتوبة)[9] «هرگاه نماز(فرض) اقامه شد خواندن هيچ نمازي جز همان فرض جايز نيست».
.........................
[1]) صحيح : [ص. جه 1233]، م (831/568/1)، د(3176/481/8)، ت (1035/247/2)، نس (275/1)، جه (1519/486/1).
[2]) صحيح : [المشکا 1042]، م (832/570/1).
[3]) صحيح : [الترغيب 689]، خ (883/370/2).
[4]) صحيح : [ص. جه 1036]، جه (1254/398/1)، ت (869/178/2)، نس (223/5).
[5]) متفق عليه : خ (597/70/2)، م (684/477/1)، د (438/113/2)، ابوداود اين حديث را بدون جمله «لاکفاره لها الا ذلک» روايت کرده است، نس (293/1)، ت (187/114/1)، جه (696/227/1).
[6]) تخريج در ص (40).
[7]) متفق عليه : خ (1163/48/3)، م (714/495/1)، د (463/133/2)، ت (315/198/1)، جه (1013/324/1)، نس (53/2).
[8]) صحيح : [ص. ج 5353]، د (1264/158/4)، ترمذي اين حديث را بصورت مختصر و با عبارت : «لاصلاة بعد الفجر إلا سجدتين» ذکر کرده است. (417/262/1).
[9]) صحيح : [ص. جه 945]، م (710/493/1)، ت (419/264/1)، د (1252/142/4)، نس (116/2)، جه (1151/364/1).از ابوهريره رض روايت است که پيامبر ص فرمود : (فضلت علي الأنبياء بست : أعطيت جوامع الکلم، و نصرت بالرعب، و احلت لي الغنائم، وجعلت لي الأرض طهورا و مسجدا، أرسلت إلي الخلق کافة، و ختم بي النبيون)[1] «با شش چيز بر ساير پيامبران برتري داده شده‌ام، جوامع الکلم (مفاهيم زياد با الفاظي کم) به من داده شده و با ايجاد رعب و ترس در قلب دشمنان، خداوند مرا ياري داده است، و غنائم برايم حلال و زمين پاک کننده و مسجد قرار داده شده است و به سوي تمامي مردم فرستاده شده‌ام و با بعثت من، رسالت همه‌ي پيامبران خاتمه پيدا کرده است».

لذا نماز خواندن در تمام اماکن جايز است مگر اماکني که در احاديث زير استثنا شده‌اند:
جندب بن عبدالله بجلي گويد : پنج روز قبل از وفات پيامبر ص از او شنيدم که مي‌فرمود: (ألا و إن من کان قبلکم کانوا يتخذون قبور أنبياءهم و صالحيهم مساجد، ألا فلا تتخذوا القبور مساجد، إني أنهاکم عن ذلک)[2] «آگاه باشيد کساني قبل از شما بودند که قبور پيامبران و افراد صالحشان را به مسجد تبديل کردند. آگاه باشيد قبور را به مساجد تبديل نکنيد، من شما را از آن نهي مي‌کنم».(*)

از ابوسعيد خدري روايت است : پيامبر ص فرمود : (الأرض کلها مسجد إلا المقبرة و الحمام)[3] «تمام زمين بجز قبرستان و حمام، مکان جواز نماز است». (فقط در اين دو مکان نماز خواندن جايز نيست).

براء بن عازب گويد : از پيامبر ص دربارة نماز خواندن در استراحتگاه شتران سوال کردند، (پيامبر ص) فرمود : (لاتصلوا في مبارک الإبل فإنها من الشياطين). «در استراحتگاه شتران نماز نخوانيد چون از شياطين اس