<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">حقايقي از جنگ جمل و صفين</a></body></html>اوج گرفتن فتنه ها و نقشه بعدی منافقان

ترور خليفه رسول الله -صلی الله عليه وسلم- يعنی حضرت عثمان غنی -رضی الله عنه- باعث شد که سيستم حکومت اسلامی دچار سردرگمی و بی نظمی شده و شکاف های اساسی در بدنه آن ايجاد شود که دشمنان به خوبی می توانستند از آن بهره کافی ببرند. منافقان پس از بررسی هايي به اين نتيجه رسيده بودند که مردم مدينه پس از حضرت عثمان -رضی الله عنه- با کسی ديگر غير از حضرت علی -رضی الله عنه- بيعت نخواهند کرد به همين دليل پس از اجرای ترور خليفه سوم و در راستای نقشه قبلی به خاطر بد نام کردن و خراب کردن موقعيت خليفه چهارم به زودی خود را در لشکر و سپاه ايشان داخل نموده و شروع به طرفداری از ايشان کردند. امتحان بس بزرگی بر اصحاب وارد شد. حضرت علی -رضی الله عنه- بنا به مصلحت هايي قصاص و انتقام را به تعويق می انداخت. از آن طرف کسانی چون حضرت طلحه و حضرت زبير -رضی الله عنهما- و افرادی ديگر وقتی صحنه دردناک شهادت حضرت عثمان -رضی الله عنه- را به ياد می آوردند خود را به خاطر عدم انتقام خون عثمان کاملاً مقصر و گناهکار می دانستند.زمينه سازی برای جنگ جمل؛ نقشة بعدی دشمنان

همانطور که قبلاً اشاره کرديم منافقان کوردل پس از اجرای نقشه ترور حضرت عثمان -رضی الله عنه- به سرعت به هواداری از حضرت علی -رضی الله عنه- پرداختند و خود را در سپاه حضرت امير -رضی الله عنه- مخفی کردند. اين اقدام سبب شد که؛ 

 1- عده ای از اصحاب از اين عملکرد حضرت علی-رضی الله عنه- نگران و معترض شوند .
 2- اختلافاتی بين خليفه جديد و بعضی از اصحاب همچون حضرت طلحه و حضرت زبير رضی الله عنهما ايجاد گردد.
 3- اينکه اصحاب ديگر که بيعت نکرده اند خودشان تصميم به انتقام گرفتن خون عثمان مظلوم -رضی الله عنه- بگيرند.

پس طرح منافقان سبب اين سه کار شد از آن طرف هم مخالفان حضرت علی -رضی الله عنه- در اين قضيه ظاهراً حق داشتند که به فکر انتقام خون حضرت خليفه باشند چرا که با اين مظلوميت در شهر حرام و ماه حرام در جوار رسول الله -صلی الله عليه وسلم- جانشين پيامبر -صلی الله عليه وسلم- را به قتل رساندن بسيار دردناک بود اما صبر و تحمل حضرت علی -رضی الله عنه- بسيار بالا بود و می خواست با حکمت و مصلحت پيش برود. به هر حال اصحاب و ياران رسول الله -صلی الله عليه وسلم- بدون اينکه متوجه شوند مشغول اجرا ی طرح های دشمنان اسلام بودند و دقيقاً در جهتی حرکت می کردند که خواست قبلی دشمنان بود، يعنی اختلاف نظر با حضرت علی -رضی الله عنه- و تصميم به لشکر کشی برای انتقام خون عثمان-رضی الله عنه-. اين دقيقاً چيزی بود که منافقان و دشمنان آرزوی آن را داشتند.چرا صحابه از حضرت عثمان دفاع نکردند ؟

نکته ای که اشاره به آن را ضروری می دانم اينکه چرا صحابه -رضی الله عنهم- در همان روزهای محاصره منزل خليفه از ايشان پاسداری نکردند تا بعداً مجبور به چنين جنگ های داخلی نشوند؟ 

اولاً: تمامی صحابه درآن روزها درمدينه منوره حضور نداشتند به خاطر اينکه موسم حج بود و عده زيادی ازآنها در مکه معظمه بسر می برند.
ثانياً: صحابه تصور نمی کردند که چنين وضعی پيش بيايد و نمی خواستند در شهر پيامبر و در کنار مرقد مبارک رسول الله -صلی الله عليه وسلم- شميشر کشيده و خونی ريخته شود. 
  ثالثاً: از همه مهمتر اينکه خود حضرت عثمان -رضی الله عنه- اجازه نمی داد کسی در اين امر دخالت کند و دستور داده بود هيچ کس حق ندارد به خاطر پاسداری از من در مدينه منوره خونی بر زمين بريزد و گرنه صحابه حاضر بودند با جان و دل از آن خليفه دلسوز پيامبر -صلی الله عليه وسلم- پاسداری و محافظت نمايند. حکايت حضور حضرت حسن -رضی الله عنه- و حضرت حسين -رضی الله عنه- و ديگر جوانان صحابه در اطراف منزل خليفه که در تمام کتابهای تاريخ به ثبت رسيده گواهی است بر اين مدعا که صحابه مخصوصاً حضرت علی -رضی الله عنه- به هيچ وجه در پاسداری و محافظت از حضرت حضرت عثمان -رضی الله عنه- کوچکترين کوتاهی و تقصيری به خرج نداده است. علامه عبدالشکور لکنوی نيز در زندگانی خلفای راشدين مطلبی را نقل می کند که گواهی ديگر بر اين امر است که صحابه با تمام وجود آماده دفاع و پاسداری بودند اما حضرت عثمان اجازه نمی داد ايشان آورده اند: « حضرت عثمان -رضی الله عنه- روز پيش از شهادت, بالای بام رفته, تنی چند از صحابه کرام را فرا خواند و جهت اتمام حجت احاديثی از رسول خدا -صلی الله عليه وسلم- که در فضايل ايشان شنيده بود خواند و از صحابه پرسيد: آيا شما اين احاديث را از رسول الله -صلی الله عليه وسلم- شنيده ايد يا نه؟ همه تأييد کردند. بعد از آن انصار عرض کردند: يا اميرالمؤمنين! مظلوميت شما به انتها رسيده است و برای ما قابل تحمل نيست. اگر شما دستور دهيد تا اين جنايتکاران را از دم تيغ بگذرانيم. ايشان فرمودند: من شايسته نمی دانم که به دستور من خون گوينده « لااله الا الله » به زمين ريخته شود مردم گفتند: پس شما از خلافت دست بر داريد وی گفت من نمی توانم چنين کنم زيرا رسول خدا -صلی الله عليه وسلم-  فرموده است: ای عثمان! خداوند به شما پيراهنی می پوشاند که مردم می خواهند آنرا از تن تو در آورند اگر به گفته آنان آن را از تنت در آوری بوی بهشت به مشامت نخواهد رسيد لذا من استقامت خواهم کرد. مردم گفتند : پس شما چگونه از اين ظلم نجات می يابيد؟ ايشان فرمودند: وقت نجات نزديک است امروز رسول خدا -صلی الله عليه وسلم-  را بخواب ديدم که فرمود ای عثمان ! امروز با ما افطار کن لذا امروز روزه گرفتم و انشا الله تا وقت افطار نزد رسول الله -صلی الله عليه وسلم- خواهم رفت [1].
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  زندگانی خلفاء راشدين ص 187.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:14.txt">حقايقی از جنگ جمل</a><a class="text" href="w:text:15.txt">وضعيت دو سپاه</a><a class="text" href="w:text:16.txt">آغاز گران جنگ</a><a class="text" href="w:text:17.txt">تأملی در واقعه جمل</a></body></html>حقايقی از جنگ جمل
 
هنگامی که حضرت طلحه و حضرت زبير -رضی الله عنهما- به مکه رفته و حضرت ام المؤمنين عايشه صديقه -رضی الله عنها- را از ماجرا با خبر کردند حضرت عايشه -رضی الله عنها- بسيار ناراحت شد و برای مردمی که اجتماع کرده بودند به ايراد سخنرانی پرداخته و آنان را به قيام برای انتقام خون عثمان مظلوم -رضی الله عنه- تشويق کرد و فرمود: آن خائنان در ماه محرم در شهر حرام در جوار رسول الله -صلی الله عليه وسلم- خون خليفه پيامبر -صلی الله عليه وسلم-   را ريختند و اموالش را غارت کرده اند[1]. (پس از اين سخنرانی آتشين مردم همگی اعلام آمادگی کردند و گفتند: ای ام المؤمنين! هر جا بروی با تو هستيم. عده ای گفتند : از شام شروع می کنيم اما بعضی گفتند نيازی نيست به شام برويم آنجا معاويه برای سرکوب و کشتن قاتلان کافی است. عده ای ديگر گفتند: به مدينه برويم و از حضرت امير المؤمنين بخواهيم که قاتلان را به ما تحويل دهد تا آنه