‌ به‌ علي‌ (رض‌) گفتند: اگر آنچه‌ به ‌من‌ در مورد ابلاغ‌ ولايت‌ شما دستور داده‌ شده‌ بود اعلام‌ نمي‌كردم‌، همه‌ اعمال‌ من‌ باطل‌ ميشد. 
آنچه‌ ملاحظه‌ مي‌كنيد برخي‌ از آياتي‌ هستند كه‌ شيعيان‌ مدعي‌ وجود تحريف‌ در آنها مي‌باشند كه‌ اصحاب‌ گرامي‌ پيامبر اسلام‌(ص‌) را متهم‌ به‌ آن‌ مي‌كنند. 
سلطان‌ محمد شاه‌ قاجار از مرجع‌ شيعه‌ علي‌ اصغر بروجردي‌ درخواست‌ كرده‌ بود كه‌ كتابي‌ در توضيح‌ و بيان‌ عقايدشيعه‌ بنويسد. بروجردي‌ به‌ همين‌ منظور كتابي‌ بنام‌ عقايد الشيعة‌ تأليف‌ كرد. او در اين‌ كتاب‌ در مورد تحريف‌ قرآن‌ چنين‌اظهار نظر مي‌كند: بر ما واجب‌ است‌ معتقد باشيم‌ كه‌ قرآن‌ اصلي‌ خالي‌ از تحريف‌ و تغيير است‌. اما قرآني‌ را كه‌ گروهي‌ ازمنافقين‌ جمع‌ آوري‌ كردند دستخوش‌ تحريف‌ و تغيير گرديده‌ و قرآن‌ اصلي‌ نزد معدي‌ موعود مي‌باشد. (كتاب‌ عقايدالشيعة‌ ص‌27 چاپ‌ ايران‌) 
ترديدي‌ نيست‌ كه‌ شيعيان‌ مخلص‌ و آگاه‌ تحريف‌ قرآن‌ را باور نمي‌دارند. اما به‌ نظر ما تا زمانيكه‌ آنان‌ صراحتاً از كتاب‌كافي‌ و ديگر مراجع شيعه كه مدعي تحريف قرآن هستند، تبري نجويند قابل نكوهش و ملامت هستند. با وجود زشت پنداشتن عقيدة باطل تحريف قرآن پافشاري بر اثبات تحريف قرآن عملي ناروا است.
بسياري از مسيحيان عقيدة تثليث (پدر، پسر، روح القدس) كه كليسا مبلغ آن است‌، را رد و تقبيح‌ نموده‌ و صرفاً معتقد به‌ نبوت‌ حضرت‌ مسيح‌ (ع‌)مي‌باشند. اما عليرغم‌ اين‌ حقيقت‌، آنان‌ همچنان‌ بر مسيحيتي‌ باقي‌ مانده‌اند كه‌ خود مبادي‌ آن‌ را باور ندارند. 
همين‌ حقايق‌ رهبران‌ مذهبي‌ شيعه‌ را وادار كرده‌ است‌ تا عليرغم‌ ميل‌ باطنيشان‌ تحريف‌ قرآن‌ را انكار كنند. اگر آنها در انكارخود صادق هستند بايد به‌ اين‌ نكته‌ اعتراف‌ كنند كه‌ رهبران‌ مذهبي‌ شيعه‌ بر اساس‌ نوشته‌ هايشان‌ در گذشته‌، معتقد به‌تحريف‌ قرآن‌ بوده‌اند شاهد اين‌ مطلب‌ كتبي‌ است‌ كه‌ در دسترس‌ عموم‌ قرار دارد. مثلاً كافي‌ كه‌ مشتمل‌ بر رواياتي‌ساختگي‌ است‌ كه‌ تحريف‌ قرآن‌ كريم‌ را ادعا مي‌كند. 
گروهي‌ ديگر از اهل‌ تشيع‌ بنا به‌ دلايل‌ ديگري‌ تحريف‌ قرآن‌ را انكار و مخالفت‌ خود را با ادعاهاي‌ علماء پيشين‌ ابرازنموده‌اند. 
