َأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا «32»«الاحزاب» تا قوله «وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآَتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ» بلكه تا «وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آَيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا «34»«الاحزاب» خطاب به ازواج مطهرات است و امر و نهي با ايشان واقع مي‌شود پس در اثناي كلام حال ديگران مذكور كردن بي‌تنبيه بر انقطاع كلام سابق و افتتاح كلام جديد مخالف روش بلاغت است كه كلام الله را از آن پاك بايد دانست و اضافه بيوت ازواج در اين قول كه «و بيوتكن» نيز دلالت دارد بر آنكه مراد از اهل بيت در اين آيت ايشانند چه بيت حضرت رسول صلي الله عليه و سلم غير بيوتي كه ازواج در او باشند نمي‌تواند شد ملاعبدالله گفته كه جمعيت بيوت در بيوتكن به افراد در اهل البيت و آل است بر آنكه بيوت ايشان غير بيت نبوت است و اگر ايشان اهل بيت مي‌بودند «وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آَيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا «34» «الاحزاب» واقع مي‌شد انتهي كلامه به انصاف بايد ديد كه چه حرف بي‌مغزي است زيرا كه افراد بيت در اهل البيت كه اسم جنس است و اطلاق او بر قليل و كثير جايز به اعتبار اضافت بيت به آن حضرت است كه همه بيوت ازواج به اعتبار اين اضافت يكخانه است و جمعيت بيوت در بيوتكن به اعتبار اضافت بيوت به ازواج است كه متعددند و آنچه ملاي مذكور گفته كه لايبعد ان يقع بين المعطوف و المعطوف عليه فاصل و ان طال چنانچه در اين آيت كريمه واقع شده «قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُمْ مَا حُمِّلْتُمْ وَإِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ «54» «النور» ثم قال بعدتهما و هذه الآيه «وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآَتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ «56» «النور» قال المفسرون و اقيمو الصلوه عطف علي اطيعوا انتهي كلامه پوچ تر از كلام سابق اوست زيرا كه وقوع فصل بين المعطوف و المعطوف عليه به امر اجنبي من حيث الاعراب كه تعلق به صنعت نحاه دارد بلاشبهه جايز است ليكن به ما ضرر ندارد زيرا كه در ما نحن فيه اجنبيه و مغايرت با اعتبار موارد آيات لاحقه و سابقه لازم مي آيد و منافي بلاغت اين است نه آن و آن چه از بعضي مفسرين نقل كرده «و اقيموا الصلوه» معطوف بر «اطيعوا الرسول» است صريح الفساد است زيرا كه بعد از اقيموا الصلوه باز لفظ و اطيعوا الرسول واقع است پس عطف الشي علي نفسه لازم خواهد آمد و ازين پوچ‌تر كلامي ديگر گفته مي‌شود كه مضحك صبيان كافيه خوان مي تواند شد مي گويد كه بين الآيات مغايرت انشائي و خبريست چه آيت تطهير كه جمله ندائيه و خبريه است و ما قبل و ما بعد او كه امر و نهي است و انشائيه و عطف انشائيه بر خبريه نمي آيد ممنوع است اول در آيه تطهير حرف عطف كجاست بلكه تعليل است براي امر به اطاعت في قوله «وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآَتِينَ الزَّكَاةَ «وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَه» إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا «33»«الاحزاب» و انشائيه را معلل بخبريه كردن در تمام قرآن و احاديث كلام بلغا رايج و مشهور است مثل اضرب زيدا انه فاسق يا اطعني يا غلام انما اريد ان اكرمك و اگر عطف واذكرن مراد دارد پس معطوف عليه او و اطعن و قرن و ديگر اوامر سابقه اند نه انما از اين جا عربيت داني علماء ايشان توان فهميد و با وصف اين قصور بين كه در بين نحو و صرف دارند مي خواهد كه در تفسير كلام الله دست انداز شوند مگر موشي بخواب اندر شتر شد و ايراد صيغه مذكور در عنكم بملاحظه لفظ اهل است و قاعده عرب است كه چون چيزي را كه في الحقيقه مونث باشد بلفظ مذكر ملاحظه نمايند و خواهند كه به آن لفظ از او تعبير كنند صيغ تذكير در حق آن مونث استعمال كنند مثل قوله تعالي خطابا لساره عليها السلام «قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ «73»«هود» و آن چه در ترمذي و ديگر صحاح مرويست كه آن حضرت صلي الله عليه و سلم اين چهار كس را نيز در كسائي گرفت و دعا فرمود كه «اللهم هؤلاء اهل بيتي فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهير» و ام سلمه گفت كه مرا نيز شريك بكن فرمود كه انت علي خير وانت علي مكانك دليل صريح است بر آن كه نزول آيه در حق ازواج بود و آن حضرت صلي الله عليه و سلم اين چهار كس را نيز به دعاي خود درين وعده داخل ساخت و اگر نزول آيت در حق اين ها مي بود حاجت بدعا چه بود و آن حضرت صلي الله عليه و سلم چرا تحصيل حاصل مي فرمود و لهذا ام سلمه را درين دعا شريك نه كرد كه در حق او اين دعا را تحصيل دانست و محققين اهل سنت بدانند كه چند آيت در مخاطبه ازواج واقع است اما بحكم العبره لعموم اللفظ لا بخصوص السبب جميع اهل بيت درين بشارت داخل اند و جناب پيغمبر صلي الله عليه و سلم كه اين دعا در حق چهار كس موصوف فرمود نظر بخصوص سبب بود و نيز قرائن خصوصيت به ازواج از سابق و لاحق كلام دريافته ترسيد كه مبادا خاص به ازواج باشد لهذا در روايت صحيحه بيهقي مثل اين معامله با حضرت عباس و پسران او نيز ثابت است و مدعاء آن حضرت صلي الله عليه و سلم همين بود كه جميع اقارب خود را در لفظ اهل البيت كه در خطاب الهي وارد شده داخل سازند مانند آن كه پادشاه كريم يكي از مصاحبان خود را بفرمايد كه اهل خانه خود را حاضر كن تا خلعت دهم و نوازش فرمايم اين مصاحب عالي همت همه متوسلان خود را گويد كه اين ها اهل خانه من‌اند تا در خلعت و نوازش پادشاهي هر همه را نصبيي باشد اخرج البيهقي عن ابي اسيد الساعدي قال قال رسول الله صلي الله عليه و سلم للعباس بن عبدالمطلب «يا ابا الفضل لاترم منزلك انت و بنوك غداً حتي آتيكم فان لي فيكم حاجه فانتظروه» حتي جاء بعد ما اضحي فدخل عليهم و قال «السلام عليكم» فقالوا و عليك السلام و رحمه الله و بركاته قال «كيف اصبحتم» قالوا اصبحنا نحمد الله فقال لهم «تقاربو» فزحف بعضهم الي بعض حتي اذا امكنوه اشتمل عليهم بملائته ثم قال «يا رب هذا عمي و صنو ابي و هؤلاء اهل بيتي استرهم من النار كستري اياهم بملاءتي هذه» قال فامنت اسكفه الباب و حوايط البيت و قالت آمين آمين و ابن ماجه نيز اين حديث را مختصراً روايت كرده و محدثين ديگر نيز اين قصه را بطرق متعدده در اعلام النبوه روايت كرده اند و آن چه ملا 