اید زندانی شود تا هنگامی که اقرار بر آن چیز مجهول می نماید واگر قبل از بیان آن فوت نمود مطالبه آن از وارث می شود وقاضی کلیه ترکه وی را توقیف می کند. در اقرار استثناء جائز است هرگاه در بین مستثنی منه ومستثنی فاصله نباشد«اگر فاصله بگذارد در بین آنها به سکوت ویا گفتار بسیار خارج از موضوع زیان دارد، اما سکوت کم زیان ندارد، ورد این صورت مشروط است که مستثنی تمام مستثنی منه را فرا نگیرد مثلاً بگوید فلانی از من می خواهد ده تومان مگر ده تومان، زیان دارد وپذیرفته نیست» واقرار در حال صحت ومرض مساوی است«در هر دو حالت پذیرفته می شود».

مسواک زدن مستحب است در هر حال مگر بعد اظهر برای روزدار و آن در سه موقع بسیار پسنديده است: (1) هنگام تغییر دهان بواسطه حرف زدن یا نخوردن وغیره. (2) هنگام برخواستن از خواب. (3) هنگام بلند شدن برای نمازخواندن.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:191.txt">عربي</a><a class="text" href="w:text:192.txt">ترجمه</a></body></html>فصل : و کُلُّ مَايُمْکِنُ الإنْتِفَاعُ بِهِ مَعَ بَقَاءِ عَينِهِ جَازَتْ إِعَارَتُهُ إذَا کَانَتْ مَنَافِعُهُ آثَاراً و تَجُوزُ الْعَارِيَةُ مُطْلَقَةً و مُقَيَّدَةً بِمُدَّةٍ وهِیَ مَضْمُونَةٌ عَلَی الْمُسْتَعِيرِ بِقِيْمَتِهَا يَوْمَ تَلَفِهَا.
در احکام عاریه: عاریه به تشدید یاء«در اصطلاح شرع مباح بودن استفاده از چیزی بطور رایگان از اهل تبرع است» هرچه ممکن باشد از آن استفاده شود یا عین آن باقی بماند عاریه گرفتن آن چیز رواست، عاریه بدون معلوم کردن مدت وبا معلوم کردن مدت جائز است، در صورت تلف شدن، مستعیر باید غرامت آنرا به پردازد وغرامت آن قیمت روز تلف است.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:194.txt">عربي</a><a class="text" href="w:text:195.txt">ترجمه</a></body></html>فصل : ومَنْ غَصَبَ مَلاً لِأَحَدٍ لَزِمَهُ رَدُّهُ و أَرْشُ نَقْصِهِ و أُجْرَةُ مِثْلِهِ فَإنْ تَلِفَ ضَمِنَهُ بِمِثْلِهِ إِنْ کَانَ لَهُ مِثْلٌ أَوْ بِقِيْمَتِهِ إِنْ لَمْ يَکُنْ لَهُ مِثْلٌ أَکْثَرَمَا کَانَتْ مِنْ يَوْمِ الْغَصْبِ إِلَی يَوْمِ التَّلَفِ.
در احکام غصب: در لغت گرفتن چیزی است به ظلم و آشکارا وشرعاً استیلا و غالب شدن است بر ملک غیر. کسی که مال کسی را غصب کند باید با غرامت نقصی که بر آن وارد شده است واجرت مثل آن به مالکش برگرداند«اجرت مثل یعنی مانند آن اگر بطور آزاد در نزد کسی باشد در مقابل اجرت چه مقدار اجرت آن است باید به همان مقدار غاصب را غرامت کنند» ودر صورت تلف شدن مانند آن یا قیمت آن از وی گرفته می شود«در صورت گرفتن قیمت باید اکثر قیمت از روز غصب شدن تا روز غرامت چه قیمتی بالاتر بوده است همان قیمت را از وی بگیرند».
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:197.txt">عربي</a><a class="text" href="w:text:198.txt">ترجمه</a></body></html>فصل : و الشُّفْعَةُ وَاجِبَةٌ بِالْخُلْطَةِ دُونَ الْجِوَارِ فِيمَا يَنْقَسِمُ وفی کُلِّ مَا لاَيُنْقَلُ مِنَ الأَرْضِ کَالْعَقَارِ و غَيْرِهِ بِالثَّمَنِ الَّذِی وَقَعَ عَلَيهِ الْبَيْعُ وهِیَ عَلَی الْفَوْرِ فَإنْ أَخَّرَهَا مَعَ الْقُدْرَةِ عَلَيهَا بَطَلَتْ وإذَا تَزَوَّجَ امْرَأَةً عَلَی شِقْصٍ أَخَذَهُ الشَّفِيعُ بِمَهْرِ الْمِثْلِ وإِنْ کَانَ الشُّفَعَاءُ جَمَاعَةً اسْتَحَقُّوهَا عَلَی قَدْرِ الأَمْلاَکِ.
