ةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللهَ غَفُورٌ شَكُورٌ] {الشُّورى:23}  ـ لأهل مودتهم ـ (شَكُورٌ) ـ لهم علی ذالک ـقبل از اینکه به معنی این آیه و آنچه که وی ادعایش را می‌کند بپردازم. دوست داشتم نیم‌نگاهی هم به محاولة او در جهت پیچاندن و تحریف این متن با آنچه که خواسته و مطلوب وی است، بیندازم. وی (حسنه) را به مودّت اهل بیت تفسیر نموده است، در حالیکه این کلمه عام است برای هر نوع حسنه‌ای، و خود کلمة (حسنه) هم نکره است در سیاق شرط، پس تخصیص آن بدون دلیل واضح غیرممکن است، و در اینجا الحمدالله دلیلی برای تخصیص آن وجود ندارد.
اما استدلال وی به این آیه برای اثبات وجوب مودّت نسبت به اهل بیت، هم از نظر روایت و هم از نظر درایت ممتنع می‌باشد.
از نظر گاه روایات: اثبات تفسیر خود این آیه حکم به عدم وجوب مودّت اهل بیت را دارد، چنانکه هم بخاری (6/162) و هم ترمذی (4/179) از دانشمند بزرگ و مترجم و مفسّر به نام جهان اسلام، ابن عم رسول‌الله(ص) عبدالله بن العباس(رض) روایت نموده‌اند، که شخصی دربارة این آیه سؤال نمود:{ إِلَّا المَوَدَّةَ فِي القُرْبَى } سعید بن جبیر گفت: منظور آل محمد است. عبدالله بن عباس جواب داد: «عجله کردی، چون هیچ فردی در قریش نیست مگر اینکه با پیامبر نسبتی دارد، و چه بسا میان ما و شما نیز قرابتی وجود داشته باشد». و بر همین اساس مجاهد و عکرمه و قتاده و السدّی و ابومالک و عبدالرحمن بن یزیدبن اسلم و غیره تفسیر نموده‌اند ـ نگاه کنید به (ابن کثیر) (4/112) ـ . و اما قول دیگری هم در مورد تفسیر این آیه از ابن عباس در دست است، که آن را هم امام احمد (1/268) و هم طبرانی (الکبیر ـ 11144) روایت نموده‌اند، که پیامبر(ص) فرموده است: «چیزی را از شما نمی‌خواهم در مقابل آنچه که برای شما ـ من البینات و الهدی ـ آورده‌ام، مگر اینکه خداوند را دوست بدارید و به وسیلة اطاعت و فرمانبرداری به وی نزدیک شوید». در اسناد این حدیث قزعه بن سوید الباهلی وجود دارد که ضعیف است.
بنابراین حقیقت در تفسیر این آیه همان قول اوست، و به راستی خداوند متعال با این کلام: [قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا المَوَدَّةَ فِي القُرْبَى] اراده نموده است که: ای محمد به مشرکان و کفّار قریش بگویید، در مقابل ابلاغ رسالت و نصایح و راهنمایی‌ها مالی را از شما طلب نمی‌دارم، فقط از شما می‌خواهم که شرّتان را از من دور دارید، و مرا به حال خویش بگذارید تا رسالت‌های پروردگارم را ابلاغ دارم، و اگر مرا کمک نمی‌کنید، آزار هم نرسانید، به سبب قرابت و خویشاوندی که در میان من و شما وجود دارد. قالة ابن کثیر.
اما آنچه که موسوی در تفسیر این آیه ذکر داشته، همان تأویل و برداشتی بود که سعیدبن جبیر از این آیه داشت، اما ابن عباس(رض) آن را رد نمود و گفت: عجله نمودی، یعنی در تفسیر این آیه، و ابن عباس پس از حضرت علی(رض) عالم و داناترین فرد اهل بیت بود.
و اینجا نیز نشانی از ابن عباس هست که موسوی در تفسیر این آیه بدان احتجاج ورزیده، و ابن حاتم آن را اخراج نموده است ـ (تفسیر ابن کثیر) (4/112) ـ از طریق علی بن حسین که گویا مردی از حسین أشقر از قیس از أعمش از سعید بن جبیر و از ابن عباس(رض) برای وی بازگفته است، که هنگام نزول این آیه: [قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا المَوَدَّةَ فِي القُرْبَى]  گفتند: یا رسول‌الله آنهایی که خداوند مودّت را دربارة آنها مطرح نموده چه کسانی هستند؟ پیامبر(ص) فرمود: «فاطمه و اولاد وی(رض)» اما اسناد این حدیث ـ همانطوری که ابن کثیر می‌گوید ـ ضعیف است. چون در اسناد آن مرد ناشناخته‌ای وجود دارد، و باز حسین الأشقر نیز هست که ضعیف و متهم به رافضی است. همانطور هم در (المیزان) و غیره آمده و برخی از آنها نیز این حدیث را تکذیب نموده‌اند.
تا اینجا در باب اسناد حدیث بود، اما در مورد خود متن حدیث:
در متن حدیث نادانی و جهالتی نیز وجود دارد، چون آیة مزبور کلی است و آن هنگام فاطمه اولادی نداشته بود و حتی در سال دوم هجرت پس از جنگ بدر فاطمه با علی(رض) ازدواج نمود، و حسن متولد سال سوم هجری، و حسین متولد سال چهارم هجری است، پس چطور پیامبر این آیه را در رابطه با کسی یا کسانی تفسیر می‌کند که نه آنها را می‌شناسد و نه وجود خارجی دارند؟! 
از نظر درایت: شیخ‌الاسلام ابن تیمیه در (منهاج‌السنه) ـ (المنتقی) (ص 451-452) ـ می‌فرماید: قرآن می‌فرماید [إِلَّا المَوَدَّةَ فِي القُرْبَى] نفرموده است: {الاّ المودة للقربی و لا المودة لذی القربی}، اگر خداوند آنچه را که مورد نظر موسوی است، اراده می‌کرد، پس آیه مذکور را با عبارت مذکور بیان می‌داشت، همانطوری که در جاهای متعددی چنین عبارتی را ذکر نموده است. مثل:
 [وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ للهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي القُرْبَى] {الأنفال:41}  یا [فَللهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي القُرْبَى] {الحشر:7} [فَآَتِ ذَا القُرْبَى حَقَّهُ] {الرُّوم:38} [وَآَتَى المَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي القُرْبَى] {البقرة:177} } تمام آنچه که خداوند در رابطه با نزدیکان پیامبر(ص) و یا نزدیکان هر فرد دیگری توصیه فرموده است، با این عبارات بیان کرده است.
پس هنگامی که خداوند عبارت [إِلَّا المَوَدَّةَ] را آورده است و آن را به صورت مصدر نه که اسم بیان داشته، دلالت بر این دارد که منظور خداوند ذوی القربی نبوده است، و اگر ذوی‌القربی را اراده می‌کرد، عبارت {المودة لذوی القربی} را می‌آورد، و حرف (فی) را محذوف می‌داشت، چون عبارت {اسألک المودة فی فلان أو فی قربی فلان} در اینجا غیرفصیح و نادرست است و باید {اسألک لفلان} گفته شود.
و البته پیامبر اکرم(ص) در ازاء تبلیغ رسالت خویش پاداشی را از کسی درخواست نمی‌دارد بلکه اجر و پاداش وی نزد پروردگار خویش است. همانطور که قرآن می‌فرماید: [قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ] {الفرقان:55}   و یا [أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ] {الطُّور:40} [فَمَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللهِ] {يونس:72}  اما در این آیه استثنای منقطع وجود دارد[قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شَاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا] {الفرقان:55}
شکی نیست که محبت اهل بیت بر هر فرد مسلمانی واجب است، اما این آیه وجوب آن را اثبات نمی‌دارد، و مودّت نسبت به پیامبر(ص) و اهل بیت وی، پاداش ابلاغ رسالت پیامبر(ص) نمی‌باشد، و همانطور که قبلاً ذکر نمودیم مودّت به اهل بیت پیامبر(ص) تنها نوعی عبادت است، ـ کلام شیخ‌الاسلام ادامه دارد تا بدانجا می‌رسد که می‌فرماید: ـ اگر محبت مسلمانان به اهل بیت اجر و پاداش پیامبر(ص) می‌بود، در آن صورت ثواب و اجری به ما نیز تعلق نمی‌گرفت، چون ما اجری را که مستحق رسالت پیامبر بود به وی اعطا نموده بودیم، آیا هیچ فرد مسلمانی چنین چیزی را می‌گوید؟»
بنابراین، بدین‌گونه ما تمام احتجاجات و 