ود (و اقرار مي‌کند)، سپس گفت : بعد از اين آبروي خويشاوندانم را نمي‌برم و رفت، پيامبر ص فرمود : (أبصروها فإن جاءت به أکحل العينين سابغ الإليتين، خدلج الساقين، فهو لشريک بن سحماء، فجاءت به کذلک، فقال النبي ص لولا ما مضي من کتاب الله لکان لي و لها شأن)[1] «نگاه کنيد اگر بچه‌اش متولد شد و چشمهاي سياه، باسنهاي بزرگ، و پاهاي پرگوشت داشت، بدانيد که آن بچه از شريک بن سحماء است، وقتي بچه را به دنيا آورد به او نگاه کردند و ديدند که به همان شکلي است که پيامبرr توصيف کرده بود، پيامبرr فرمود : اگر به خاطر حکم کتاب خدا نبود که طبق آن، لعان اجراي حد را از زن رفع مي‌کند، مي‌دانستم با او چه کار کنم».

احکام پس از لعان:
هرگاه زن و شوهر ملاعنه کردند، با لعنت کردنشان احکام زير اجرا شود:
1- جدايي بين آن دو : 
به دليل حديث ابن عمر که گفت : (لاعن النبي ص بين رجل و امرأة من الأنصار و فرق بينهما)[2] «پيامبر ص زن و مردي از انصار را ملاعنه داد و آنها را از هم جدا کرد».

2- تحريم أبد:
به دليل قوم سهل بن سعد : (مضت السنة في المتلاعنين أن يفرق بينهما، ثم لايجتمعان أبدا)[3] «سنت درباره زن و مردي که لعان کنند، اين است که بين آنها جدايي انداخته شود و هرگز نتوانند دوباره با هم ازدواج کنند».

3- زن لعان کننده با لعان مستحق مهريه‌اش مي‌گردد:
به دليل حديث ايوب از سعيد بن جبير که گفت : «به ابن عمر گفتم (حکم) مردي که همسرش را به زنا متهم مي‌کند چيست؟ گفت : پيامبر ص بين زن و مردي از بني عجلان جدايي انداخت و فرمود : (الله يعلم أن أحدکما لکاذب فهل منکما تائب) «خداوند مي‌داند که يکي از شما دروغ مي‌گويد. آيا کس از شما هست که توبه کند؟» آندو سرباز زدند. پيامبر ص فرمود : (الله يعلم أن أحدکما لکاذب، فهل منکما تائب؟)، «خداوند مي‌داند که يکي از شما دروغ مي‌گويد. آيا کسي از شما هست که توبه کند؟» باز هم سرباز زدند پيامبرr فرمود : (الله يعلم أن أحد کما لکاذب، فهل منکما تائب؟) دوباره آندو سرباز زدند و در نتيجه پيامبرr آنها را از هم جدا کرد.

ايوب گويد : عمرو بن دينار به من گفت : چيزي در اين حديث هست که نگفته‌اي، (عمرو) گفت : آن مرد پرسيد : پس مالم چي؟ گويد : پيامبر فرمود: (لامال لک إن کنت صادقا فقد دخلت بهاء و إن کانت کاذبا فهو أبعد منک) «هيچ مالي به تو تعلق نمي‌گيرد چون اگر در ادعايت صادق باشي آن مال حقي است که به واسطه نزديکي با زنت از آن او است و اگر دورغ گفته باشي به طريق اولي مال به تو تعلق نمي‌گيرد».[4]

4- بچه‌اي که از زن لعان کننده متولد شود، به او داده مي‌شود : 
به دليل حديث ابن عمر : (أن النبي ص لاعن بين رجل و أمرأته، فانتفي من ولدها، ففرق بينهماء و أحلق الولد بالمرة)[5] «پيامبر ص بين زن و شوهري ملاعنه داد، مرد فرزن زنش را از خود نفي کرد، پيامبرr آنها را از هم جدا کرد و فرزند را به زن داد».