اولين‌ موردي‌ كه‌ اين‌ گروه‌ از شيعيان‌ را مجبور به‌ انكار تحريف‌ قرآن‌ كرد اين‌ بود كه‌، از آنان‌ قرآن‌ مورد ادعايشان‌ خواسته‌شد تا بتوان‌ آنرا با قرآن‌ موجود مطابقت‌ داد و صحت‌ مدعايشان‌ را به‌ اثبات‌ رساند. زيرا فايده‌ قرآني‌ كه‌ به‌ زعم‌ ايشان‌ از1300 سال‌ قبل‌ در سرابي‌ نزد امام‌ مهدي‌ است‌، چيست‌؟ آيا نه‌ اينكه‌ قرآن‌ رهنماي‌ انسانها و مايه‌ هدايت‌ مردم‌ است‌؟اصولاً هدف‌ باريتعالي‌ از نزول‌ قرآن‌ چه‌ بوده‌ است‌؟ آيا با افسانه‌ سازيها مي‌توان‌ ره‌ به‌ جايي‌ برد و آيا زياني‌ بزرگتر از اين‌براي‌ مردم‌ مي‌توان‌ تصور نمود كه‌ خداوند كتاب‌ خود را براي‌ مدتي‌ طويل‌ از امت‌ اسلامي‌ پوشيده‌ نگه‌ دارد؟!
دومين‌ موردي‌ كه‌ موجب‌ شده‌ شيعيان‌ دست‌ از ادعاي‌ تحريف‌ قرآن‌ بردارند اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ خلفاء ثلاثه‌ (ابوبكر،عمر، عثمان‌ (رضي‌ الله عنهم‌)) پيوسته‌ در كليه‌ امور با حضرت‌ علي‌ (رض‌) مشورت‌ مي‌كردند و ايشان‌ هرگز از راهنمايي‌و ارشاد دريغ‌ نداشته‌ و تا لحظه‌ وفات‌ مشاور و راهنماي‌ آنان‌ بوده‌اند. كما اينكه‌ به‌ گواهي‌ تاريخ‌ حضرت‌ عمر (رض‌) باكمال‌ افتخار اين‌ حقيقت‌ را عنوان‌ نموده‌اند كه‌: لولا علي‌ لهلك‌ عمر. بنابراين‌ اگر قرار بود كه‌ تحريفي‌ در قرآن‌ صورت‌گيرد، علي‌ (رض‌) اولين‌ شخصي‌ بودند كه‌ از آن‌ مطلع‌ شده‌ و به‌ شدت‌ از آن‌ جلوگيري‌ مي‌نمودند. با توجه‌ به‌ اينكه‌حضرت‌ علي‌ (رض‌) نسبت‌ به‌ هيچ‌ آيه‌اي‌ از قرآن‌ اظهار شك‌ و ترديد ننموده‌اند، پس‌ قرآن‌ موجود همان‌ قرآن‌ موردتاييد ايشان‌ مي‌باشد. 
سومين‌ موردي‌ كه‌ باعث‌ انكار تحريف‌ قرآن‌ توسط‌ اين‌ گروه‌ از شيعيان‌ شده‌ اين‌ است‌ كه‌ اصولاً عقيده‌ تحريف‌ كتاب‌خدا براي‌ پيروان‌ تشيع‌ زشت‌ و غير قابل‌ قبول‌ است‌. 
همين‌ موارد و دلايل‌ است‌ كه‌ باعث‌ شده‌ تا برخي‌ از شيعيان‌ و زعماي‌ ايشان‌ با توسل‌ به‌ تقيه‌ تحريف‌ قرآن‌ را انكار كنند.تقيه‌اي‌ كه‌ شيعيان‌ به‌ آن‌ معتقدند، اظهار ظاهري‌ مطلبي‌ است‌ كه‌ قلباً به‌ آن‌ معتقد نمي‌باشند. 
