ا به اين شكل تطبيق داده اند كه در مرحله عمل و اعتقاد، قول و نظر يك گروه را مطابق اصول مسلم و متفق اجتهادي شريعت اسلام اخذ و اختيار نموده و نظر گروه دوم را ترك كردند، ولي نسبت به ذات و اشخاص آن گروهي كه نظرش را متروك شمرده اند، هيچ كلامي كه موجب تنقيض و سوء ادب باشد بر زبان نياورده اند ، به خصوص در مورد مشاجرات صحابه -رضي الله عنهم- همان طور كه بر اين امر اجماع منعقد گرديده است كه تعظيم و رعايت ادب هر دو گروه واجب و بدگويي هر يك از آن دو گروه جايز نيست. بر اين امر نيز اجماع منعقد شده كه در جنگ (جمل)، حضرت علي
-رضی الله عنه- بر حق و طرف مخالف او بر خطا بود و همچنين در جنگ (صفين)، حضرت علي-رضی الله عنه- محق بود و در مقابلش معاويه و طرفدارانش بر خطا بودند. البته خطاي آنان را نوعي خطاي اجتهادي قرار داده اند كه مستوجب عتاب الهي نمي شوند. كسي كه بر حسب اصول اجتهاد براي استنباط مسئله اي شرعي كوشش و سعي خود را به كار مي برد و با اين وضع اجتهادش به خطا رود، از ثواب محروم نمي شود، بلكه به او هم اجري مي رسد. اجماع امت نيز بر آن است كه اختلافات حضرات صحابه كرام -رضي الله عنهم- هم اختلافي اجتهادي به حساب آمده كه بر اثر آن، شخصيت هاي هيچ يكي از دو گروه مورد ملامت و سرزنش قرار نمي گيرند بدين سان عموم محققان و علماي اسلام از يك سو جنبه خطا و ثواب مسئله را هم روشن كرده اند و از سوي ديگر احترام و عظمت رتبه و مقام حضرات صحابه را نيزكاملاً رعايت كرده اند و در مورد مشاجرات صحابه حفظ زبان و بالاخره سكوت را طريق لازم قرار داده اند و نسبت به اين امر تاكيد شده كه بدون ضرورت وارد شدن در بحث روايات و حكاياتي كه در دوران جنگ و مناقشه بين آنان نسبت به يكديگر نقل شده ، جايز نمي باشد)[1]. به عنوان نمونه ديدگاه چند تن از انديشمندان اسلامي را در مورد اختلافات صحابه ذكر مي كنيم كه خود نشانگر موضع و ديدگاه امت اسلامي مي باشد.
--------------------------------------------------------------------------------
 [1] مقام صحابه ص 98-97.هدف اين نوشتار

هدف از نوشتن چنين رساله هايي صرفاً آشکار کردن حقايق تاريخی و دفاع از مقام صحابه کرام – رضی الله عنهم – است،  چرا که بعضی افراد بدبخت و جاهل بی باکانه آنان را مورد تاخت و تاز قرار می دهند و هر نوع اهانت و اتهامی را نسبت به انان روا می دارند. در چنين برها ای از زمان بر خود لازم دانستيم که در حد توان به دفع اين گونه سم پاشی ها بپردازيم و ذهن نوجوانان و جوانان مان را از اين صحنه سازيهای شيطانی پاک نماييم. مسلماً تا زمانی که افراد بی خرد مسئله اختلافات و مشاجرات صحابه را مطرح نمی کردند و در آن مورد فتوا نمی دادند، ما هرگر اين مسئله را مطرح نمی کرديم، چرا که اعتقاد ما اين است که در موضوع اختلافات و مشاجره های صحابه بايد سکوت نمود و از آنان فقط به نيکی ياد کرد و آنچه در ميان آنان گذشته است، همگی را حمل بر خطای اجتهادی نموده و نبايد در اين امور دخالت کرد.

اما ما هر روز شاهد هستيم که از رسانه های گروهی، و در قالب کتاب و مجله و روزنامه، بزرگان صحابه و مادر مومنان مورد انتقاد قرار می گيرند و يک طرفه حکم کفر و ارتداد و فسق آنان را صادر می کنند. با وجود اين آيا برای سکوت محلی باقی می ماند؟ البته از همه شگفت انگيز تر اينکه ما در جامعه ای زندگی می کنيم که ندای((وحدت))، ((برابری))، ((حقوق شهروندی))، ((آزادی مذهبی)) و... سر داده می شود! اما باز با اين وجود ما اجازه نداريم که از اعتقاداتمان دفاع کنيم!