5- ثبوت ارث بين زن ملاعنه و فرزندش : 
به دليل قول ابن شهاب در حديث سهل بن سعد : (فکانت السنة بعدهما أن يفرق بين المتلاعنين، و کانت حاملا، و کان ابنها يدعي لأمه) قال : (ثم جرت السنة في ميراثها أنها ترثه، و يرث منها ما فرض الله له)[6] «بعد از (لعان آن زن و شوهر) سنت بر اينتثبيت گرديد که زن و مرد متلاعن از هم جدا شوند و اگر آن زن حامله بود، فرزندش به مادرش نسبت داده مي‌شود» گفت «سپس سنت درباره ميراث زن بر اين است که زن از فرزندش، و فرزند ا او به اندازه‌اي که خداوند تعين کرده است، ارث ببرد».
........................
[1]) صحيح : [الإرواء 2098]، خ(4747/449/8)، د (2237/341/6)، ت (3229/12/5)، جه (2067/668/1).
[2]) متفق عليه : خ (5314/458/9)، م (1494/9/1133/2).
[3]) صحيح : [الإرواء 2104]، د (2233/337/6)، هق (410/7).
[4]) متفق عليه : خ (5311/456/9)، م (1493/1130/2)، د (2241، 41/347/6)، نس (177/6).
[5]) متفق عليه : خ (5315/460/9)، م (1494/1132/2)، د (2242/348/6)، ت (1218/338/2)، نس (178/6)، جه (2069/669/1).
[6]) متفق عليه : خ (5309/452/9)، م (1492/1129/2)، د (2235/339/6).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:373.txt">تحريم شراب</a><a class="text" href="w:text:374.txt">شراب چيست</a><a class="text" href="w:text:375.txt">حد شرابخوار</a><a class="text" href="w:text:376.txt">دعاي شر بر شرابخوار جايز نيست</a></body></html>تحريم شراب:

خداوند متعال مي‌فرمايد:
)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّما الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الأنصَابُ وَ الأزْلاَمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ. إِنَّماَ يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَکُمْ الْعَدَاوَةَ وَ الْبَعْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِاللَّهِ وَ عَنْ الصَّلاَةِ فَهَلْ أنْتُمْ مُنتَهُونَ(.    (مائده : 90 - 91)
«اي مؤمنان، شرابخواري و قماربازي و بت‌ها و تيرها (و سنگ‌ها و اوراقي که براي بخت‌آزمايي و غيب‌گويي) بکار مي‌بريد، پليدند و از عمل شيطان مي‌باشند. پس از (اين کارهاي) پليد دوري کنيد تا اينکه رستگار شويد، شيطان مي‌خواهد از طريق شرابخواري و قماربازي در ميان شما عداوت و کينه‌توزي ايجاد کند و شما را از يادخدا و خواندن نماز باز دارد. پس آيا دست مي‌کشيد و بس مي‌کنيد؟».

از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : 
(لايزني الزاني حين يزني و هو مؤمن، ولايشرب الخمر حين يشرب و هو مؤمن)[1] «زناکار در حالي که زنا مي‌کند ايمان ندارد، و شراب خوار در حالي که شراب مي‌خورد ايمان ندارد».

از عبدالله بن عمرو روايت است که پيامبر ص فرمود :
(الخمر أم الخبائث، فمن شربها لم تقبل صلاته أربعين يوما فإن مات و هي في بطنه ما ميتة جاهلية)[2] «شراب ام الخبائث (اساس پليديها) است، پس هر کس آنرا بنوشد تا چهل روز نمازش قبول نمي‌شود و اگر بميرد در حاليکه شراب در شکمش باشد، به مرگ جاهليت مرده است».

از ابن عباس روايت است که پيامبر ص فرمود : 
(الخمر أم الفواحش، و أکبر الکبائر، من شربها وقع علي أمهو خالته و عمته)[3] «شراب ام الفواحش و از بزرگترين گناهان است، کسي که آنرا بنوشد، به مادر و خاله و عمه‌اش تجاوز مي‌کند».

از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (مدمن الخمر کعابد وثن).[4]
«معتاد به شراب همانند بت‌پرست است».

از ابودرداء روايت است که پيامبر ص فرمود : (لايدخل الجنة مدمن الخمر).[5]
«معتاد به شراب وارد بهشت نمي‌شود».

از ابن عمر روايت است که پيامبر ص فرمود : (لعنت الخمر علي عشرة أوجه : بعينها، و عاصرها، و معتصرها،  بائعها، و مبتاعها و حاملها، والمحمولة إليه،و آکل ثمنها، وشاربها، و ساقيها)[6] «شراب از ده جهت لعنت شده است : خود شراب، کسي که راب را دست مي‌کند، کسي که به درخواست او شراب گرفته مي‌شود، فروشنده، خريدار، حمل کننده، کسي که شراب براي او حمل مي‌شود، خورنده پول آن و خورنده خود آن و ساقي آن».
.........................
[1]) صحيح : [ص. ج 7707].
[2]) حسن : [ص. ج 3344]، طس (3810).
[3]) حسن : [ص. ج 3345]، طب (11372/164/11).
[4]) حسن : [ص. ج 2720]، [الصحيحة 677]، جه (3375/1120/2).
[5]) صحيح : [ص. جه 2721]، [الصحيحة 678]، جه (3376/1121/2).
[6]) صحيح : [ص. جه  2725]، جه (3380/1121/2)، اين لفظ ابن ماجه است، د (3657/112/10).شراب چيست

از ابن عمر روايت است که پيامبر ص 