ين زيارت‌ها بر دشمنان امام لعن و طعن و تکفير و نفرين بسيار ذکر شده‌است، در حالي که قرنهاست که کسي با امام دشمن نيست و تمامي مسلمانان به ائمه عليهم السلام احترام مي‌گذارند و مسلماً اين جملات براي ايجاد غوغا و تفرقه بين مسلمين نوشته شده‌است!!، وگرنه به کساني که بيش از هزار و چند سال است از دنيا رفته‌اند نه سلام و اظهار محبت اثر و نفعي دارد و نه طعن و لعن ضرري به آنها رساند!!. نکتة ديگر اينکه در اکثر اين زيارات امام را وارث انبياء و مرسلين دانسته و در همين زيارات ائمه را از انبياء برتر شمرده‌اند. با اينکه خود ائمه از اين کارهاي زشت و غلو نهي کرده‌اند و خودبين و خودپسند نبوده‌اند. حضرت امير (ع) در وصيتي که به امام حسن (ع) کرده‌است مي فرمايد: «واعْلَمْ أَنَّ الإعْجَابَ ضِدُّ الصَّوَابِ وآفَةُ الألْبَابِ» = بدان که خودپسندي نادرست و آفت انديشه‌هاست.(72)
در زيارت 28 پس از زيارت حضرت امير (ع) مي‌گويد: «اللهم واجعلنا له سامعين مطيعين و وزراء مناصحين و رفقاء مصاحبين» = خدايا ما را برايش شنوندگاني مطيع و وزرايي خيرخواه و رفقايي همنشين بگردان!! شايد چنين پنداشته‌است که امام در دنيا حضور دارد که مي‌خواهد وزير او بشود تا شايد اداره عالم امکان را به دست او بسپارد!! امان از جهالت و ناداني. در اين زيارت غلو و شرک را به حد آخرش رسانيده‌است و مي‌گويد: «السلام على نفس الله تعالي» = سلام بر نفس خداي تعالي!! در ساير زيارات امام را چشم و گوش و دست و صورت خدا قرار مي‌‌دادند ولي در اين زيارت امام را ذات خداي تعالي قرار داده‌است.  ما نيز اين آية شريف را مي‌خوانيم: ﴿سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوّاً كَبِيراً﴾ (الإسراء/43). عجيب اينکه مجلسي اکثر اين زيارتنامه‌ها يا در واقع کفرنامه‌‌ها را بدون مدرک صحيحي نقل كرده مثلا مي‌گويد از کتاب کهنه‌اي نقل کرده‌ام و يا از مصباح شيخ گرفته‌ام... .!
و در همين زيارت مي‌گويد: «أشهد أنك مجازي الخلق» = "شهادت مي‌دهم اي امام که تو جزا دهندة خلقي" و در اينجا کفر خود را تکميل کـرده‌است, خـداي تعالـي فرموده: ﴿أُولَئِكَ جَزَاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ﴾  = جزاي ايشان, آمرزشي از جانب پروردگارشان است (آل عمران/136) و فرموده: ﴿مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ وَلَا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللهِ وَلِيّاً وَلَا نَصِيراً﴾ = هر که بد كند، بدان سبب کيفر شود و براي خويش جز خداوند دوست و ياوري نيابد (النساء/123). و فرموده: ﴿.. جَزَاءً مِنْ رَبِّكَ عَطَاءً حِسَاباً﴾ = پاداشي از پروردگارت بخششي‌است کافي (النبأ/36). و فرموده: ﴿لِيَجْزِيَهُمُ اللهُ أَحْسَنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾  = تا خداوند ايشان را به بهتر از آنچه عمل کرده‌اند پاداش دهد (التوبه/121). و فرموده: ﴿لِيَجْزِي الله كُلَّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ...﴾ = تا خداوند هركس را بدآنچه كسب كرده‌است پاداش دهد (إبراهيم/51) وفرموده  = ﴿جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ...﴾ = پاداش آنان نزد پروردگارشان است (البينه/8). و دهها آية ديگر، ولي اين غالي بي‌دين مي‌گويد امام جزا دهندة خلق است! آيا نخوانده که خدا فرموده‌است: ﴿يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِـلَّهِ﴾ = روز قيامت روزي است که هيچ کس براي ديگري اختياري ندارد و فرمان آن روز مخصوص خدا است (الإنفطار/19).