آيا اين نگرش را می توان وحدت و برابری و آزادی مذهبی ناميد؟! مگر خدای ناکرده ما به کدام يکی از صحابه و يا اهل بيت رسول الله-صلی الله عليه وسلم- و يا امامان شيعه اهانت کرده ايم؟ محبت با اهل بيت رسول الله-صلی الله عليه وسلم- جزو اعتقادات اهل سنت می باشد و کسی که بغض و کينه اهل بيت را در دل داشته باشد،  به هيچ وجه او را مسلمان نمی دانيم.

پس مشکل اهل سنت کجاست که آنان را دشمن تصور می کنند؟ با اين وجود آيا اين بزرگترين نقص برای کشوری اسلامی به شمار نمی آيد که شهر وندانش مجبور باشند کتابهايشان را در خارج از کشور به چاپ برسانند؟ اگر شعار وحدت و برادری و آزادی مذهبی درست و صحيح است ، پس چرا مجوز کتاب های اعتقادی اهل سنت صادر نمی شود؟ چرا اين فرقه اسلامی را مجبور می کنيد که از نظام و از انقلاب بدبين شوند؟ مسوول اين کارها کيست؟ دليل اين فجا يع چيست؟ چه دست های آلوده ای در کار است که می خواهد اهل سنت را نسبت به نظام و انقلاب بدبين و نااميد کند؟مگر اهل سنت نيز در انقلاب سهيم نبودند؟ مگر اهل سنت نيز دوشادوش اهل تشيع در تمامی صحنه های سياسی و اجتماعی کشور حضور ندارند؟ پس اين تبعيضات و فشارها از جانب چه کساني است و برای کيست؟

چرا بايد تاريخی غير واقعی به فرزندان اهل سنت تدريس و تفهيم کنند که کاملاً با عقايدشان تضاد دارد؟ چرا اجازه نمی دهند خود اهل سنت کتاب های تاريخ و معارفش را تدوين نمايد؟ آيا عملی کردن اين پيشنهاد، بزرگترين گام در راستای وحدت و برادری و برابری به شمار نمی آيد؟ ای کاش مسئوولان امر اندکی ديدشان را وسيع کرده و با سعة صدر و حقيقت جويانه مسائل را دنبال می نموند آن وقت شاهد جامعه ای کاملاً اسلامی و مدنی می بوديم ...

آنچه درپی خواهدآمد مختصری است از حقايقی که در قرن اول هجری در ميان اصحاب و ياران پيامبر -صلی الله عليه وسلم- رخ داده است و متأسفانه بعضی ها آن را مغرضانه نقل نموده و از آن برداشهای سوء کرده و به خورد جامعه داده اند. ما برآنيم که کاملاً بی طرفانه و با نگاه حق گرايانه قضيه را بنگريم و آنچه حقيقت باشد همان را تقديم نماييم . 

﴿وَمَا تَوفيقی الّا بِالله العَلِیِّ العظيم﴾  

سنندج – ايوب گنجی
    aiob @ kurdit.netديدگاه اهل سنت

1- امام حسن بصري (رحمه الله):
(آن جنگي بود كه صحابه حاضر بودند و ما غايب آنها از كيفيت صحيح و حقيقت درست حالات و مسايل با خبر بودند و ما از آن بي خبر لذا در هر امري آنان متفق شدند ، ما از آنان پيروي كرديم و در هر چيزي كه آنان با هم اختلاف كردند ، ما در آن مورد توقف و سكوت نموديم)[1]. 

 2- امام شافعي (رحمه الله): 
( اين خون ها، همان خون هايي است كه خداوند متعال دست هاي ما را از آن پاك داشته است ، لذا ما بايد زبان هايمان را هم با آن خون ها آلوده نسازيم) [2]  (و در آن دخالت نكينم). 

3- امام ابن تيميه (رحمه الله): 
(اهل سنت) از بيان اختلافاتي كه بين صحابه رخ داده است خودداري مي نمايد و مي گويد: از رواياتي كه درباره بدي آنها نقل شده است، بعضي كلاً دروغ محض است و در بعضي خيانت كم وبيشي ديده مي شود و چهره واقعي جريان به وسيله دشمنان آنها تغيير داده شده است. و روايات صحيحي كه در مورد اختلافات آنها به ثبوت رسيده، در آن نيز آنها را معذور داشته اند، زيرا آنها دو گروه بيش نبودند، يا مجتهداني كه راي شان درست بوده و يا مجتهداني كه راي شان خطا بوده است با اين همه، اهل سنت عقيده ندارند كه تمام صحابه از گناهان كبيره و صغيره معصوم بوده اند