مراجع‌ مخالف‌ شيعي‌ كه‌ معتبرترين‌ آنها همان‌ كافي‌ مي‌باشد، با توسل‌ به‌ روايات‌ واهي‌ و خيالپردازيها سعي‌ در اثبات‌تحريف‌ قرآن‌ داشته‌، مداوماً و علناً به‌ چاپ‌ رسيده‌ و بين‌ مردم‌ توزيع‌ مي‌شوند. تا كنون‌ هيچ‌ يك‌ از سردمداران‌ مذهي‌تشيع‌ كه‌ داعيه‌ اسلام‌ ناب‌ محمدي‌ را دارند كوچكترين‌ مخالفت‌ و اقدامي‌ جهت‌ جلوگيري‌ از چاپ‌ و نشر اين‌ كتب‌بعمل‌ نياورده‌اند. كما اينكه‌ مردم‌ را نسبت‌ به‌ آنچه‌ در اين‌ كتب‌ پيرامون‌ تحريف‌ قرآن‌ آمده‌ آگاه‌ نكرده‌ و آنان‌ را از اين‌معضل‌ خطير بر حذر نمي‌دارند. 
بنابراين‌ در حاليكه‌ كتابهاي‌ مرجع‌ شيعي‌ سعي‌ در القاء عقيده‌ تحريف‌ قرآن‌ دارند و پيوسته‌ چاپ‌ شده‌ و در دسترس‌عموم‌ قرار مي‌گيرند و در حوزه‌هاي‌ علميه‌ به‌ آخوندها آموزش‌ داده‌ مي‌شوند، آيا شيعيان‌ نبايد اندكي‌ در فكر بازنگري‌آنچه‌ به‌ ايشان‌ مقدس‌ نمايانده‌ شده‌ است‌ باشند؟ هر گاه‌ با شيعه‌اي‌ برخورد مي‌كردم‌، با او در مورد اعتقاد رهبران‌ و پيشوايان‌ شيعه‌ به‌ تحريف‌ قرآن‌ به‌ مباحثه‌ مي‌پرداختم‌.ايشان‌ اظهار مي‌داشتند كه‌ معتقد به‌ چنين‌ چيزي‌ نبوده‌ و خود را از پيروان‌ امام‌ خوئي‌ رئيس‌ وقت‌ حوزه‌ علميه‌ نجف‌اشرف‌ معرفي‌ نموده‌ و هر نظري‌ كه‌ مغاير با نظر ايشان‌ بوده‌ را غير قابل‌ قبول‌ مي‌دانستند. آيت‌ الله خوئي‌ بعد از بررسي‌آراء و نظرات‌ مسلمانان‌ خصوصاً شيعيان‌ پيرامون‌ تحريف‌ قرآن‌ در كتابش‌ تفسير البيان‌ ص‌252 چنين‌ نتيجه‌گيري‌ كرده‌است‌: از آنچه‌ در گذشته‌ متذكر شديم‌، براي‌ خواننده‌ واضح‌ و مبرهن‌ گرديد كه‌ بحث‌ تحريف‌ قرآن‌ خرافاتي‌ بيش‌ نيست‌و كسي‌ آن‌ را نخواهد پذيرفت‌ مگر كه‌ ضعيف‌ العقل‌ باشد. اما آيت‌ الله خوئي‌ نظر ديگري‌ نيز دارد كه‌ به‌ عقيده‌ كساني‌ كه‌معتقد به‌ تحريف‌ قرآن‌ هستند نزديكتر مي‌باشد. وي‌ در كتاب‌ مذكور ص‌222 چنين‌ مي‌گويد: در وجود قرآني‌ ديگر از امير المومنين‌ علي‌ (رض‌)  كه‌ با اين‌ قرآن‌ در ترتيب‌ سوره‌ها تفاوت‌ دارد، شكي‌ نيست‌. اتفاق و اجماع‌ علماء بر وجود آن‌ قرآن‌ ما را از زحمت 