کام اقرار</a><a class="folder" href="w:html:190.xml">در احکام عاریه</a><a class="folder" href="w:html:193.xml">در احکام غصب</a><a class="folder" href="w:html:196.xml">در احکام شفعه</a><a class="folder" href="w:html:199.xml">قراض</a><a class="folder" href="w:html:202.xml">در احکام مساقاة</a><a class="folder" href="w:html:205.xml">در احکام اجاره</a><a class="folder" href="w:html:208.xml">در احکام جعاله</a><a class="folder" href="w:html:211.xml">در احکام مخابره ومزارعه وکرایه دادن زمین</a><a class="folder" href="w:html:214.xml">در احکام زنده کردن زمین مرده</a><a class="folder" href="w:html:217.xml">در احکام وقف</a><a class="folder" href="w:html:220.xml">در احکام هبه</a><a class="folder" href="w:html:223.xml">در احکام لُقطَه</a><a class="folder" href="w:html:226.xml">لقيط</a><a class="folder" href="w:html:229.xml">در احکام ودیعه</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:152.txt">عربي</a><a class="text" href="w:text:153.txt">ترجمه</a></body></html>کتاب البيوع وغيرها من المعاملات
الْبُيُوعُ ثَلاَثَةُ أَشْيَاءٍ بَيْعُ عَيْنٍ مُشَاهَدَةٍ فَجَائِزٌ و بَيْعُ شَیْءٍ مَوْصُوفٍ فی الذِّمَّةِ فَجَائِزٌ إِذَا وُجِدَتْ الصِّفَةُ عَلَی مَاوُصِفَ بِهِ و بَيْعُ عَيْنٍ غائِبَةٍ لَمْ تُشَاهَدْ فَلاَيَجُوزُ و يَصِحُّ بَيْعُ کُلِّ طَاهِرٍ مُنتَفَعٍ بِهِ مَمْلُوکٍ و لاَيَصِحُّ بَيْعُ عَيْنٍ نَجِسَةٍ و لاَ مَا لاَمَنْفَعَةَ فِيهِ.

بیع سه نوع است: (1) بیع حاضر که جائز است (2) بیع چیز موصوف فی الذمه که آنرا سَلَم گویند هرگاه واجد شرائط باشد آن هم جائز است«فروخته شده پاک ومورد استفاده باشد وقدرت تسلیم آنرا داشته باشد» (3) خرید یا فروش چیزی که رؤیت نشده باشد جائز نیست وهر چیزی که پاک وقابل استفاده بوده وفروشنده مالک آن باشد فروختن آن رواست، ولی فروش چیزی که نجس باشد وقابل استفاده نباشد روانیست.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:155.txt">عربي</a><a class="text" href="w:text:156.txt">ترجمه</a></body></html>فصل : و الرِّبَا فی الذَّهَبِ و الْفِضَّةِ و الْمَطْعُوعُومَاتِ و لاَيَجُوزُ بَيْعُ الذَّهَبَ بالذَّهَبِ و الْفِضَّةِ کَذَلِکَ إِلاَّ مَتَمَاثِلاً نَقْداً و لاَبَيْعُ مَاآبتَاعَهُ حَتَّی يَقْبِضَهُ و لاَبَيْعُ اللَّحْمِ بِالْحَيَوَانِ و يَجُوزُ بَيْعُ الذَّهَبِ بِالْفِضَّةِ مُتَفَاضِلاً نَقْداً وکَذَلِکَ الْمَطْعُومَاتُ لاَيَجُوزُ بَيْعُ الْجِنْسِ مِنْهَا بِمِثْلِهِ إِلاَّ مُتَمَاثِلاً نَقْداً و يَجُوزُ بَيْعُ الْجِنْسِ مِنْهَا بِغَيْرِهِ مُتَفَاضِلاً نَقْداً و لاَيَجُوزُ بَيْعُ الْغَرَرِ.
در طلا ونقره وطعامها ربا جائز نیست، وفروش طلا به طلا و نقره به نقره روانیست مگر اینکه نقد فی المجلس ومقدار آنها مساوی باشد. روانیست فروش چیزی مگر به دریافت کردن آن وهمچنین فروختن گوشت حیوان اگر چه از جنس آن باشد روانیست. اما فروش طلا به نقره وبرعکس آن با هر مقدار زیاد به شرط اینکه نقد باشد جائز است. وهمچنان در مطعومات فروش چیزی به جنس خودش روانیست مگر اینکه نقد ومساوی باشد. اما فروش طعامی به غیر جنس خود با هر مقدار زیاد به شرط اینکه نقد وفی المجلس باشد رواست. بَیعِ خِدعه، که آنرا بیع الغَرَ نامند«مانند فروش یک برده از چند برده بدون تعیین ویا فروش پرنده درهوا جائز نیست.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:158.txt">عربي</a><a class="text" href="w:text:159.txt">ترجمه</a></body></html>فصل : و الْمُتَبَايِعَانِ بِالْخِيَارِ مَا لَمْ يَتَفَرَّقَا و لَهُمَا أَنْ يَشْتَرِطَا الْخِيَارَ إِلَی ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ و إِذَا وُجِدَ بِالْمَبِيعِ عَيْبٌ فَلِلْمُشْتَرِی رَدُّهُ و لاَيَجُوزُ بَيْعُ الثَّمَرَةِ مُطْلَقاً إِلاَّ بَعْدَ بُدُوِّ صَلاَحِهَا و لاَبَيْعُ مَا فِيهِ الرِّبَا بِجِنْسِهِ رَطْباً إِلاَّ اللَّبَنَ.  