در احکام شفعه: شفعه در لغت به معنی پیوستن است. ودر اصطلاح شرع حق تملک قهری است که برای مالک قدیم ثابت می شود بسبب شرکت به همان قیمتی که مالک آن شده است ومالک جدید ازآن حق محروم می شود شفعه بوسیله آمیزش شیوع برای شریک ثابت می شود نه بوسیله همسایگی پس شفعه برای همسایه خانه ثابت نمی شود خواه به هم چسبیده باشند یا نه، شُفعَه در چیزی ثابت می شود که قابل تقسیم باشد، در چیزی که قابل تقسیم نباشد روا نیست.«مانند حمام کوچک چه در آن شفعه نیست» ودر هرچیزی که ممکن نباشد نقل کردنش مانند باغ و زمین وغیره شفعه ثابت می شود.«ساختمان و درخت هم به تبعیت زمین شفعه را ثابت میکند» به قیمتی که برای آن تعیین شده است. طلب شفعه باید فوری باشد، تأخیر کردن آن با وجود قدرت شفعه را ساقط می کند. هرگاه مردی زنی را نکاح و مقداری از زمین مشترک را برای مهریه وی تعیین نماید شفیع وی می تواند آن زمین را به شفعه برای خود قبول کند وپول آن را مهریه زن قرار دهد وهرگاه شفیع ها بسیار باشند ویکی از آنان ملک خود را به فروشد شفعای دیگر هر یک نسبت به سهمیه ای که دارند آن را در بین خودشان باید تقسیم کنند«مثلاً اگر یکی از آنان مالک نصف باغ وزمینی باشد ودیگری مالک ثلث آن ودیگری مالک یک ششم آن باشد وصاحب نصف اگر حِصّه خود را به فروشد دو شفیع دیگر باید آن را دربین خود سه قسمت کنند آنکه ثلث داشته است دو سوم و آن که یک ششم داشته است یک سوم خواهد گرفت».
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:200.txt">عربي</a><a class="text" href="w:text:201.txt">ترجمه</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">در بيان فضائل وتاريخ وتولد وفوت امام شافعی</a><a class="text" href="w:text:5.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:6.txt">فهرست مطالب</a><a class="folder" href="w:html:7.xml">کتاب الطهارة</a><a class="folder" href="w:html:50.xml">کتاب نماز</a><a class="folder" href="w:html:102.xml">کتاب زکات</a><a class="folder" href="w:html:133.xml">کتاب روزه</a><a class="folder" href="w:html:140.xml">کتاب حج</a><a class="folder" href="w:html:150.xml">کتاب خريد وفروش ومعاملات</a><a class="folder" href="w:html:232.xml">کتاب فرائض و وصيت ها</a><a class="folder" href="w:html:245.xml">کتاب نکاح و آنچه مربوط به آن است</a><a class="folder" href="w:html:303.xml">کتاب جنايات</a><a class="folder" href="w:html:316.xml">کتاب حدود</a><a class="folder" href="w:html:344.xml">کتاب جهاد</a><a class="folder" href="w:html:357.xml">كتاب شکار</a><a class="folder" href="w:html:370.xml">کتاب مسابقه و تيراندازی</a><a class="folder" href="w:html:374.xml">کتاب ايمان و نذر</a><a class="folder" href="w:html:381.xml">کتاب اقضيه و شهادات</a><a class="folder" href="w:html:397.xml">کتاب العتق</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:21.txt">عربي</a><a class="text" href="w:text:22.txt">ترجمه</a></body></html>فصل : و لِلْقِرَاضِ أَرْبَعَةُ شَرَائِطَ أَنْ يَکُونَ عَلَی نَاضٍّ مِنَ الدَّرَاهِمِ و الدَّنَانِيرِ وأَنْ يَأذَنَ رَبُّ الْمَالِ لِلْعَامِلِ فی التَّصَرُّفِ مُطْلَقاً أَوْ فِيمَا لاَيَنْقَطِعُ وُجُودُهُ غَالِباً وأَنْ يَشْتَرِطَ لَهُ جُزْءاً مَعْلُوماً مِنَ الرِّبْحِ وأَنْ لاَيُقَدَّرَ بِمُدَّةٍ ولاَضَمَانَ عَلَی الْعَامِلِ إلاَّ بِعُدْوَانٍ وإذَا حَصَلَ رِبْحٌ و خُسْرَانٌ جُبِرَ الْخُسْرَانُ بِالرِّبْحِ.
در احکام قراض: قراض در لغت به معنی قطع است ودر اصطلاح شرع این است که مالک مالی را به کارگری واگذارد که در آن کار کند وسود آن در بین هر دو تقسیم شود.
قراض دارای چهار شرط است: (1) طلا ونقره خالص ونقد باشد (2) مالک اختیار تام به کارگر بدهد که به آرزوی خود در آن تصرف نماید یا اینکه در چیزی که غالباً و همیشه وجود د