در اين زيارت خير و شر را از آن امام مي‌‌داند و شکرگزار امام شده و او را حافظ از آتش دوزخ و کفيل امور دنيا و آخرت و نجات دهنده خود خوانده‌است، با اينکه خدا به رسول اکرم (ص) که علي (ع) يکي از افراد امت اوست مي‌فرمايد: ﴿ قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَداً﴾ = بگو همانا من زيان و هدايت شما را در اختيار ندارم (الجن/21). و فرموده: ﴿وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً ..﴾ = تو را نگهبان و حافظ ايشان قرار نداديم (الأنعام/107). و فرموده: ﴿اللهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ﴾ = خداوند حافظ و مراقب ايشان است و تو وکيل آنان نيستي (الشوري/6).
با اينکه قرآن کريم فرموده: ﴿إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ﴾  = پروردگارا همانا تو شنواي دعايي (آل عمران/38). و فرموده: ﴿إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ﴾ = هرآيينه پروردگارم شنواي دعا است (ابراهيم/39) و امام سجاد در دعاي 51 صحيفة سجاديه به خداوند عرض مي‌کند: «وجدتك لدعائي سامعاً» يعني پروردگارا تو را شنواي دعايم يافتم.  ولي در اين زيارتنامه به امام مي‌گويد: «فأنت سامع الدعاء وولي الجزاء» = پس تو شنوندة دعايي و پاداش ‌دهنده ‌هستي. چنين از اين زيارتنامه بر مي آيد که هر کس در زمين و آسمان دعا مي‌کند و«ياالله» مي‌گويد مي‌تواند «يا علي» نيز بگويد!!  پيداست اين زيارتسازان قصد داشته‌اند که تمام قوانين و مقررات قرآن را زير پا بگذارند. در قرآن فرموده هرکس غير خدا را بخواند مشرک است، چنانكه فرموده: ﴿قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَداً﴾ = بگو فقط خدا را به مي‌‌خوانم و احدي را در خواندن شريک او قرار نمي‌دهم (الجن/20). و فرموده: ﴿فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللهِ أَحَداً﴾ = بنابر اين هيچ احدي را با خدا مخوانيد (الجن/18). و فرموده: ﴿قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ فَلَا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنْكُمْ وَلَا تَحْوِيلاً. أُولَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ﴾ = بگو غير از خدا، کساني را که گمان داريد بخوانيد، ولي آنان نتوانند که از شما زيان را بردارند و بر تغييري توانا نيستند، کساني که اينان مي‌خوانند خود براي تقرب به خدا وسيله مي‌جويند (الإسراء/56-57). و صدها آية ديگر که دلالت دارد غير خدا را نبايد [به دعا] خواند و خواندن غيرخدا را شرک دانسته‌است.
در زيارت 30 حضرت امير را پيغمبر و رسول قرار داده و مي‌گويد: «السلام عليك يا وارث إبراهيم الخليل في نبوته و يا وارث موسى الكليم في رسالته» يعني سلام بر تو اي وارث نبوت ابراهيم خليل و اي وارث رسالت موسي کليم!! نشنيده بوديم که نبوت و رسالت ارثي شود [به ميراث مي رود!]، ولي غاليان عقل خود را از دست داده‌اند. جاي تعجب است که چرا مجلسي و ساير علماي شيعه اين کفريات و مزخرفات را بدون هيچ انتقاد و مخالفتي در کتب خود ذکر کرده‌اند؟! مجلسي بسياري از اين کفريات را از کتاب «محمد بن المشهدي» که کتابي به نام «مزار کبير» نوشته‌است نقل کرده و معلوم نيست اين «محمد بن المشهدي» خدا پرست بوده يا امام پرست؟ اين همان کسي است که دعاي ندبه را براي شيعيان به تحفه آورده‌است؟ نگارنده در جزوة «بررسي دعاي ندبه» تعدادي از جملات ضد قرآن اين دعا را نقل و نقد کرده‌ام.
و در زيارت 32 مي‌گويد به درِ حرم که رسيدي بگو: «أشهد أنك تسمع صوتي أتيتك متعاهداً لديني وبيعتي» = گواهم اي امام که تو صدايم را مي‌شنوي، من آمده‌ام که با تو در مورد دينم عهد ببندم و 