خریدار و فروشنده تا هنگامی که در مجلس عقد هستند اختیار پشیمانی را دارند ونیز می توانند تا سه روز تعهد اختیار را بیکدیگر بدهند که هرگاه عیبی در مبیع باشد خریدار آنرا بفروشنده برگرداند. سه روز مدت اختیار از حین جدا شدن از مجلس عقد محسوب می شود فروش ثمر روانیست مگر اینکه آثار رسیدن آن ظاهر شود«مثلاً در انار مزه ترشی، در انجیر نرم شدن، در عناب وآلوچه قرمزی آن ظاهر شده باشد» فروش چیزی ربوی به جنس خود روانیست در حال تری مگر شیر که جائز است مثلاً یک پیمانه شیر گاو و به یک پیمانه شیرگوسفند جایز است. شیر شامل مشتقات آن هم می شود از قبیل ماست، دوغ، پنیر ومعیار شیر پیمانه است حتی رواست فروش ماست به شیر بوسیله پیمانه گرچه در وزن تفاوت داشته باشند.
بکار بردن ظرفهای طلا ونقره حرام است و بکار بردن ظرفهای گرانبهای دیگر از قبیل یاقوت، دُرّ، مرجان، ومروارید رواست.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:161.txt">عربي</a><a class="text" href="w:text:162.txt">ترجمه</a></body></html>فصل : و يَصِحُّ السَّلَمُ حَلاً و مُؤَجَّلاً فِيمَا تَکَامَلَ فِيهِ خَمْسُ شَرَائِطَ أَنْ يَکُونَ مَضْبُوطاً بِالصِّفَةِ وأَنْ يَکُونَ جِنْساً لَمْ يَخْتَلِطْ بِهِ غَيْرُهُ ولَمْ تَدْخُلهُ النَّارُ لِإحَالَتِهِ وأَنْ لاَيَکُونَ مُعَيَّناً ولاَمِنْ مُعَيَّنِ ثُمَّ لِصِحَّةِ الْمُسْلِمْ فِيهِ ثَمَانِيَةُ شَرَائِطَ وهُوَ أَنْ يَصِفَهُ بَعْدَ ذِکْرِ جِنْسِهِ و نَوْعِهِ بِالصِّفَاتِ الَّتِی يَخْتَلِفُ بِهَا الثَّمَنُ وأَنْ يَذْکُرَ قَدْرَهُ بِمَا يَنْفِی الْجَهَالَةَ عَنْهُ وإِنْ کَان جِنْسِهِ و نَوْعِهِ بِالصِّفَاتِ الَّتِی يَخْتَلِفُ بِهَا الثَّمَنُ وأَنْ يَذْکُرَ قَدْرَهُ بِمَا يَنْفِی الْجَهَالَةَ عَنْهُ و إِنْ کَان مُؤَجَّلاً ذَکَرَ وَقْتَ مَحَلِّهِ وأَنْ يَکُونَ مَوْجُوداً عِنْدَ الإِسْتِحْقَاقِ فی الْغَالِبِ وأَنْ يَذْکُرَ مَوْضِعَ قَبْضِهِ وأَنْ يَکُونَ الثَّمَنُ مَعْلُوماً وأَنْ يَتَقَابَضَا قَبْلَ التَّفَرُّقِ وأَنْ يَکُونَ عَقْدُ السَّلَمِ نَاجِزاً لاَيَدْخُلُهُ خِيَارُ الشَّرْطِ.  
شَلَم یا سلف در لغت به معنی پیش فروش است و در اصطلاح شرع فروختن چیزی موصوف فی الذَّمه است وسلم روا نیست مگر به ایجاب وقبول وآن هم بطور فوری وهم بطور مؤجَّل رواست، و روا بودن آن مربوط به پنج شرط است: (1) مُسلَمٌ فِیه دارای صفات مضبوط واستوار باشد (2) جنس مخلوط نباشد (3) به جهت تبدیل آن آنرا روی آتش نه گذاشته باشند«مثل اینکه آنرا روی آتش گذاشته باشند برای پختن یا بریان شدن واگر آنرا برای جدا شدن گذاشته باشند مانند گذاشتن عسل و روغن تا از یکدیگر جدا شوند رواست» (4) مُسلَمٌ فِیه معلوم نباشد اگر معلوم باشد مثلاً این پیراهن را به تو سَلَم دادم در مقابل این بنده روانیست و به عنوان فروش منعقد هم نمی شود (5) مُسلَم فِیه از چیز معین نباشد«بگوید این درهم را سَلَم تو کردم در مقابل یک من از این نمونه».
 برای روا بودن مُسلُمٌ فِیه باید هشت شرط وجود داشته باشد: (1) بعد از نام بردن جنس و نوع آن باید طوری آن را تعریف کند که از آن تفاوت قیمت ها معلوم شود «مثلاً در سَلَم بَرده نوع ان را ذکر کند: