اوند بر این باوریم که آنچه بر رد این کتاب نگاشته‌ایم برای نقص تمام شبهات رافضیان در تمام کتاب‌هایشان کافی و بسنده باشد، حداقل اگر پاسخی مستقیم نباشد اما به تحدید و توجیه آن کمک می‌نماید. 
لذا از خداوند می‌خواهیم مرا بر آن تثبیت نموده پاداش آن را توشه قیامت نماید، زیرا دفاع از سنت پیامبر(ص) و صحابه‌‌ی او از بزرگترین عوامل نزدیکی به خداوند است به ویژه در عصرکنونی اگر خداوند آگاهانی جهت راهنمایی تفهیم سنت برای ما گسیل ندارند ـ چه بسا به علت شدت مخالفت دشمنان با آن، از بین رود. خدایا چنانچه این عمل را برای تو و جهت رضایت تو انجام داده‌ام بزرگترین پاداش را بر من ارزانی بدار و آن را توشه‌ای برای روز ملاقات با تو قرار ده، و آن را وسیله ورود به حوض پیامبرت(ص)) که از سنت او و هدایت صحابه‌ای او بهره بوده‌ام ـ قرار دهید. همانا تو شنونده دعائی! و با توجه به آنکه رد کتاب به علت ضرورت توضیح بیشتر به درازا کشید دوست دارم تا اینکه محتوای آن را به خلاصه و آماری از دروغ‌ها و افتراها و تغییرات نابهنجار علاوه بر نوعیت احتجاجات او با آیات و احادیث و آثار ـ جمع‌آوری نمایم زیرا اگر ما در تهیه کتاب حاضر عجله نموده‌ایم این خلاصه برای نتیجه‌گیری کلی و زودرس از محتوای مراجعات و اسقاط ارزشی علمی آن کافی باشد و این خلاصه انشاءالله در پایان کتاب عرضه می‌گردد. 
و آخر دعوانا أن الحمدلله رب العالمین
و صلی الله علی محمد سید الأولین و الآخرین
در نیمه‌ی شوال 1414 ه‍ به پایان رسید
ابومریم بن محمد اعظمی.مراجعة (6): ش:
1-	اشارة اجمالی به دلایلی که پایبندی به مذهب اهل بیت را واجب می‌گردانند.
2-	استدلال به اقوال علی زین‌العابدین، به نقل از (نهج‌البلاغه) و (صواعق المحرقه).

ایراد بر مراجعة (6):
اولاً: نیاز به تصحیح و درستی این اقوال داریم، در نسبت دادن آنها به قائلشان. 
دوماً: اثبات دلیل و حجیّت بودن آنها، با چند کلمه در رابطه با (نهج‌البلاغه).
1- تمام دلایلی که در کتاب المراجعات (ص 44-48) ذکر نموده، از کتاب نهج‌البلاغه نقل کرده است. که اولاً نیاز هست صحت منسوب بودن آن کلام به حضرت امیر ع، ثابت شود. دلایل و اسناد کافی ارائه شود و صحت آن تبیین گردد. دوماً نیاز به ارائه دلایلی دیگر هست، که آیا گفتار حضرت علی ع و صحابة کرام در چنین مسألة مهمی خصوصاً، حجیّت را بر ما ثابت می‌کند یا نه؟
و در اینجا نیز لازم است نگاهی هر چند مختصر و گذرا بر کتاب (نهج‌البلاغه) داشته باشیم، که آیا منسوب نمودن این گفتار، که در نهج‌البلاغه آمده است به حضرت علی ع صحت دارد یا نه؟ در این رابطه دکتر صبری ابراهیم السیّد اقدام مناسب و تحلیل زیبایی داشته، و به راستی تحقیق او در این زمینه سزاوار تشکر و سپاسگزاری است. بعد از اینکه نسبت مطالب کتاب نهج‌البلاغه را به شریف رضی با دقت‌نظر و صبر و تأنی خاص ـ همانطور که در مقدمة کتابش استاد محقق عبدالسلام محمد هارون وی را توصیف نموده ـ اثبات می‌کند، می‌گوید. (ص 19-20): (در اعصار گذشته میان علما و سخنگویان متقدم و متأخر دربارة منسوب ساختن مطالب نهج‌البلاغه به امام علی ع جای شک و تردید بود. و مجادلات زیادی حول و حوش متونی که در آن کتاب جمع‌آوری شده درگرفت. بسیاری از علمای قرن ششم هجری بر این باور بودند، که بیشتر آنچه در نهج‌البلاغه مکتوب است ربطی به علی‌بن ابی‌طالب ندارد، بلکه عده‌ای از علما و فصحای شیعی مذهب آن را تدوین کرده‌اند و در آن میان سید رضی نقش برجسته‌تری داشت و شاید ابن خلکان در میان علما و سخنوران اولین کسی بود که آثار شک و تردید در وی پدید آمد، و تألیف نهج‌البلاغه را به شریف رضی نسبت داد. و پس از وی نیز صفدی و کسانی دیگر از نویسندگان تراجم (رجال‌شناسی) همان عقیدة ابن خلکان را داشتند. و اکنون این تردید پررنگ‌تر شده و این امکان را نیز هرچه بیشتر جلوه‌گر ساخته است. ابن خلکان می‌گوید: «گفته می‌شود که این کلام علی نیست، و مؤلف آن همان کسی است که آن را جمع‌آوری کرده و به امام علی نسبت داده است». (وفیات الاعیان) (3/416). و باز ذهبی می‌گوید: «و هر کس مطالعة نهج‌البلاغه را بنماید، مطمئن می‌گردد که به دروغ آن را به علی امیرالمؤمنین ع نسبت داده‌اند». (المیزان) (ص 3/134)
و اهمّ آنچه که قدما و محدثین را به تردید انداخته و سبب شک و گمان در منسوب نمودن این متونِ وارده در نهج‌البلاغه بوده، موارد زیر است».
سپس دکتر صبری ده دلیل را در این رابطه آورده، که ما آن را با کمی اختصار و تصرّف نقل می‌داریم.
1-	در کتاب تعریض و کنایات زیاد به اصحاب رسول ص وجود دارد. به همین سبب صحیح نیست که آن را به علی ع نسبت داد. و آن همان چیزی است که حافظ ابن حجر در (اللسان) (4/223) تقریر نموده، می‌گوید: (در آن کتاب سبّ «دشنام» صریح و بی‌ارزش نمودن مقام و منزلت سیّدین ابی‌بکر و عمر رض وجود دارد».
2-	در کتاب صنعت سجع و آراستن لفظی و آثار صنایع دیگر وجود دارد، که در زمان علی مرسوم نبوده و آنها را نیز نمی‌شناخت.
3-	در کتاب دقایق و توصیفات زیادی به دقّت لحاظ شده، در حالیکه در زمان امام علی ع آوردن این صفات برای موصوف امری نامرسوم و ناشناخته بود. مانند آنچه که دربارة خفّاش و طاووس و غیره ... در کتاب می‌بینید، چیزی که عرب اصلاً بدان‌ها آشنایی نداشتند الاّ بعد از تعریب نمودن کتاب‌های یونانی و فارسی مثل ادبیات و فلسفه.
4-	در کتاب برخی اصطلاحات لفظی مثل (الأین) و (الکیف) و اصطلاحات متکلمین و اصحاب مقولات مثل (المحسوسات) و (الصفات الذاتیه والجسمانیه) وجود دارد که در آن زمان اصلاً رایج نبودند و بعداً مردم عرب آنها را به کار گرفتند.
5-	در کتاب بوی ادّعا داشتن مؤلف به علم غیب به مشام می‌رسد.
6-	در کتاب بریدگی‌های طولانی و کوتاهی وجود دارد، که به دو شیوة مختلف روایت شده است، در مفهوم و معنی متفق و همانندند، ولی در بیان و لفظ مختلف و بی‌ربط.
7-	خالی بودن کتاب‌های ادبی و تاریخی که قبل از شریف رضی وجود داشته‌اند، از بیشتر آن چه در نهج‌البلاغه آمده است.
8-	اطالة کلام در عهد امام علی ع غیرمرسوم بود، چنانکه به مالک اشتر نخعی توصیه نموده و نیز این جمله از امام علی معروف است که فرمودند: اگر ایجاز در کلام میسر نبود میانه‌روی کنید. (التوسط إن لم یکن الأیجاز)
9-	آنچه که در کتاب آمده از خطبه‌های فراوان و نامه‌های متعدد، به وضوح نشان می‌دهد که آنها صرفاً نمایانگر اهداف و آرمان‌های مذهب تشیع هستند.
10-	ذکر ننمودن مصادر و منابعی که این خطبه‌های حضرت علی را از آنها اخذ نموده و یا بزرگانی که این مطالب را برای وی روایت کرده‌اند.
سپس دکتر صبری جواب ادعای بزرگان شیعه را، مبنی بر صحتّ نسبت آنچه که در نهج‌البلاغه است به علی ع، داده، و به تفصیل این شبهات را بیان می‌دارد. (ص 28-65) و آن کتاب را مردود می‌شمارد. و این شبهات را درست دانسته و آنها را دلایلی حقیقی و واقعی می‌داند برای رد بیشتر آنچه در آن کتاب آمده و به علی منسوب ساخته‌اند. (ص 65-79). و 