
*) نحر العدو : يعني مقابل دشمن، نحر هر چيز بمعني اول آن است.
[4]) صحيح : لفظ حديث روايت مسلم است. [ص. نس 1456]، م (840/574/1)، نس (175/3).بکار بردن تمام ظروف بجز ظروف طلا و نقره جايز است؛ تنها خوردن و آشاميدن در ظروف طلا و نقره حرام است و مي‌توان براي کارهاي ديگر از آنها استفاده کرد :
از حذيفه رض روايت است که پيامبر ص فرمود :
(لاتشربوا في آنية الذهب و الفضة، ولاتلبسوا الحرير والديبا، فإنها لهم في الدنيا و لکم في الآخرة)[1]. «در ظروف طلا و نقره نياشاميد و ابريشم و ديبا را بر تن نکنيد؛ چراکه اينها در دنيا به کفار و در آخرت به شما اختصاص دارند».

از ام سلمه(رض) روايت است که پيامبر ص فرمود : 
(الذي يشرب في إناء الفضة إنما يجرجو في بطنه نار جهنم) [2]  بخاري و مسلم آن را روايت کرده‌اند. «کسي که در ظرف نقره آب مي‌نوشد، در واقع آتش جهنم را در شکم مي‌ريزد».

و در لفظ مسلم چنين آمده است: (إن الذي يأکل أو يشرب في آنية الفضة و الذهب ...». کسي که در ظرف طلا و نقره مي‌خورد يا مي‌نوشد...».

امام مسلم مي‌گويد : در هيچکدام از روايات لفظ «أکل» و «ذهب» ذکر نشده بجز در روايت ابن مسهر.

شيخ آلباني مي‌گويد : اين اضافه از جهت روايت شاذ است؛ اگرچه ازجهت درايت صحيح است؛ چون همانطور که واضح است خوردن و طلا نسبت به نوشيدن ونقره از اهميت و خطر بيشتري برخوردار هستند[3]أه‍.
.......................
[1]) متفق عليه : خ (5633/96/10)، م (2067/1637/3)، ت (1939/199/3)، د (3705/189/10)، (3414/1130/2)، ابن ماجه جمله «لاتلبسوا الحرير و الديباج» را ذکر نکرده است، نس (198/8).
[2]) متفق عليه : خ (5634/96/10)، م (2065/1634/3)، جه (3114/1130/2).
[3]) الإرواء (69/1).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:131.txt">تلقين محتضر</a><a class="text" href="w:text:132.txt">آنچه براي حاضرين بر جنازه و غير آنان جايز است</a><a class="text" href="w:text:133.txt">آنچه بر بازماندگان ميت واجب است</a><a class="text" href="w:text:134.txt">آنچه بر بازماندگان ميت حرام است </a><a class="folder" href="w:html:135.xml">آنچه براي ميت واجب است </a><a class="text" href="w:text:140.txt">تعزيه</a><a class="text" href="w:text:141.txt">آنچه به ميت نفع مي ‌رساند</a><a class="text" href="w:text:142.txt">زيارت قبور</a><a class="text" href="w:text:143.txt">اعمالى كه در كنار قبور حرام است</a></body></html>تلقين محتضر:

هرگاه کسي از مسلمانان در حالت احتضار قرار گرفت بر نزديکانش مستحب است که کلمه شهاده را به او تلقين کنند:
از ابوسعيد خدري روايت است که پيامبر ص فرمود : (لقنوا موتاکم لا إله إلا الله)[1] «به کساني که در حال احتضار هستند لا إله إلا الله را تلقين کنيد».

امر پيامبر ص به تلقين، به اين اميد است که آخرين سخن محتضر لا إله إلا الله باشد. از معاذبن جبل روايت است : پيامبر ص فرمود : (من کان آخر کلامه لا إله إلا الله دخل الجنة)[2] «کسي که آخرين سخنش لا إله إلا الله باشد، داخل بهشت مي‌شود».

و چون روحش تسليم شد بر بازماندگانش رعايت موارد زير لازم است:
1 و 2 چشمهاي ميت را ببندند و براي او دعا کنند:
از ام سلمه روايت است : پيامبر ص بر ابوسلمه وارد شد در حالي که چشمهايش باز بود، پيامبر ص چشمهاي ابوسلمه را بست و فرمود : (إن الروح إذا قبض تبعه البصر) «وقتي که روح قبض شود، چشم آنرا دنبال مي‌‌کند برخي از نزديکانش شيون و گريه کردند، پيامبر ص فرمود : (لاتدعوا علي أنفسکم إلا بخير، فإن الملائکة يؤمنون علي ما تقولون) «دعاي خير براي خودتان کنيد، چون ملائکه بر آنچه مي‌گوييد آمين مي‌گويند» سپس فرمود : (اللهم اغفر لإبي سلمة، و ارفع درجته في المهديين، و اخلفه في عقبه في الغابرين، و اغفرلنا و له يا رب العالمين، و افسح له في قبره، و نور له فيه)[3] «پرودرگارا! گناهان ابو سلمه را بيامرز و مقام او را در ميان هدايت يافتگان رفيع فرما و از فرزندانش جانشيني براي او در ميان بازماندگان قرار بده، اي پروردگار عاليمان! گناهان ما و او را بيامرز و قبرش را گشاد و فراخ و نوراني فرما».

3- پوشاندن او با پارچه‌اي که تمام بدنش را فرا گيرد :
از عايشه روايت است : (أن رسول الله ص حين توفي سجي ببرد حبرة)[4] «وقتي پيامبر ص فوت کرد با پارچه‌اي خط‌دار يماني پوشانده شد».

4- عجله براي تجهيز و خارج کردن آن براي دفن :

از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (أسرعوا بالجنازة فإن تک صالحة فخير تقدمونها عليه، و إن تکن غير ذلک فشر تضعونه عن رقابکم)[5] «در تجهيز و دفن جنازه عجله کنيد؛ چون اگر (جنازه) انساني صالح باشد، خيري را به او مي‌رسانيد، در غير اينصورت شري است که از گردنتان پائين مي‌گذاريد».

5- بعضي از نزديکان ميت بايد فورا اقدام به پرداخت ديون ميت از داراييهايش نمايند اگرچه قرض تمام مالش را فرا گيرد : 
از جابر بن عبدالله روايت است : (مات رجل، فغسلناه و کفناه و حنطناه، و وضعناه لرسول الله ص حيث توضع الجنائز، عند مقام جبرئيل ثم آذنا رسول اللهr بالصلاة عليه فجاء معنا خطي، ثم قال : لعل علي صاحبکم دينا، قالوا : نعم ديناران، فتخلف، فقال له رجل منا يقال له أبو قتادة : يا رسول الله هما علي فجعل رسول الله ص يقول : هما عليک و في مالک و الميت منهما بري، فقال نعم فصلي عليه، فجعل رسول الله ص إذا لقي أبا قتادة يقول : ما صنعت الديناران؟ حتي کان آخر ذلک قال : قد قضيتهما يا رسول الله، قال : الآن حين بردت عليه جلده)[6]. «مردي فوت کرد، او را غسل داده و کفن کرديم و بوي خوش به او زديم و آنرا براي پيامبر ص در محل مخصوص جنازه نزد مقام جبرئيل قرار داديم. پيامبر ص چند قدمي با ما آمد، سپس فرمود : شايد دوست شما ديني بر گردن داشته باشد، گفتند : بله، دو دينار بدهکار است، پيامبر ص برگشت، مردي از ما که به او ابوقتاده گفته مي‌شد به او گفت : اي رسول خدا! پرداخت آن دو دينار بر عهده من، پيامبر ص چند مرتبه فرمود : آيا آن دو دينار بر عهده توست و از مال تو پرداخت مي‌شود و ميت از آن بري است؟ گفت بله، سپس بر او نماز خواند، بعد از آن پيامبر ص هر وقت ابوقتاده را مي‌ديد، مي‌فرمود : با آن دو دينار چه کردي؟ بعد از مدتي (ابوقتاده) گفت : اي رسول خدا آنها را پرداخت کردم، پيامبر ص فرمود : الان عذاب از او برداشته شد».
.........................
* خلاصه شده از كتاب أحكام الجنائز "ألباني".
[1]) صحيح : [الإرواء 686]، م (916/631/2)، د (3101/386/8)، ت (983/225/2)، جه (1445/464/1)، نس 5/4).
[2]) صحيح : [ص. د 2673]، د (3100/385/8)
[3]) صحيح : [الجنائز 12]، م (920/634/2)، د (3102/387/8)، در روايت ابوداود جمله «إن الروح» وجود ندارد.
[4]) متفق عليه : م (942/651/2)، مسلم حديث را بصورت مختصر روايت کرده است، خ (1241/113/3)، بخاري حديث را بصورت طولاني روايت کرده است.
[5]) متفق عليه : خ (131/182/3)، م (944/651/2)، د (3165/469/8)، ت (1020/1)، نس (42/4).
[6]) صحيح : [الجنائز 16]، کم (58/2)، هق 74/6).آنچه براي حاضرين بر جنازه و غير آنان جايز است

براي آنان جايز است که پرده از صورت او بردارند و او را ببوسند و سه روز بر او گريه کنند : از عايشه روايت است : (أن النبي ص دخل علي عثمان بن مظعون و هو ميت، فکشف عن وجهه، ثم أکب عليه فقبله، و بکي، حتي رأيت الدموع تسيل علي وجنتيه)[1] «عثمان بن مظعون فوت کرده بود. پيامبر ص بر او وارد شد، پارچه صورتش ر